وکالیست سوپرانو - نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی - از 1381 تا اکنون

نخستین وبلاگ آموزش مبانی آهنگسازی؛ سلفژ و هارمونی و کنترپوان

تاریخ موسیقی - سنفونی کلاسیک - آموزگار و نگارنده : رابعه رضوی ( اینجانب )
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز ۸ فروردین ۱۳٩٤
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

آثار مرا تنها از نشانی های  من بشنوید و بنگرید و بخوانید :

آهنگساز و نوازنده و نویسنده و وکالیست و پژوهشگر : رابعه رضوی ( اینجانب )

شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
Rabeah Razavi
All Rights Reserved
   
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts
http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial
https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/rabeahrazaviofficial
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir

"تاریخ موسیقی کلاسیک -  سمفونی کلاسیک"

ماخذ : درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین - 1976

نگارش و پژوهش و آموزش : رابعه رضوی

در نوشتار پیشین به مفهوم " سنفونی کلاسیک " اشاره کوتاهی داشتیم و دانستیم که مهمترین دستاورد دوره کلاسیک را باید در  شمار سنفونیهایی دانست که در این دوره آفریده و نگاشته و اجرا می شدند.

از 40 سنفونی مشهور ولفگانگ آمادئوس موتسارت تا 9 سنفونی بی همانند بتهوون در مهمترین دوره تاریخ موسیقی یعنی دوره کلاسیک به جهان هدیه می شود .خلاقیت بی بدیل بتهوون او را بر آن داشت تا سنفونی های بسیار طولانی تر بیافریند . این نکته را با سنجش آفریده هایش در قیاس با آثار موتسارت و هایدن می توان دریافت.  هر سنفونی او میان 20 تا 45 دقیقه بود و  تمامی ویژگیهای یک اثر خلاقانه از "رنگ صوتی " ویژه و "دینامیک " خاص در سمفونی های بس ماندگارش بهره می جست . 

با نگریستن به سنفونی های کلاسیک می توان دریافت که بیشینه این

آفریده ها دارای 4 موومان هستند . مهمترین ویژگی این موومانها در قیاس با یکدگر  تفاوت میان ضرباهنگ و تندا و تضاد تمپوست .

"حالت " ها نیز بس دیگرگونه و نمود احساسات متفاوتی است . بر همین مبنا موومانهای کلاسیک چیدمانی چنین دارند:

    (1) موومان تند  و دراماتیک و پوینده    

    (2) موومان کند و تغزلی    

    (3 ) موومانهایی همانند منوئه و اسکرتسو  

    ( 4 ) موومان تند و درخشان و دلیرانه 

 

موومان نخست : بسیار همانند سونات و تند و بسی دراماتیک است .

اصلی ترین ویژگی موومان نخست هر سنفونی را باید در "بسط و گسترش شاداب و پرهیاهوی "موتیف های کوتاه " و" تاکیدهایش"  دانست .

موومان دوم : کند بوده و با فرم آوازی در ملودی های گسترده نمایانده می شود . موومان دوم هر سنفونی کلاسیک یا " فرم سونات " دارد یا آنکه به فرم " A BA " ، نگاشته می شود یا با فرم " تم و واریاسیون " ارائه می شود .

موومان سوم : فرم منوئه و تریو داشته و بیشتر آفریده های موتسارت و بتهوون در این فرم در موومان سوم آوزده می شود . تمپویی متعادل و گاه تند و متغیر دارند . در آثار بتهوون بیشتر با " اسکرتسوهای " پرتکاپو و تندای پرشتاب نمایانده می شود .

موومان چهارم و پایانی : چالاک و سرخوش و رخشان و سبکبال تر از موومان نخستین بوده است . نمونه آن را در موومان پایانی سنفونی 40  موتسارت در سل مینور می یابیم .

در آثار بتهوون بیشتر می توان نقطه اوج را در همین موومان پایانی دانست که پیروزمندانه اثر خویش را با این موومان به انتها می رساند . فرم بیشتر این موومانهای پایانی " سونات "  و " سونات روندو " است .

 هر موومان در سنفونی های کلاسیک به سان یک اثر کامل با تمهای ویژه خود بوده و  تم یک موومان در موومان دگر شنیده نمی شود . بنابراین " استقلال موومانها " وجود دارد  . گرچه در نهایت جملگی در  یک " تنالیته " به " یکپارچگی " می رسند و  حس توازن و تکامل بر تمامی آنان حکمفرماست .  مهمترین واژگانی که در پیوند با مفهوم " سنفونی کلاسیک "3 در موسیقی پدیدار می شوند  " موسیقی سنفونیک " و " تالار سنفونی " و " ارکستر سنفونیک " می باشند که تا عصر حاضر نیز کاربرد دارند . 

در نوشتار دگر به بررسی مفهوم " کنسرتوی کلاسیک " می پردازیم .

+

واژه نامه :

1 - دینامیک Dynamics : شدت یا ملایمت آواها و صدا در موسیقی

2-  موتیف Motive:قسمتی از یک تم و ایده موسیقایی که در اثر بسط و گسترش می یابد.

نمونه : سنفونی شماره 5 بتهوون در  دو مینور  موومان نخست نتهای نخستین در بخش ارائه تمها

3- سنفونی کلاسیکSymphony : اثر ارکستری دارای 4 موومان دارای رنگ صوتی و دینامیک گسترده و متنوع .


 
 
تاریخ موسیقی کلاسیک - فرم روندو+ 7 سین وکالیست- نویسنده و آموزگار: رابعه رضوی
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱ فروردین ۱۳٩٤
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

بهین روز ایران زمین ، بهار سرزمین ، رنگین و آهنگین 

آثار مرا تنها از نشانی های  من بشنوید و بنگرید و بخوانید :

آهنگساز و نوازنده و نویسنده و وکالیست و پژوهشگر : رابعه رضوی ( اینجانب )

شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
Rabeah Razavi
All Rights Reserved
   
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts
http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial
https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir

"تاریخ موسیقی کلاسیک - فرم روندو"

ماخذ : درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین - 1976

نگارش و پژوهش و آموزش : رابعه رضوی

دانستیم که یکی از فرمهای مشهور کلاسیک ، "فرم روندو - rondo "  است . در تاریخ موسیقی کلاسیک ، آثار بسیاری با این فرم نوشته می شوند . شیوه نگارش روندو اینگونه است که تم بنیادین ، سرخوش و دلپذیر ، است .

تم اصلی در تنالیته تونیک* 1 ارائه می شود با بازگشت هایی که بس خوشایند است .این فرم را می توان با این روش نشان داد :

A B A C A    یا      A B A C A B A .

"روندو "می تواند قطعه ای مستقل باشد یا آنکه موومان یک سمفونی ، سونات ، کوارتت زهی بوده و با یک موومان فاینال * 2شادمانه و سرزنده ، پایان یابد .

فرم روندو ، عناصری از فرم " سونات " را هم با خود همنوا می سازد و فرم " سونات - روندو " را پدیدار می کند . "سونات - روندو " ، به سان سونات بوده و دربردارنده بخش "بسط و گسترش "تم بوده و فرم آن متفاوت از روندوی خالص است و این گونه نمایانده می شود :  A  B  A

 شهرت و محبوبیت " روندو" ، فرازمانی بوده و در دوره های پس از کلاسیک نیز  این فرم کاربرد داشته است.

کوارتت زهی در دو مینور ، اپوس 18 ، شماره 3  ، لودویگ وان بتهوون ، در موومان چهارم ، آلگرو ، فرم روندو دارد . این موومان پرهیجان ، به سان نتهای کولی ، سرزنده و شاداب ، برای کوارتت زهی  نوشته شده و فرم

  A B A C A B A  دارد . دو قسمت از آن تکرار می شود : a a  b b  و نتهای بخش دوم بداهه نوازی*3 ویلون کولی است .

تم اصلی این موومان ، در تنالیته مینور بوده و درست وارونه دیگر بخشهاست که جملگی در ماژور نوشته شده است . تم B ، تغزلی و لگاتو است .تم  C  ، اما بسی شاداب و سرزنده است . سوی نتها ، بالارونده  بوده و سریع اجرا می شوند .

پایان بخش این اثر ، ضرباهنگی ، پرشتاب و "پرستیسمو "* 4 است که پایانی پرشور دارد .

 در نوشتار دیگری به بررسی " سمفونی کلاسیک " می پردازیم که دستاورد اصلی دوره کلاسیک در هنر و دانش موسیقی است .

 

+ 7 سین وکالیست ( 1394 ) :( از مجموعه هفت سین های پیشین این وبلاگ )

سونات - روندو  * 5   ، سرود گریگوریایی* 6 ، سبک * 7، سودومینانت*8 ، سرناد*9، ساز الکترونیک*10 ، سکانس *11  .

واژه نامه  اصطلاحات این متن:

1- "تنالیته تونیک Tonic key , home key" : نت ابتدایی و نخستین که تنالیته مرکزی بوده و اثر با این تنالیته آغاز و بدان پایان می یابد.

2- " فاینال ": موومانی که در پایان بندی قطعه نوشته و اجرا می شود .

3-"بداهه پردازی  - Improvisiation ": آفرینش موسیقی در همان لحظه که موسیقی اجرا می شود .

4 - پرستیسیمو "Prestissimo": پرشتاب ترین و تندترین تمپوی ممکن 

5 - سونات روندو "Sonata - rondo ":  فرم تصنیفی و دارای تم تکرار شونده ویژه روندو که دارای بخش بسط و گسترش بوده و با فرم سونات ترکیب می شود . 

6 -سرود گریگوریایی"Gregorian chant" : ملودیهای مبتنی بر متون مذهبی  لاتین که بدون همراهی  سراییده می شد . موسیقی متداول آیین کلیسای کاتولیک ، رم

7 - سبک "Style ": شیوه خاص به کار گیری  ملودی و ریتم و رنگ آمیزی و  دینامیک ها و بافت و فرم و هارمونی در موسیقی .

8 -سودومینانت"Subdominant " :چهارمین صدای یک گام و آکوردی که بر مبنای آن ساخته می شود .

9 - سرناد "Serenade ": اثری سبک و سازی ، موسیقی شبانگاهی.

10 - ساز الکترونیک"Electronic instrument" : سازی که صداهای موجود در آن با روش الکترونیکی ایجاد می شود .

11 -سکانس"Sequence" : اجرای ملودی  یا الگویی از آکوردهای پیاپی  و هارمونیک  و سپس تکرار بی درنگ آن الگوی ملودیک و هارمونیک در گستره صدایی بم تر یا زیرتر.

 




 
 
تاریخ موسیقی کلاسیک + فرهنگ لغات -منوئه و تریو - نویسنده و آموزگار :رابعه رضوی
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ٢۳ اسفند ۱۳٩۳
 
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
Rabeah Razavi
All Rights Reserved
   
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts
http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial
https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
تاریخ موسیقی دوره کلاسیک - منوئه و تریو 
نگارش و آموزش و تحلیل : رابعه رضوی
مرجع آموزشی : درک و دریافت موسیقی  - راجر کیمی ین - 1976
در این نوشتار به بررسی مفهوم "منوئه و تریو "  در موسیقی کلاسیک می پردازیم.
فرم " منوئه " و" تریو " minuet & trio *1 بیشتر در سومین " موومان " سمفونی ها و کوارتت های زهی به کار گرفته می شد . 
اگر از تاریخ موسیقی در "دوره باروک " به یاد داشته باشیم ، سوییت باروک ملهم از نوعی موسیقی موزون است که منوئه کلاسیک از این حیث ، به موومان سوییت باروک همانند است . یعنی هردو این فرمها را از موسیقی موزون گرفته اند .  ریشه این فرم را در سال 1650 ، و دربار لویی چهاردهم فرانسه  می دانند ،  که منوئه باوقار و مجلل ، نخست بار در آن  اجرا می شود .
موومان فرم منوئه هم برای شنیدن ساخته شده است . به ویژه آنکه در قالب یک سمفونی یا کوارتت زهی ارائه شود . وزن موومان دارای فرم منوئه ، 3/4 بوده  و تندا و ضرباهنگ متعادل دارد . 
فرم ارائه موومان غالبا به شکل A-  B -  A  است که به ترتیب منوئه - تریو - منوئه است. بخش B که تریو است از بخش A ، آرام تر است و تعداد سازهایی که این بخش را می نوازند نیز کمتر است .  تریو را معمولا سازهای یکتایی از گروه " بادی - چوبی "* 2- یک فلوت - یک ابوا - یک کلارینت " می نوازند .  این بخش" تریو "نامیده می شود از ان رو که غالبا "3 ساز" آن را
می نوازند .هرچند در عمل بیش از 3 ساز استفاده شود .
 
بخش "منوئه" A : به بخشهای کوچکتری تقسیم شده و پس از ارائه ، تمامی این بخشهای کوچک تر منوئه ، دگربار ، تکرار می شوند . 
 A)  a'  b  a  )  : تکرار' ba  - تکرار a ||:  و نشانه تکرار نیز در پایان نهاده می شود .
بخش "تریو " B : فرم آن  همانند A است ، و بخشهای کوچکتر سازنده اش ، تکرار می شوند :  
'c d c     که با تکرار 'd   c  ، و نیز تکرار c  ، همراه است .
پس از پایان بخش تریو ، بخش منوئه به تمامی تکرار می شود . این نکته با  واژه " داکاپو - از آغاز - da capo "*3 مشخص می شود . بنابراین تمامی منوئه اغازین بی تکرار و به تمامی ، اجرا می گردد . ' a b a
 A       منوئه :   'ab a                          
 B     تریو   :    ' d  c  (  تکرار    )   -  تکرار  c 
  A      منوئه   :  'b  a    (تکرار     )    a ( تکرار  )
این ساختار ساده ترین موومان هر سمفونی یا کوارتت زهی است و تکرارها و فرم منوئه در این ساختار ساده گنجانده شده اند .
برای نمونه : در آثار بتهوون ،موومان سومهایی وجود دارد که فرمی شبیه منوئه اما با ضرباهنگ و تندایی پر شتاب تر و بس پوینده و غیر قابل انعظاف است . این فرم تازه منوئه نیست و " اسکرتسو "* 4 نام دارد . 
Eine Kleine Nachtmusic  یا موسیقی کوتاه شبانگاهی ولفگانگ آمادئوس موتسارت ، نوعی "سرناد "*5 serenade  سبک است که برای ارکستر کوچک زهی یا کوارتت زهی  با همراهی ساز کنترباس که در اکتاو بم تر مضاعفش می سازد ، ساخته شده است .  موومان سوم این اثر ، منوئه بوده و دارای فرم A B  A است . بخش نخست در منوئه، باوقار و پرقدرت و " استاکاتو "*6
و دارای ضربهای تاکیدی و روشن است . 
بخش تریو : برخلاف منوئه ، ملایم و "لگاتو "*7  بوده و همراهی ها هموارتر و ملایم تر است . 
در نوشتار دگر ، فرم " روندو " را در موسیقی کلاسیک بررسی می کنیم .
+
 فرهنگ لعات ،واژگان و اصطلاحات تخصصی این متن :
1- منوئه و تریو : ( در همین متن تعریف شده است )
2- سازهای بادی - چوبی : سازهای دارای رنگ صدای متنوع از بم و صداهای جاندار و پرتر تا محدوده زیرتر و پرنفوذتر ، که در لحظه قادر به نواختن یک نت بوده ، این سازها در فضای باز به خوبی قابل اجرایند . از مهمترین اعضای خانواده بادی چوبی می توان به پیکولو و فلوت و ابوا و کلارینت و کرآنگله و باسون و ساکسفون و کلارینت باس ، اشاره کرد.
3 - داکاپو  ( Da Capo ) : "از آغاز" معنی دارد . نشانه ای برای تکرار بخش نخستین اثر پس از بخش میانی  . 
نمونه : کانتات شماره 140 باخ ، موومان ششم ، دوئت باس و سوپرانو
موتسارت ، موسیقی کوتاه شبانگاهی ، موومان 3
4 - اسکرتسو ( : فرمی سه بخشی در آهنگسازی که در بیشتر در موومان سوم سمفونی و کوارتت زهی به کار می رود . در دوره کلاسیک و پس از آن استفاده می شد. وزن سه تایی آن تندا و ضرباهنگی پوینده تر از منوئه دارد .
نمونه : سمفونی شماره 5 بتهوون در " دو مینور " ، موومان سوم
سمفونی دنیای نو ( شماره 9 ) دورژاک  ، موومان سوم
5 - سرناد (serenade) : اثر سبک و سازی برای موسیقی
نمونه :موسیقی کوتاه شبانگاهی موتسارت موومان سوم
6 - استاکاتو (Staccato) : شیوه مقطع اجرای موسیقی برخلاف لگاتو 
نمونه : سوییت " فندق شکن " چایکوفسکی ، رقص فلوت ها 
سمفونی شماره 94 هایدن ، شگفتی،  در سل ماژور
7 - لگاتو (Legato ): اجرای پیوسته و نرم و هموار برخلاف استاکاتو 
نمونه : فوگ برای ارگ ، در سل مینور ، باخ 

 
 
باب تازه درسهای وبلاگ وکالیست سوپرانو - فرهنگ واژگان موسیقایی + تاریخ کلاسیک
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان دیرین وبلاگ وکالیست

شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
Rabeah Razavi
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir

چنانکه وعده داده بودم ، قصد داریم زین پس ، باب تازه ای را در وبلاگ وکالیست بگشاییم و آن بخش فرهنگ و اصطلاحات و واژگان تخصصی موسیقی در کنار تاریخ هنر است. روش آموزش در این بخش چنین است که نخست تاریخ هر دوره را بررسی می کنیم و سپس واژه های تخصصی متن را با هم معنا می کنیم .

درباره  هارمونی و کنترپوان می توانید به کتب معتبر در این زمینه مراجعه کنید . گرچه نکته ای در این وبلاگ ناگفته نمانده است . بنابراین این فصل بی شک در وبلاگ من ، پایان یافته است.

اما در این درس ، قصد داریم ادامه تاریخ هنر در دوره کلاسیک را با هم مرور کنیم و چنانکه اشاره شد ، هر واژه تخصصی درون متنی را نیز ، بیشتر بشناسیم.

 

****

تاریخ موسیقی کلاسیک - تم و واریاسیون

ماخذ : درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین  -1976

آموزش و تلخیص و نگارش و تحلیل : رابعه رضوی

 

تم*1 و واریاسیون*2 می توانست در دوره کلاسیک ، اثری جداگانه باشد . چنانکه می توانست در قالب موومانی*3 از یک سمفونی *4 ، سونات *5  یا کوارتت زهی *6 باشد .

در " تم و واریاسیون " ، ایده اصلی موسیقایی یا تم ، بارها تکرار می شود و در هربار تکرار ، دگرگونی می پذیرفت.

فرم "تم و واریاسیون " نمایی چنین دارد :

تم (A)   ، واریاسیون 1 (A') ، واریاسیون 2 ( A'') و واریاسیون 3 ( A''')

واریاسیون ها از نظر کشش زمانی بیشتر همسان تم بود و تمامی دگرگونی ها بیشتر در " ملودی " ، "ریتم " ، " هارمونی " ، " دینامیک " و " رنگ صوتی "   صورت می پذیرد. دلیل این دگرگونی را می توان اعطای شخصیت و هویت به هر یک از واریاسیون ها دانست . 

خط ملودی گاه در بخش "باس " نوشته می شد و یا در تنالیته "  مینور" تکرار می شد که جایگزین ماژور بود . خط ملودی همچنین می توانست همراه با ملودی تازه ای ، همزمان به گوش رسد .

واریاسیون ها یکتا بودند و هر کدام اختلافاتی با تم اصلی داشتند تا بدین سان هوی موسیقایی خود را داشته باشند .  گاه واریاسیون ها بهم پیوسته و گاه جدا شده با  "سکوت " از هم بودند .

نمونه :" موومان دوم " سمفونی"Surprise"'  شماره 4 در سل ماژور ،1791،جوزف هایدن ، فرم "تم و واریاسیون" دارد .

****

 فرهنگ و اصطلاحات این متن:

1- تم(Theme ) : ملودیی که مبنای ساخت یک قطعه طولانی تر است .

2- واریاسیون ( Variation) : دگرگون ساختن عناصر موسیقایی با حفظ برخی صفات و ویژگیها .

3 -موومان(Movement ) : قطعه ای کامل و مستقل که خود جزئی از یک اثر بزرگتر است .

4 -سنفونی (Symphony ) که بارها به آن اشاره کرده ایم : اثری ارکستری است که چهار موومان دارد . سمفونی کلاسیک 25 تا 40 دقیقه بوده و رنگ و دینامیک گسترده و متنوعی دارد .

5 - سونات(Sonata) که در نوشتار پیشین ساختار آنرا شناختیم : در موسیقی باروک اثری سازی و چند موومانی بود . یک تا هشت نوازنده آن را اجرا می کردند . آثار پس از باروک سوناتهایی بودند که 1 تا 2 نوازنده اجرایش می کردند و فرم سونات در موومان نخست قرار می گرفت . 

نمونه : سونات پیانو در دو مینور ، اپوس 13 ، پاتتیک مشهور بتهوون ( اثری بی نظیر که من، رابعه رضوی، آموزگار این وبلاگ با آن خاطرات بسیاری دارم ).

6 - کوارتت زهی( String Quartet ) : اثری برای 2 ویولون ، یک ویولا ، یک ویولونسل که معمولا 4 موومان دارد . گروه نوازندگان کوارتت زهی نیز به همین نام خوانده می شوند. 

نمونه : کوارتت زهی در دو مینور ، اپوس 18 ، شماره 4 ، موومان چهارم

کوارتت زهی بتهوون در فا ماژور ، اپوس 18 ، شماره 1 ، موومان یکم

***

در نوشتار دگر ، مفهوم " منوئه و تریو " را در موسیقی کلاسیک با هم بررسی می کنیم.


 
 
کنترپوان پیشرفته - بخش آخر+ تاریخ موسیقی کلاسیک - سونات - بخش چهارم- رابعه رضوی
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ٩ اسفند ۱۳٩۳
 
درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو
نکته :شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
 
All Rights Reserved
   
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
+
"دانش کنترپوان پیشرفته- کنترپوان سه بخشی و بیشتر - درس پایانی کنتر پوان"
آموزگار و پژوهنده : رابعه رضوی
ماخذ : هارمونی تحلیلی - پرویز منصوری - 1982  و دیگر کتب معتبر کنترپوان
در نوشتارهای گذشته تمامی مباحث مربوط به کنترپوان و کنترپوان پیشرفته را با هم مرور کردیم . اکنون هنگام آن است که این درس را در همین جلسه ، پایان دهیم . برنامه آینده وبلاگ ، در فصل تازه ، پس از مرور مختصری بر هارمونیزه کردن ملودیها در متدهای دیگر ، آغاز فصل اصطلاحات تخصصی موسیقی در کنار تاریخ هنر و موسیقی است . پیشنهاد می شود  فصل تازه را نیز از همین وبلاگ  ، دنبال نمایید. 
اما در نوشتار گذشته گفتیم :
با توجه به 7 بخش صدایی و قوانین کنترپوان پیشرفته ، چگونه می توان کنترپوان سه بخشی نوشت . در کنار آن باید تمرینهای کنترپوان آزاد که C.f  ندارد و همه بخشها باید خودنگاری شود ، را هم می توان انجام داد تا تسلط کامل بر فرمهای گوناگون سبک
" ایمتاتیف " حاصل شود .
کنترپوانیک  چهاربخشی می تواند به سبک آزاد یا ایمتاتیف نگاشته شود . 
یا اینکه خط ملودی می تواند با فرم " کانن " چهار بخشی اجرا شود :
نمونه :
در کلید سل - 4/4     لاسیاه - سل سیاه - لا سیاه - می سیاه | لا چنگ- لا چنگ  سی چنگ -سی چتگ  دو اکتاو چنگ - ر اکتاو چنگ  سی سیاه | می  اکتاو سیاه
ر اکتاوچنگ - می اکتاو چنگ  دو اکتاو چنگ - ر اکتاو چنگ  می اکتاو چنگ - می اکتاو چنگ | دو اکتاو سیاه سی اکتاو سیاه لا سیاه سل سیاه ||
اگر "کانن "چهار بخشی باشد ، پس از یک میزان ، بخش تازه، وارد می شود . به آغاز میزان دوم که می رسیم ، بخش بعدی میزان نخست همزمان با ادامه میزان دوم ، اجرا می کند ، به همین علت است که این دو میزان باید با هم متناسب نوشته شود . به عقیده من ، رابعه رضوی ( اموزگار این درس ) باید نتها با هم همبسته و وابسته هارمونیک باشند . این همزمانی اجرا ، لزوم استفاده درست از نتهای زینت و حل های صحیح را بیش از تمامی نمونه های دگر نشان می دهد . حتی بخش سوم هم در هنگامی آغاز به اجرا می کند که بخش نخست به آغاز میزان دوم و بخش دوم به آغاز میزان دوم رسیده باشد . نکته مهمتر این است که هر 3 بخش ، همزمان ، میزانهای یکم و دوم و سوم را با هم اجرا می کنند و در پایان ، بخش چهارم آن زمان وارد اجرا می شود که نخستین بخش به میزان چهارم ، دومین بخش به میزان سوم و سومین بش به میزان دوم رسیده باشد . بایسته است همه " ضربهای متناظر میزانها " با هم از جهت " هارمونیک " پیوسته و همبسته و وابسته باشند . 
از هر جهت ، اهمیت دارد که "سنجش وابستگی هارمونیک " در میزانهای پیاپی ملودیها سنجیده شوند . قطعه کانن می تواند بخشهای افزونتر یا کمتر داشته باشد . از نظر زمانی اختلاف فاز هنگام ورود هر بخش وجود داشته باشد . این همه را باید نوشت و تمرین کرد .
نمونه پایانی فصل مهم کنترپوان یک کانن کوتاه است :
میزان نخست : کلید سل (  با نشان سی بمل )  لا سیاه | ر سیاه رسیاه
فاچنگ نقطه دار - سل دولا چنگ   می سیاه | فا سیاه
میزان دوم : فا سیاه سل سیاه  لا چنگ نقطه دار - سی دولاچنگ  دو سیاه اکتاو |
خط اتحاد دو اکتاو و سی و لا ( به شکل تریوله )
میزان سوم : دو و سی و لا ( به شکل تریوله ) سل سیاه  فا سیاه | لا سیاه
میزان چهارم : لا سیاه - دو اکتاو چنگ - سی چنگ  لا سیاه  سل سیاه | لا سیاه
این نمونه را می توان بدین شکل نیز نوشت :
4/4 ( سی بمل ) : لا سیاه ||: ر سیاه می سیاه فانقطه دارچنگ سل دولاچنگ  می سیاه | فا سیاه سل سیاه  لاچنگ نقطه دار  سی دولاچنگ دو اکتاو سیاه | خط اتحاد به دو اکتاو و سی و لا تریوله  سل فا سل | لا سیاه دواکتاوچنگ سی چنگ  لا سیاه  دو سیاه ||:
و بدین سان فصل کنترپوان پایان می یابد .
 
 
در نوشتارهای نیمه دوم اسفند ماه 1393 و سال تازه  1394 ، باب فرهنگ و اصطلاحات موسیقی و شناخت آثار مهم را در کنار تاریخ هنر و موسیقی می گشاییم .
+ تاریخ موسیقی کلاسیک - " سونات " - بخش چهارم
ماخذ : درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین -1976
پژوهش و آموزش و تحلیل : رابعه رضوی 
در نوشتار پیشین ،  روش "ارائه تمها" را در " سونات کلاسیک " شناختیم . اکنون شیوه " بسط و گسترش " تمها را خواهیم شناخت .
پرتکاپوترین بخش هر موومان در فرمم سونات ، همانا ، قسمت " بسط و گسترش تمها " است و با گذشتن از هر تنالیته به روشنی از توازن ، خارج می شویم و بی قراری موسیقی در این فراز و نشیب را ادراک می کنیم . مدلاسیونهای پی در پی ، تنش هارمونیک را هماره افزون می کند .
موومانها ، بسط و گسترش یافته و پرداخت تازه تر می یابند و تم ها ، به تکه های کوچکنر یا موتیف motive تقسیم می شوند . این موتیف ها خود ایده سازند . ایده ها دستمایه انواع گوناگون بسط و گسترش قرار می گیرند و معانی متناقض و گاه متفاوت
می یابند  . حتی می تواند از شکل کمیک به شکل قهرمانانه و دیگر حالات و کیفیات در ملودی و ریتم و هارمونی ، دگرگون شوند .
تم ها با ایده ها آمیخته شده ، بافتها دگرگون شوند و در جابجایی های شتابان موتیف میان سازهای گوناگون ، در بافت پیچیده " پلی فونیک " جای گیرند . این تکاپوها چنان است که گاه نیاز به " حل " هارمونیک برای بازگشت تعادل و توازن ، در پایان حس می شود .
اما هنگام "ارائه مجدد تمها " ، این تنش سرانجام " حل " می شود و در واقع پایان بخش " بسط و گسترش " ، سرآغاز قسمت "ارائه مجدد تمها" است . حل با شنیدن دگربار تم اول در تونالیته تونیک است . در ارائه مجدد ، همه تمها  و ارائه و پل  و  تم دوم  و بخش پایانی ،همان است که در ابتدا شنیده ایم  با این تفاوت  که همگی این موارد در تنالیته تونیک ارائه می شوند. آن تضاد شدید تم اول با تم دوم و بخش پایانی در بخش ارائه تمها که به دلیل ارائه تمها در تنالیته تازه است ، سرانجام با ارائه مجدد از بین می روند و دیگر تنش هارمونیکی وجود ندارد.

 بخش کودا:حس پایان  در پی ارائه مجدد تمها ، وجود دارد و بخش کودا به همین دلیل در سونات کلاسبک گنجانده می شود . با تکرار تمها و بسط و گسترش و نتیجه گیری و جمع بندی موومانها ، سرانجام سونات در تنالیته تونیک پایان می یابد .
در نتیجه : مدل سونات اینگونه خواهد بود :

ارائه تمها( پایدار) به( تقابل ایده ها)    ------ بسط و گسترش  ( حس تنش )----- ارائه مجدد تمها ------- کودا ( در هر دو پایداری و حل تقابل ایده ها )
در نوشتار آینده نکاتی از تم و واریاسیون  کلاسیک را می شناسیم.

 
 
کنترپوان سه بخشی + تاریخ موسیقی کلاسیک + سال سیزدهم نگارش وبلاگ وکالیست سوپرانو
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز ٢ اسفند ۱۳٩۳
 
درود بر همراهان دیرین وبلاگ وکالیست سوپرانو
در نخستین  روزهای اسفند ماه 1381 ، وبلاگ حاضر ، با هدف آموزش همگانی و رایگان دانش موسیقی ، ساخته شد و من  رابعه رضوی  (عسل ) با همین ایده تمامی سالهای اخیر را به آموزش مبانی و تئوری موسیقی ، در چند سال نخستین و سپس سلفژ و هارمونی مقدماتی و پیشرفته در سالهای اخیر ، اختصاص دادم و کوشیدم هیچ نکته ای را ناگفته باقی نگذارم. یک سال اخیر نیز دانش کنترپوان مقدماتی و تاریخ هنر را با این مجموعه افزودم تا در پایان ، به درک جامعی از این دانش بی پایان دست یابید.
اکنون در پایان دوازدهمین سال نگارش و نخستین روزهای  سال سیزدهم نگارش وبلاگ وکالیست سوپرانو ( نخستین و قدیمی ترین وبلاگ آموزش مبانی موسیقی و سلفژ و هارمونی و کنترپوان ) ، آرزو می کنم  فرهنگ نهادینه احترام به هنر و دانش بیش از پیش ،  افزون شود و هر هنرمند صاحب ساخته ها و ایده ها و اندیشه های خویش باشد. چنانکه من در این وبلاگ کوشیدم نام بزرگانی که از آثارشان برای آموزش استفاده می کنم را با آن چه نگاشته اند ، همراه سازم تا جدا از احترام به حقوق مولف و مصنف ، به یاد داشته باشیم هیچ یک از ما ، به ویژه در آموزش تاریخ هنر ، نمی توانیم ادعای مالکیت بر آثار قرنهای پیشین و تمامی آفرینشگران شاهکارهای موسیقایی را داشته باشیم. چرا که در زمانه آنان نزیسته ایم. اینکه در سالهای اخیر رایج شده کتابهایی را منتشر می کنند که تکرار همان سخنان پیشینیان است ، مورد پسند من آموزگار نیست . چرا که می دانم پیش از انتشار این کتابها ، نیز کتابهای بسیار معتبر پیشینیان بهترین مرجع برای فراگیری موسیقی است.
هدف من از بازنگاری آن در وبلاگ و ذکر منبع و ماخذ ، یادآوری همین نکات است. با این توضیح که من برداشت و دیدگاه خود را نیز ضمیمه می کنم و با مراجعه به اصل نگاشته ها می توانید دریابید چقدر اصل نوشتارها برای فراگیری دشوارتر است و من می کوشم به عنوان یک مدرس ، تنها ساده تر نکات مزبور را خلاصه و بیان کنم. بنابراین این روش را شرافتمندانه تر از انتشار آثار دیگران به نام خودم می دانم که این روزها پدیده رایج زمانه ماست و باید دگر بار، همان کتابهای قدیمی بازنشر شوند تا مخاطب عام دریابد که اصل نوشتارها چقدر غنی و مفید است.
باری ، سیزدهمین سال نگارش وبلاگ را با آرزوی احترام به آثار نوشتاری و شنیداری و دیداری همه هنرمندان و به ویژه خویشتن خویشم آغاز می کنم که در تمامی سالهای آفرینشم تمامی آثارم بدون اجازه من  در اختیار دیگران  قرار گرفت . با این همه نومید نیستم و می دانم روزی فرا خواهد رسید که آثار ارجینال من که کار آهنگسازی و نوازندگی و گاه وکال و تنظیم و ضبط آنالوگ و دیجیتال آن را خود انجام داده ام ، همانند تمامی هنرمندان دگر ، مورد حمایت مادی و معنوی مخاطبم قرار می گیرد. هر چند تا دستیابی به این آرزو راه دشواری در فرهنگ موسیقایی جامعه خویش می بینم .
اما سال تازه باید سرآغاز این دگرگونی به سوی احترام به حقوق مولف و مصنف آثار موسیقایی ارجینال و حمایت از ما آفرینشگران واقعی آثار باشد.
آغاز فصل تازه سراسر دانش و موسیقی و فرهنگ و باور تازه به اصالت باشد.
با احترام : رابعه رضوی ( عسل ) - نویسنده و آهنگساز و وکالیست و نوازنده و سازنده آثارم از ابتدا تا اکنون
نکته :شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://www.youtube.com/user/rabeahrazaviofficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
+
بخش نخست - کنترپوان پیشرفته - کنترپوان 3 بخشی
ماخذ : هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری - سال نگارش : 1982 - چاپ دوم - سال 1999 - فصل نوزدهم 
آموزش و تحلیل : رابعه رضوی
در نوشتار پیشین درباره اقسام کنترپوان سخن گفتیم و اکنون به واپسین بخش آموزش کنترپوان پیشرفته گام می نهیم که عبارت از " کنترپوان 3 بخشی " است .
این نوشتار و نوشتار پس از آن در هفته آینده ، آخرین درس کنترپوان این وبلاگ خواهد بود . آخرین بخش این  باب مهم را هم در هفته های پس از آن به روش هارمونیزه ساختن ملودیها در نظامهای دگر خواهیم پرداخت .
اما کنترپوان سه بخشی : سه بخش دارد . بخشهای سه گانه اش وام گرفته از قرون وسطاست که در آن 7 خط آوازی وجود داشت . این 7 بخش یا خط آوازی چنانکه می دانیم و می دانید : 
1 - باس - بم ترین محدوده صدایی و آوازی مردان - کلید فای خط چهارم
2-باریتون - محدوده میانی صدای مردان - کلید فای خط سوم
3- تنور -بالاترین محدوده صدایی مردان - کلید دوی خط چهارم
4 - آلتو -بم ترین محدوده صدایی زنان - کلید دوی خط سوم
5 - متزوسوپرانو - محدوده صدایی میانه زنان - دوی خط دوم و امروزه با کلید سل
6 - سوپرانو - بالاترین محدوده صدایی زنان - کلید دوی خط اول
7 - سوپریوس و صدای ساز فیدل - محدود صدایی زنان با نتهای فوق العاده بالا و ساز فیدل که این بخش را تقویت می کرد و آوازهای گروهی را همراهی می کرد .
 در کنترپوان دو بخشی ،  همانگونه که  اشاره شد اگر بخش پایینی برای باس نوشته می شد ،بخشهای بالایی برای باریتون با همان کلید ، و خطوط حامل باس و باریتون با کلید فای خط سوم نوشته می شد .  در واقع هر دو بخش را باید برای بخشهای آوازی همجوار و همسایه بنگاریم.
 
در کنترپوان سه بخشی ، آکوردهای 3 صدایی ساده برای نخستین بار جلوه می کنند . اینجا همان چیدمان آکورد" پایه ، سوم ، سوم " یا " پایه ، پنجم ، پنجم" مورد قبول است .
اما در نگارش آزادی عمل بیشتری وجود دارد و برای نمونه فاصله " چهارم درست " - افزوده ، پنجم کاسته و گاه چهارم کاسته اگر نت بم فاصله ای در بخش باس وجود نداشته باشد ، از فواصل " مطبوع " است.
همه قوانین فاصله ها در دانش کنترپوان اینجا هم مورد استفاده قرار می گیرد و معتبر است .
1-همانند همیشه ، یکی از بخشها ، C.f  ، و بخش دگر هم که یکی از آنها معمولا بالاتر است K.p.I و آن دیگری را K.p .II ، می نامند .
2-همه انواع I ) K.p ) و ( K.p ( II را جملگی با نتهای گرد و سپس با نتهای گرد یا سیاه در شکل تاخیر در این دو بخش ، بنویسیم.
3 -تمامی 3 بخش صدایی را هم می توانیم همصدا آغاز کنیم . در بخشهای  بعدی باید حرکت متناسب با آن نوشته شود . می تواند این سه بخش از بالا به پایین ، پنجم ( از باس تا K.p ) و اکتاو (از باس تا K.p . II ) باشد. 
4 - در ابتدای اثر هم ، فاصله سوم هم چندان پسندیده نیست  . گرچه مجاز است.
5 - واپسین آکورد هم هرگز نباید فاصله سوم کوچک باشد . 
قوانین دیگر کنترپوان سه بخشی را در نوشتار دگر بررسی می کنیم .
+
بخش دوم - تاریخ موسیقی کلاسیک -  فرم سونات - روش ارائه تمها - بخش نخست
ماخذ : درک و دریافت موسیقی -راجر کیمی ین - 1976 - ویراست نخست 
آموزش و تلخیص و نگارش و تحلیل : رابعه رضوی
درباره ارائه تمها در سونات ، نکاتی را در نوشتار پیشین  دانستیم .
هم اکنون روش" ارائه تمها" را فزونتر می شناسیم :
1- تم نخست در تنالیته تونیک ، تونالیته ابتدایی و آغازین و مبنا است .
2- قسمت پل( انتقال ) ، مدلاسیون از تنالیته مبنا به تنالیته تازه است .
3 -  آنگاه تم دوم در تنالیته تازه ارائه می شود
4 - بخش پایانی (Closing section ) ، ارائه تمها در تونالیته تم دوم است.
***
"بسط وگسترش " :
پردازش تازه تمها و مدلاسیون به تمهای گوناگون است.
"ارائه مجدد " :  تم نخست در تنالیته تونیک  ، پل  ، تم دوم در تنالیته تونیک، قسمت پایانی در تنالیته تونیک 
"کودا " : در تنالیته تونیک خواهد بود.
ارائه تمها ، تقابل میان تم پیشین و تم تازه را نمایان می سازد. تم اول می تواند شامل یک " گروه از تمها " و تم دوم نیز شامل گروه دوم تمها باشد . آغاز این بخش با تم نخست در تنالیته تونیک و سپس ارائه بخش " پل " یا " انتقال " است . راه به تم دوم اینگونه گشوده می شود . مدلاسیون و دگرگونی تمها همین جا رخ می دهد و آنگاه در انتقال از تنالیته نخست به دوم ، حرکت هارمونیک پر تنش و پیشرو ، به گوش می رسد و حس می شود . تم دوم معمولا متضاد و وارونه تم نخستین خواهد بود . بخش پایانی هم ارائه تمها اما این بار در تنالیته تازه است . تکرار در پایان با نشانه متداولش (:||) به معنای لزوم تکرار همه تمهای ارائه شده می باشد.
در نوشتار آینده ، روش بسط و گسترش تم ها و ارائه مجدد آنها را بررسی می کنیم.
****
سال سیزدهم نگارش وبلاگ دگربار فرخنده و رنگین و آهنگین و طرب آگین
نویسنده  و آموزگار و آهنگساز و وکالیست و نوازنده : رابعه رضوی  ( عسل ) - از 1381 تا کنون


 
 
کنترپوان پیشرفته - بخش هفتم + تاریخ موسیقی کلاسیک - بخش پنجم - رابعه رضوی
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢٥ بهمن ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

نکته :شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://www.youtube.com/user/rabeahrazaviofficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
   
 
+
"دانش کنترپوان پیشرفته - بخش هفتم"
آموزگار و پژوهنده : رابعه رضوی
ماخذ : هارمونی تحلیلی - پرویز منصوری - 1982  و دیگر کتب معتبر کنترپوان
در نوشتار پیشین نکاتی را در باب کنترپوان "چهار بر یک " دانستیم . باید گفت که دوبخشی های "چهار بر یک" همانند " دو بر یک " هستند . با این تفاوت که در تاخیر  در  دانش هارمونی و کنترپوان  :
 
1- سفیدهای ضعیف به سفیدهای قوی میزان بعدی می پیوندد و نت تا آن زمان که در ضرب ضعیف قرار دارد باید فاصله اش با نت c.f، مطبوع باشد اما در میزان دیگر یعنی در ضرب قوی ،  با نت دگرگون شده c.f  ، می تواند دارای فاصله نامطبوع هم باشد .
2- نت تاخیر در دانش هارمونی ، می تواند با " حرکت متصل " به پایین با نت c.f  ، در فاصله ای مطبوع باشد  . 
3 - هر گاه بخش k.p  ، در بالا قرار گیرد ، در نخستین میزان ، نت ضرب ضعیف ، دارای "فاصله مطبوع کامل " نسبت به c.f  ، آغار شده و در ضرب قوی می توان به جای آن سکوت نشاند . اگر k.p  ، در بخش پایینی نوشته شود ، میزان نخست ( نت دوم پس از سکوت ) ، می تواند فاصله " اکتاو " یا " اونیسیون و همصدا " با نت c. f داشته باشد .
 
4 - می توان در  کنترپوان ، در چند نقطه ، روندتاخیر را دگرگون ساخت تا k.p  ، همانند نوع دوم ، شود . 
تاخیر ها معمولا همسان نوع نخست هستند ، که بخشهای آن " نیم میزان " با هم از نظر زمانی ، اختلاف فاز دارند . ( از دیدگاه دانش فیزیک در موسیقی )
از سویی فاصله نامطبوع در ابتدای هر میزان ،  بایسته است در فاصله مطبوع با " حرکت متصل " ، " حل " شود . در این فاصله نامطبوع اگر بخشk.p ، بالاتر از c.f  ، باشد ، می تواند یکی از فواصل " چهارم  و هفتم " باشد و اگر در بخش پایینی قرار گیرد فاصله نامطبوع ، فقط " دوم " است . دلیل آن هم مجاز نبودن " حل " به فواصل " مطبوع کامل " است . فواصل نامطبوع ابتدای هر میزان هم نباید افزوده یا کاسته باشد. 
اگر فاصله دو بخش آغازین هر میزان ، مطبوع باشد ، نیازی به حرکت متصل رو به پایین نداریم . نتهای k.p  می توانند " حرکت پرشی " داشته باشند . 
فواصل همصدا دو بخش در هیچ یک از نیمه های نخست و دوم ، خطا نیست . 
دو نوع دیگر کنترپوان دو بخشی داریم که " مخلوط " است و در آن k.p در هر کشش زمانی از گردمضاعف تا چنگ قابل استفاده است و بسیار پیچیده و دشوار است .
نوع دیگر هم " کنترپوان آزاد " است که بدون c.f  است و قوانین بغرنجی دارد اما ازادی عمل در نگارش جملات بسیار است .دو نوشتار آینده را به  واپسین شکل کنترپوان یعنی ،" کنترپوان " سه بخشی اختصاص می دهیم. 
+
تاریخ موسیقی کلاسیک - بخش چهارم
ماخذ : درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین - 1976 - ویراست نخست
آموزگار و پژوهنده و تلخیص و گرد آوری : رابعه رضوی
 
در گذر از قرن هجدهم تا آغاز  قرن نوزدهم  به دوره میانی کلاسیک رسیدیم . در نوشتار پیشین به موضوع تاثیر طبقه اجتماعی متوسط بر موسیقی دوره کلاسیک ، اشاره کردیم . دانستیم که آهنگسازان بر مبنای ذائقه این طبقه به آفرینش اثر می پرداختند . از اپرا تا سونات ، در این دوره آفریده می شود . زادگاه بتهوون و موتسازت و هایدن ، شهر " وین " ،  مرکز مهم موسیقی در اروپای قرن هجدهم است . این شهر ، برای اجرای آثار مهم موسیقایی به وِیژه اساتید بنام موسیقی کلاسیک ، ساخته شده است . بتهوون در همین شهر ، نواختن پیانو را فرا می گیرد . هایدن و موتسارت بر سبک موسیقایی یکدگر تاثیر و تاثر هنرمندانه ای دارند . این شهر محل حضور اشراف می شود و نجیب زادگان به تماشای آثار مهم کلاسیک و تربیت موسیقی دانان و نیز فراگیری موسیقی به سان تمامی دوره های تاریخی پیشین که با هم مرور کردیم ، نماد تشحص درباریان به شمار می آید . کنسرتهای خصوصی برگزار می کنند و حتی موسیقی دانان بنام هم در این محافل درباری برای کسب درآمد ، اجرای برنامه می کنند. در مجموع برای هایدن و موتسارت ،  به  آفرینش  آثار " دیورتیمنتو  " و " سرناد " برای مجالس تفریحی فضای باز این دوره ، منتهی شده و این شهر، " وین " ، خاستگاه بزرگترین موسیقی دانان قرن هجدهم می شود .
***
 گفتیم ، مهمترین فرم این دوره " سونات " است . فرم سونات اینجا فرمی " یک موومانی " است . آن سوناتی که اثر چندموومانی است با این فرم متفاوت است . 
اما سونات کلاسیک که یک موومان بیش ندارد ، 3 بخش اصلی را شامل می شود که بخش :
1 - " ارائه تمها " و نمایاندن آن  exposition
2- " بسط و گسترش " و پرداختهای نو تمها  development
3 - ارائه مجدد و بازگشت تمها recapitulation
را شامل می شود
و پس از پایان 3 بخش ، بخش پایانی یا کدا  coda  ، قرار می گیرد و تمامی این بخشها هم تنها و تنها در یک موومان سونات کلاسیک جای می گیرند.
نوشتار آینده را به بررسی چگونگی" ارائه تمها در سونات کلاسیک" اختصاص می دهیم.
***
نکته  و عریضه منفصل: هفته آینده ، پایان دوازدهمین سال و آغاز سیزدهمین سال نگارش این وبلاگ به وسیله اینجانب ،  رابعه رضوی( عسل ) است .
سپندارمذگان و بارش آفناب بر هر نت خوش .

 
 
کنترپوان پیشرفته - بخش ششم + موسیقی کلاسیک - بخش چهارم - آموزگار : رابعه رضوی
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳٩۳
 
درود بر مخاطبان هنردوست و هنرمند  نوشتارها و درس های وبلاگم  " وکالیست سوپرانو "
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://www.youtube.com/user/rabeahrazaviofficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
+
"دانش کنترپوان پیشرفته - بخش ششم"
آموزگار و پژوهنده : رابعه رضوی
ماخذ : هارمونی تحلیلی - پرویز منصوری - 1982  و دیگر کتب معتبر کنترپوان
در نوشتار پیشین به کنترپوان دوبخشی پرداختیم و انواع آن را برشمردیم . نوع دوم این کنترپوان دوبخشی ، " سه بر یک " است . نتهای سه گانه برابر هر نت c.f  ، که در آن نت میزان نخست باید " مطبوع " باشد ، نت دوم نیز مطبوع و اگر هر دو نت اینگونه بود ، آنگاه سومین نت می تواند " نامطبوع " باشد .
 اما اینکه نت دوم نامطبوع و  نت سوم مطبوع باشد ، شایسته تر است .
نوع سوم : چهار بر یک است که همه روشهای پیشتر گفته شده در آن مجاز می باشد . در واپسین میزان ، و نت پیش از پایان تنها  می توان ار دو نت نیمه( سفید ) استفاده کرد و در میزان پایانی همانند سایرین ، نت گرد نگاشت.
نتها در روش چهار بر یک ، بسیار کوتاه بوده و باید با دقت سختگیرانه ای تمامی قواعد ملودی نویسی را رعایت کرد .
قوانین مهم : 
1- در حرکتهای رو به بالا ، فواصل منفصل بیش از فواصل متصل است و در پایین رونده ، وارونه این است یعنی فواصل متصل بیش از منفصل می باشد .
 
2- پرشهای همسو ، مجاز نیست . میان این چهار نت ، نت دوم و چهارم می تواند با بخش c.f  ، نامطبوع و به شکل نت گذر یا برودری بیاید.
در شیوه " کامبیاتا "، نت سیاه دوم می توان نامطبوع بیاید هرچند " نت گذر " نباشد .
3 - موتیف سکانس  نباید استفاده شود . 
***
شکل چهارم در نتهای تاخیر است . نت سفید ضعیف به نتهای سفید قوی در میزان پسین می پیوندد . این نت که در ضرب ضعیف قرار می گیرد ، باید با c.f  ، مطبوع باشد اما میزان پس از آن ، در ضرب قوی می تواند با نت دگرگون شده c.f ، فاصله نامطبوع داشته باشند . 
 در نوشتار آینده درباره کنترپوان دوبخشی چهار بر یک  و نتهای تاخیر و ضربهای مزبور ، فزونتر خواهیم دانست .
(+ )
تاریخ موسیقی کلاسیک - بخش چهارم
ماخذ : درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین - 1976 - ویراست نخست
آموزگار و پژوهنده و تلخیص و گرد آوری : رابعه رضوی
اگر به یاد داشته باشید ، گفتیم در دوره کلاسیک ، همانند تمامی دوره های پیشین ، " فرم " وجود دارد . برای آثار کلاسیک ، موومانها ، چینش خاصی دارند . این چینش به شکل متضاد ، از نظر تندا و ضرباهنگ است و درونمایه متضادشان ، در چهار موومان نمایانده می شود  که به ترتیب عبارتند از :
1-  موومان تند    2 - موومان کند   3 - موومان مرتبط با تم رقص 4 - موومان تند 
این الگوی بیشتر سمفونی ها و کوارتت های "زهی " کلاسیک است . 
سونات های کلاسیک ( که به عنوان یک آموزگار، و آهنگساز ، آن را اوج هنر کلاسیک می دانم ) ، در دو یا سه یا چهار موومان ، نوشته و ساخته می شد .
 " سمفونی "Symphony  برای ارکستر ، کوارتت زهی Srting quartet  ، برای 2 ویولون و  یک ویولا  و یک ویولونسل ، و فرم " سونات " که پیشتر بدان اشاره کردم ، برای یک تا دو ساز ، به کار گرفته می شود. 

آهنگساز کلاسیک ، به نگارش موومان سمفونی و کوارتت زهی و سونات بر مبنای فرمهای شناخته شده معدودی ، می پردازد.
یکی از این فرمها ، A B A  ، است که می تواند در یک موومان به کار گرفته شود و موومان دگر ، می تواند فرم " تم و واریاسیون " داشته باشد .
موومانهای کلاسیک ، معمولا تم های واضحی دارد که سرشتی متضاد با یکدیگر دارد . بنابراین می توان گفت " تم ها " ، که دو یا سه چهار تم به طور متداول است ، متضاد بوده ، تم متضاد موسیقی کلاسیک و باروک را از هم متمایز می سازد . میان تم ها هم سکوت قرار می گیرد . 
گفتیم که " توازن " و " تقارن " ، با بخشهای اصلی تر موومانهای کلاسیک ، نمایانده می شوند ، و توازن میان بخشهای " ناپایدار "  و دورافتاده از تونالیته تونیک ، به بخشهای پایدار که تنالیته تونیک را تثبیت می کنند ، در پایان موومان از تنش و پویایی اولیه به آرامش ، می رسد .
گفتنی است که شیوه بهره گیری از فرمهای موسیقی کلاسیک است که آفرینشگرانش را از هم متمایز و آثارشان را جاودانه و منحصر به فرد می سازد. ( توضیحات از نگارنده است) . نمونه تفاوت فرم آفرینش "لودودیگ وان بتهوون(1770 - 1827) و هایدن (1732- 1809 )و ولفگانگ آمادئوس موتسارت(1791 - 1756) "  است که  موسیقی بتهوون  موقر ، تند ، توانمند و سراسر حس ، اما موسیقی هایدن و موتسارت را دارماتیک تر می سازد . فرم ، یگانه راه نمایاندن " استایل " و روش خاص آهنگسازان کلاسیک و نماد روشنی از فردیت آنهاست . 
***
نگریستن به شیوه زندگی  ، طبقه اجتماعی و وضعیت اقتصادی جملگی در  گسترش طبقه متوسط و بهره گیری بیشتر آنان از تئاتر و ادبیات و موسیقی و تاثیر و تاثر ،  دوره کلاسیک بر آنان ، و نقشی که این طبقه در شکل دهی به دوره کلاسیک دارند ،راه را برای پیدایش کنسرتوهای تازه و سمفونی های نو ، می گشاید . نمونه آنرا  کنسرتهای معنوی  Concert Spirituel پاریس ، 1725 و دگر کنسرتهای اروپای قرن هجدهم می دانند .
در مجموع اهنگساز کلاسیک مبانی افرینش خود را ذائقه و سلیقه " طبقه متوسط " قرار می دهد و می کوشد اثرش این طبقه را اقناع کند . در نوشتار آینده در این باره بیشتر خواهیم دانست و نیز " فرم مهم سونات  کلاسیک" را فزونتر بررسی می کنیم .

 
 
کنترپوان پیشرفته بخش پنجم- تاریخ موسیقی کلاسیک - بخش سوم- رابعه رضوی( من )
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۱ بهمن ۱۳٩۳
 
درود بر مخاطبان هنردوست و هنرمند  نوشتارها و درس های وبلاگم  " وکالیست سوپرانو "
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://www.youtube.com/user/rabeahrazaviofficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
+
"دانش کنترپوان پیشرفته - بخش پنجم"
آموزگار و پژوهنده : رابعه رضوی
ماخذ : هارمونی تحلیلی - پرویز منصوری - 1982  و دیگر کتب معتبر کنترپوان
 
 
 کنترپوان یک بر یک :
گفتیم که فاصله نتها در دو بخش پیش از پایان هر قطعه بر اساس دانش کنترپوان دو بخشی می تواند سوم یا ششم باشد . اگر فاصله ششم کوچک یا سوم بزرگ بود که  به ویژه در مد های دارای یک پرده فاصله میان درجات هفتم و هشتم به چشم می خورد ما می توانیم برای تامین پایان اثر نت درجه هفتم را "نیم پرده کروماتیک " بالاتر ببریم تا فاصله مزبور " سوم بزرگ " یا " ششم کوچک " شود .
در جملاتی که بر اساس قواعد کنترپوان می نویسیم بایسته است چند نکته را مد نظر قرار دهیم :
1- در عبور بخشها و نتهای زیرین تنها برخی حرکات پرشی هنگامی که نتها به ناگزیر بالاتر از بخش بالایی قرار می گیرد در موارد اندکی درست است. اما باید کاملا دقت کرد که خطاهای متداول  و آشکار هارمونی از جمله اکتاو و پنجم  و حرکات پرشی  و موازی  رخ ندهد که می دانیم بی شک خطا است . 
2- فاصله دو بخش زیاد نباشد که نادرست است. 
3-  بیشینه استفاده از حرکات موازی به فاصله سوم و ششم 4 یا 5 بار است و بیش از آن تکرار جایز نیست.
4- پرشها به دو بخش هم جهت نادرست است و باید  از این روش در نگارش جملات استفاده نشود .
5- بیشینه مقدار پرش "چهارم" است . اما پرش اکتاو در هنگامی که هدف تکرار نت در اکتاو بالا باشد خطای آشکاری وجود ندارد و می تواند به کار گرفته شود .
نوع دیگر کنترپوان دو بر یک است که در نوشتاری دگر بررسی می شود . تنها برای مقدمه می توان گفت در آن برابر هر یک نت c.f دو نت k.p می آید و نت نخست همیشه ( به مانند نت نوع اول ) در هر میزان با نت c.f فاصله مطبوع دارد .
درنوشتار دگر این نوع بررسی خواهد شد .
+
 دوم : تاریخ هنر موسیقی - فصل کلاسیک 
سبک شناسی دوره کلاسیک - بخش سوم "
نگارش و تلخیص و آموزش : رابعه رضوی
بر پایه کتب معتبر تاریخ هنر و درک و دریافت موسیقی -راجر کیمی ین - 1976
 
"ارکستر کلاسیک " :
ارکستر در دوره کلاسیک بیش از هر هنگام دگر تکامل می یابد .  ساختار کلی ارکستر  با توجه به گروه بندی  و نوع سازهای مورد استفاده چنین است :
زهی ها : شامل ویولون های اول و ویولون های دوم و ویولاها و ویولونسل ها و کنترباس ها

بادی چوبی ها : شامل 2 فلوت و 2 ابوا و 2 کلارینت و 2 باسون
بادی برنجی ها : 2 هورن و 2 ترومپت

کوبه ای ها : 2 تیمپانی
 سازهای بادی از برنجی و چوبی به شکل " جفت " و " دوتایی " استفاده می شوند و در کنار آنها  " کلارینت ها" نیز قرار می گیرند و گاه از " ترومبون " در آثار اپرایی و کلیسایی بهره گفته می شود و نمونه آنرا در آفریده های هایدن و موتسارت می بینیم .
 شمار نوازندگان کلاسیک از 25 تا 60 نفر با توجه به نوع ارکستر است و از این باب شمار آنان بیش از نوازندگان دوره باروک است . در سالهای پایانی قرن هجدهم این تعداد به 50 نفر هم می رسد . 
رنگ صوتی : سازهای یکتا با توجه به رنگ صوتی هر یک از آنها استفاده می شد. برخلاف دوره باروک کار سازها تنها " مضاعف کردن خطوط  ملودی" نیست . "تنوع  بیشتر رنگ  " و "دگرگونی های شتابان تر " از ویژگیهای مهم این دوره است.
تم : ابتدا توسط ارکستر آغاز می شود و با زهی ها ادامه یافته و سپس به بادی چوبی ها سپرده می شود .

نقش سازها : زهی ها مهمترین گروهند و " خط ملودی " را می نوازند . این کار به طور دقیق به وسیله" ویولون اول ها " انجام می شود . " 
زهی های بم تر اما با همراهی با خط ملودی می پردازند . 
بادی چوبی ها در تضاد هارمونیک با بخش نخست تنوع بسیاری به اثر می بخشند و رنگ صوتی متفاوتی را بر کلیت اثر می افزایند . معمولا این سازها سولو بوده و خط ملودی اجرایی آنها  تکنوازی می شوند .
هورن ها و ترومپت ها : پاساژها را تقویت می کنند و آکوردهای هارمونی را می سازند و کارشان نواختن خط ملودی نیست.
تیمپانی : بر "ریتم " تاکید می کند و آنرا مشخص و روشن می سازد .
والاترین تجسم انعطاف و تنوع رنگهای صوتی در کنار دراماتیسم مفهومی 
را می توان در " ارکستر کلاسیک " یافت.
در نوشتارهای آینده " فرمهای مهم کلاسیک " را بررسی می کنیم .


 
 
کنترپوان پیشرفته بخش چهارم - تاریخ موسیقی کلاسیک - بخش دوم - رابعه رضوی( من )
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ٤ بهمن ۱۳٩۳
 
درود بر مخاطبان هنردوست و هنرمند  نوشتارها و درس های وبلاگم  " وکالیست سوپرانو 
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://www.youtube.com/user/rabeahrazaviofficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
"دانش کنترپوان پیشرفته - بخش چهارم"
آموزگار و پژوهنده : رابعه رضوی
ماخذ : هارمونی تحلیلی - پرویز منصوری - 1982  و دیگر کتب معتبر کنترپوان
در نوشتار پیشین درباره مباخث کنترپوان نکاتی را دانستیم . پنج گونه مبحث درباره کنترپوان وجود دارد :
1- کنترپوان یک بر یک 
2- کنترپوان دو بر یک
3 - کنترپوان چهار بر یک 
4 - کنترپوان دوبر یک جابجا شده یا متاخر 
5- کنترپوان مختلط
3 بخش نخست را در نوشتار پیشین شناختیم.
اکنون 2 شکل دیگر آن را بررسی می کنیم.
کنترپوان چهار بر یک ، در این شیوه  برابر هر نت گرد c.f ، چهار نت سیاه وجود دارد . 
این چهار نت در بخش k.p  ، جای می گیرد.
کنترپوان دو بر یک متاخر یا جابجا شده : در آن شیوه ، برابر هر نت c.f  ، دو نت در k.p  ، نوشته شده اما نت دوم (ضرب ضعیف ) ، به وسیله یک خط اتحاد ، به نت نخست میزان دوم ، پیوسته می شود .
نتی که در میزان پسین به شکل متاخر می آید ، در ضرب قوی بوده و نت تاخیر است که در نیمه دوم ، بر اساس قواعد هارمونی ، حل می شود .
کنترپوان مختلط :
برابر نتهای هم ارزش ، که گرد هستند ، از همه انواع چهارگانه آن بهره گرفته می شود .
این نتها حتی می تواند ، چنگ هم باشد . از ملودیهای دارای مد کلیسایی همانند فریژین و دوریان و آئولین هم می توان در بخش c.f ، استفاده کرد .
اما کنترپوان می تواند ، دوبخشی باشد . بدان مفهوم که هر یک از نتهای k.p نسبت به نت همزمان c.f ، دارای فاصله ای " مطبوع " باشند .
نت نخست k.p  ، اگر بالاتر از بخش c.f ، باشد ، می تواند فاصله مطبوع کامل ( یکم ، اکتاو یا پنجم ) را داشته باشد .
اما اگر k.p  در بخش زیرین c.f نوشته شود ، این فاصله می تواند ، یا اکتاو یا یکم باشد 
فاصله نتهای پیش از نت پایانی هم یا ششم است یا سوم .
در نوشتار آینده درباره این فواصل در کنترپوان دوبخشی نکات بیشتری خواهیم دانست .
دوم :
"تاریخ موسیقی کلاسیک - سبک شناسی دوره کلاسیک - بخش دوم "
نگارش و تلخیص و آموزش : رابعه رضوی
بر پایه کتب معتبر تاریخ هنر و درک و دریافت موسیقی -راجر کیمی ین - 1976
درباره تاریخ موسیقی کلاسیک چند ویژگی مهم قابل بررسی است .
1 - تضاد حالت : حس در یک اثر کلاسیک ، می تواند بسیار متنوع و متلاطم و پیوسته دگرگون شونده باشد . تم های بس متضاد در آثاری چنین ، به گوش می رسد . حالت می تواند گاه با شتاب و گاه آرام آرام دگرگون شود .
ترکیب سکون و خروش و آرامش ، که در عین حال دارای منطق موسیقایی مشخص است .آثار مهم کلاسیک دارای تمامی این ویژگیهاست 
2- ریتم :انعطاف ، تنوع ، الگوی ریتمیک ، تکرار الگوها ، و مهم تر از آن غیر فابل
پیش بینی بودن ، برخلاف دوره باروک ، از دیگر خصوصیات ریتم این دوران است . اگر اثر باروکی قابل حدس است ، اثر کلاسیک ، کاملا غیر منتظره است . سنکپ و گذر از نت های کشیده به کوتاه ، به شکل آرام و پیوسته یا ناگهان ، نیز به گوش می رسد .
3 - بافت : بافت هوموفونیک است ، اما می تواند از ملودی ساده هوموفونیک به ناگه ، به پیچیدگی پلی فونیک برسد .
4 - خط ملودی : خوش آهنگ و بی نهایت در یادماندنی است . تم ها ، پیچیده اند و می تواند بر پایه واریاسیون های متداول مردمی ، بنیان نهاده شوند. چنان که در این دوران ،  واریاسیونهای ترانه های فرانسوی بر آثار موتسارت ، چنین اثری دارد و اینکه خط ملودی بسیار تقارن و توازن دارد .
نکات دیگری نیز در باب آغاز خط ملودی می تواند اشاره کرد که می تواند تکرار شود ، اما نتهای پایانی همیشه ، قاطع است . تقارن به مراتب در آثار کلاسیک بیش از باروک است .
5 - دینامیک : گذر از کرشندو به دکرشندو ، دینامیک پله ای شکل و هیجان بی پایان ، کشش بسیار به تعییرات دینامیک و سرانجام استفاده از ساز پیانو به جای کلاوسن برای نمایاندن درست تر  دینامیک ها  در اجرا ، جملگی از خصوصیات مهم این دوران است .
چنانکه آثار هایدن و موتسارت و بتهوون اینگونه اند.
6- محو تدریجی باسوکنتینوئو : بداهه نوازی بخش همراهی کننده کم رنگ شده و از آنجا که نوآموزان نمی توانستند باس شماره گذاری شده دشوار را به آسانی بنوازند ، رفته رفته از موسیقی کلاسیک ، رخت بر می بندد .  بنابراین نگارش اثر واضح تر و دقیق تر است .
درنوشتار آینده درباره " ارکستر کلاسیک " نکاتی را بررسی می کنیم.

 
 
کنترپوان پیشرفته - بخش سوم + تاریخ کلاسیک - بخش نخست - رابعه رضوی
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ٢٧ دی ۱۳٩۳
 
درود بر مخاطبان هنردوست و هنرمند  نوشتارها و درس های وبلاگم  " وکالیست سوپرانو 
 
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://www.youtube.com/user/rabeahrazaviofficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
 
"دانش کنترپوان پیشرفته - بخش سوم"
آموزگار و پژوهنده : رابعه رضوی
ماخذ : هارمونی تحلیلی - پرویز منصوری - 1982  و دیگر کتب معتبر کنترپوان

ملودیهای کنترپوان یک بخشی را در نوشتار پیشین ، بررسی کردیم .
نتهای هم ارزش و فواصل آنان و قواعد مربوط به کاربرد هر یک را شناختیم.
اکنون می توان اشاره کرد :
کنترپوان 5 نوع دارد :
1- کنترپوان یک بر یک :
آن نوع از کنترپوان است که  یک ملودی برابر هر نت داده می شود . این شیوه را کانتوس فیرموس ، Cantus firmus  ، نامند و در آن باید یک نت را در بخش دگر نوشت . نشانه اختصاری آن  c.f  است که همراه با نت گرد  ، می آید و ملودی بخش دگر را هم که با نشانه اختصاری کنترپوان (k.p ) می نویسند، نیز با نت گرد نشان می دهند . 
2 - کنترپوان دو بر یک : برابر هر نت ،( c.f)  گرد ، دو نت سفید در بخش کنترپوان (k.p )  نوشته می شد. نوع فرعی با میزان 32  که در آن نتهای c.f  ، گرد نقطه دار بوده ، برابر هریک در بخش دگر 
3 نت سفید جای می گیرد.
این کنترپوان انواع دگری دارد که در نوشتار دگر ، بدان خواهیم نگریست .
"تاریخ موسیقی کلاسیک - سبک شناسی دوره کلاسیک - بخش نخست "
نگارش و تلخیص و آموزش : رابعه رضوی
بر پایه کتب معتبر تاریخ هنر و درک و دریافت موسیقی -راجر کیمی ین - 1976
"عصر روشنگری" بانام Voltair ولتر  ( 1694 - 1778 ) و دنی دیدرو Denis Diderot 
( 1713 - 1784 ) رنگ و بوی فلسفی متفاوتی به خود می گیرد . هم آنان که به پیشرفت  باور دارند و خرد را سرلوحه امور خویش قرار می دهند و اعتقاد دارند ، انسان همواره می تواند پیرامونش را دگرگون کند . اعتراض به حاکمیت طبقه اشراف و دین داران تجارت پیشه ، خود نماد روشنی از رشد " طبقه متوسط " اجتماعی است . این طبقه از اجتماع ، در پی بازستاندن حقوق اولیه خود بر می خیزند و موج دگرگونی های سترگ را در " فرانسه " و "امریکا " در پایان قرن هجدهم می آفرینند .  انقلاب فرانسه خود سرآغاز دگرگونی در " هنرهای تجسمی " می شود و سبک پرتجمل باروک ، ناگه به سبک بسیار امروزی تر و  درخشان تر و ملایم تر ، تبدیل می شود که " روکوکو " نام دارد و در آنها هر رنگ ، منحنی ها و تزیینات دلپذیرترند . از نقاشان این عصر می توان به آنتوان واتو و ژان اونوره فراگونار ، اشاره کرد . آثار این نقاشان نمادی روشن از عشق و تجسم ذوق سرشار خالقان آنان و نگاه دقیق آنان به اجتماع پیرامونشان با همه  زیبایی های آن است . هنر روکوکو  "rococo " ، آرام آرام به  سبک  نئو کلاسیک "neoclassical" دگرگون می شود که بازتابی از "اصالت یونان باستان و روم " اما در سبک و سیاق قرن هجدهمی و تاکید بر " سادگی اصیل و عظمت واقعی " است . نوکلاسیک ها ، با تاکید بر خطوط مشخص در آثار خویش ، و مضامین اخلاقی تر در مقایسه با سبک روکوکو ، می کوشند ،  همزمان با رویدادهای زمانه خویش به ویژه " انقلاب کبیر فرانسه" ، روح میهن دوستی را در آثار خویش بازتاب دهند ، که " ژاک لویی دیوید" Jacque Louis David  ، در پرده " سوگند هوراتیوس ها " ، چنین می کند و صحنه هایی از رشادتها و وفاداریهای رومی ها در روم باستان  در این بار در پرده ای قرن هجدهمی باز می آفریند . 
هجو  طبقه اشراف انگلستان ، و واکنش به کم رنگ شدن نقش سنت های انگلیسی ، در آثار هنرمندانی چون "ویلیام هوگارت (William Hogarth " ( 1746 - 1828 با آن همه باریک بینی و هجو زیبا ، و نیز " فرانسیسکو گویا ( Francisco Goya " (1746 - 1828  اسپانیایی تبار ، و واکنش هنرمندانه اش به جور و ستم و ریا و رفتارهای ضد انسانی ، نماد روشنی از تفاوتهای اصلی هنر قرن هجدهم با تمامی ادوار پیشین است.
نیز ، تاریخ موسیقی فاصله ای از باروک تا کلاسیک را می پیماید که بدان دوره " پیش کلاسیک یا preclassical " گویند . 
این دوره از 1730 آغاز و تا 1770 ادامه می یابد. 
 در این دوران فرزندان باخ ، کارل فیلیپ امانوئل (1714 - 1788 ) و  یوهان کریستین باخ
 ( 1735 - 1782 ) ، بار سترگ دگرگونی را در آثارشان که نمادی از سبک نو است ، به تنهایی بر دوش می کشند. 
برخلاف باخ بزرگ که یگانه اسطوره دوره باروک است ، فرزندان او راه دیگری را می پیمایند که "پیش کلاسیک "نام می گیرد. 
کنون ، به میانه قرن هجدهم قدم می گذاریم که در این دوران " سادگی و وضوح و روشنی اثر " بیش از هر ویژگی دگر ، معیار سنجش موسیقی است. 
"تمرکز بر سادگی و غنا و خوش آهنگ بودن خط ملودی "در این زمان، رفته رفته ، "هارمونی های پلی فونیک دوره های پیشین" را منسوخ می کند و "تضادهای تماتیک" و "تنوع دینامیک و حالتها" ، موسیقی این دوره را بس شنیدنی می سازد . 
واژه کلاسیک  گاه اشارت به" پایداری و ثبات گیرایی" اثر دارد ، اما در موسیقی ، این واژه را به سبکی از آفرینش بار می کنند که " بر توازن و روشنی و وضوح در ساختار " تاکید دارد . 
این ویژگی هم در موسیقی " کلاسیک " و هم در" موسیقی نوکلاسیک " ،مشترک است  و تکامل آن را در 1770 تا 1820 ( اواخر قرن هجدهم و سالهای آغازین قرن نوزدهم ) در آثار آهنگسازان بی بدیلش ، یعنی هایدن (1732 - 1809 ) ، ولفگانگ آمادئوس موتسارت بی مثال ( 1756 - 1791 ) و بزرگ ترین آهنگساز همه زمانها ، لودویگ وان بتهوون ( 1727 - 1770 ) به وضوح در می یابیم . 
از مهمترین ویژگیهای موسیقی کلاسیک ، می توان به " تضاد حالت " ، " انعطاف ریتم " ، بافت " هوموفونیک " و " ملودیهای ماندگار و بس دریادماندنی با تم پیچیده " اشاره کرد . 
 
در نوشتار آینده این موضوع را بیشتر بررسی می کنم
رابعه رضوی - آهنگساز و نوازنده و وکالیست و نویسنده و پژوهشگر موسیقی  
 از 1373 تا کنون .  
              
 

 
 
کنترپوان پیشرفته - بخش دوم + بخش پایانی باروک - آموزگار:رابعه رضوی ( من )
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ٢۳ دی ۱۳٩۳
 
درود بر مخاطبان هنردوست و هنرمند  نوشتارها و درس های وبلاگم  " وکالیست سوپرانو "
تمامی آثار و ساخته های تازه مرا می توانید از نشانی های تازه ام بشنوید :
نکته :شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://www.youtube.com/user/rabeahrazaviofficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
***
"نکاتی درباره کنترپوان پیشرفته " - مقدمه 
بر پایه : کتاب هارمونی تحلیلی - پرویز منصوری  و کتب معتبر کنترپوان
آموزش و تحلیل و نگارش و پژوهش : رابعه رضوی ( اینجانب )
در نگاشت پیشین برخی از کلیات کنترپوان پیشرفته را با هم بررسی کردیم.
اکنون باید به " کنترپوان دوبخشی " بیشتر بنگریم . این روش یاری می رساند که با رغایت قوانین پیچیده و خشک کنترپوان در بخش ملودی و پیوند ملودیهای مختلف با یکدگر ، قطعه ای تنظیم شود و ارزش نتها را با توجه به قوانین این بخش بشناسیم. آنگاه با توجه به " فرم " زمان تصنیف و قواعد آن دوره ، تصنیف کنیم . ملودیها را باید برپایه یک " مد کلیسایی " و معمولا " اتاتنیک " بنویسیم . نتها جملگی در آغاز گرد باشند . فواصل نتها بیشتر " پیوسته و متصل ، و کمتر ، " منفصل و جدا از هم " و پرش دار انتخاب شوند . نتهای بعدی ، مثلا نت دوم باید همیشه "خلاف جهت "پرش ، حرکت کند و موتیفهای دارای سکانس و آرپژ به کار نرود . بم ترین و زیرترین نتها تنها یک بار به کار گرفته شود .
فاصله های مجاز هم می توانند :
1- دوم بزرگ و کوچک ، سوم بزرگ و کوچک و چهارم و پنجم درست و   اکتاو 
2- فاصله ششم کوچک باشند .
اگر پرش به بالا باشد ، استفاده از دیگر فاصله ها به ویژه ترکیبی های بیش از اکتاو و نیز کروماتیک ها جایز نخواهد بود. نتها نیز پیاپی و تکراری نباشند و نتها بیشتر از نظر زمانی ، نابرابر باشند .پنج نوع کنترپوان داریم که تمامی آنها را در نگاشت آینده بررسی خواهیم کرد.

**** 
دوم :
تاریخ موسیقی - بخش باروک - مفهوم " سونات " و " سوییت " و کورال
بر پایه : درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین و تاریخ هنر و موسیقی
آموزش و نگارش و پژوهش :رابعه رضوی

1- "سونات "

مهمترین آهنگسازان دوره باروک ، “کلودیه مونته وردی ” ، ” هنری پورسل “، “آرکانجلو کورلی ” و “آنتونیو ویوالدی ” و ” یوهان سباستین باخ ” هستند . آثار هر یک قابل بررسی است و علاقه مندان می توانند به کتب تاریخی در این باب مراجعه کنند و آثار هر یک را با دقت بررسی کنند. اما هدف من از این سلسله نوشتارها ، یادآوری برخی کلیات مهم در باب “فرمهای کلی” موسیقی باروک است که می تواند دانستن هر یک بسیار برای آفرینش آگاهانه تر ، سودمند واقع شود . پس از این مقدمه ، می توانیم به فرم ” سونات ” باروک بنگریم . می دانیم که موسیقی سازی ، بیش از گذشته رشد می یابد و به فرمی می رسد که ” سونات ” نام دارد و برای 8 ساز نوشته شده است . گرچه در دوره های بعد تعداد این سازها کمتر می شود . آهنگسازان باروک ، ” تریو ” سونات می نوشتند . سه خط ملودیک ، که یکی از آنها بم تر بود و چنانکه دانستیم ” باسو کنتینوئو” نام داشت . دو خط ملودیک بالاتر و زیرتر ، نیز بر فراز این خط نوشته می شد . اما نباید تصور کرد تریو به دلیل این که دلالت بر عدد 3 دارد ، برای سه نوازنده نوشته شده است . چرا که در واقع ” تریو سونات ” برای 4 نوازنده نوشته می شد . تریو سونات ، را دو ساز با صدای زیرتر ( ویولون ، فلوت یا ابوا ) و دو ساز برای بخش کنتینوئو – با سازهای شستی دار ( ارگ و کلاوسن ) می نواختند . ساز بم هم ویلونسل یا باسون ، انتخاب می شد . مهد سونات ، به مانند اپرا ، کشور ایتالیا است . اما در قرن هفدهم میلادی ، در کشورهای آلمان و انگلستان و فرانسه نیز رواج می یابد . سوناتها گاه مجلسی ( سوناتا داکامرا sonata da camera ) و گاه کلیسایی ( سوناتا داکی یزا sonata da chiesa) بودند. سونات داکی یزا ، باوقارتر و کلیسایی تر بود و در مقابل، سونات مجلسی برای دربار طراحی می شد.
****
2 - "سوییت " :
پیوند رقص با موسیقی ناگسستنی است. دوره رنسانس ، از فرمهای دوتایی و سه تایی و چهارتایی کم ندارد . ضرباهنگها را باید شنید و نباید با آن رقصید . باید به هر یک گوش سپرد .    قطعه سوییت  می توان آن را در فرم " آلماند  - آلمانی "  ، " گاوت  - فرانسوی " ، و " ساراباند باوقار -  اسپانیایی "  و ژیگ ( انگلیسی - ایرلندی ) است . موومان سوییت ، فرم دوبخشی ( باینری ) دارد . این فرم می تواند   A A B B  ، باشد و  بخش نخست آن در تنالیته تونیک ، آغاز می شود و سپس به تنالیته دومینانت ، مدلاسیون می کند . سپس بخش دوم در تنالیته دومینانت آغاز شده و آنگاه  به تنالیته تونیک باز می گردد . تم هر دو کمابیش یکسان است و چندان تفاوتی جز در تنالیته ندارد .  سوییت موومانی آغازین دارد که رقص گونه نیست. اوورتور فرانسوی می تواند سرآغاز یک سوییت زیبا باشد. سوییت دارای اورتور فرانسوی ، دو بخشی است . بخش نخست ، کند است و ریتم آن نقطه دار بوده و  به ضرباهنگی باوقار نواخته می شود . تندای بخش دوم اما ، تندتر و سبک تر و فوگ مانند است . پایان اوورتور می تواند عناصری از سرآغاز را ارائه کند . فرم سوییت از مهمترین فرمهای باروک است و موومانهای رقص ، متوازن ، متقارن و هم اندازه اند و قدمهای رقص ، همسو ، مشابه با حرکت در جهاتی مخالف اما متوازن و متقارن است . 
***
3 - "کورال "
نیایش ، بخشی از زندگی هر یکشنبه کلیساهای "لوتری" بود . این نیایش آهنگین ،  بیش از آوازهای یکنواخت با همراهی یک ارگ کلیسایی و گروه کر بود . دوره باخ ، دوران شکوفایی  گروه های ارکستری کوچک بود که کلیسا در استخدام داشت و 12 آوازخوان  و 14 تا 21 نوازنده داشت و گاه نیایش تا نیمی از یک ساعت  را به خویش اختصاص می داد .
این اعتقاد و ارتباط درونی نیایشگر با آفریدگار و مسیح ، بیشتر با زبان خاص نیایش ، کورالهایی به زبان آلمانی صورت می پذیرفت . آیین ها ، چند سرود مذهبی دارند . نام هر یک را chorale می نهادند . کورالها ، سروده و به آسانی به یاد سپرده می شدند . هر هجا ، یک نت ، ریتم و ضرباهنگ ، یکنواخت و ثابت بودند. همانند تمامی آنچه در قرن 16 و 17 ساخته شده بود و گاه ریشه در آوازهای عامیانه و سرودهای کاتولیک داشتند . این سرودها را همه مردم با هم می خوانند . هارمونیزه ساختن ملودیها ، استادانه بود . چنان که همانند همیشه خط آوازی سوپرانو که معمولا زیرترین و بالاترین بخش بود ، ملودی اصلی را می خواند و کار هارمونیزه ساختن را 3 بخش بم تر آوازی انجام می دهند و ملودیهای این آثار نیز متنوع است . کورال پرلود ،" chorale prelude" ، یکی از مهمترین بخشهای این فرم از کورال است.ارگ نواز کلیسا با نواختن این قطعه کوتاه در حقیقت ، به یادآوری خط ملودی هر سرود مذهبی یاری می رساند . اما " کانتات " کلیسا نیز با استفاده از همین روش ساخته می شد .
4. کانتات :
اما ” کانتات ” کلیسا نیز با استفاده از همین روش ساخته می شد . در حقیقت ، کانتات ، با استفاده از کرالها به شکل قطعه ای ساخته می شد که مخصوص سرایش بود و همانند سونات نیست . کانتات های قرن هجدهم ، در آیین لوتری ، برای خواندن بخشهای آشنای انجیل و سرودهای مذهبی بود . این اجراها شامل رستاتیف ها و آریاها و دوئت هایی می شدند که از نظر ساختار بسیار شبیه اپراهای این دوران هستند . اوراتوریو نیز بخش مهمی از موسیقی آوازی دوره باروک است .
5 - " اوراتوریو" و پایان دوره تاریخی باروک
"اوراتوریو " oratorio   نیز همانند اپرا ، و کانتات ، از فرمهای مهم آوازی در دوره باروک به شمار می آید. 
 اثری  که مشتمل بر موومانهای و بخش های گوناگون بود . این بخشها برای ارکستر ، کر و تکخوان نوشته می شد . متن آنها بیشتر روایت گونه بود و بر پایه داستانهای انجیل نوشته می شد . 
تفاوت اپرا و اوراتوریو ، این است که دومی ، بی پیرایه تر و ساده تر است و آن همه آرایش صحنه و لباس و ایفای نقش و صحنه پردازیهای خاص اپرا را ندارد . مهمتر اینکه اوراتوریو ، برای نیایش ساخته نمی شد . آوازهای کرال و آریاها به همراه دوئت و اینترلود و رستاتیف ها ، به شکل متوالی در آن گنجانده می شود . نقش گروه کر ، روایتگری رویدادهای داستان است . رستاتیف ها ،  شکل کلی داستان را بهم پیوسته تر و منسجم تر می سازد و بخشهای مختلفش را به هم می پیوندد . از نظر زمانی ، اوراتوریو ، از فرم کانتات ، طولانی تر و شامل روایات بیشتری است و چند خط داستانی را با هم ،پیش می برد . نخست بار ، در قرن 17 میلادی ، در ایتالیا و شکل نمایش موزیکال انجیل ، اجرا می شود . این فرم از موسیقی  آوازی و سازی  در کشورهای دگر نیز ، رواج یافت ، و اوراتوریوی مسیح اثر فریدریش هندل از مهمترین نمونه های آن به شمار می آید .
***
سرودهای کرال نیز در آثار هندل در  قرن هجدهم و واپسین روزهای دوره باروک ،  با آن همه دگرگونی های هوموفونیک و بافت پلی فونیک ، تنوع بسیار آفریده  و با غریو آهنگین و شتابان  پلی فونی واژه " هاله لویا "،   این پلی فونی را به سرود و نیایشی هوموفونی بازمی گرداند . این ستایش از  مکاشفه یوحنا می آید . آفرینشگر ، پادشهی جاودان می یابد و با عبارات "The kingdom of this World " ، نمایانده می شود .
با این نوشتار بررسی "دوره تاریخی مهم باروک " ، پایان می یابد .
در نوشتارهای آینده  فصل  دیگر ،دوره کلاسیک ( قرن هجدهم و نوزدهم )  را خواهیم شناخت.

 
 
کنترپوان پیشرفته + اپرا در دوره باروک - بخش پایانی - رابعه رضوی( من )
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ٢٠ دی ۱۳٩۳
 
درود بر مخاطبان هنردوست و هنرمند  نوشتارها و درس های وبلاگم  " وکالیست سوپرانو "
تمامی آثار و ساخته های تازه مرا می توانید از نشانی های تازه ام بشنوید :
نکته :شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://www.youtube.com/user/rabeahrazaviofficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
"نکاتی درباره کنترپوان پیشرفته " - مقدمه 
بر پایه : کتب معتبر هارمونی تحلیلی  و کنترپوان
آموزش و تحلیل و نگارش و پژوهش : رابعه رضوی ( اینجانب )
 در نوشتارهای پیشین از تمامی روشهای هارمونیزه ساختن ملودیها ، نکاتی مفید آموختیم . اکنون به سادگی می توانیم این بخش را با بررسی مفهوم تصنیف موسیقی پایان داده و سپس ،  آموزش نکاتی کوتاه درباره کنترپوان پیشرفته را آغاز کنیم .
تصنیف : تنظیم و چیدمان جملات هارمونی با دو روش ساده است .
یکم : به وسیله اکوردهای منطقی در شکل پایگی و معکوسهایشان و نوشتن بخش باس قطعه موسیقی و " حل " جملات موسیقایی
دوم : نوشتن خط ملودی و سپس نوشتن اکوردهایی که آن را هارمونیزه کند .
بر این مبنا ، آزادی به کارگیری نتهای زینت ، آزادی بهره گرفتن از آکوردهای گذر و پاساژها ، و ابتکار و ذوق آهنگساز و مصنف ، در فونکسیونها و شیفره ها و روش حل جملات هارمونی  و کروماتیسم ، یا دانستن شیوه استفاده آکوردها در هر فرم ، و دانستن روندها ، در کنار انتخاب فرم و و طرح و  تم متناسب ،  بهترین نتیجه را به بار خواهد آورد .
 شناخت سازشناسی و سازبندی نیز در این راه می تواند یاریگر مصنف باشد .
اما کنترپوان ، که  مقدماتی درباره آن در ابتدای این مباحث ، و چگونگی شکل گیری مفهوم " نقطه در برابر نقطه " ( نت برابر نت ) دانستیم چیست . 
کنترپوان ترجمه عبارت لاتین  "Punctus  Contra Punctum " است . ریشه رنسانسی کنترپوان ، قواعد خشک و سخت چندبخشی ساختن موسیقی را به روشنی نشان می دهد . اما با توجه به آنچه گفته ایم بهتر است بر " انواع کنترپوان " تمرکز کنیم .
جمله های ما می تواند ، " دو بخشی " ، " " سه بخشی " یا چهار بخشی باشد و موضوع  تمامی درسهای آینده این وبلاگ  در  بخش " کنترپوان پیشرفته " ، دانستن این سه شکل از کنترپوان است .
باید خط ملودی را بنویسیم و تاثیر هر حرکت را از منفصل و متصل و نیز ارزش زمانی نتها و موقعیت وزنی آنها را درک کنیم . در نگاشت آینده ، " کنتر پوان " دوبخشی  را بررسی می کنیم.
” موسیقی دوره باروک – مبانی اپرا – قسمت پایانی”
بر پایه کتاب : درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین - 1976 و دیگر کتب معتبر تاریخ هنر
آموزش و تلخیص و نگارش : رابعه رضوی
در این نگاشت به بررسی مفهوم " آریا " در اپرا می پردازم . آریا ، به بخشی از نمایش آهنگین اپرا گفته می شد که تکخوان یا سولو ، در آن به همراه ارکستر ، یک " موقعیت دراماتیک " را به نوای خویش می خواند و با احساس سرشارش می کوشد ، این موقعیت را به بیننده و شنونده اپرا منتقل سازد . ایده دراماتیک به ویژه ، عاشقانه های اپرا در بخش " آریا " ، با اجرای زیبای خواننده سولو ، بیان می شود . این بخش ، دست کم دقایقی ، همه عناصر صحنه را به توقف و تماشا وامی دارد. این قطعه ، " آریا " ، بخشی کامل است که آغاز ، نقطه اوج و پایانی روشن دارد . بی شک ، تنها بخش " آریا " اپرا می تواند ، چنان ایده دراماتیک را گسترش و بسط دهد ، که تحسین و احترام تماشاگر صحنه نمایش را برانگیزد .
***
 آریا " aria"  ، نیز باید دارای یک مقدمه باشد . نام این مقدمه زیبا رستاتیف است .( recitativo ) رسیتاتیف  ، نوعی بیان "افتان و خیزان " و دارای ریتم است که خط آوازی آن را اجرا می کند . در هر هجا ، تنها یک نت به کار گرفته می شود و این مهمترین تفاوت آریا با رسیتاتیف است . در آریا ، یک هجا ، می تواند هجای کشیده باشد و بر همین هجا ، چندین نت ، نهاده شده و خوانده شود . اما   آهنگساز ، در رستاتیف  ،  بر یک هجا ، تنها یک نت ، می گذارد. مونولوگها و تک گویی های  و دیالوگها ( گفتگوهای ) اپرا در رستاتیف ، جای می گیرد و در حقیقت نقطه اتصال بخشهای ملودیک اپرا ، همین رستاتیف ها هستند .  پیش بردن داستان نمایش آهنگین و بیان رویدادهای و روایتگری را نیز ، از دیگر نقشهای مهم رستاتیف ها در آریا و اپرا است .
سولو ها گاه به همراهی با دگر خوانشگران به اجراهای دوتایی ( دوئت ) ، سه تایی ( تریو ) ، چهارتایی ( کوارتت ) ، پنج تایی ( کویینتت ) و ... می پردازند . این اجراهای همزمان و همراهی چند 
آواز خوان با یکدگر را همسرایی ( آنسامبل  ensemble ) نام نهاده اند .  این بیان همزمان ، یاری می رساند تا هر بخش به بیان حسی و ایفای نقش خویش پردازد و جملگی شرح حکایت ، گویند و با بیان ملودیک احساسات خویش از غم تا شادی و خشم و مهر ، با تمامی پیچیدگی های انسانی اش ،  بیننده  را به درک تازه تری از همراهی زیبای موسیقی و نمایش در اپرا ، برسانند . راه و رسمی که کمتر در نمایشهای متداول یا اجراهای ساده موسیقایی ، به چشم می خورد . تمامی نقشها را هر یک از همسرایان یا خوانندگان کر ، در اپرا ، اجرا کرده و بدین سان به شرح رویدادها ، جزئیات داستان و در نهایت زمینه سازی و فضا سازی برای خوانندگان سولو و تکخوانان ، یاری می رسانند
در باب " پرلود و اورتور " ، باید دانست که آغاز اپرا ، تنها برای سازها نوشته می شد و ارکستر آن را می نواخت . ابن سرآغاز زیبا ، "اورتور  overture یا پرلود  "نام داشت .  سازهای ارکستر ، پایین تر از سن اصلی اپرا قرار گرفته و تمامی سازهای " ارکستر سمفونیک " در آن کمابیش ، به چشم می خورد . ارکستر ، گروه خوانندگان اپرا را که نقش روایتگران داستان را ایفا می کنند ، را با نوای سازهایش همراهی می کند . تنها تفاوت ارکستر اپرا با ارکستر سمفونیک ، در تعداد سازهای زهی مورد استفاده است . ارکستر ، تنها  همراهی کننده خوانندگان  و همسرایان ، نیست ، نقش اصلی تر آن را می توان در پدیدار ساختن فضای داستان ( فضاسازی متناسب با موضوع اپرا ) دانست . ارکستر اپرا به بیان بهتر ،  وظیفه اش ، ترجمان موسیقایی داستان اپراست . جدا از سوفلور که کلمات فراموش شده یا نتهای از یاد رفته بازیگران و خوانندگان را یادآوری می کند ، رهبر ارکستر نیز با یاد آوری ضرباهنگ ها ، و بیان راهنمایی های دینامیک ، و گاه زمزمه بی کلام برخی بخشها ، با نوازندگان ، در اجرای ظرایف هر اپرا ، یاری می رساند .
اما در باب اورتور ، باید گفت آغاز هر اپرا ، از عناصر به کار گرفته شده در اپرا ، ساخته می شود . اگر دقیق تر بگویم ، در واقع کار اصلی اورتور یا پرلود ، نمایاندن بخشی از تم اصلی است که در تمامی اثر آن را می شنوید ( تمامی  این توضیحات از اینجانب است ) . جریان اصلی و دراماتیک را اورتور توضیح می دهد و سرآغاز ، مهمترین بخش است . چرا که شنونده آرام آرام در می یابد که قرار است کدامین نتها را در این اپرا بشنود . اپرا زبان خاص خویش را می طلبد . از آنجا که خاستگاهش ایتالیا است ، بیشتر اپراها به زبان ایتالیایی نوشته و باید به همان زبان اصلی خوانده شوند . از دیگر زبانهای متداول در اپرا می توان به آلمانی و فرانسوی ، اشاره کرد . با توجه به مفهوم هر کلام در زبان ، ترجمه اپرا تا اندازه زیادی از بار معنایی و مقصود آفرینشگر آن اثر می کاهد . بنابراین ترجمه اپرا ، کاری نادرست و غیر منطقی است . مگر آنکه مترجم ، تمامی هجاها و واژه ها را با همان بار معنایی ، در زبان دیگری ، باز بیافریند . اما در مجموع ، بهتر است اپرا به همان زبان نخستین خویش اجرا شود .
اما در باب اپرای دوره باروک دانستن چند نکته ضرورت دارد :
1- اپرای باروک از ایتالیا و گروه " کامراتا " - یا  انجمن  شاعران  و آهنگسازان  فلورانسی قرن شانزدهم - آمده است . این انجمن در پی پیدایش سبک تازه ای از آواز بودند که الگوهای تراژیک یونان باستان را یادآور باشد. شرح بر نمایشهای نویسندگان یونانی می نوشتند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که متون یونانی در " درام ها " ، آوازی بود که گاه رنگ گفتار  نیز به خویش می گیرند . کامراتا  camerata یا انجمن آهنگسازان و شاعران ایتالیایی فلورانس ، سرانجام به خطی آوازی اندیشیدند که ریتم و افت و خیز گفتاری را با شکل رستاتیف و گفتارگونه ، بیان دارد.  تک آوایی سولو  یا  چند آکورد ساده به رستاتیف ، تجسم موسیقایی بخشید .  کامراتا به پلی فونی اعتقادی نداشت. بنابراین بافت اصلی رستاتیف ، " هوموفونیک " شد . دلیل منطقی آن ، کاسته شدن وضوح کلمات در شکل پلی فونیک بود . بنابراین بیان واضح رستاتیف تنها با بافت " هوموفونیک " ممکن بود .قدیمی ترین اپرا ، اپرای "ائورودیکه " Euridice  از جاکوپوپری  Jacopo Peri سال 1600 ( آغاز قرن 17 ) در فلورانس است . پس  از او ، اورفئو این مهمترین اپرای مونته وردی ، در شهر مانتوآ  بر پایه اسطوره اورفئوس ( یونان باستان ) ، در 1607 ، دومین اپرای با شکوه جهان به شمار می آید . 
2- اپراهای باروک در مراسم ویژه دربار باروک ، برای نمایاندن قدرت و شکوه آنان و ملهم از اساطیر یونانی  و تاریخ ادوار پیشین و باستانی بود . 
3- نخستین سالن اپرا در " ونیز " در سال 1637 ، ساخته شد و اپراهای دوره پایانی ، چنانکه دانستیم ، با رستاتیف ها به هم پیوسته می شدند . رستاتیف های سکو  ،  را باس کنتینوئو همراهی می کردند . رستاتیف سکو secco recitative  ، خالی و خشن بودند . رستاتیف در نقطه اوج ، با ارکستر ، همراهی می شد و هیجان و تنش به وسیله ارکستر منتقل می شد . این گونه را رستاتیف دارای همراهی یا accompanied recitative  ، گویند .  
4 -  آریا داکاپو در اپرا : هنگامی که اپرا متوقف می شود . احساسات خواننده اپرا چشم در چشم تماشاگر ، اجرا می شود . این اوج مهارت بازیگری خواننده اپراست . فرم آریاها ، به ویژه در باروک پایانی ، A B A  است . در این فرم ، در بخش دوم یا  B  ، واژه داکاپو یا از آغاز می اید . تکرار بخش نخست مفهوم داکاپو ست . اما تکرار درست همسان این بخش نیست . تزیین هایی وجود دارد که به آن تنوع می بخشد .
با این نگاشت بررسی اپرای دوره باروک را پایان می دهیم 

 
 
تاریخ موسیقی دوره باروک - فوگ و مبانی اپرا - پژوهش و آموزش : رابعه رضوی ( من )
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱٧ دی ۱۳٩۳
 
درود بر مخاطبان هنردوست و هنرمند  نوشتارها و درس های وبلاگم  " وکالیست سوپرانو "
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://www.youtube.com/user/rabeahrazaviofficial
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
تاریخ موسیقی - دوره باروک - فوگ و مبانی اپرا - قسمت اول
ماخذ : درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین - 1976
آموزش و پژوهش و نگارش : رابعه رضوی ( اینجانب )
فوگ پلی فونیک ، است.  یک تم اصلی دارد که آن تم ، ” سوژه ”  نام می گیرد.
 در فوگ ، خطوط ملودیک ” سوژه “، توسط خطوط آوازی دگر تقلید می شود که بالاتر از همه خط سوپرانو در خطوط آوازی و بم ترین صداها ، ساز یا صدای خواننده باس ، است . بافتهای فوگ دست کم برای 3 یا 4 یا 5 خط آوازی یا سازی ( سوپرانو ، آلتو و تنور و باس ) اصلی و خطوط فرعی دیگر نوشته می شود . سوژه ثابت اما قابل انتقال به تنالیته های گوناگون است که با استقاده درست از ایده های ملودیک و ریتمیک ، تنوع می یابند .
” فوگ ”   با آمیختن صداهای صوتی به تنوع چندلایه در موسیقی آوازی یا سازی می رسد. این فرم انعطاف پذیر و قابل دگرگونی بسیار کارآمد است. جدا از روشی که در آغاز به کار گرفته می شود ، و شیوه آغاز قطعات فوگ ، خط صوتی ، غالبا ، یکتا و سولو بوده و بدون همراهی است . این آغاز از آن رو کارا است که آهنگساز می تواند به کمک آن ، “سوژه فوگ ” را برجسته تر به گوش شنونده برساند . به یاد سپاری سوژه در ذهن شنونده فوگ به همین روش یکتانمایی آن صورت می گیرد . سوژه ها می تواند با خط سوپرانو ( سازی یا صدایی ) ، ارائه شده و سپس دیگر خطوط از تنور و باس و آلتو به تقلید سوژه بپردازند . اعلام سوژه اما بیشتر توسط خط آوازی سوپرانوست که بالاترین نتها را می خواند و خطوط میانی و پایینی صدایی یا سازی همان را ولو با تغییراتی ، ادامه می دهند . اما نکته جالب توجه این است که برخلاف آنچه تا کنون شناخته ایم ، اینجا خطوط دیگر می توانند با آزادی تمام ، نتهای دیگری را که اهنگساز ارائه کرده بخوانند . راند که گونه ای از موسیقی است شبیه فوگ نخواهد بود . چرا که در راند ، حتما باید خط بالایی ، به توالی تقلید شود . اما در فوگ این ادامه دادن خط اولیه سوپرانو ، نسبی است . دیگر اینکه ، در راند ، هر خطی را که سوپرانو ارائه کند ، دیگر خطوط با صداهایی همانند ،خواهند خواند و این صداهای همانند و متناظر در محدوده بم تر و پایین تر آغاز می شود ، اما فوگ در آغاز می تواند سوژه را با دو گام مختلف و غیر متناظر هم ارائه کند . سوژه نخست ، ” تونیک ” است . اما خط دوم که سوژه را می خواند ، آنرا در ” دومینانت یا نمایان ” یا همان گام درجه پنجم تونیک ، می خواند . این همان ” جواب یا answer ” موسیقایی است . جواب، نتهای دو – ر- می ، دومینانت آنها در فوگ است. یعنی در جواب سل – لا – سی ، خوانده می شوند . همین پرسش و پاسخهای ملودیک ، آفریننده تنوع در فرم فوگ باروک است . فوگهایی که به اجرای سوژه پرداخته و با
” کنتر سوژه : Counter Subject ” ، و خط ملودیکش ، همیشه و هماره با سوژه همراه می شود . گرچه ممکن است گاه بم تر و گاه زیرتر ارائه شوند .
در بخشهای میانی فوگ ، هر خط ، سوژه خود را ارائه می کند و آهنگساز برای هر خط جداگانه ، برگشت ها و تتالیته ها را آزادانه تعیین می کند .
“اپیزودها :episode ” ، عناصر ملودیک تازه ای از فوگ را اراده می کنند . تکه ای از سوژه یا کنتر سوژه در هر اپیزود گنجانده می شود . هر چند اپیزودها قرار نیست تمام سوژه را دگربار ، ارائه کنند که باید کوشش شود که این اپیزودها قراردادی و تصنعی نباشد . به ویژهرعایت این نکته در بازگشت ها بسیار بر تاثیرگذاری تم ، می افزاید.
روشهایی چون ” استرتو ” نیز وجود دارند که سوژه را پیش از ارائه کامل ، تقلید می کنند .
 درباره  روند " استرتو stretto" گفتیم .  دانستیم که مفهوم آن " تقلید  و تصاحب یک خط آوازی توسط بخش دیگر است پیش از آنکه  خط نخست به کمال برسد و به تمامی خوانده شود . Pedal  یا نتهای پدال ( که خود من  به عنوان یک آهنگساز و نوازنده بسیار در آثارم از این روند بهره می گیرم ) ، به روندی گفته می شود که  یک صدای خاص در بخش بم ( باس ) ، یکسان و بی تغییر می ماند و کشش می یابد . نتهای دیگر با توجه به آنکه نت پدال ، هارمونیهای متناسب را اجرا می کنند و تمامی هر آهنگساز این است که این هارمونیها را متناسب با این نت ثابت ، ایجاد کند. کار ایجاد دگرگونی را نسبت به نت باس ، دیگر نتها ، ایجاد می کنند .
در ساز پیانو با پدالها این نت ثابت ، نواخته می شود و امتداد می یابد
 (نکته : تمامی  این توضیحات از اینجانب است و هیچ کدام در کتاب ماخذ موجود نیست ) .
***
اما سوژه فوگ قابلیت دگرگونی دارد . 4 روش برای دگرگونی  سوژه فوگ وجود دارد  :
اول : روش وارونه  (inversion) : که سوژه در آن حرکت بالا رونده با پرش دارد و بی شک ، وارونه اش ، پایین رونده با همان میزان پرش و فاصله استو بالعکس .
دوم : سوژه حرکت  واپس رونده ( رتروگراد )  retrograde  ، دارد  و مفهوم 
آن ، آغاز از نتی پایانی و بازگشت به نخستین نت به شیوه واپس رونده است .
3- سوژه می تواند آگومانتد augmentation  باشد و  بر کشش نتها دو تا چهار برابر افزوده شود .
4 - سوژه می تواند ،  دچار کاهش diminution شود و  کشش نتها به نیم تا یک چهارم کاسته شود .
اما فرم یکنواخت " فوگ " و حس پیوسته و یگانه اش ، می تواند مستقل نیز عمل کند . نکته بسیاز مهم این است که آنچه در جهان موسیقی ، " پرلود "
 نام می گیرد ، و بسیار هم مشهور است
"فوگ "مستقلی است که با پرلود آغاز می شود. به بیان بهتر ، ابتدا پرلود نواخته شده و پس از قطعه کوتاه پرلود ، فوگ ، اجرا می شود .
اساطیر فوگ ، " باخ " و " هندل " هستند . نکته مهمتر اینکه دانش کنترپوان پیش زمینه ساخت فوگ است. یعنی اگر آهنگسازی دانش کنترپوان را با تمامی ابعادش نمی شناخت ، نمی توانست " فوگ " بیافریند .
مشهورترین فوگ ها اثر " یوهان سباستین باخ " در سل مینور است . نامش را فوگ کوچک گذارنده اند. به این دلیل که او فوگ دیگری هم در سل مینور دارد که طولانی تر از فوگ کوچک اوست. فوگ کوچک را در سال 1709 یا ابتدای قرن هجدهم می نویسد . چهار خط صوتی سوژه را ارائه می کنند که بسیار گوش نواز است ، در همه خطها تا باس ، نواخته شده و سرانجام به ساز " ارگ" می رسد  ارگ با پدالهایش توسط نوازنده ، نتها را به تصویر می کشد. این نتها پیوسته ، چالاک تر و شتابان تر و پرجنب و جوش تر می شوند . نتها از سیاه آغاز و به چنگ و دولاچنگ می رسند . 
باخ فوگ سل مینورش که به فوگ کوچک مشهور است ، در ابتدای قرن هجدهم میلادی ( 1709) می نویسد. اگر به نتهایش بنگریم می بینیم سوژه در آن ممتد است که با نتهای سیاه نوشته شده و سپس نت های کوتاهتری از نظر کشش زمانی ، به کار گرفته شده و برای نمونه چنگ و دولاچنگ ، را می توان در بخشهای پس از ارائه سوژه دید.
آغاز قطعه چنین است :
کلید سل ( سی بمل – می بمل در ابتدای پنج خط حامل ) :
بخش سوژه : سل سیاه – ر اکتاو سیاه – سی سیاه نقطه دار سیاه – لا چنگ | سل چنگ – سی چنگ – لا چنگ – سل چنگ – فا دیز چنگ – لا چنگ – ر سیاه | سل چنگ – ر چنگ – لا چنگ – ر چنگ – سی چنگ – لا دولاچنگ – سل دولاچنگ – لا چنگ – ر چنگ | سل چنگ – ر دولاچنگ – سل دولاچنگ لاچنگ – ر دولاچنگ – لا دولاچنگ سی چنگ – لا دولاچنگ – سل دولاچنگ لا دولاچنگ – ر دولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ – دو اکتاو دولاچنگ |
خط بعدی آن نیز ، کلیدسل (سی بمل – می بمل ابتدای 5 خط حامل ) : سی دولاچنگ – لا دولاچنگ – سل دولاچنگ- سی دولاچنگ لا دولاچنگ – سل دولاچنگ – فا دیز دولاچنگ – لا دولاچنگ سل دولاچنگ – ر دولاچنگ – سل دولاچنگ – لادولاچنگ سی دولاچنگ – دو اکتاو دولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ – می بکار اکتاو دولاچنگ |
( از اینجا کنتر سوژه آغاز می شود ) فا دولاچنگ اکتاو – می بکار اکتاو دولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ – فا اکتاو دولاچنگ – دو دیز اکتاو دولاچنگ – می اکتاو دولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ – لا اکتاو دولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ – می اکتاو دولاچنگ | فا اکتاو دولاچنگ – سل اکتاو دولاچنگ – فا اکتاو دولاچنگ – سل اکتاو دولاچنگ – tr سل اکتاو چنگ نقطه دار – فااکتاو سه لاچنگ – سل اکتاو سه لاچنگ لا اکتاو دو لاچنگ – سل اکتاو دو لاچنگ – لا اکتاو دو لاچنگ – سی اکتاو دو لا چنگ لا اکتاو دولاچنگ – سل اکتاو دولاچنگ – فا اکتاو دولاچنگ – می بکار دولاچنگ . …
ارائه سوژه و سپس کنتر سوژه ای که بی شک با این همه ، دولاچنگ ، چالاک تر و شتابان تر از سوژه اولیه ، نمود می یابد.
سوژه 5 بار دیگر در فوگ کوچک باخ ، نمایانده می شود که با اپیزودهایی پیش ساخته ، همراه است
****
اما از فوگ که مهمترین فرم دوره باروک است ، عبور کنیم تا به مبانی دانش گسترده 
 اپرا برسیم .
باروک دوره ای است که می توان آن را ، نقطه عطف دانش اپرا نامید .
همراهی موسیقی ، با نمایش ، رقص ، بازیگری ، جامه آرایی و طراحی لباس و گریم ، صحنه پردازی ، وبه بیان بهتر آمیزه ای از بیشتر هنرهای رایج که در قالب ” تئاتری ” ، ارائه می شود . دانستیم که آغاز قرن هفدهم ، هنگامه میلاد اپرا در اروپا و خاستگاه آن کشور ایتالیا بود . اما از همان نخست تنها محدود به مرزهای این کشور نمی ماند و با شتاب در تمامی جهان گسترش می یابد.
اپرا در تعبیری ساده ، دانش به کار بردن ” آواز ” در ارائه “درام” متعارف است . نتها به جای سخن می نشینند . اما این به مفهوم بی کلام بودن اپرا نیست. به بیان نکوتر ، “ارائه آهنگین یک درام” است .
در اپرا ، شخصیت ها ، با آواز ، مفهوم نمایش را منتقل می کنند و به طرح کلی داستان می پردازند . آنچه بر زیبایی اپرا بسیار می افزاید استفاده همزمان از داستان و آمیختن کلام به موسیقی است برای ارائه یک حکایت است . بازیگر – نواگر اپرا ، باید بتواند ، ” حالت و شخصیت ” را در کنار “پویایی ” و کنشهای دراماتیک ، نشان دهد . موسیقی در پیش زمینه جاری است . موسیقی در اپرا ،راهبر کل داستان درام و گاه پیچیده ای است که قرار است نواگر – بازیگر ، راوی آن باشد. شاید موسیقی را اگر خود درام در اپرا بدانیم ، به درک درست تری از اپرا برسیم. از سولو تا همخوانان ، تمامی ایفا کنندگان نقشهای اپرا باید توانایی همزمان بازیگری و خوانشگری را داشته باشند. ورنه بدون این ویژگیهای درونی ، ممکن نیست بتوان از اجرای نقشهای پیچیده اپرا بر آمد. به این ویژگیها حتی باید توانایی حرکات موزون و رقص بر مبنای آنچه در متن اپرا نوشته شده و باید اجرا شود را نیز بیفزاییم تا بدانیم که بازیگر و خواننده اپرا ، از هنرمندترین هنرمندانند. آوازخوانان باید توانایی اجرای هر موقعیتی را در نمایش اپرا از سولو و تکخوان تا سیاهی لشکر داشته باشند. نورپردازی و صحنه آرایی نیز در اپرا تفاوتهایی با نمایش درام متعارف دارد. اصولا هر آنچه بر تاثیر اپرا در خلق موقعیتها ، بیفزاید باید بر صحنه حاضر شود . این بخش نیز بسیار باید با دقت و ظرافت طراحی شود. در نوشتارهای آینده در باره اپرا و مبانی آن بیشتر خواهم گفت .اما برای مفدمه تنها باید اشاره کنم که دشوارترین مسئولیت بر عهده کارگردان اپرا و رهبر ارکستر است که کار هماهنگی صدها نوازنده و بازیگر را در کنار بخش فنی و تکنیسین ها و دستیار صحنه ها بر عهده می گیرد تا این قافله آهنگین به سرمنزل مقصود رسد 
اگر کارگردان هنری و رهبر ارکستر اپرا را نظم دهنده اصلی بدانیم ، باید کار هماهنگی صدها نوازنده ارکستر و خوانندگان و رقصندگان در اپرا را به او بسپاریم. این نمایش با شکوه از طبقه اشراف می آمد . اما دیری نمی گذرد که طبقات دیگر اجتماعی نیز ، از مخاطبان اصلی این نمایش آهنگین قرار می گیرند. شاید اپرا یکی از زیباترین جلوه های آمیختگی هنرمندانه دو هنر اصلی انسانی یعنی نمایش و موسیقی است .  آهنگساز و دراماتیست در کنار هم ، بنای اپرا را می سازند. 
 " لیبرتو  libretto "  را " سراینده لیبرتو یا librettist " ، می نویسد . البته دارماتیست می تواند سراینده لیبرتو باشد و در همکاری تنگاتنگ با آهنگساز ، تمامی آنچه را نگاشته با موسیقی ، همساز کند. این همسازی باید چنان باشد که بازیگر با تمامی حالات و شخصیت حتی فراتر از کلام ، همنوا شود . باید موقعیتهای نامتعارف برای او فراهم شود تا بتواند بهترین آوازش را هنگام اجرای نقش اپرایی خویش بخواند.
متن اپرا را در یک تا پنج پرده می نویسند . هر پرده ، شامل چند صحنه است.  در پرده های اپرا ، همراهی ارکستر و آواز ، وجود دارد. هر خط آوازی ، آنچه برای او پیش بینی شده را می خواند. اگر دو خوانی ( دوئت ) خط آوازی سوپرانو با خط آوازی باس باشد ، می تواند سولویی برای خط آوازی تنور نوشته شود .  " اینتر لود "  کرال و ارکستر آنرا ادامه دهد . هر بخش اپرا می تواند دارای یک پایان بندی باشد و با یک تنفس کوتاه میان دو پرده ، بخش دیگر آغاز گردد . این  گونه جریان موسیقایی در یک پرده ناگسسته و پیوسته خواهد بود. 
"آریا " aria  نیز بخش مهمی از اپرا است. اینکه آریا چیست و نقش بخش آریا که برای تکخوان با همراهی ارکستر نوشته می شود ، در اپرا چیست ، در نوشتاری دیگر ، بررسی خواهد شد.

 
 
هارمونیزه ساختن ملودیها + موسیقی دوره باروک - بخش چهارم - رابعه رضوی ( من )
نویسنده : rabeah razavi رابعه رضوی - ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳ دی ۱۳٩۳
 
درود بر مخاطبان هنردوست و هنرمند  نوشتارها و درس های وبلاگم  " وکالیست سوپرانو ".
شنیدن آثار من از این نشانی ها ، رایگان است . اما هر گونه برداشت یا استفاده  از آن به ویژه استفاده از آن بدون هماهنگی  قبلی با اینجانب ( رابعه رضوی )، آهنگساز و نوازنده و خواننده و سراینده تمامی آنها  ، ممکن نخواهد بود .
آثار مرا می توانید از این نشانی ها ، بشنوید :آهنگساز و نوازنده و وکالیست و سراینده آثارم - اینجانب - رابعه رضوی 
تمامی حقوق مولف و مصنف برای اینجانب ، سازنده این آثار محفوظ است.
(C)
All Rights Reserved
   
 
rabeahrazavi.wordpress.com
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviAsal/posts
http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault
https://plus.google.com/u/1/+RabeahRazaviRabeahRazaviOfficialPage/posts
https://twitter.com/RabeahRazavi
/https://www.Reverbnation.com/RabeahRazaviOfficial
https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نوشتارهای مرا از این نشانی ها بخوانید :
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
copyrightiniran.blogfa.com
rabeahrazavi.persianblog.ir
بخش نخست - کنترپوان - هارمونی  در موسیقی - روش هارمونیزه ساختن ملودیها - بخش سوم
ماخذ : هارمونی تحلیلی و دیگر کتب معتبر هارمونی و کنترپوان
نگارش و آموزش و به قلم : رابعه رضوی ( اینجانب )
در نوشتارهای پیشین در باب روشهای گوناگون هارمونیزه ساختن ملودیها گفتیم و نمونه های را با هم بررسی کردیم .
اما در این درس  بدون آنکه نمونه ها را بررسی کنیم  قواعد اصلی را خواهیم شناخت .
در مقدمه باید گفت که همه ملودیها قابلیت هارمونیزه شدن دارد و از این جهت تفاوتی میان موسیقی غرب و شرق وجود ندارد. مهم به کارگیری درست قواعد است . با سازی چون پیانو ( یا احیانا جانشینش : سینتی سایزر - کیبورد ) و وسعت صدای هفت اکتاوی یا کمتر آن می توانیم به مجموعه نتهای کروماتیک و دیاتونیک دست یابیم که بافت صدایی آن با سازهایی چون کششی ها ( زهی - آرشه ای ها ) یا ( بادی - چوبی ها ) قابل ترکیب است. حاصل این ترکیب  بسیار گوش نواز است. می دانیم که آکوردهای پیانو را برای دست چپ وملودی را برای دست راست می نویسند . کلید فای خط چهارم برای دست چپ و کلید سل برای دست راست ، خواهد بود .نیز برای نگارش خط ملودی و آکوردها ، از تمامی حالت ها و دینامیک های موسیقایی ( و نشانه های اختصاری ) آنها ، می توان بهره گرفت . می توان نتها را لگاتو یا استاکاتو نوشت
امکان این وجود دارد که نتها مقطع اجرا شوند یا کشیده نواخته شوند .
این ساز گرانمایه ، یعنی پیانو ، در همه ارکسترهای بزرگ جهان به چشم می خورد .
بیشتر قطعات برای این ساز ، نوشته و تنظیم می شود .
بیشتر سمفونی های دوره های رمانتیک و کلاسیک هم در همین راستا تنظیم برای پیانو شده اند .
اما تصنیف موسیقی ، می تواند خود یکی از روشهای خوب فراگیری شیوه هارمونیزه ساختن ملودیها باشد .
***
بخش دوم :
تاریخ موسیقی جهان – فصل باروک – قسمت چهارم
نگارش و آموزش و تلخیص : رابعه رضوی
بر پایه : کتاب درک و دریاف موسیقی – راجر کیمی ین – 1976 و دیگر کتب معتبر تاریخ هنر
اگر به یاد داشته باشید ، گفتیم که ” کنسرتوی براندنبورگ ” شماره 5 در ر ماژور ، اثر باخ در سال 1717 ، که برای ارکستر شاهزاده آلمان ، کوتن ، نوشته است ، در موومان نخست دارای تم چالاک و با فرم ” ریتورنلو” است . موومان آلگرو ، جریانی پیوسته از ایده های کوتاه ملودیک را ارائه می کند و فلوت و ویولون در نواحتن ایده های ملودیک ، هر یک تکنوازی های خود را با تکرار ایده ملودیک ، ادامه می دهند. نقش پررنگ نتهایی که سازهای سولو می نوازند به ویژه رنگ صوتی فلوت بسیار واضح به گوش می رسد. توتی ، کمی دیرتر ، بخشی از تم ” ریتورنلو ” را می نوازد و در نهایت اجرای موسیقی دگربار به تکنوازی سولوها ، بازمی گردد .
به تناوب و تکرار این ایده ها از اجرای قوی تم ریتورنلو توسط بخش توتی ( همه سازها) و بخشهای ملایم و طولانی اجرای تکنوازان ، با آن همه تزئین ، و رخشندگی ، بافت کلی اثر را می سازند . البته بهتر است بگوییم که بافت سولوها ، ” پلی فونیک ” است. تاکید بر تقلید ایده ملودیک میان ویلون و فلوت و سرانجام نواختن بخشهای دگرگون شده ، به وسیله تم ریتورنلو ، نیز کشش و تعلیق بخشهای سولو که ذهن را آماده بازگشت ” توتی ” و اجرای کل ارکستر می سازد. حس انتظار و تعلیق و کشش بخش سولو با تم تازه اش در تنالیته مینور ، و استفاده از “تریل ها trill” که نوعی تزئین ملودیک است می دانیم که ” تریل ” ، کارش اجرای متناوب و سریع 2 صداست که فاصله نیم پرده ای یا یک پرده ای از هم دارند.
ریتم باخ نیز بسیار قوی و تاثیرگذار بوده ، نیز مهارتش در استفاده از ” پاساژها ” ، قابل ستایش است . این پاساژها ، نقطه اوج موومان هستند و به وسیله ساز ” کلاوسن” به شکل سولو نواخته می شوند .
کنسرتو شماره 5 براندنبورگ باخ ، وزن 2/2 داشته ، در ر ماژور است و برای فلوت و ویلون و کلاوسن که سولوها هستند و ارکستر زهی و کنتینوئو ( توتی ) نوشته شده است.
در ابتدای خطوط حامل ، فا دیز و دو دیز نشته می شود و با این نتها در بخش توتی نخست که a را زهی ها آن را به شکل ، فورته ، تم ” ریتورنلو ” می نوازند ، آغاز می شود:
ر دولاچنگ – ر دولاچنگ – فا دو لاچنگ – فا دولاچنگ لا دولاچنگ – لادولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ دو اکتاو دولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ – دو اکتاو دولاچنگ – سی دولاچنگ دولاچنگ – سل دولاچنگ – فا دولاچنگ – می دولاچنگ | ر دولاچنگ – ر دولاچنگ – فا دولاچنگ – فا دولاچنگ لا دولاچنگ – لادولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ – ر اکتاو دولاچنگ
می چنگ – لا چنگ – سکوت چنگ – می چنگ ، …..
می نوازند ، آغاز می شود و به سولوهای فلوت و ویلون .و کلاوسن در تنالیته ماژور در بخش دوم می رسد .
***
“فوگ ” ، نیز یکی از فرمهای مهم و بنیادی باروک است . فوگ برای گروهی از سازها یا گروههای آوازی یا برای یک ساز که می تواند ارگ یا کلاوسن باشد ، نوشته می شود .
فوگ پلی فونیک ، است. تم اصلی دارد که آن تم ، ” سوژه ” subject نامیده می شود . در فوگ ، خطوط ملودیک ” سوژه “، توسط خطوط آوازی دگر تقلید می شود که بالاتر از همه خط سوپرانو در خطوط آوازی و بم ترین صداها ، ساز یا صدای خواننده باس ، است . بافتهای فوگ دست کم برای 3 یا 4 یا 5 خط آوازی یا سازی ( سوپرانو ، آلتو و تنور و باس ) اصلی و خطوط فرعی دیگر نوشته می شود . سوژه ثابت اما قابل انتقال به تنالیته های گوناگون است که با استقاده درست از ایده های ملودیک و ریتمیک ، تنوع می یابند . 
” فوگ ”  از فرمهای اصلی دوره باروک است .
درباره موومان های فرم “ریتورنلو” ، در کنسرتوگروسوها ، در نوشتار پیشین ، نکاتی را دانستیم . این فرم رایج در دوره باروک ، فرمی میان توتی ها و سولوهاست و به تناوب ، تم ” ریتورنلو ” را هر یک می نوازند . آغازگر این فرم ، همه ارکستر ” توتی ” است و تم ” ریتورنلو ” (ritornello form) را می نوازند.
تمی که توتی ها آن را می نوازند ، موومانها اما در تنالیته های گوناگون گردش می کنند و سرانجام به همین تم بازمی گردند .در این بازگشت زیبا ، تنها بخش اندکی از تم در موومانهای پسین به گوش می رسد . به پایان قطعه که می رسیم ، ریتورلونو ، به شکل یک تم کامل دگربار می آید.
موومان های کنسرتو گروسو می تواند چنین باشند :
1- a توتی ،فورته، تم ریتولورنلو در تنالیته آغازین . b سولو
2- a توتی ، فورته f، نواختن تکه هایی از تم ریتورنلو . b سولو
3- a توتی ، فورته f ، نواختن بخشی از تم ریتورنلو . b سولو
4- توتی ، f ، بازگشت به تنالیته آغازین
با بیان ایده های ثابت و ملودی نواخته شده تووتی ،ما به سولو می رسیم که ایده های تازه دارد و پس از بیان ملودیک آنها با دینامیکی ملایم ، و نواختن “پاساژ ” هایی از جنس گام و آرپژ به گسترش آن می پردازد . چه بسا توتی ها هم این بیان ملودیک را در بخشهایی گسترش دهند .
نمونه خوب آن ” کنسرتو گروسو ” ، کنسرتو 5 ، یوهان سباستین باخ است که در ” رماژور ” و در سال 1721 با نام ” کنسرتو براندنبورگ ، ساخته می شود و برای زهی ها و تکنوازان فلوت و ویولون و کلاوسن ، ساخته شده و در آن بخش ” توتی ” را ویلون ها ، ویولونسل ها و ویولاها ، و کنترباس ها می نوازند . در موومان نخست ، ” آلگرو ” ، بوده و ریتورنلو ، جریانی پیوسته از نتهای چالاک است . 
درباره فرم ” فوگ ” گفتیم و دانستیم که با آمیختن صداهای صوتی به تنوع چندلایه در موسیقی آوازی یا سازی می رسد. این فرم انعطاف پذیر و قابل دگرگونی بسیار کارآمد است. جدا از روشی که در آغاز به کار گرفته می شود ، و شیوه آغاز قطعات فوگ ، خط صوتی ، غالبا ، یکتا و سولو بوده و بدون همراهی است . این آغاز از آن رو کارا است که آهنگساز می تواند به کمک آن ، “سوژه فوگ ” را برجسته تر به گوش شنونده برساند . به یاد سپاری سوژه در ذهن شنونده فوگ به همین روش یکتانمایی آن صورت می گیرد . سوژه ها می تواند با خط سوپرانو ( سازی یا صدایی ) ، ارائه شده و سپس دیگر خطوط از تنور و باس و آلتو به تقلید سوژه بپردازند . اعلام سوژه اما بیشتر توسط خط آوازی سوپرانوست که بالاترین نتها را می خواند و خطوط میانی و پایینی صدایی یا سازی همان را ولو با تغییراتی ، ادامه می دهند . اما نکته جالب توجه این است که برخلاف آنچه تا کنون شناخته ایم ، اینجا خطوط دیگر می توانند با آزادی تمام ، نتهای دیگری را که اهنگساز ارائه کرده بخوانند . راند که گونه ای از موسیقی است شبیه فوگ نخواهد بود . چرا که در راند ، حتما باید خط بالایی ، به توالی تقلید شود . اما در فوگ این ادامه دادن خط اولیه سوپرانو ، نسبی است . دیگر اینکه ، در راند ، هر خطی را که سوپرانو ارائه کند ، دیگر خطوط با صداهایی همانند ،خواهند خواند و این صداهای همانند و متناظر در محدوده بم تر و پایین تر آغاز می شود ، اما فوگ در آغاز می تواند سوژه را با دو گام مختلف و غیر متناظر هم ارائه کند . سوژه نخست ، ” تونیک ” است . اما خط دوم که سوژه را می خواند ، آنرا در ” دومینانت یا نمایان ” یا همان گام درجه پنجم تونیک ، می خواند . این همان ” جواب یا answer ” موسیقایی است . جواب، نتهای دو – ر- می ، دومینانت آنها در فوگ است. یعنی در جواب سل – لا – سی ، خوانده می شوند . همین پرسش و پاسخهای ملودیک ، آفریننده تنوع در فرم فوگ باروک است . فوگهایی که به اجرای سوژه پرداخته و با
” کنتر سوژه : Counter Subject ” ، و خط ملودیکش ، همیشه و هماره با سوژه همراه می شود . گرچه ممکن است گاه بم تر و گاه زیرتر ارائه شوند .
در بخشهای میانی فوگ ، هر خط ، سوژه خود را ارائه می کند و آهنگساز برای هر خط جداگانه ، برگشت ها و تتالیته ها را آزادانه تعیین می کند .
“اپیزودها :episode ” ، عناصر ملودیک تازه ای از فوگ را اراده می کنند . تکه ای از سوژه یا کنتر سوژه در هر اپیزود گنجانده می شود . هر چند اپیزودها قرار نیست تمام سوژه را دگربار ، ارائه کنند که باید کوشش شود که این اپیزودها قراردادی و تصنعی نباشد . به ویژه رعایت این نکته در بازگشت ها بسیار بر تاثیرگذاری تم ، می افزاید.
روشهایی چون ” استرتو ” نیز وجود دارند که سوژه را پیش از ارائه کامل ، تقلید می کنند . این روش و دیگر شیوه های ارائه سوژه فوگ باروکی را در نوشتار دیگری دنبال خواهیم کرد.

 
 
← صفحه بعد