وکالیست سوپرانو

نخستین وبلاگ آموزش تئوری موسیقی؛ سلفژ و هارمونی

سرآغاز درسهای باب تازه وبلاگ وکالیست سوپرانو - هوموفونی و پلی فونی - دیباچه
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩۳
 

اگر  در درسهای بخش پایانی وکالیست را با من ، همراه بوده باشید ، گفتیم که آرام آرام باب درسهای پلی فونی و هوموفونی را پس از پایان هارمونی خواهیم گشود .

 همراهان می دانند که در این فاصله درباره" مدهای کلیسایی" نیز سخن گفتیم و این موضوع را به پایان رساندیم. برای دانستن بیشتر ، می توانید به کتابهای مرجع ، نیز بنگرید. 

حال از مرحله "تصنیف" صرف موسیقی عبور می کنیم و وارد مرحله تازه تری می شویم که دیگر نامش دقیقا " هارمونی " نیست. گرچه تا پایان از هر آنچه در هارمونی فراگرفتیم نیز استفاده خواهیم کرد.

موسیقی ما باید دارای "هدف" باشد. به بیانی در هنگام" آفرینش اثر " باید بدانیم مقصودمان از فراگیری چیست.

اگر هدف صرفا تجارت و سرگرمی و موسیقی بازاری  است ، هر آنچه تا کنون از این وبلاگ و گروه وکالیست سوپرانو آموخته اید ، برایتان کافی است . صرفا کافی است توانایی نواختن ساز و  دانستن خط موسیقی را داشته باشید.

اما اگر هدف  آفرینش موسیقی جدی تر است ، باید قواعد دیگری را  بیاموزید که کمی ژرف تر و دقیق تر است. 

کنون که هارمونی را آموخته ایم ، باید به "هارمونیزه کردن ملودیها "بیندیشیم .

به یاد دارید که ما خطوط ملودی را  به شکل بافت موسیقایی می نگریستیم و دیوار موسیقی را با آجرهای افقی نتها می ساختیم یا به بیان دقیق تر " لایه های افقی "  را ساخته و می پرداختیم . این کار نامش " هارمونیک " یا " هوموفونیک " ساختن اثر است.

اما در مقابل ، شیوه ای وجود دارد که آنرا اساتید ، " پولیفونیک " می نامند .

اما "تفاوت بافت هوموفونیک و پلی فونیک" چیست ؟

این همان پرسش کلیدی است که در این باب از آموزشهای وبلاگ وکالیست سوپرانو بررسی خواهیم کرد.

"Homophoniqe " یا" هوموفونی"  گونه ای از روشهای چندبخشی است که بخشهایش دارای ارزش زمانی برابر و یکسان  بوده و همزمان با هم اجرا می شود . 

اما پلی فونی"Polyphonique" آن دسته از بافتهای موسیقی است که  بافت متفاوت   و نیز ریتمیک متفاوت دارد  ، و  در این بافت ، هر بخش تکمیل کننده بخش دگر است .

این اساس  دانش " کنتر پوان " است.

 سبک ایمیتاتیف "Imitatif " ، یکی از پولیفونیک های اصلی و اصیل است . ایمیتاتیف  را اساتید کنترپوان ، اجرای موتیفی دانسته اند که وقتی آنرا در بخشی از موسیقی اجرا کردند ، دگربار همان را در بخشی دگر با همان زیر و بمی اولیه اش یا به شکل دگرگون شده و در سطوحی دگر ، تکرار کنند.

نمونه اینکه یک میزان از اثر را در نظر بگیریم که بخش یکم " سوپرانو " ، اجرا کرده است ، پس از اندکی درنگ ، بخش باس ، همین موتیف را در یک اکتاو پایین تر ، اجرا می کند.انگار که پژواک بم تر صدای بخش نخست باشد. سپس بخش چهارم ، اینجا بخش تنور ، دگربار همان موتیف را  بخواند .

اما  به مقوله بافت پولوفونیک و هوموفونیک باز گردیم ، گفتیم ، بافت " هوموفونیک " به گونه ای نگاشته و ساخته شده که در آن همه بخشها با نتهای هم ارزش و هم وزن و به بیان ساده تر کمابیش در یک بافت مشابه ، ساختمان موسیقایی اثر را شکل داده اند.

اما در بافت پلی فونیک آنقدر موسیقی و خط ملودی  چندبخشی است که هر بخش به شکلی مستقل دارای وزن و ریتم  جداگانه است. تمامی زیبایی بافت پلی فونیک نیز در همین است که اگر هر بخش جداگانه هم شنیده شود ، شبیه یک خط ملودی مستقل و دارای منطق موسیقایی به گوش می رسد. در همین باب ، در نگاشت آینده ، ژرف تر ، سخن خواهیم گفت  و نمونه هایی از هر کدام را با دقت بررسی خواهیم کرد تا دانش کنترپوان را نیز فراگیریم.

 

آموزگار و نویسنده وبلاگ وکالیست سوپرانو از آغاز تا اکنون  : ابنجانب -  رابعه ( عسل ) رضوی

Teacher & Writer : Rabeah (Asal) Razavi

(C) 

2003 -2014

All Rights Reserved

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

31 تیرماه 1393 - ا امرداد 1393

July 2014


 
 
پایان درسهای باب هارمونی
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ٦ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

اگر از نگاشته پیشین به یاد داشته باشید ، گفتیم که " مدلاسیون آنهارمونیک " ، می تواند از جمله ای آغاز شود که برای نمونه در تنالیته " سی بمل ماژور " بوده و آنگاه با مدلاسیون بالا رونده به آکورد " فا دیز - دو دیز - می دیز - سل دیز " برسد .

سپس این اکورد را ادامه داده و با پیوستن آکورد درجه یکم (I) به آکورد درجه پنجم (V) به آکورد " دو دیز - دو دیز - می دیز - سل دیز " می رسد و برای پرهیز از فزون از حد شدن دیز ها ، با اندیشیدن به آنهارمونیک آن  از آکورد جانشین آنهارمونیکش که " ر بمل - ر بمل - فا - لا بمل " باشد ، استفاده می کنیم و آنگاه همین آکورد را به  " فا - دو - فا - لا بمل " ، می پیوندیم .

در مجموع در پیوند های آنهارمونیک ، می توانیم از دیدگاهی استفاده کنیم که برای نمونه فاصله ها را به گونه ای دگر نیز نام نهد . به بیان روشن تر اگر یک فاصله " دوم افزوده " است، بتواند " سوم کوچک " نیز نام گیرد و پنداشته شود . همچنان که می توان به جای هر  نت بمل دار ، آنهارمونیک دیز دار آن را نهاد .{ برای نمونه : می بمل می تواند جانشین فا دیز شود و ... .}

همه نتهایی که آکورد سون را می سازند ، خود دارای آنهارمونیک هستند ، بنابراین هنگام مدلاسیون آنهارمونیک ، به چهار شیوه گوناگون می توان از یک آکورد 7 ، استفاده کرد . هر کدام از این نتها می تواند ،  در شکل آکورد درجه VII   در اکورد درجه I  آن تنالیته ، حل  هارمونیک شود و اکورد درجه VII  آلتره در تنالیته ماژور  اگر باشد در آکورد درجه یکم همان تنالیته حل گردد و بنابراین 4 شکل از آکورد سون با دو روش آنهارمونیک برای هر نت ، در مجموع 8 شیوه حل را برای آکورد سون ، به وجود می آوردند .

نکته بسیار مهمی که باید بدانیم ، این است که چنانکه استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خود در ص 163 به درستی اشاره می کنند ، تنها 12 کروماتیک وجود دارد- که پیش از این بدان پرداخته ایم- و در این گروه 12 تایی ، ما تنها 3 آکورد سون داریم و بنایراین 8 شیوه برای 3 آکورد سون وجود دارد  و در نهایت ما 24 شکل برای اکوردهای سون در مدلاسیون آنهارمونیک بیش نخواهیم داشت .

بنابراین اگر آکورد سون کاسته داشتیم ، باید یکی از تنالیته های هشتگانه را برگزینیم  و آنگاه کار دگرگونی آنهارمونیک و مدلاسیون اکورد را انجام دهیم . این آکورد سون  وابسته به درجه هفتم تنالیته مینور هم هست .

در تبدیل آنهارمونیک ، ما بیشتر با فاصله های افزوده و کاسته ، سروکار خواهیم داشت .

فاصله کاسته به داخل فاصله حل می شود اما فاصله افزوده در دانش هارمونی به خارج فاصله حل می گردد . نتهای فاصله اگر برای نمونه پنجم باشند به فاصله سوم کوچک و بزرگ حل می شوند . بنابراین به داخل فاصله حل شده اند اما  اگر چهارم افزوده باشند به خارج فاصله - برای نمونه به فاصله ششم بزرگ یا کوچک - حل می شوند .

دیگر اینکه تبدیل آنهارمونیک در آکوردهای هفت نمایان نیز کاریرد خواهد داشت و در نهایت اینکه می توان گاه " مدلاسیون آنهارمونیک " را به جای " مدلاسیون کروماتیک " به کار برد. 

 

در این نگاشته مجموعه درسهای هارمونی وبلاگ پایان می یابد.

ادامه درسها را  می توانید در کتابهای معتبر هارمونی که خریداری کرده اید ، بخوانید.

 عریضه پایانی : به عنوان  آموزگار  همه  درسهای وبلاگ وکالیست سوپرانو ، توصیه می کنم تنها آثار نوشتاری اساتید قدیمی این دانش- که در دهه 50 و پیش از آن نوشته شده - را خریداری کنید . از دانلود کتابهای مجازی بپرهیزید و به ویژه از دانلود آثار موسیقایی  خودداری کنید

.به عنوان یک آهنگساز و نوازنده و وکالیست ، به راستی از این فرایند ناخشنودم که آثارم به شکل غیر قانونی دانلود می شود . به شنیدن آثار روی آورید و در صورت امکان آثار موسیقایی هنرمندان را از خود آن هنرمندان خریداری کنید و به واسطه ها روی خوش نشان ندهید.

 بدرود همراهان خوب وبلاگ 

آموزگار تمامی درسها از اسفند 1381 تا اردیبهشت 1393 : اینجانب

 رابعه ( عسل ) رضوی

(C) 

2003 -2014

Teacher + Blogger : Rabeah(Asal) Razavi

http://vocalistmezzosoprano.persianblog..ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistsoprano

 


 
 
مدلاسیون آنهارمونیک در آکوردهای سه صدایی در دانش هارمونی
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۳٠ فروردین ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست 

 اگر به یاد داشته باشید در نگاشت پیشین  درباره مدلاسیون " آنهارمونیک "   مقدمه ای دانستیم و اکنون می توانیم فزونتر بدان بپردازیم .

مدلاسیون آنهارمونیک برای آکوردهای 3 صدایی افزوده بسیار کار آمد است و می توانیم خط ملودی را در بخش سوپرانو  با توجه به دیگر نتهای آکوردهایی که به یکدیگر پیوند هارمونیک می یابند  بنگاریم یا اینکه اگر خط ملودی را در بخش سوپرانو داشته باشیم آکوردهای موردنیاز را با توجه به خط ملودی و با رعایت تمامی قواعد هارمونی بنویسیم .  درمدلاسیون آنهارمونیک  هم وضعیت چنین است . نمونه هایی از آکوردهای سه صدایی 

افزوده که می تواند در آنهارمونیک از آن بهره گرفته شود  را بررسی می کنیم :

نمونه :

دو - می - سل دیز که آکورد درجه سوم تنالیته " لا مینور " است  را به آکورد درجه یکم این تنالیته یعنی لا - دو  - می  حل کنیم. 

یا آنکه آکورد  دو - می - لا بمل که آکورد معکوس  اول (6) درجه سوم تنالیته " فا مینور " است را به آکورد  درجه یکم تنالیته "فا مینور " حل کنیم  که این آکورد به شکل معکوس دوم آمده باشد . دو - فا - لابمل که  64  آکورد درجه یکم فا مینور است . اگر کمی موشکافانه تر هم نگاه کنیم می بینیم  نت می آکورد نخست به  فا  آکورد دوم حل شده است و نت " لا بمل " ثابت مانده است .

نمونه دیگر هم آکورد معکوس دوم  64 درجه سوم تنالیته " ربمل مینور " می تواند باشد که به آکورد درجه نخست ربمل مینور حل می شود .

اما آکورد می تواند مدلاسیون آنهارمونیک کامل بیابد . استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی ص 161 به این نکته اشاره می کنند که"  تبدیل آکورد از راه  مدلاسیون آنهارمونیک"  بیشتر هنگامی کاربرد دارد که ادامه مدلاسیون به سمت افزایش دیزها  پیش  رود . 

برداشت من- رابعه ( عسل ) رضوی-  از این نکته این است که اینگونه نت نویسی روی خطوط حامل و خواندن نتها و تشخیص دیزها برای نوازنده به راستی دشوار خواهد شد . چون مدام باید دوبل دیز ها را فزون ساخت . در مجموع منظور از مدلاسیون آنهارمونیک این است که در یک لحظه  تبدیل آنهارمونیک را انجام داهیم  و بدون دگرگونی فزونتر و دور شدن از قواعد هارمونی ناگه  در " دایره پنجم ها "  پایین رویم  و دگربار همان 12 پله پیموده شده تا پایین  را به سمت بالا باز گردیم .

نمونه را این بار با توجه به خطوط چهارگانه صدایی و جداگانه بدون توجه به آکورد  به شکل خط ملودی هر بخش بررسی کنیم :

 بخش باس (Bass) - در کلید( فا) خط چهارم  :  فا دیز - دو دیز - ( ر بمل ) - فا بکار - دو دیز - می بکار - سی بکار - ( دو بمل )  - می بمل - سی بمل 

 

بخش تنور (T)  در کلید سل : دو دیز - دو دیز -  ( ر بمل ) - دو بکار - دو -  سی بکار - سی بکار - دو  - سی بمل  - سی بمل 

 

بخش آلتو (A)  در کلید سل : فا دیز - می - فا دیز -  فا دیز - می -  می - فا دیز - می -  می - فا 

 

بخش سوپرانو (S) در کلید سل : لا - سل دیز - لا بمل - لا بمل - سل - سل - فا دیز - سل بمل - سل بمل - فا

در نگاشت آینده این نمونه را  بررسی خواهیم کرد.

نگارنده و آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه ( عسل ) زضوی

(C) 

2003 -2014 

Teacher : Rabeah ( Asal) Razavi

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistsoprano


 
 
مدلاسیون " آنهارمونیک " - آکوردهای سون کاسته و آنهارمونیکها - بخش اول
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست

اگر از نگاشت پیشین به یاد داشته باشید ، گفتیم که دو نت " آنهارمونیک " ، نتهایی هستند که همنام نیستند اما همنوایند .

اگر شنونده به دو نت آنهارمونیک گوش سپارد ، به جای شنیدن دو نوای مختلف ، تنها یک صدا را خواهد شنید. می دانیم که در ساختار آکورد ، نتهایی را به عنوان پایه و سوم و پنجم  می نگاریم که گاهی ممکن است این نتها را ، بدون  دگرگونی صداهایشان ، به سان نت "انهارمونیک " به کار بریم و با این روش ، به دگرگونی "تنالیته " ، برسیم . به این کار ، " مدلاسیون آنهارمونیک " می گوییم .

نمونه :   آکورد درجه هفتم  تنالیته سی بمل  و  آکورد درجه هفتم تنالیته سل مینور 

آکورد  "لا - دو - می بمل -سل بمل " VII7  آکورد سون  درجه هفتم تنالیته "سی بمل "   و آکورد "لا - دو - می بمل - فا دیز " که آکورد معکوس اول سون درجه هفتم (  VII 6 5)  تنالیته سل مینور است . این آکوردها هم صدایند اما نامهای گوناگون دارند . از دیگر آکوردهای همصدا با آنها می توان به  " لا - دو - ر دیز - فا دیز " که آکورد معکوس دوم سون درجه هفتم ( VII 43)  از تنالیته " می مینور " است یا آکورد " لا - سی دیز - ر دیز - فا دیز " که آکورد معکوس سوم درجه هفتم (  VII 2)  از تنالیته " دو دیز مینور " است ،نام برد.

آکوردهای 7 کاسته تنها آنهارمونیک ها ی مورد نیاز نیستند . می توان از آکوردهای کامل ماژور " شش - چهار " هم بهره گرفت و بخش باس را دیز دار کرد .

نمونه استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی ص 160 چنین است :

  "  لا - دو دیز - می - لا   "  به  جای آکورد ( لا - ر بمل - فا بمل - لا )  که آکورد جایگزین به آکورد  " لا - ر بمل - می بمل - دو بمل " ، " حل هارمونیک " شده است .  زیرا اگر بخواهیم از خطای آلتراسیون دوری جوییم و هر دو نت بخش باس و نت سوپرانو که همانا اینجا تکرار نت باس است را دیز دار نکنیم( به بالا آلتره نشوند ) ، در هنگام تکرار نت باس ،  این نت به سوی هفتم آکورد " دو - بمل " حرکت می کند و آکورد " معکوس دوم " می شود که با عدد 43  ، آن را می نویسیم  و این آکورد هم در " سی بمل - ر بمل - فا - سی بمل " حل می شود  و این آکورد حل شده هم دیگر سون نیست و با گذر از 7 بودن ، به آکورد " می بمل " می پیوندد.  

 آکورد   لا - دو دیز - می - لا       به  آکورد    لا - ربمل - فا بمل - لا   در میزان نخست

به    میزان دوم با آکورد   سی بمل - ر بمل - فا بکار - سی بمل     که  سی بمل در بخش سوپرانوی این آکورد به سوی نت لا بمل حرکت می کند . 

اینجا اگر آکورد اول میزان دوم " فا " را بکار نگاه داریم و آلتره به بالا نکنیم ، می توانیم به " حل " ادامه دهیم چرا که آکوردمان کماکان ، آکورد " کاسته " است .

و میزان سوم که  آکورد می بمل - سی بمل - می بمل - سل  خواهد بود

***

در نگاشت آینده درباره این گونه از " حل " هارمونیک در مدلاسیون " آنهارمونیک " بیشتر خواهیم دانست.

(C)

2003 -2014

Rabeah (Asal) Razavi

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano


 
 
مدلاسیون کروماتیک در درجات 5 و 6 و 7 گام ماژور - مقدمه مدلاسیون آنهارمونیک
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

در نگاشتهای پیشین کارکرد آلتراسیون درجات یکم تا چهارم گام ماژور را در دانش هارمونی و مدلاسیون کروماتیک بررسی کردیم و اکنون این موضوع را در درجات دیگر گام ، خواهیم نگریست .

نخست درجه پنجم یا V  : در این درجه از گام که با درجات دیگر  همسایه  خویش ( درجه چهار و شش ) در شکل ماژور خود ، یک پرده ، فاصله دارد ، و می تواند هم دیز بپذیرد و هم بمل ( آلتراسیون به بالا و پایین در درجه پنجم ) ، اگر " نت پایه " اکورد  ماژور باشد ، نکوتر آن است که دیز پذیرد و به سوی بالا آلتره شود . استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خویش در ص 156 ، دلیل این امر را " حل آسانتر آکوردهای کاسته ، نسبت به آکوردهای افزوده می دانند . آلتره به پایین درجه پنجم گام دشوار است اما در آلتره به بالای درجه V  ، آکورد درجه سوم و مینور ما تبدیل به یک آکورد کامل ماژور می شود و این کار می تواند راه را برای "مدلاسیون به مینور نسبی " بگشاید .

من ( رابعه رضوی ) ( عسل ) ، به عنوان نگارنده وبلاگ وکالیست معتقدم ، اگر  گام نمونه را دو ماژور همیشگی ذر نظر بگیریم  و به درجه پنجم آن که سل است بنگریم ، این درس را آسانتر فرا خواهیم گرفت .بنابراین اگر همین نت درجه پنجم را به جای اینکه پایه آکورد قرار گیرد ، نقش پنجم را ایفا کند ، به آکورد ( دو - می - سل ) یا همان اکورد درجه یکم(I) از گام دو ماژور می رسیم . این اکورد هم می تواند دیز بپذیرد و به بالا آلتره شود و هم می تواند بمل بپذیرد و به پایین آلتره شود . نهایت اینکه  هفتم اکورد درجه ششم هم می تواند در آکورد سون باشد .نمونه : لا - دو - می - سل  و در آن به همراه پنجم آکورد ، بمل پذیرد و به پایین آلتره شود و آکورد ( لا - دو - می بمل - سل بمل ) را بسازد .

این آکورد (لا - دو - می بمل - سل بمل ) که  آلراسیون در درجات پنجم و هفتمش روی داده است ، در " حل هارمونیک " می تواند تنالیته یا نت ابتدای گام را دگرگون سازد و از دو به " سی بمل " ، " مدلاسیون " کند . 

درجه ششم (VI) : همانند آلتراسیون درجه دوم و شش افزوده است .

درجه هفتم (VII) : می دانیم که فاصله درجه هفتم و اکتاو هر گام ماژور نیم پرده است . در نتیجه نیازی به آلتراسیون به بالا و دیز پذیرفتن است .  اما آلتراسیون رو به پایین  آن بسیار متداول است . می تواند به آسانی " بمل " پذیرد . چه بسا هنگام نواختن بخواهیم آن را به کار بریم و دریابیم چقدر زیباست و از جمله بهترین آلتراسیونهاست .

نمونه : آکورد دو سون را در نظر بگیریم که درجه هفتمش یعنی سی ، بمل شده است .

دو - می - سل - سی بمل  اینجا بسیار آلتراسیون مطبوعی رخ داده است و شنیدن و نواختنش توصیه می شود .  این کار خاصیت محسوس بودن "نت سی" در گام دو ماژور  را از بین می برد و انگار نت را ملایم تر و خوش نواتر می سازد . بیازمایید .

در نهایت همه این مدلاسیونها و آلتراسیونها ، و حرکت مدلاسیونی اکوردها ، غنای بیشتری به آثار شما خواهد بخشید .

****

اما اشاره کوتاهی نیز به "آنهارمونیک" می کنیم و اینکه چنان که پیشتر گفتیم  ، آنهارمونیک ها  دو نت همصدا اما دارای نامهای متفاوت  بوده یا همنوای غیر همنام ، هستند . نمونه "سی بمل - لا دیز "  یا " فا دیز - سل بمل " و گاه در آکوردهایمان می توانیم بدون دگرگونی نوای نت ، از آن به مثابه آنهارمونیک بهره جوییم .در نگاشتهای آینده بیشتر به "مدلاسیون آنهارمونیک " خواهیم پرداخت .

آموزگار  و وبلاگر وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه ( عسل ) رضوی

Teacher + Blogger : Rabeah ( Asal) Razavi

(C) 

2003 -2014 

All Rights Reserved

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

 

 


 
 
آکورد درجه چهارم در مدلاسیون کروماتیک و هفت سین موسیقایی وبلاگ وکالیست سوپرانو
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ٢ فروردین ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

به ترنم،  به نوانش، به خوش آهنگ ترین ساز نوبهاران خوش باد.

در ادامه درسهای هارمونی در سال گذشته   و موضوع  مدلاسیون کروماتیک

اکنون به نتهای درجه  چهارم گام می نگریم و دگرگونی آنها را در هنگام مدلاسیون کروماتیک بررسی خواهیم کرد .

 نیاز به یاد آوری نیست که اگر گام ما بزرگ ( ماژور ) باشد ، میان این درجه با درجه پیش از آن ، نیم پرده فاصله طبیعی وجود دارد . بنابراین امکان آلتراسیون به پایین یا بمل کردن نت درجه چهارم ، وجود ندارد . چرا که به خودی خود  این فاصله نیم پرده ای است . در مینورها وگامهای کوچک ، نیز درجه چهارم را آلتراسیون پایین رونده نخواهیم کرد ، چرا که راهی بس دشوار است .

اما نت درجه چهارم را می توان دیز دار کرد . برای نمونه نت" فا "در گام دو ماژور ( نت درجه چهارم ) است و به آسانی می توان از   آن  در آلتراسیون بالارونده ، نت "فا دیز"  ساخت .

آکورد درجه چهارم که با این نت آغاز شود ، و نت پایه اش فا دیز باشد ، آکورد کاسته درجه IV  چهار است و بنابراین ، اگر بخواهیم بر اساس قواعد هارمونی ، به " حل " آن بر درجات دیگر بیندیشیم ، باید از ماژور و مینورهای " هارمونیک " استفاده کنیم یا اینکه آن را به سوی آکورد درجه دوم کوچک ( مینور ) ، حل کنیم.

اما اگر بخواهیم هم نت فا که در این نمونه دو ماژور ، با آلتراسیون فا دیز شده است و " پایه " اکورد درجه چهار است  و  هم سوم آکورد درجه چهارم ، یعنی " لا " را آلتره کرده باشیم ، راه بهتری وجود دارد .

اینکه نت فا ، یعنی پایه این آکورد ، آلتراسیون به بالا شود ، و بر اساس همان قانون مشهوری که در سالهای گذشته بررسی کردیم ، نت بخش دیگر آکورد بر خلاف باس و پایه ، جرکت بالا رونده داشته باشد . به بیان روشن تر ، سوم آکورد ، برخلاف فا دیز به پایین ، آلتره شود . سوم آکورد ما ، اینجا ، نت "لا " است که اگر آن را نیم پرده بم کنیم و به پایین آلتره کنیم ، نت " لا بمل " به دست می آید .

این آکورد اگر به شکل " معکوس اول " به کار  رود ، آکورد 6 افزوده به دست می آید که بسیار پرکاربرد و خوش نواست. ( آن را با ساز بیازمایید )

بنابراین اینجانب ، رابعه ( عسل ) رضوی آموزگار و نگارنده وبلاگ وکالیست معتقدم ،  فا - دو - فا - لا  ( آکورد درجه چهارم ) می تواند ، به آکورد شش افزوده ( فا دیز ، می ، لا بمل) ، وصل شود و در نهایت به آکورد سل ، سی ، ر ، سل ( یعنی آکورد درجه پنجم ) برسد.

استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خود ، در ص 155 به نکته ای بسیار مهم اشاره می کنند و آن انواع آکوردهایی است که در آلتراسیون درجات 4 و 5 ، به بالا و پایین ، موسیقی دانان ، ایتالیایی ، فرانسوی ، و آلمانی استفاده می کنند . ایشان عقیده دارند که ، نوع آلمانی این اکورد بهتر  است و استدلال می کنند که امکان مدلاسیون کروماتیک و " آنهارمونیک " Enhamonique  در آن بیشتر است .

آنهارمونیک = نتهایی که همنام نیستند ، اما همصدا هستند و در مدلاسیون کروماتیک ،  به جای یکدگر قابل استفاده اند .

اما درجه چهارم می تواند سوم اکورد درجه دوم هم باشد . اگر چنین شود ، آکورد درجه دوم گام که آکوردی مینور دارد ، به اکورد  ماژور ، دگرگون می شود . همین روش ، را باید برای حل این اکورد به اکورد درجه پنجم به کار گرفت .

درباره درجه پنجم و آلتراسیون و مدلاسیون کروماتیک ، آن در نگاشت دیگری سخن خواهیم گفت .

 

هفت سین وکالیست ( با چیدمانی از تمامی هفت سین های سالهای پیشین ):

 


1 - سوفلور ( کمک یار آواز خوان در صحنه اپرا برای یادآوری کلام یا نت) ،

2 -سینتی سایزر ( یا همان ساز الکترونیکی که برای ساخت صداها و ایجاد آن به کار می رود و ساز اینجانب هم هست ) ،

3 -سودومینانت( چهارمین صدای گام) ،

 4-سوژه ( تم فوگ )

 5 -سیکل اوازی ( مجموعه به هم پیوسته اوازهایی که قطعاتش ، ایده های موسیقایی و آوازهایی روایی هستند و سیر داستانی دارند و این گونه بهم پیوسته اند . در دوره رمانتیک بیشتر  از آن ، بهره گرفته می شد )

 6- سوییت ( موومان های دوره باروک با الهام از رقص های هم تنالیته  ، که ضرباهنگ و وزن و حالت های مختلف دارند )

7- سیتار ( مشهورترین ساز کوردوفون  در هند ، ساز زهی - زخمه ای ، با 19 تا 23 پرده جابجا شونده   که با هفت سیم اصلی نواخته می شود و دیگر سیمها ، همنوای با آن  7 سیم ، نوسان می کنند )

{توضیحات برگرفته از کتاب درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین - ص 882}

 

آموزگار و وبلاگر : رابعه ( عسل ) رضوی

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

(C) 

2003 -2014

Teacher + Blogger : Rabeah ( Asal) Razavi

Iran , Karaj , Chahar Bagh


 
 
ادامه موضوع 6N و آکوردهای درجه دوم و سوم گامها در مدلاسیون کروماتیک در موسیقی
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو 

در نگاشته پیشین در باب درجه دوم آکورد در آن هنگام که در مدلاسیون 6N  ، در جملات هارمونی به کار می رود ، سخن گفتیم .

این آکورد در حقیقت ، یک اکورد " مینور " است و با دیز دار شدن یا بمل دار شدن  یا همان آلتراسیون ، به گونه آکورد ماژور کامل و در شکل معکوس اول ، به کار برده می شود و این دگرگونی برخاسته از همین  آلتراسیون   "نت پایه "و  " نت پنجم "  به سمت پایین است.

اما آکوردهای ماژور  چه در شکل پایگی و چه در شکل معکوس اول ، می تواند با

" مدلاسیون "  در نگارش آکوردها و ساخت جملات هارمونیک در موسیقی ، به کار رود.

بهترین راه این است که مبنا را این بدانیم که یکی از آکوردهای ما 6N  است . آن گاه از این مجموعه  آکورد که برای نمونه از " دو ماژور " آغاز شده است را به آکورد درجه پنجم در شکل معکوس مدلاسیون کنیم.

نمونه :

دو سفید باس  - دو میانه سفید تنور - سل گرد در آلتو - می گرد در سوپرانو در چهار بخش صدایی و می سفید در بخش باس و سی سفید در بخش تنور برای میزان نخست

 نتهای ر سفید/ باس ، ر میانه گرد /تنور ،  لا سفید/ آلتو ، فا سفید / سوپرانو 

سی سفید / باس  ،                           ، سی سفید / آلتو ، سل سفید /سوپرانو

که این آکورد همان شش-  ناپولیتن  6N در این مجموعه اکوردهاست که دز میزان دوم به کار برده شده است .

می توانیم از این آکورد به میزان سوم برسیم که  دو دیز گرد در بخش باس ، دو دیز میانه در بخش تنور ، لا دیز سفید در بخش آلتو ، و فا دیز سفید در بخش سوپرانو و نیز ،

سل دیز  /سفید در بخش آلتو و  می دیز /سفید در بخش سوپرانو و  یک نت سیاه سی در بخش تنور است .

فا دیز گرد / باس ،  لا دیز گرد  / تنور ، فا دیز گرد / آلتو ، فا دیز اکتاو گرد در بخش سوپرانو

برای میزان پایانی این نمونه از مدلاسیون ، در نظر گرفته می شود .

در نمونه ای که بررسی شد آکورد درجه پنجم معکوس دو ماژور ، آکوردی است که در " فا دیز ماژور " ، دیز دار شده و آلتراسیون گشته است.

***

درجه III - می دانیم که در ماژور ها درجات 3 و 4 ، با هم نیم پرده  فاصله دارد و این قاعده مشهور ماژورهاست .

پس نیازی به آلتراسیون به بالا ( دیز پذیرفتن درجه سوم گام ) نیست . خود درجات گام با هم نیم پرده طبیعی ، فاصله دارند

در   آکوردهای مینور ( کوچک ) هم ، اگر بخواهیم درجه سوم را به بالا ، آلتره کنیم ، دگرگونی مد رخ می دهد . این دگرگونی مد در آکورد مینور ، بی مفهوم است.

نتیجه اینکه بهتر است در آکوردهای مینور که بر درجات سوم  گام ساخته می شود ، تنها آن آکوردهایی را به کار گرفت که چنین می کنند و مد را دگرگون می سازند و دیگر آلتراسیونها را نباید به کار گرفت.

استاد منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی در ص 154 ،  نمونه ای را بیان می دارند  و آن اینکه بهتر است " شکلی از آلتراسیون را به کار بریم که نتهای " پایه " و " پنجم " تنها یک بار ، استفاده شوند و پنجم آکورد را هم تکرار کنیم.  فاصله پایه تا سوم باید در بخشهای  کمابیش" دور " از هم ، تنظیم گردد . هر دوی نتها با حل درست  خود ، به آکورد درجه دو ماژور یا مینور ، حل می شوند. درجه سوم گام به پایین ، آلتره می شود و مد ماژور ، هیچ تغییری نمی کند . امکان مدلاسیون پیش رونده را هم فراهم می کند. ایشان معتقدند این آلتراسیون زمانی درست است که آکورد شکل " معکوس اول " داشته باشد.

نمونه :

می سفید در بخش باس / سل گرد در بخش تنور / دو میانه سفید در بخش آلتو / سل گرد در بخش سوپرانو

می بمل  سفید در بخش باس /  دو دیز سفید در بخش آلتو  در میزان نخست

رگرد / باس ، لا گرد / تنور ، ر گرد / آلتو ، فا دیز گرد ، سوپرانو

تحلیل من ،رابعه ( عسل ) رضوی ، نگارنده و آموزگار وبلاگ وکالیست این است که چون  آکورد اول درجه سوم گام دو ماژور است ، و نت بخش باس که می در این نمونه است به سمت پایین آلتره شده و بمل پذیرفته  و در بخش تنور نت دو ، رو به بالا ، آلتره شده و دیز پذیرفته و می دانیم آکورد در شکل معکوس اول آمده ، دلیل این چینش ، تنظیم بخشهای پایه و سوم ، دور از هم است. به یاد دارید که پیشتر گفته ایم باید بخشهای بالا ( همانند تنور ) ، بر خلاف باس ، نوشته شوند. این چیدمان بسیار درستی برای درجه سوم و آکوردهای آن است.

در آموزه های نگاشت آینده ، به  مدلاسیون کروماتیک و آلتراسیون و درجه چهارم IV  می پردازیم.

منبع آموزشی این بخش از آموزشهای وبلاگ وکالیست :  هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری - فصل یازدهم

آموزگار : رابعه ( عسل ) رضوی

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

(C)

2014 -2003

Teacher + Blogger :Rabeah ( Asal ) Razavi

 


 
 
مدلاسیون کروماتیک - آلتراسیون های درجه دوم گام - روش 6 ناپولیتن (6N)
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

اگر به یاد داشته باشید درباره " مدلاسیون  کروماتیک " سخن می گفتیم و اینکه درجات مختلف گام در آلتراسیون چه دگرگونی هایی می یابند .

به درجه یکم اشاره کردیم و اکنون به   درجه دوم  گام می پردازیم .  درجه دوم گام می تواند هم  آلتراسیون بالارونده داشته باشد و هم آلتراسیون به سوی پایین را بپذیرد .این بدان مفهوم است که  برای نمونه اگر نت درجه دوم گام در خط سوپرانو  آمده باشد می توان آن را به درجه سوم گام ، " حل هارمونیک " کرد . فرض کنیم این نت ،  "ر دیز " است و در هنگام نت نویسی آن را برای بخش سوپرانو در نظر گرفته ایم و در بخشی از ملودی ، آمده است . اکنون می توانیم ، برای حل ، به نت " می " بیندیشیم که نت درجه "سوم " گام دو ماژور است که قطعه الگو را در آن نوشته ایم .

حال اگر  وضعیت این نت ،  به آکورد " سل - سی - سل  - ر " که آکورد ساخته شده روی درجه پنجم  گام الگوی دو ماژور است را بسنجیم  می توانیم نت را در خط ملودی سوپرانو ، پس از ر بکار ، به شکل ردیز  بیاوریم .آنگاه همین آکورد را همانند همه وصلهای آشنای " پنج به یک " ، از آکورد درجه پنجم به آکورد درجه اول ، وصل کنیم " دو - دو -سل - می "

یا اگر نت درجه دوم که " ر " است را پایه آکورد درجه دوم " ر - لا - فا - ر " ، در چیدمانی هارمونیک و در چهار بخش صدایی در نظر بگیریم ، می توانیم به " آلتراسیون بالارونده " هم بیندیشیم یا به بیان ساده تر ، آن را بر درجه سوم گام  " حل " کنیم  و در اینجا از سوم آکورد در پیوند با آکورد درجه سوم بهره گیریم .

نمونه : " ر - لا - فا - ر " به " ردیز - فا دیز - دو " به " می - سل - سل - سی " که  از ر به ر دیز به می در بخش سوپرانو رسیده ایم . " ر " درجه دوم ، " می " درجه سوم گام دو ماژور است و " حل " صورت پذیرفته است.

یا اگر بخواهیم  در درجه دوم ،پایه آکورد را بیاوریم ، و آن را "تکرار" کنیم ، یکی از این دو  را دیز دار می کنیم . 

استاد "پرویز منصوری "در کتاب " هارمونی تحلیلی " ص 151 ، به این نکته اشاره می کنند و بیان می دارند که " ناگزیر یکی از آنها رو به بالا آلتره می شود و نت دیگر با حرکت متصل به پایین ، هفتم آکورد را تامین می کند و نت 7 می تواند به فاصله هفتم کاسته بیاید که  امکان مدلاسیون به آکورد مینور " سل دیز-سی - ر دیز -سل دیز " می یابد .

این به چه معناست ؟ 

تحلیل وبلاگ وکالیست و اینجانب ، رابعه ( عسل ) رضوی این است که  اگر ما  آکورد درجه دوم را داشته باشیم  که " ر -فا - لا " یا در شکل چهار صدایی اش " ر - لا - فا - ر " است ، برای اینکه بخواهیم به " مدلاسیون کروماتیک " برسیم ، باید نت ر که درجه دوم گام است را " دیز دار " کنیم( = به بالا آلتره کنیم) ، و آن را به شکل " ردیز " در  پایه آکورد که بخش " باس "  در شکل پایگی است بیاوریم ، و دیگر نتهای آکورد را بر اساس آن بنویسیم . "ر دیز - فا دیز-  لا- دو دیز "

و در پایان " سل دیز در باس - سل دیز در بخش تنور و هر دو در کلید فای خط چهازم - ر دیز در بخش آلتو - سی   در بخش سوپرانو" که  همان آکورد درجه پنجم مینوری است که اشاره شد را در چهار بخش صدایی بنویسیم .

اما اگر درجه دوم گام ، بخواهد به سمت پایین آلتره شود ، کار آسان نیست . دلیل آن بمل دار شدن  آکورد ر - فا - لا است که ناگه تبدیل به  آکوردی "افزوده" می شود.

" ربمل - فا - لا بمل    ..... " به آکورد درجه یکم " که " دو - می - سل " 

  که در آلتراسیون به همراه  درجه پنجم آن ، " بمل دار " کنیم  وبه آکورد درجه یک وصل کردیم اما با حطای مشهور " پنجم پی در پی " روبرو می شویم . در نهایت راه درست این است که از این خطا بگریزیم و  آکورد " معکوس اول " ،  را جانشین آکورد پایگی کنیم .  در "حل " این کار به " 6 ناپولیتن " ، Neapolitan 6 مشهور است .

کار 6 ناپولیتن این است که دوبار آکورد درجه دوم  را بیاوریم  .یک بار آن را در "یکم پایه " و  دگربار ، در  " سوم آکورد " در خط ملودی ، قرار دهیم . استاد منصوری معتقدند دلیل به کار بردن این عنوان ، بهره گیری از "کادانسهای ادبیات موسیقایی بنادر " ناپل " است . 

اگر از گذشته به یاد داشته باشید ، کادانس به مفهوم پایان بندی قطعه است .

 به 6 ناپولیتن  و درجه دوم و سوم گام در نگاشته آینده باز هم خواهیم پرداخت .

کتاب مرجع : " هارمونی تحلیلی " - استاد پرویز منصوری - فصل یازدهم

آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه ( عسل )رضوی

(C)(2003 -2014)

Teacher : Rabeah (Asal) Razavi

https ://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/vocalstsoprano




 
 
آغاز دوازهمین سال نگارش وبلاگ آموزشی وکالیست سوپرانو - سخنی با مخاطبان
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۳ اسفند ۱۳٩٢
 

درود بر همرهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

امروز در پایان یازدهمین سال و آغاز دوازدهمین سال نگارش و آموزش موسیقی در نخستین وبلاگ آموزش موسیقی در پرشین بلاگ به یاد می آورم که در ابتدای راه  تنها چند وبلاگ آموزشی در این باب در میان وبلاگهای ایرانی وجود داشت . بسیار خوشنودم که یکی از نخستین وبلاگهایی بودم که هدفش از نخست آموزش علمی و دقیق ودرست " مبانی آهنگسازی " بود که همانا از تئوری و "سلفژ "تا دیکته موسیقی و نت خوانی و نیز "  دانش گسترده و دشوار هارمونی درموسیقی" را در بر می گرفت .

از همان ابتدا تصمیم گرفتم از " خطوط حامل " و " تصویر " در نگاشته هایم استفاده نکنم

. چرا که مخاطبان اصلی وبلاگ آن گروه از افراد هستند که دست کم "جایگاه نتها را روی حامل یازده خطی "می دانند .

نکته دیگر اینکه "در وبلاگ وکالیست سوپرانو "به جز "دانش موسیقی" به هیچ موضوع دیگری پرداخته نشده و نخواهد شد .

مشکل اصلی همه این سالها این بوده است که بسیاری از این مخاطبان این اصل مهم را نادیده می گیرند و پیامهایی برای وبلاگ می گذارند که هیچ ارتباطی به موضوع وبلاگ ندارد . از این جهت که علاقه ای به زدودن پیامهای شما مخاطبان گرامی ندارم بنابراین از شما می خواهم اگر پیامتان درباره موضوع مورد بحث برای نمونه " بحث مدلاسیون کروماتیک " در دانش هارمونی در موسیقی است و ابهامی در آموزش وجود دارد، بیان دارید . از پذیرش و خواندن دیگر پیامهای بی ارتباط با موضوع خودداری خواهم کرد .متاسفانه در تمامی این 11 سال تنها نکته ای که بدان عمل نشد همین پیوستگی  پیامها با موضوع مطلبی است که نگاشته ایم. جدا از اینکه بارها و بارها با پیامهای نادرست بسیار آزرده شده ام .

اما این همه در مقابل هدفی که از ابتدا داشته ام و همانا " آموزش همگانی مبانی موسیقی " است،  چندان از اهمیت برخوردار نیست .

من هنوز هم می توانم و  باید  کار پژوهشی و آموزشی ام در این وبلاگ را ادامه دهم و چنین نیز خواهم کرد.  زمان  اکنون و مخاطبان تازه گرچه به نکویی مخاطبان و همراهان نخستین این  وبلاگ نیستند ،  اما امید که همراهان درستی برای ادامه این شیوه آموزش مجازی و رایگان باشند.

دوستان من  به خوبی می دانند که" با وجود نداشتن کمترین منبع درآمد شخصی  هنوز هم به رایگان بودن آموزشها تاکید دارم."

 نکته دیگر اینکه اینجانب ،  کتابهایی که مورد استفاده برای آموزش قرار می دهم را تجزیه و تحلیل می کنم و هرگز به دگربار " رونویسی " کتابهای اساتید اعتقادی ندارم .

چرا که بایستی حقوق مولف و مصنف برای ایشان به تمامی رعایت شود . چنانکه مقاله هایی در این زمینه نگاشته ام و بدان تاکید داشته ام .

بنابراین اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می کنید ، به نام کتاب و نویسنده ای که در پایان آموزشها به عنوان ماخذ بیان می شود توجه کافی داشته باشید و چه نکوتر اگر چون من همه این کتابها را خریداری کنید . با بیان اینکه  این کار برای من سود مادی ندارد و چه بسا باعث سود مادی دگران شود .

****

   باید این نکته ای را به نگاشته امروز بیفزایم  . این  که مدتی است  در پی " تاسیس آموزشگاه موسیقی " بوده ام . اما  "سرمایه مادی " ندارم و به دلیل بانو بودنم  امکان آموزشگاه تاسیس کردن  وجود ندارد  . این موضوع که بارها مورد پرسش شما همراهان بوده است  نیز  هنوز به  نتیجه ای   مشخص  نرسیده است  .   پیامهای بسیاری درباره " آموزش خصوصی موسیقی " دریافت می کنم و از این جهت که فراوانی این پیام در سالهای اخیر بیش از سایر پیامهاست  ، باید بیان دارم که اینجانب تنها " آموزش عمومی " موسیقی را باور دارم و از پذیرش شاگرد خصوصی معذورم .

 

اما در پایان سال یازدهم و آغاز سال دوازدهم،   آرزو  می کنم محیط  بی دغدغه و آرامی برای آموزش علمی این دانش گرانبها به شما خوبان را در اختیار داشته باشم تا بتوانم کار آموزشی خویش را دنبال کنم .

نیاز به یاد آوری نیست که وبلاگ وکالیست سوپرانو تنها نمایانگر آموزش من به شماست و نه شاخص دانش موسیقایی اینجانب .

 کماکان به کار آهنگسازی و نوازندگی و وکال ادامه خواهم داد و از شما می خواهم تنها از نشانی های من به شنیدن این آثار بپردازید .

زاد روز "وبلاگ وکالیست سوپرانو" بسی رنگین و آهنگین 

هفته آینده  نخستین نگاشت سال دوازدهم که ادامه موضوع " مدلاسیون کروماتیک " است را خواهید آموخت .

با احترام و مهر بسیار

نویسنده و آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو از روز نخست تا کنون  : رابعه ( عسل ) رضوی

آغاز نگارش : 1381/12/3 و 1381/12/4

تا امروز

(C) (2003 -2014) 

Rabeah( Asal) Razavi 

(Rabeah Razavi( Asal

All Rights Reserved

+ نشانی های من :

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com /groups/vocalistmezzosoprano

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/

http://reverbnation.com/asalrazavi


 
 
مدلاسیون کروماتیک و نقش نتهای آلتره در درجات گوناگون گام - نخست - درجه اول
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳٩٢
 
درود بر یاران وبلاگ وکالیست سوپرانو
در نگاشته پیشین گفتیم که  به یاری  پیوندهای آلتراسیونی می توان  ساختار هارمونیک را از تنالیته ای به تنالیته بسیار دورتر ،  دگرگون ساخت.
نکته ای که در این نگاشت بدان خواهیم پرداخت این است که  زیر درجات  دیاتونیک  در گام هم می توان  از آکوردهایی استفاده کرد که " آلتره " هستند  یا به بیان بهتر نسبت به ساختار نخستین خود دیز یا بملی دگر پذیرفته اند .
نیز دانستیم که " فوسرلاسیون "  با آنکه در هارمونی کروماتیک به همان اندازه هارمونی دیاتونیک ، خطا نیست ، اما نکوتر آن باشد که اندک به کار رود .
 استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خود به این نمونه در ص 148 اشاره می کنند و آن را یکی از  نمونه های متداول " حرکت  کروماتیک  پایه آکورد " می دانند  که هشتم آکورد به هفتم آن می رود.
آنچه  " فوسرلاسیون "  را از خطا بودن در هارمونی کروماتیک می رهاند ، " حرکت کروماتیک " در یکی از بخشهای صدایی  ( باس ، تنور ، آلتو یا سوپرانو ) است.
نمونه :  4/4 :( باس ) لا سفید  ، ( تنور ) سل گرد هر دو در کلید فای خط چهارم و می گرد در بخش (آلتو) و  دو اکتاو سفید در بخش (سوپرانو )
به  دو دیز سفید  در بخش باس در کلید فای خط چهارم   و سی سفید در بخش سوپرانو  در کلید سل   در میزان نخست
لا سفید ( باس ) در کلید فای خط چهارم  و دو میانه سفید ( تنور ) و  لا سفید در کلید سل ( آلتو ) و  می گرد ( سوپرانو )
فا دیز سفید ( باس ) در کلید فای خط چهارم  و  دو دیز میانه و سفید ( تنور )   و سل سفید ( آلتو ) در کلید سل
گرچه ایشان نیز بیان می دارند این فوسرلاسیون در مفهوم نادرست کلمه نیست و بنابراین این نمونه یک پیوند هارمونیک - کروماتیک درست است .
دیگر اینکه باید به نقش نتهای آلتره در آکوردها نگریست .
می دانیم که همه آکوردها ، بنابر انچه پیشتر گفته شد آلتره می شوند . اینکه نت هر درجه از گام در هنگام آلتراسیون چه وضعیتی پیدا می کند را در این نگاشت و نگاشتهای دیگر بررسی می کنیم .
 پیوند یکم و دوم 
پیوند ( وصل ) درجه یکم  بر آکورد سون 7 درجه اول  همین نمونه و  بر آکورد درجه  ششم سون  ( در بخش تنور ) آمده است .اما نباید اینجا و در این نمونه ( آلتراسیون رو به پایین ) انجام گیرد ( ساختار اکورد ، بمل بپذیرد ) . دلیل آن را هم  دشواری " حل " آن دانسته اند .
اما آکورد درجه ششم چنین نیست ( همان آکوردی که نت درجه  اول گام ، سومش است )  برای نمونه گام دو ماژور و آکورد درجه ششم ( لا - دو - می )  که در شکل پایگی ، نت دو ، درجه اول گام دو ماژور است که سوم آکورد درجه ششم همین گام هم هست.
نت درجه یکم  یا " دو "( که سوم آکورد درجه ششم ) است  ، در نمونه مورد بررسی ما به بالا آلتره شده و دیز پذیرفته است و نت  پایه آکورد درجه ششم ( نت لا ) هم در اینجا ، دیز پذیرفته و رو به بالا آلتره شده است .
این آکورد 7 سون کاسته  است که  آکورد هفتم  سون 7  تنالیته  " سی مینور " ( یا در مواردی سی ماژور ) بوده و می تواند ، تنالیته را پایان بخشد.
یا آنکه می توان  نتهای درجه یکم و سوم را رو به بالا ، آلتره کرد   و برای نمونه نگاشت :
 4/4 : لا سفید  - دو سفید در کلید فای خط چهارم      لا سفید  در بخش آلتو  - می  اکتاو گرد ( سوپرانو ) هر دو در کلید سل
    به  لا دیز سفید ( باس ) - دو دیز سفید ( باس ) در کلید فای خط چهارم - سل  سفید در بخش آلتو - در کلید سل  در میزان نخست و 
 سی گرد ( باس ) در کلید فای خط چهارم - ر گرد میانه ( تنور ) - فا دیز گرد ( آلتو ) - سی  گرد ( سوپرانو )  در کلید سل در میزان دوم
لا سفید ( باس )  در کلید فای خط چهارم - دو میانه سفید ( تنور ) - لا سفید ( آلتو ) - می اکتاو( سوپرانو ) سفید نقطه دار در کلیدسل 
 می میانه سیاه ( آلتو )  و دو دیز اکتاو و سیاه ( سوپرانو )
در میزان نخست 
سی دیز ( گرد )   ( در بخش باس  و کلید فای خط چهارم )  ،  ر دیز گرد ( تنور ) در کلید فای خط چهارم و  فا دیز گرد در بخش آلتو در کلید سل  و سی گرد در بخش سوپرانو با کلید سل در میزان دوم
که این اکورد هم  بخش سوپرانو را زیبا ساخته است و پیش از پایان آکورد در آن وضعیت را دگرگون می سازد ( تغییر وضعیت )
نکته دیگر اینکه " نت سل " در تنالیته سی ماژور وجود ندارد و برای بیان این نت از آکورد سون 7 کاسته بهره جسته  شده  و راه نکوتر برای رسیدن به این آکورد هم بهره جویی از نت " سل دیز " در بخش آلتو است .
نتیجه اینکه با هر دو روش می توان به تنالیته " سی ماژور " رسید .اما در نمونه دوم راه جلوه کردن آکورد زیبای سون را سد می کنیم که من ( رابعه رضوی )( عسل ) به عنوان نگارنده و آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو ، راه نخست را ترجیح می دهم و خوش نواتر می دانم.
در نگاشت آینده به " نقش نت آلتره درجه دوم گام " در مباحث " هارمونی کروماتیک می پردازم.
آموزگار : رابعه رضوی ( عسل )
منبع آموزشی : هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری 
https://facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://facebook.com/vocalistsoprano
https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
(C)2003-2014 - Rabeah Razavi(Asal) - All Rights Reserved
           

 
 
مدلاسیون کروماتیک- نخست : تفاوتهای مدلاسیون دیاتونیک و کروماتیک
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان گرامی نخستین وبلاگ آموزشی " سلفژ و هارمونی تحلیلی وبلاگ وکالیست سوپرانو " 

یک ماه پیش از پایان 11 سالگی این وبلاگ ، به بخش تازه ای گام می نهیم که همانا " مدلاسیون کروماتیک " است .

پیش از این یاد گرفتید که چگونه آکوردها را در جملات هارمونی به گونه ای سامان دهید که آکوردهای طبیعی در کنار آکوردهای " آلتره = دیز یا بمل دار " ، قرار گیرد . اگر جملات موسیقایی در همه میزانها درست نگاشته شده باشد ، درخواهیم یافت که در بسیاری موارد " آلتراسیون " و گاه " مدلاسیون" ، می تواند یاریگر نگاشتن جملات زیباتر موسیقایی شود .

هر آنچه تا کنون گفته شد ، درباره مدلاسیون " دیاتونیک " بود . اما در نگاشته های آینده ، به مدلاسیون " کروماتیک " خواهیم پرداخت .

باید گوشزد کنم ، چیزی به نام " آکورد واسطه " در مدلاسیون کروماتیک وجود ندارد. دلیل این امر نیز بسیار منطقی است . از این رو که در چیدمان آکوردهایی که بیشتر نتهایش دیز یا بمل پذیرفته است ، آکوردهای واسطه( بدان شیوه دیاتونیک ) مفهومی ندارد. راه بهتر این است که همان قوانین را اینجا نیز اسفاده کنیم اما در چیدمان آکوردها ، به گونه ای عمل کنیم که آن روند طبیعی ( تعادل) که در نوشتار پیشین بدان پرداختیم از بین نرود.

 برای نمونه اگر آکورد درجه پنجم گام را به آکورد درجه ششم، آکورد درجه ششم  ( که آکورد واسطه ) آلتره کنیم و به جای مینور ، آن را به شکل آکورد کامل ماژور بیاوریم، می توانیم در همین تنالیته ، چند آکورد آلتره را در کنار هم آورده و در نهایت به یک تنالیته دیگر ( که  می تواند از تنالیته نخست، دور ، یا به آن نزدیک باشد ، مدلاسیون کنیم .

این را در مجموعه ای از آکوردها ، بررسی می کنیم :

4/4 : میزان نخست :

دو ( سفید )  سل ( سفید نقْطه دار ) ، هر دو در کلید فای خط چهارم ،می  و دو اکتاو ، هر دو در کلید سل

و  سل ( سفید )  فا (سیاه )  ، هر دو در کلید فای خط چهارم  ، ر ( سفید ) سی ( سفید ) ، هر دو در کلید سل 

میزان دوم :

لا ( سفید ) ، می ( سفید)  ، هر دو در کلید فای خط چهارم ، دودیز(سفید ) ، لا ( سفید ) هر دو در کلید سل

سی بمل ( سفید ) ، سل ( سفید ) ، هر دو در کلید فای خط چهارم ، ر ( سفید ) ، سل (سفید ) هر دو در کلید سل

میزان سوم :

لا ( گرد )   و  لا اکتاوش (سفید ) هر دو در کلید فای خط چهارم ، ر ( سفید) ، فا ( سفید ) هر دو در کلید سل

به ( دو )میانه  بکار  ( سفید) در بخش آلتو ، و می ( سفید ) در بخش سوپرانو هر دو در کلید سل

و نت سل ( سیاه در بخش تنور )

میزان چهارم :

ر سفید در کلید فای خط چهارم ،  سل سیاه در کلید فای خط چهارم که با یک خط اتحاد به نت سل سیاه میزان پیشین پیوسته ،  سی بمل  ( سیاه ) در کلید سل و ر ( سفید ) در کلید سل

فا دیز سیاه  در کلید فای خط چهارم در بخش تنور  و  لا سیاه میانه در بخش آلتو

سل ( سفید ) در کلید فای خط چهارم ، سل اکتاوش در کلید فای خط چهارم ، دو میانه سیاه در بخش آلتو  و می در کلید سل در بخش سوپرانو

+سی بکار ( سیاه ) در بخش آلتو ، ر ( سیاه ) در بخش سوپرانو 

+فا چنگ در بخش تنور دو گرد ( سفید ) ، می گرد سفید هر دو در کلید فای خط چهارم و سل گرد بر خطوط میانه در بخش آلتو و دو میانه  گرد در بخش سوپرانو

اینجا در همه میزانها نتهای بخش سوپرانو ، حرکت پایین رونده و دیاتونیک در تنالیته دو و گام دو ماژور دارند ، هیچ نتی هم آلتره نشده است  نکته اساسی این است که بگوییم می شود در درجه های دیاتونیک گام هم ، از برخی آکوردهای آلتره بهره جست .

اینحا در جملات ما تنها و تنها " آلتراسیون " رخ داده است و نه مدلاسیون .

این آلتراسیونی را نشان می دهد که پیوندهایش ،  کروماتیک به  دو ماژور  ، حرکت داشته است .

اما ممکن است به گونه ای جملات هارمونی نگاشته شود که میزانها آرام آرام به سوی تنالیته " دو دیز ماژور "، پیش روند .

نمونه :

میزان نخست 

لا سفید   می سفید در کلید فای خط چهارم ، دو دیز سیاه  لا سفید در کلید سل

فا دیز سفید  لا میانه سیاه هر دو در کلید فای خط چهارم  لا سفید میانه  دو دیز اکتاو سفید هر دو در کلید سل

میزان دوم :

سی ( سفید ) در کلید فای خط چهارم ،  ر دیز گرد میانه ، فا دیز  سفید ، سی سفید نقطه دار 

سل دیز سفید در کلید فای خط چهارم  ، فا دیز سفید در کلید سل، سی دیز  سیاه در کلید سل بخش سوپرانو 

دو دیز  گرددر کلید فای خط چهارم  ، دو  دیز گرد میانه  ، می دیز گرد در کلید سل ، دو دیز اکتاو  و گرد  در کلید سل

این جمله ها از دو ماژور به سمت " دو دیز ماژور " پیش می روند . اینجا "مدلاسیون کروماتیک " رخ می دهد . مهمترین تفاوت مدلاسیون دیاتونیک و کروماتیک در این است که در مدلاسیون کروماتیک ، آن قانونی که می گوید نباید حرکتها ، " کروماتیک " باشد و بیشتر در آلتراسیون و مدلاسیون دیاتونیک رخ می دهد ، وجود ندارد ، این مدلاسیون کروماتیک است و   حرکات کروماتیک ، نیز به کار می آید.

اما درباره فوسرلاسیون  قانون این است که در هر دو شکل دیاتونیک و کروماتیک ، کمابیش باید از آن دوری جست .

در نگاشت آینده به این موضوع و نیز نقش نتهای آلتره در آکورد بیشتر می پردازیم.

آموزگار : رابعه رضوی ( عسل )

کتاب آموزشی این بخش از درسهای وبلاگ وکالیست سوپرانو: هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری- چاپ دوم- انتشارات پارت - 1378

(C) (2003-2014)

(Rabeah Razavi(Asal

http://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

 

 

 


 
 
آلتراسیون در گامهای مینور - بخش پایانی + نکات اساسی در مدلاسیون
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز ٢٢ دی ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست

در نگاشت پیشین درباره کارکرد " آلتراسیون " در گامهای سون (7) و نیز برخی گامهای مینور ، گفتیم. 

 نمونه ای را که برشمردیم ، اکورد ( می - سل - سی ) است . اینجا اگر " سل " ، که نقش سوم آکورد درجه سوم گام دو ماژور را داراست ، را " دیز دار " و آلتره کنیم ، به آکورد ( می - سل دیز - سی ) می رسیم که خود این آکورد ، درجه پنجم (V) از گام " لا مینور " Am است

نکته :{ اگر از آموزه های نخستینم در این وبلاگ به یاد داشته باشید ، شباهتی بسیار اساسی و مهم  میان این دو گام ، " دو ماژور " C و " لا مینور " Am، وجود دارد و آن " دیز یا بمل نبودن " هیچ یک از نتهای سازنده گام بود .}

اکنون اگر آکورد درجه سوم گام دو ماژور  که نت پایه اش " می " است ، به کمک آلتراسیون دیز دار شود ، می توان آن را به لا مینور و سپس به " لا ماژور " ، مدلاسیون کرد . 

اما اگر " سل دیز " درجه ششم از یک گام مینور باشد ، جرکت این گونه است :

سل دیز  به   لا دیز  به سی  ( هنگامی که می خواهیم نتها را در یک بخش صدایی بچینیم و آکوردها را هارمونیزه کنیم ) .

واپسین ایستگاه این مدلاسیون می تواند ، در این نمونه ، " تنالیته سی مینور " باشد .چنانکه استاد پرویز منصوری نیز در ص 146 کتاب هارمونی تحلیلی خویش به این نکته اشاره دارند .

بنابراین باید چند رهنمود را همواره در آلتراسیون و مدلاسیون ، در یاد داشته باشیم :

1- اگر آکوردها ، آلتره شده ، در چیدمان هارمونیک ، قرار گیرند ، باید بکوشیم مدلاسیون دگرگونی چندانی را پدیدار نسازد .

2- اساسی ترین راه درست بودن آلتراسیون و مدلاسیون ، از دست نرفتن " نت تنالیته " ای است که تنالیته اصلی ما بوده است . نگاه داشتن " تعادل " هارمونیک باید با این شیوه باشد که اگر خواستیم نت را مدلاسیون کنیم در آن هنگام که " آلتره شده " و دیز یا بمل در ساختار خویش دارد ،  اثر آلتراسیون با آلتراسیون دیگری بر چینیم و خنثی سازیم . اینگونه دگربار ،" تعادل را به نت تنالیته" باز می گردانیم.

3- آلتراسیون ، نباید بیش از حد به کار گرفته شود ، چرا که دست کم در موسیقی کلاسیک ،   تعادل پایه تنالیته را از بین می برد  و مدلاسیون را دشوار می سازد.

نمونه یک آلتراسیون که به سی مینور و شاید سی ماژور در پایان جمله می رسد را به هم بررسی کنیم :

در میزان نخست    ، آکورد درجه V  آلتره گام لا مینور را همانا " می - سی(  در کلید فای خط چهارم ) - سل دیز - می(  در کلید سل ) " باشد را می نویسیم و به آکورد درجه  یکم I  از گام Am  لا مینور در همین میزان می پیوندیم ، که چینش نتهایش ، لا  در کلید فای خط چهارم ، دو میانه ، لا در کلید سل و می اکتاو در کلید سل است )

همه نتها ، گرد است.

میزان دوم : می - سی( هر دو در کلید فای خط چهارم ) - می - سل دیز ( هر دو در کلید سل )

ر دیز - لا دیز ( هر دو در کلید فای خط چهارم ) - می - دو دیز ( هر دو در کلید سل )

سی - سی ( هر دو در کلید فای خط چهارم ) - ر - سی ( هر دو در کلید سل )

میزان سوم :

سی در کلید فای خط چهارم - سی میانه - ر در کلید سل - سی در کلید سل

میزان چهارم:

دو  (در کلید فای خط چهازم) و می - سل - دو ( در کلید سل ) ،  همه نتها  سفید

لا ( در کلید فای خط چهارم ) و می - لا - دو ( در کلید سل ) ، همه نتها ، سفید

میزان پنجم :

می در کلید فای خط چهارم - می و سل دیز و  سی( هر سه در کلید سل )  و همه نتها ، سفید

فا دیز  در کلید فای خط چهارم ، دو دیز و فا دیز  و لا دیز در کلید سل و همه نتها ، سفید .

و در پایان :

سی  در کلید فای خط چهارم  - ر ، فا ، سی (  هر سه در کلید سل ) و همه نتها ، سفید 

از نگاشت آینده ، درس اصلی این بخش ، که همانا " مدلاسیون کروماتیک " است را آغاز خواهیم کرد.

 

آموزگار  : رابعه رضوی (عسل )

منبع آموزشی : کتاب هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری - فصل یازدهم

(C)(2003 -2014 )

(Rabeah Razavi (Asal)

All Rights Reserved

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

 


 
 
آلتراسیون در آکوردهای سون (7)
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱٥ دی ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

در نگاشت پیشین درباره این نکته مهم در آلتراسیون گفتیم که نقش اصلی آن گاه تبدیل  آکورد مینور به آکورد ماژور است  . در اینجا  کار آلتراسیون این است که "سوم " و " پنجم " آکورد را به ترتیب به سوم بزرگ و پنجم درست ، دگرگون سازد  تا از آکورد مینور به آکورد ماژور برسیم .

اما این همه در آکوردهای 3 صدایی است.

آکوردهای سون (7) که یک آکورد چهارصدایی است که می تواند به وسیله " آلتراسیون " دگرگونی پذیرد .

اگر در ساختار آکورد 7 ، یک فاصله " بزرگ " وجود داشته باشد ،  می تواند به پایین آلتره شود ( بمل بپذیرد )  و آن هنگام که چنین شد ، آکورد ماژور را به " آکورد هفتم نمایان " دگرگون سازد  . 

نمونه :

دو - سل ( در کلید فای خط چهارم ) سی - می( در کلید سل ) ( آکورد دو ماژور سون است ) را به  فا -فا - لا - فا  در میزان نخست

دو - سل  {در کلید فای خط چهارم} - سی ( بمل ) - می { در کلید سل }  ( که آکورد سون آلتره دو ماژور است  (I7b ) به آکورد فا - فا - لا - فا ، می پیوندد .

این آکورد ماژور سونی است که هفتم آن رو به پایین آلتره شده است .

نیاز به یاد آوری نیست که هفتم آکورد سون درجه اول گام دو ماژوری که رو به پیین آلتره شده باشد ، ( نت سی بمل ) است.

آلتراسیون همچنین می تواند آکوردهای کوچک و بزرگ را به آکوردهای کاسته و افزوده  دگرگون سازد ( یا ماژور و مینور ها را به دیمینیش و آگومانتد تبدیل کند ) .

***

آلتراسیون در مینور :

نت آلتره رو به بالا در آکورد را می توان درجه  هفتم  و همین گونه به سان ششم گام مینور ملودیک بالا رونده بدانیم .

استاد پرویز منصوری در کتاب " هارمونی تحلیلی - ص 145 " ، معتفدند اگر نت آلتره را  سوم آکورد در نظر بگیریم ، می تواند این نت { به طور خلاصه }  درجه هفتم یا ششم مینور شود .

البته " مینوری که ملودیک است و بالارونده " و اینجاست که برای نمونه اگر نت آلتره ، "سوم آکورد درجه سوم باشد "  ( یعنی ذز ساختارش به جای نت بکار از دیز استفاده شود ) می تواند نقش نت هفتم در یک گام دیگر ( همانند لا مینور) را بر عهده گیرد  که این نت اینجا درجه پنجم گام می باشد.

در این باره و نقش آلتراسیون در مینورها ، در نگاشته آینده ، فزونتر خواهیم دانست.

آموزگار : رابعه رضوی ( عسل )

مرجع آموزشی : کتاب هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری - چاپ دوم

فصل دهم

 (C)2003-2014 )

(Rabeah Razavi)

All Rights Reserved

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano


 
 
آلتراسیون در درجات سوم و ششم و هفتم گامهای ماژور - کارکرد آلتراسیون
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۸ دی ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

 نوین سال میلادی  سرشار از  نوانش و قرین نیکویی و آرامش و نتهای گوش نواز  . بس رنگین وطرب آگین.

در ادامه مجموعه آموزشهایم درباره " مدلاسیون کروماتیک " و " آلتراسیون " در دانش هارمونی ، اکنون به این نکته اشاره می کنیم که  آلتراسیون در دیگر درجات گام چگونه است.

یکی از مهمترین این درجات ، چنانکه گفتیم آکورد درجه پنجم ، V  ، بود . آکورد درجه III  ( سوم ) و نیز درجه  VI ( ششم ) هم چنانچه آلتره به سوی بالا شده ( دیز دار شوند ) ، نقش نمایان را برای درجه دوم گام ایفا می کنند.

نمونه : اگر  آکورد ( می - سی - سل - می ) که درجه سوم گام دو ماژور است را به درجه ششم آن ( لا - دو -  لا - می ) که همانند همیشه دو نت نخست در کلید فای خط چهارم و در بخشهای باس و تنور و دو نت دوم به ترتیب در بخشهای آلتو و سوپرانو هستند  را در میزان نخست در نظر بگیریم و در میزان دوم ، را به ترتیب با آکوردهای درجه سوم و ششم بنویسیم که در آن آکورد درجه سوم رو به بالا آلتره شده است ( و البته این سوم آکورد درجه سوم است که به بالا آلتره شده و دیز پذیرفته ) ، چینشی چنین خواهیم داشت :

(می - سی - سل " دیز " - می )   آکورد درجه III  آلتره که به آکورد درجه ششم VI  ، ( لا ، دو ، لا ، می )  وصل شده است ( و دو نت نخست در کلید فای خط چهارم و دو نت دوم در کلید سل نوشته می شود ) .

اما اگر بخواهیم آکورد درجه ششم نقش نمایان را برای آکورد درجه دوم ، ایفا کند ، به این چینش می رسیم که :

( لا - لا - می - دو ) که آکورد درجه ششم است به ( ر - لا - فا - ر ) که آکورد درجه دوم است ، وصل می شود ( همانند همه نمونه ها دو نت نخست در کلید فای خط چهارم و دو نت دوم در کلید سل ) در میزان نخست

و در میزان دوم آکورد درجه ششم به آکورد آلتره درجه دوم وصل خواهد شد و آلتراسیون در درجه ششم رخ می دهد و این آکورد نقش " نمایان " را برای درجه دوم گام الگوی دو ماژور ، بر عهده می گیرد .

چینش آکوردها چنین است :

لا - لا - می - دو دیز   آکورد درجه VI ( ششم ) به ( ر - لا - فا - ر ) یا  آکورد درجه دوم آلتره (II ) با یک نشانه دیز در بالای آن به مفهوم آلتره شدن "سوم آکورد درجه دوم ) 

و در نهایت ، آکورد درجه هفتم  VII در هنگامی که دو نت در ساختارش دیز بپذیرد ، آلتره رو به بالا شده است .

همانگونه که استاد پرویز منصوری در ص 145 کتاب هارمونی تحلیلی اشاره می کنند ، مینورهای حقیقی (  آکوردهایی که بن مایه کوچک دارند ) ، هنگامی که آلتراسیون رخ می دهد ، از شکل کوچک برون شده ، و به آکورد ماژور ( بزرگ ) ، می رسند . بنابراین  به عقیده اینجانب ( رابعه رضوی ) نگارنده وبلاگ وکالیست ، کار اصلی آلتراسیون در این شرایط ( ماژور ساختن اکوردهای مینور ) است . البته این آلتراسیون ممکن است باعث دگرگونی هایی هم در فواصل شود ( برای نمونه یک فاصله را به " درست " یا " بزرگ " ، تغییر دهد ( که در تئوری مفهومش را می دانید و نیازی به تکرار آن نمی بینم ) . مقصود این است که اگر همزمان دو نت از سه نت آکورد سه صدایی ، رو به بالا آلتره شود ، برای نمونه فاصله پنجم و سوم ، فاصله پنجم با آلتراسیون ، ( پنجم درست ) می شود و سوم ، با آلتراسیون ( سوم بزرگ ) و اکوردهای ماژور هم نقش " نمایان" را ،  می پذیرد.

در باره آلتراسیون درجه هفتم گام و نیز شکلهای دیگر آلتراسیون در اکوردهای دگر ازجمله سون( 7 ) و مینورها(m)  در نگاشت های دگر خواهم گفت.

آموزگار و نگارنده و نویسنده وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه رضوی ( عسل )

کتاب آموزشی : هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری

2014  -2003 (c )

All Rights Reserved

(Rabeah Razavi (Asal)

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

 

 


 
 
آلتراسیون در آکوردها - آکوردهای درجه دوم و پنجم و سوم و ششم - نمایان
نویسنده : رابعه ( عسل ) رضوی ، Rabeah( Asal) Razavi - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱ دی ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست.

این نگاشته به " آکوردهای آلتره " می پردازد. گفتیم که همه نتها می توانند " آلتره " شوند یا به بیان بهتر دیز یا بمل بپذیرند. اما بدان گونه که درجه یا مد یا تنالیته گام  دگرگون نشود.

اینک باید دانست که آکورد آلتره سه صدایی ( که خود از 3 نت تشکیل یافته و نت چهارم تکرار یکی از 3 نت مزبور است) به آن گروه از آکوردها گویند که یک یا چند نت آن به سوی پایین (بمل شده ) یا به سوی بالا ( دیز ) شده باشد. یا به بیان بهتر آکوردهای آلتره آکوردهایی هستند که برخی نتهایش( یک یا چند نت ) در آن به بالا یا پایین یا هر دو سو  " آلتره  شوند .

گفتیم که آلتراسیون "  درجه آکورد " را دگرگون نمی کند  و تنها "پیوند آکورد " با دیگر آکوردها را تقویت می کند.

 استاد منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی در ص 143  فصل یازدهم در پیوند درجه دوم به پنجم  (II    --- V)  بیان می دارند هرگاه  " سوم آکورد " درجه دوم( II) به سوی بالا آلتره شوند ، حل بر آکورد درجه پنجم(V) ، خوشایندتر است.

برای دانستن بهتر این موضوع ، نمونه ای را بررسی می کنیم:

ر - لا (  هر دو گرد و درکلید فای خط 4 ) فا -  ر ( هر دو گرد و در کلید سل )     ( آکورد درجه دوم II)  به    سل - سی( هر دو گرد و در کلید فای خط 4 ) - سل - ر  ( هر دو گرد و در کلید سل )( آکورد درجه پنجم V)

را اگر بنگریم ، در " آلتراسیون "  آکورد درجه دوم به سوی بالا ، به چنین ترکیبی می رسیم:

ر - لا  ( هر دو گرد و  در کلید فای خط چهارم) - فا ( دیز ) - ر ( هر دو گرد و در کلید سل ) ( آکورد آلتره درجه دوم II)

به    سل - سی(  هر دوگرد و در کلید فای خط 4 ) - سل - ر ( هر دو گرد و  در کلید سل )  ( آکورد  درجه پنجم  V ) ، " حل " می شود.

نکته : برای نگارش این آلتراسیون باید دیز را زیر خطوط میزان و بالای نشانه آکورد ، بنگاریم. این نماد بدون عدد ، نشانه تبدیل " آکورد ماژور به مینور " در " آلتراسیون " است.

اما اگر بخواهیم در آکوردی ، پنجمش آلتره شود ، نشان دیز را بالای عدد 5 و زیر خطوط حامل قرار می دهیم . هر گاه بدون عدد ، نشانه دیز را دیدیم ، مفهومش این است که سوم آکورد ما ، " آلتره شده " ست که مفهومش دگرگونی آکورد بزرگ به کوچک است.

(یا در مواردی مینور به ماژور ). 

تجربه اینجانب ( رابعه رضوی ) ، نگارنده و آموزگار وبلاگ وکالیست ، می گوید که چنین آلتراسیونی بسیار شنیدنی است و گاه در برخی قطعات برای پایان بندی ، از این نمونه استفاده می شود .

 این نتیجه خوشایند شنیداری ، در صورتی است که دو آکورد را مستقل از تنالیته " دو ماژور " که اکوردهای درجه دوم و پنجم مزبور ، بخشی از آن است را در نظر بگیریم.

اما اگر هر دو را بخشی از ساختار " دو ماژور " ، بدانیم ، دلیل حقیقی " آلتراسیون " را در می یابیم که  در یک لحظه مشخص و تنها برای " شخصیت بخشیدن " به درجه پنجم  ، رخ داده است . از سویی می دانیم ، درجه پنجم هر گام ، " درجه نمایان "  در آن گام است ، بنابراین ، آکورد درجه دوم آلتره شده ، " آکورد نمایان - نمایان " نام می گیرد.

(Dominant - Dominant Accord ) .

***

اما آکورد درجه سوم هم ، آلتره به بالا شده و می تواند به آکورد ماژور تبدیل شود و همانگونه که می دانیم در این شکل ، می تواند " شخصیت نمایان برای درجه ششم VI " یابد . 

نیز آکورد درجه" ششم" که به سمت بالا آلتره شده باشد ( در ساختارش، دیز پذیرفته باشد) می تواند ، شخصیت" نمایان " برای درجه دوم گام بیابد.

درجه " هفتم " هم چنانچه دو نت از 3 نت اش ، دیز بپذیرد ، و آلتره رو به بالا شود ، نقش نمایان درجه سوم را می یابد.

در نگاشت آینده به ساختار این سه نوع آکورد آلتره و نقش آنها در جمله هارمونی  ،افزونتر خواهیم نگریست .

 

آموزگار و نگارنده وبلاگ : رابعه رضوی ( عسل )

منبع آموزشی : کتاب " هارمونی تحلیلی " - استاد پرویز منصوری 

(C)2003-2014 )

Rabeah Razavi

All Rights Reserved

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

 

 

 


 
 
← صفحه بعد