وکالیست سوپرانو - نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی - از 1381 تا اکنون

نخستین وبلاگ آموزش مبانی آهنگسازی؛ سلفژ و هارمونی و کنترپوان

نت گذر و کاربردهایش در دانش کنترپوان - مقدمه ای بر نت بروردری
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۳٠ شهریور ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

اگر با نوشتارهای من در یک ماه اخیر همراه بوده باشید، مفهوم نت گذر در تئوری هارمونی در دانش کنترپوان در موسیقی را تا کنون به روشنی آموخته اید. اکنون به ادامه موضوع ، تفاوتها و شباهتهای نتها گذر و و برودری خواهیم پرداخت.

نخست ببینیم اگر نت گذر که گفتیم حرکتهای پرشی را به حرکتهای متصل در تغییر و ضعیت آکورد تبدیل می کن ، چه کاربردهایی دارد. 

گفتیم که نتهای گذر را می توان در بخشهای گوناگون به کارگرفت  و  همزمان قابل استفاده در بیش از یک بخش صدایی ( چهارگانه) است .

اینجا می توان نتهای گذر را با نسبتهای مخالف و موازی استفاده کرد و نتهای گذر می توانند در هر یک بخشهای چهار صدایی ما ، حرکتی مخالف یا موازی هم داشته باشند.

شرط اصلی به کارگیری نت گذر چنانکه می دانید ، حرکت پیوسته و متصل آن است . 

نکته دیگر آنکه بیشتر در ضربهای ضعیف یا بخشهای ضعیف ضربها اسفاده می شود.

گرچه گفتیم که در نیمه قوی و نیمه ضعیف هم امکان تجلی دارد

نتهای زینت همزمان هم به کار می رود.

 مهمترین شرایط کاربرد همزمان آنها :

1- مهم این است که یکی از بخشهای سازنده آکورد حتما نقش مشخص کننده آنها برای  نت باس ( بم ترین نت آکورد ) ، را برعهده گیرد  و از خطاهای هارمونی نیز اجتناب شود . همانند حل بر نت اکتاو یا بخشهای نزدیک و باید تمهیدی برای کاهش نامطبوعیت در هنگام حل هارمونیک نت اندیشید.

2-نتهای گذر را نمی توان به گونه ای به کاربرد که خطای اکتاو یا پنجم پی در پی پدیدار شود.

3-همسویی حرکت نت از آکورد یکم به نت گذر و حرکت از آکورد دوم به نت گذر و تنها هنگامی می تواند تغییر جهت دهد که با " حل " بتوان نت گذر را " تامین " کرد. در اینصورت امکان حرکت برخلاف جهت و پرش و رفتن به نت دیگری از آکورد پس از آن وجود دارد.

گاه می توان نت گذر را در بخش باس به شکل نتهای گذر با حرکت " کروماتیک " به شکل آکورد خوب و زیبای 64 به کار برد . در دانش کنترپوان تمامی این روشها جز استفاده از نت گذر در ضربهای قوی و نیمه قوی ، کاربردی و خوب است.

اما نت برودری چیست؟

در مقدمه باید بگویم ، حرکت نت به فاصله ای متصل رو به پایین در بیشتر موارد که پس از جرکتش به جایگاه اصلی خود بازگردد ، این نت پایینی و شیوه را نت بروردی یا نت جانبی و جنبی در دانش کنترپوان می نامند.

تفاوت اصلی نت بروردی و نت گذر ، در همجهت یا خلاف جهت بودن نتهای اصلی با این دو گونه نت زینت است که در نگاشته آینده با دقت آن را بررسی خواهیم کرد و نمونه هایی را مقایسه خواهیم کرد.

نویسنده ، پژوهشگر و آهنگساز و وکالیست و نوازنده پیانو( و سینتی سایزر - کیبورد) : رابعه رضوی ( عسل رضوی) - اینجانب
 از 4 اسفند 1381 تا  امروز
در ایران
 (C)
Rabeah Razavi )Asal Razavi)
2003 - Now 
 
برخی از  نشانی های رسمی من( رابعه رضوی ) و آثارم :
https://facebook.com/vocalistsoprano
https://facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
http://copyrightiniran.blogfa.com
http://www.musicianspage.com/musicians/4604/audiodefault/
http://reverbnation.com/asalrazavi

 
 
upassing note - auxiliary note
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز ٥ شهریور ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست .

در نگاشت پیش رو درباره " نتهای زینت " در دانش کنترپوان خواهم نگاشت.

 نتهای زینت : زینت  به گروه نتهایی گفته می شود که " بیگانه " با " آکورد " هستند و از این رو نیاز به " تهیه و حل " هارمونیک دارند. اما  به دشواری می توان دریافت کدامین نت نسبت به آکورد بیگانه است . چرا که ممکن  است همه نتهای یک گام در آکوردی پدیدار شوند و ما هیچ یک از نتها را بیگانه نیابیم.

ساده ترین دلیل  شاید آن باشد که همواره می توان آکوردهای 11 و 13 بر هر درجه ای از گام نگاشت و بدین سان بیگانگی نتهای گام را با آکورد از بین برد و اینجا دیگر هیچ نت بیگانه ای با آکورد مزبور نیافت.

استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی ص 190 از " ارنست تیتل " و کتاب تئوری هارمونی  Ernst Tittel  آهنگساز اتریشی  نقل می کند که " نتهای زینت " به بیانی " حرکت آزادانه ملودی بخشهای یک قطعه چندبخشی نتهایی را مورد کاربرد قرار می دهد که همیشه وابسته به آکوردی 3 صدایی نباشند . بلکه نسبت به آکوردهای متشکل از همه بخشهای سازنده آکورد بیگانه جلوه کنند ..." .

نتهای بیگانه اما بخشی از آکورد هستند .گرچه ممکن است چندان مطبوع نبوده و از نگاه هارمونیک در نهایت  نامطبوع باشند اما اگر " درست " به کار گرفنه شوند و به بیگانه بودن آنها توجه نشود به خوبی نقش " نت زینت " را در آکورد ایفا خواهند کرد . نتهای زینت در مجموع بی قاعده هستند و تنها چیره دستی آهنگساز برای به کارگیری صحبح نتهای زینت می تواند نقش حقیقی آن نتها را نمایان سازد.

7 گروه اصلی ننهای زینت  چنانکه پیشتر اشاره کرده ایم  عبارتند از :

1 - نت گذر - فرانسه  Passing Tone -  در انگلیسی  - Note De Passage

2- نت برودری - در انگلیسی  Note De Broderie در فرانسه   - Auxiliary Note

3- نت تاخیر  - انگلیسی : Retard -  فرانسه  :   Retarde Tone

4 - نت پیش رس - فرانسه  : Anticipation-   انگلیسی   : Anticipation

5 - نت پدال -  فرانسه  :Pedale  

6 - نت اشاپه - فرانسه : Echapee

7- نت آپوژیاتور - فرانسه : Appogiature

نت گذر : نتهایی را که " حرکت پرشی " دارند به نتهایی با " حرکت پیوسته  و متصل " تبدیل می کند  . این کار در  دگرگونی و "تغییر وضعیت" یا "پیوند و وصل " دو آکورد رخ می دهد .

نت برودری : ممکن است یکی از نتها حرکتی پیوسته و متصل و پایین رونده داشته باشد و سپس به جایگاه پیشین بازگردد  نت پایینی و  این شکل را" نت برودری" یا در بیان کنترپوانیک " نت جانبی" گویند .

در نگاشت آینده به تفاوتهای نت گذر و نت بروردی خواهیم پرداخت و نمونه هایی را بررسی خواهیم کرد.

نویسنده وبلاگ وکالیست سوپرانو و آموزگار : رابعه رضوی 

(C) 

2003 - Now

All Rights Reserved

Teacher + Blogger : Rabeah Razavi 

8 / 27 /2014

https://www.facebook.com/vocalistsoprano

https://www.facebook.com/groups/vocalistsoprano

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano


 
 
فصل کنترپوان - پیدایش ملودیهای دوبخشی و چند بخشی و ایمتاسیون - ارگانوم ، کانن ها
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱٦ امرداد ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

در نگاشت پیشین درباره تفاوتهای اصلی بافتهای " هوموفونیک " و " پلی فونیک " سخن گفتیم. در این نگاشته تاریخچه ای از فرایند پیدایش ملودیهای چندبخشی را بیان می داریم.

 استاد پرویز منصوری در ص 186 کتاب هارمونی تحلیلی درباره ملودیهای ساده ای سخن می گویند که دو گروه مختلف آن را می خوانند و این ملودیها فاصله چهارم و پنجم دارند .

این ملودیهای موازی را " ارگانوم " می نامیدند .

100 سال پس از پیدایش ارگانوم ، آرام آرام فاصله های عمودی این دو بخش دگرگون می شود . نمونه دو بخشی های سده یازدهم و دوازدهم را چنین بیان می دارند :

 در کلید فای خط چهارم    :   لا (سفید ) در هر دو بخش همصدا  - لا سفید  و می میانه  سفید - سل سفید   و  سل اکتاوش هر دو سفید -   لا و می میانه هر دو سفید  -  دو میانه  همصدا سفید  - سی و می میانه  سفید - لا  و ر  میانه سفید -  سل و دو میانه سفید -  لا سفید همصدا -  لا سفید همصدا - سل و  ر میانه  سفید -  فا و  لا  هر دو سفید - ر سفید  و سل سفید  -  ر سفید  و سل سفید -  می سفید و  می اکتاو آن و هر دو سفید ||

در فاصله های عمودی ، که همصدا و چهارم و پنجم و اکتاوش ، فاصله هایی خوشایند ( مطبوع ) بوده و  فاصله چهارمش هم گاهی مطبوع مشترک ، گاهی مطبوع و گاهی به شکل فاصله نامطبوع به کار رفته است.

سده دهم تا پانزدهم : هنگام پیدایش گونه های چندبخشی ملودیهاست. این گونه های چندبخشی ، بسیار بودند . در پایان این بازه زمانی ، و در قرن پانزدهم میلادی ، راهکارهای " تهیه " فواصل نامطبوع و روشهایی برای " حل " آن پدیدار شد . روش بسیاز پیشرفته این دوران ، افزودن بر ژرفای ملودیها و تاثیر شنیداری آن برای شنوندگانش بود.

چنانکه در نگاشت پیشین اشاره کردیم ، یک شنونده و یک موسیقی دان ، به فردی گفته می شود که بتواند تمامی بخشهای سازنده اثر را جداگانه و با گوش موسیقایی خویش ادراک کند. بهترین نمونه برای تربیت گوش شنوندگان و مخاطبان آثار چندبخشی را می توانیم در همین دوره ، قرن پانزدهم میلادی بیابیم. همان شیوه ایستایش ملودی در یک بخش و ادامه یافتن خط ملودی در بخش دیگر ،  پایان یک لایه از اثر  در یک بخش و سکوت در پایان جمله و  دگربار آغاز ملودی از خط دیگر ، با روشی موسوم به

" ایمتاسیون" و تکامل این روش ، تصنیف " کانن ها " از روشهای متداول این دوره بود.

اما کانن Canon  به چه معناست ؟

کانن : ریشه در واژه ای  کهن و یونانی و به مفهوم " قانون " به کار می رفته است . آن فرم چندبخشی و تقلیدی " ایمتاتیف " را گویند که ملودی را یکی از بخشها اجرا می کند و درست همین هنگام که بخش نخست در کار اجرا و ادامه آن ملودی است، بخش دوم   مثلا بخش تنور ، همان ملودی بخش سوپرانو را  آغاز می کند و  پس از یک درنگ ، بخش باس نیز همین ملودی د بخش سوپرانو و تنور را می خواند  یا می نوازد که در  بیان مفهوم "ایمتاتیف" بدان پرداختیم .

"کانن ها "گوناگونند و از آن جمله می توان " کانن اکتاو" ،" کانن پنجم" ، "کانن مضاعف" ، "کانن قهقرایی" ،" Retrograd " را نام برد.

این همه "پولیفونیهای" گسترده ای را تا قرن شانزدهم میلادی پدیدار می سازند که تنها روش چندبخشی موسیقی تا هنگام پیدایش" کرال" در  بازه زمانی 1585 تا 1615 است.

تا آن هنگام به یقین می توان گفت ، شیوه چیره و غالب آفرینش موسیقی تنها و تنها "پولیفونی"  و" کانن های پولیوفونیک" است .

این دوره را می توان ، اوج شکوفایی قوانین سختگیرانه " کنترپوان " دانست.

مشهورترین آهنگسازانی که راه و رسمی چنین داشتند ، "جیوانی پیرلویجی داپالسترینا در سال 1525 - 1594"   پیش از" ژان سباستین باخ"  بود . در این دوره  که ، تمامی قواعد و روشهای بس سختگیرانه کنترپوان موبه مو رعایت می شد و تمرینهای سخت و دشوار بر پایه قوانین کنترپوان ، دست کم تا پایان قرن پانردهم و سرآغاز قرن شانزدهم ادامه داشت . همین هنگام و در قرن شانزدهم است که " خلاصه تر " شدن " مدهای کلیسایی "  و مدهای ماژور و مینور ( و حتی فریژین که در بخش مدهای کلیسایی بدان پرداختم ) ، متداول می شود .

این دوره  ، زمان  پیدایش "آکوردها " است . به تدریج از شکل افقی چینش نتها در چهار بخش ملودی به شکل عمودی چینش نتها ، یا همان آکورد می رسیم  و "ژان فیلیپ رامو " در 1683 - 1764 آن رساله مشهور هارمونی را می نویسد ( رساله هارمونی ) و مبانی آهنگسازی آرام آرام از دانش هارمونی آغاز و با روشهای پولیفونیک - کنترپوانیک ،   و پیدایش شکل هوموفونیک - هارمونیک  در کنار آنها ، روش هوموفونیک - هارمونیک ، گستردگی بیشتری می یابد . روش کنترپوانیک در ادامه این دوره ، تدریس می شود . چرا که فراگیری هارمونی همواره آسانتر از کنترپوان بوده است. اما از نظر تاریخی ، دانش "کنترپوان " ، پیش از دانش " هارمونی " به وجود آمده است.

نگاشت آینده فصل تازه تری را خواهیم گشود که موضوع نتهای زینت ( گذر ، برودری ، پدال و اشاپه و ... ) در تئوری هارمونی ، و کاربرد آنها در تهیه و حل است .

نگارش و آموزش : رابعه رضوی 

مرداد 1393 - ایران

منبع آموزشی : هارمونی تحلیلی - پرویز منصوری - بخش کنترپوان -  چاپ دوم - 1378

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

Rabeah Razavi

(C)

2003 - 2014


 
 
فصل مبانی کنترپوان - نگاشت دوم : تفاوتهای بنیادین بافتهای هموفونیک و پلی فونیک
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳ امرداد ۱۳٩۳
 

درود بر یاران و همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو.

در نگاشته پیشین ، بیان داشتیم که بافت موسیقایی آثار به دو گروه اصلی تقسیم می شود.

1 - بافت هوموفونیک : که بافت چند بخشی را با ارزشهای زمانی برابر با یکدگر ، و همزمان نشان می دهد . این بافت بسیار پرکاربرد در تنظیم آثار است.

2 - بافت پلی فونیک : در برابر بافت هموفونیک ، بافت پلی فونیک است که هر بخش از آن ریتمیک متفاوتی از دیگری دارد ، در شیوه پولیفونیک هر بخش تمام کننده بخش دگر است . هر دو به گونه ای در امتداد هم به تکامل می رسند.

دانش شناخت بافت پولیفونیک و کارکردهای آن در ساخت آثار و بافت موسیقایی را ، دانش " کنتر پوان " گویند.

 نتهای بافت هموفونیک -  کمابیش هم وزن و  همزمان و هم کشش ، بوده و پراکندگی یکنواختی دارند ، که آوازهای گریگوریانی و کرالهای باخ بهترین نمونه ان است و در بیشتر کتابهای کنترپوان هم درست به همین نکته ، همواره اشاره می شود ، در کرال های چهار بخشی باخ  ، بسیار پر کاربرد بوده است - ، بافت پلی فونیک ، کمتر در این آثار به چشم می خورد .

اما بافت پلی فونیک ، چنان  وزن و ریتم مستقلی دارد که  ما همزمان ، چند ملودی جداگانه را همراه با هم اما جدا از هم و دارای شخصیت موسیقایی درک می کنیم. گوش یک موسیقیدان تمامی این ملودیهای جداگانه را به آسانی از یکدگر باز می شناسد . هر چه فزونتر به بافتهای پلی فونیک گوش فرا دهیم ، بر توانایی شنیداری خود  رادر جداسازی نواها از یکدگر و سپس گوش سپردن به همه آنها در کنار یکدگر ، افزوده ایم .

اینجاست که اگر خط سوپرانو برای نمونه دارای  یک میزان سکوت باشد ، ما می توانیم نوای بخش تنور را بشنویم که این فاصله را به زیبایی هرچه تمام ، با نتهای بخش خویش ، پر می کند و سپس ، خط ملودی بخش آلتو ، که خود خط جداگانه ای را می خواند و در کنارش بخش باس که آن هم خط ملودی جداگانه ای از سه بخش صدایی دگر را اجرا می کند . اما در نهایت هر چهار بخش ، چیدمانی منطقی در کنار یکدگر دارند . ایستایش یک بخش ، به مفهوم ایستایش بخش دگر نیست. این همراهی و پرکردن خط ملودی با نتهای دل انگیز ، هنر اهنگساز است .

آهنگساز با چیره دستی می تواند ، چنان نتها را در کنار هم در هر بخش بچیند که اگر هر کدام از بخشها را جداگانه بشنویم کمابیش گویی بخشی از ملودی اصلی را می شنویم . هارمونیزه شدن همه ملودیها در چهار بخش در نهایت ما را به  دگرگونیهای زیبایی در بافت موسیقایی یکنواخت هموفونیک می رساند و چه بسا فلسفه پیدایش بافت پلی فونیک ، همین بوده است.

ساده ترین تفاوت بافت پلی فونیک و هموفونیک ،  را در کشش  نت مشترک دو آکورد می بینیم ، در پیوند آکورد ها در بافت هموفونیک ، نت مشترک دوبار و در هر دو آکورد نگاشته می شود اما در بافت پلی فونیک ، نت مشترک را تنها یک بار می نویسند .

 بنابراین ، نقش و کشش نت مشترک در این دو آکورد  با هم یکسان نیست.

  نمونه بافت "پلی فونیک"  : دو سفید در  فای خط چهارم -  دو  گرد میانه - سل سفید در کلید سل - می اکتاو سفید در کلید سل      

فا سفید درکلید فای خط چهارم ، ( نت مشترک دو  میانه را نمی نویسیم . چرا که در کشش نت گرد نهان است  اما اجرا می شود) ، لا سفید ، فا اکتاو سفید .

نمونه بافت " هموفونیک "  : همین نتهاست  اما به جای نت دو گرد سفید میانه چنین می نویسیم : دو  سفید - (دو  میانه سفید ) -  سل سفید - می سفید 

  و    فا سفید - دو میانه سفید که همان نت مشترک است و این بار هم نوشته و هم اجرا می شود ،  و لا سفید و   فا  اکتاو سفید .

شیوه دگرگونی بافتها به شکل چند بخش آن  از سده یازدهم  میلادی ،به بعد و از " ملودیهای ساده " ارگانوم " اغاز شد.

در نگاشت آینده  مفهوم " ارگانوم  و " کانن " و  تاریخچه پیدایش بافت چندبخشی در  دوره زمانی ( سده 11 تا 15 میلادی )  است ، را فزونتر بررسی خواهیم کرد .

 نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی - 4 آگوست 2014

برپایه تمامی کتب معتبر کنتر پوان

13 مرداد 1393

ایران

 https://www.facebook.com/vocalistmezzosoprano

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
https://www.facebook.com/vocalistsoprano
https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
(C)
2003 -2014
Writer + Teacher : Rabeah Razavi
2014 /4 /8

 
 
سرآغاز درسهای باب تازه وبلاگ وکالیست سوپرانو - هوموفونی و پلی فونی - دیباچه
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩۳
 

اگر  در درسهای بخش پایانی وکالیست را با من ، همراه بوده باشید ، گفتیم که آرام آرام باب درسهای پلی فونی و هوموفونی را پس از پایان هارمونی خواهیم گشود .

 همراهان می دانند که در این فاصله درباره" مدهای کلیسایی" نیز سخن گفتیم و این موضوع را به پایان رساندیم. برای دانستن بیشتر ، می توانید به کتابهای مرجع ، نیز بنگرید. 

حال از مرحله "تصنیف" صرف موسیقی عبور می کنیم و وارد مرحله تازه تری می شویم که دیگر نامش دقیقا " هارمونی " نیست. گرچه تا پایان از هر آنچه در هارمونی فراگرفتیم نیز استفاده خواهیم کرد.

موسیقی ما باید دارای "هدف" باشد. به بیانی در هنگام" آفرینش اثر " باید بدانیم مقصودمان از فراگیری چیست.

اگر هدف صرفا تجارت و سرگرمی و موسیقی بازاری  است ، هر آنچه تا کنون از این وبلاگ و گروه وکالیست سوپرانو آموخته اید ، برایتان کافی است . صرفا کافی است توانایی نواختن ساز و  دانستن خط موسیقی را داشته باشید.

اما اگر هدف  آفرینش موسیقی جدی تر است ، باید قواعد دیگری را  بیاموزید که کمی ژرف تر و دقیق تر است. 

کنون که هارمونی را آموخته ایم ، باید به "هارمونیزه کردن ملودیها "بیندیشیم .

به یاد دارید که ما خطوط ملودی را  به شکل بافت موسیقایی می نگریستیم و دیوار موسیقی را با آجرهای افقی نتها می ساختیم یا به بیان دقیق تر " لایه های افقی "  را ساخته و می پرداختیم . این کار نامش " هارمونیک " یا " هوموفونیک " ساختن اثر است.

اما در مقابل ، شیوه ای وجود دارد که آنرا اساتید ، " پولیفونیک " می نامند .

اما "تفاوت بافت هوموفونیک و پلی فونیک" چیست ؟

این همان پرسش کلیدی است که در این باب از آموزشهای وبلاگ وکالیست سوپرانو بررسی خواهیم کرد.

"Homophoniqe " یا" هوموفونی"  گونه ای از روشهای چندبخشی است که بخشهایش دارای ارزش زمانی برابر و یکسان  بوده و همزمان با هم اجرا می شود . 

اما پلی فونی"Polyphonique" آن دسته از بافتهای موسیقی است که  بافت متفاوت   و نیز ریتمیک متفاوت دارد  ، و  در این بافت ، هر بخش تکمیل کننده بخش دگر است .

این اساس  دانش " کنتر پوان " است.

 سبک ایمیتاتیف "Imitatif " ، یکی از پولیفونیک های اصلی و اصیل است . ایمیتاتیف  را اساتید کنترپوان ، اجرای موتیفی دانسته اند که وقتی آنرا در بخشی از موسیقی اجرا کردند ، دگربار همان را در بخشی دگر با همان زیر و بمی اولیه اش یا به شکل دگرگون شده و در سطوحی دگر ، تکرار کنند.

نمونه اینکه یک میزان از اثر را در نظر بگیریم که بخش یکم " سوپرانو " ، اجرا کرده است ، پس از اندکی درنگ ، بخش باس ، همین موتیف را در یک اکتاو پایین تر ، اجرا می کند.انگار که پژواک بم تر صدای بخش نخست باشد. سپس بخش چهارم ، اینجا بخش تنور ، دگربار همان موتیف را  بخواند .

اما  به مقوله بافت پولوفونیک و هوموفونیک باز گردیم ، گفتیم ، بافت " هوموفونیک " به گونه ای نگاشته و ساخته شده که در آن همه بخشها با نتهای هم ارزش و هم وزن و به بیان ساده تر کمابیش در یک بافت مشابه ، ساختمان موسیقایی اثر را شکل داده اند.

اما در بافت پلی فونیک آنقدر موسیقی و خط ملودی  چندبخشی است که هر بخش به شکلی مستقل دارای وزن و ریتم  جداگانه است. تمامی زیبایی بافت پلی فونیک نیز در همین است که اگر هر بخش جداگانه هم شنیده شود ، شبیه یک خط ملودی مستقل و دارای منطق موسیقایی به گوش می رسد. در همین باب ، در نگاشت آینده ، ژرف تر ، سخن خواهیم گفت  و نمونه هایی از هر کدام را با دقت بررسی خواهیم کرد تا دانش کنترپوان را نیز فراگیریم.

 

آموزگار و نویسنده وبلاگ وکالیست سوپرانو از آغاز تا اکنون  : ابنجانب -  رابعه ( عسل ) رضوی

Teacher & Writer : Rabeah (Asal) Razavi

(C) 

2003 -2014

All Rights Reserved

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://www.facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

31 تیرماه 1393 - ا امرداد 1393

July 2014


 
 
پایان درسهای باب هارمونی
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ روز ٦ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

اگر از نگاشته پیشین به یاد داشته باشید ، گفتیم که " مدلاسیون آنهارمونیک " ، می تواند از جمله ای آغاز شود که برای نمونه در تنالیته " سی بمل ماژور " بوده و آنگاه با مدلاسیون بالا رونده به آکورد " فا دیز - دو دیز - می دیز - سل دیز " برسد .

سپس این اکورد را ادامه داده و با پیوستن آکورد درجه یکم (I) به آکورد درجه پنجم (V) به آکورد " دو دیز - دو دیز - می دیز - سل دیز " می رسد و برای پرهیز از فزون از حد شدن دیز ها ، با اندیشیدن به آنهارمونیک آن  از آکورد جانشین آنهارمونیکش که " ر بمل - ر بمل - فا - لا بمل " باشد ، استفاده می کنیم و آنگاه همین آکورد را به  " فا - دو - فا - لا بمل " ، می پیوندیم .

در مجموع در پیوند های آنهارمونیک ، می توانیم از دیدگاهی استفاده کنیم که برای نمونه فاصله ها را به گونه ای دگر نیز نام نهد . به بیان روشن تر اگر یک فاصله " دوم افزوده " است، بتواند " سوم کوچک " نیز نام گیرد و پنداشته شود . همچنان که می توان به جای هر  نت بمل دار ، آنهارمونیک دیز دار آن را نهاد .{ برای نمونه : می بمل می تواند جانشین فا دیز شود و ... .}

همه نتهایی که آکورد سون را می سازند ، خود دارای آنهارمونیک هستند ، بنابراین هنگام مدلاسیون آنهارمونیک ، به چهار شیوه گوناگون می توان از یک آکورد 7 ، استفاده کرد . هر کدام از این نتها می تواند ،  در شکل آکورد درجه VII   در اکورد درجه I  آن تنالیته ، حل  هارمونیک شود و اکورد درجه VII  آلتره در تنالیته ماژور  اگر باشد در آکورد درجه یکم همان تنالیته حل گردد و بنابراین 4 شکل از آکورد سون با دو روش آنهارمونیک برای هر نت ، در مجموع 8 شیوه حل را برای آکورد سون ، به وجود می آوردند .

نکته بسیار مهمی که باید بدانیم ، این است که چنانکه استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خود در ص 163 به درستی اشاره می کنند ، تنها 12 کروماتیک وجود دارد- که پیش از این بدان پرداخته ایم- و در این گروه 12 تایی ، ما تنها 3 آکورد سون داریم و بنایراین 8 شیوه برای 3 آکورد سون وجود دارد  و در نهایت ما 24 شکل برای اکوردهای سون در مدلاسیون آنهارمونیک بیش نخواهیم داشت .

بنابراین اگر آکورد سون کاسته داشتیم ، باید یکی از تنالیته های هشتگانه را برگزینیم  و آنگاه کار دگرگونی آنهارمونیک و مدلاسیون اکورد را انجام دهیم . این آکورد سون  وابسته به درجه هفتم تنالیته مینور هم هست .

در تبدیل آنهارمونیک ، ما بیشتر با فاصله های افزوده و کاسته ، سروکار خواهیم داشت .

فاصله کاسته به داخل فاصله حل می شود اما فاصله افزوده در دانش هارمونی به خارج فاصله حل می گردد . نتهای فاصله اگر برای نمونه پنجم باشند به فاصله سوم کوچک و بزرگ حل می شوند . بنابراین به داخل فاصله حل شده اند اما  اگر چهارم افزوده باشند به خارج فاصله - برای نمونه به فاصله ششم بزرگ یا کوچک - حل می شوند .

دیگر اینکه تبدیل آنهارمونیک در آکوردهای هفت نمایان نیز کاریرد خواهد داشت و در نهایت اینکه می توان گاه " مدلاسیون آنهارمونیک " را به جای " مدلاسیون کروماتیک " به کار برد. 

 

در این نگاشته مجموعه درسهای هارمونی وبلاگ پایان می یابد.

ادامه درسها را  می توانید در کتابهای معتبر هارمونی که خریداری کرده اید ، بخوانید.

 عریضه پایانی : به عنوان  آموزگار  همه  درسهای وبلاگ وکالیست سوپرانو ، توصیه می کنم تنها آثار نوشتاری اساتید قدیمی این دانش- که در دهه 50 و پیش از آن نوشته شده - را خریداری کنید . از دانلود کتابهای مجازی بپرهیزید و به ویژه از دانلود آثار موسیقایی  خودداری کنید

.به عنوان یک آهنگساز و نوازنده و وکالیست ، به راستی از این فرایند ناخشنودم که آثارم به شکل غیر قانونی دانلود می شود . به شنیدن آثار روی آورید و در صورت امکان آثار موسیقایی هنرمندان را از خود آن هنرمندان خریداری کنید و به واسطه ها روی خوش نشان ندهید.

 بدرود همراهان خوب وبلاگ 

آموزگار تمامی درسها از اسفند 1381 تا اردیبهشت 1393 : اینجانب

 رابعه ( عسل ) رضوی

(C) 

2003 -2014

Teacher + Blogger : Rabeah(Asal) Razavi

http://vocalistmezzosoprano.persianblog..ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistsoprano

 


 
 
مدلاسیون آنهارمونیک در آکوردهای سه صدایی در دانش هارمونی
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۳٠ فروردین ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست 

 اگر به یاد داشته باشید در نگاشت پیشین  درباره مدلاسیون " آنهارمونیک "   مقدمه ای دانستیم و اکنون می توانیم فزونتر بدان بپردازیم .

مدلاسیون آنهارمونیک برای آکوردهای 3 صدایی افزوده بسیار کار آمد است و می توانیم خط ملودی را در بخش سوپرانو  با توجه به دیگر نتهای آکوردهایی که به یکدیگر پیوند هارمونیک می یابند  بنگاریم یا اینکه اگر خط ملودی را در بخش سوپرانو داشته باشیم آکوردهای موردنیاز را با توجه به خط ملودی و با رعایت تمامی قواعد هارمونی بنویسیم .  درمدلاسیون آنهارمونیک  هم وضعیت چنین است . نمونه هایی از آکوردهای سه صدایی 

افزوده که می تواند در آنهارمونیک از آن بهره گرفته شود  را بررسی می کنیم :

نمونه :

دو - می - سل دیز که آکورد درجه سوم تنالیته " لا مینور " است  را به آکورد درجه یکم این تنالیته یعنی لا - دو  - می  حل کنیم. 

یا آنکه آکورد  دو - می - لا بمل که آکورد معکوس  اول (6) درجه سوم تنالیته " فا مینور " است را به آکورد  درجه یکم تنالیته "فا مینور " حل کنیم  که این آکورد به شکل معکوس دوم آمده باشد . دو - فا - لابمل که  64  آکورد درجه یکم فا مینور است . اگر کمی موشکافانه تر هم نگاه کنیم می بینیم  نت می آکورد نخست به  فا  آکورد دوم حل شده است و نت " لا بمل " ثابت مانده است .

نمونه دیگر هم آکورد معکوس دوم  64 درجه سوم تنالیته " ربمل مینور " می تواند باشد که به آکورد درجه نخست ربمل مینور حل می شود .

اما آکورد می تواند مدلاسیون آنهارمونیک کامل بیابد . استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی ص 161 به این نکته اشاره می کنند که"  تبدیل آکورد از راه  مدلاسیون آنهارمونیک"  بیشتر هنگامی کاربرد دارد که ادامه مدلاسیون به سمت افزایش دیزها  پیش  رود . 

برداشت من- رابعه ( عسل ) رضوی-  از این نکته این است که اینگونه نت نویسی روی خطوط حامل و خواندن نتها و تشخیص دیزها برای نوازنده به راستی دشوار خواهد شد . چون مدام باید دوبل دیز ها را فزون ساخت . در مجموع منظور از مدلاسیون آنهارمونیک این است که در یک لحظه  تبدیل آنهارمونیک را انجام داهیم  و بدون دگرگونی فزونتر و دور شدن از قواعد هارمونی ناگه  در " دایره پنجم ها "  پایین رویم  و دگربار همان 12 پله پیموده شده تا پایین  را به سمت بالا باز گردیم .

نمونه را این بار با توجه به خطوط چهارگانه صدایی و جداگانه بدون توجه به آکورد  به شکل خط ملودی هر بخش بررسی کنیم :

 بخش باس (Bass) - در کلید( فا) خط چهارم  :  فا دیز - دو دیز - ( ر بمل ) - فا بکار - دو دیز - می بکار - سی بکار - ( دو بمل )  - می بمل - سی بمل 

 

بخش تنور (T)  در کلید سل : دو دیز - دو دیز -  ( ر بمل ) - دو بکار - دو -  سی بکار - سی بکار - دو  - سی بمل  - سی بمل 

 

بخش آلتو (A)  در کلید سل : فا دیز - می - فا دیز -  فا دیز - می -  می - فا دیز - می -  می - فا 

 

بخش سوپرانو (S) در کلید سل : لا - سل دیز - لا بمل - لا بمل - سل - سل - فا دیز - سل بمل - سل بمل - فا

در نگاشت آینده این نمونه را  بررسی خواهیم کرد.

نگارنده و آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه ( عسل ) زضوی

(C) 

2003 -2014 

Teacher : Rabeah ( Asal) Razavi

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistsoprano


 
 
مدلاسیون " آنهارمونیک " - آکوردهای سون کاسته و آنهارمونیکها - بخش اول
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست

اگر از نگاشت پیشین به یاد داشته باشید ، گفتیم که دو نت " آنهارمونیک " ، نتهایی هستند که همنام نیستند اما همنوایند .

اگر شنونده به دو نت آنهارمونیک گوش سپارد ، به جای شنیدن دو نوای مختلف ، تنها یک صدا را خواهد شنید. می دانیم که در ساختار آکورد ، نتهایی را به عنوان پایه و سوم و پنجم  می نگاریم که گاهی ممکن است این نتها را ، بدون  دگرگونی صداهایشان ، به سان نت "انهارمونیک " به کار بریم و با این روش ، به دگرگونی "تنالیته " ، برسیم . به این کار ، " مدلاسیون آنهارمونیک " می گوییم .

نمونه :   آکورد درجه هفتم  تنالیته سی بمل  و  آکورد درجه هفتم تنالیته سل مینور 

آکورد  "لا - دو - می بمل -سل بمل " VII7  آکورد سون  درجه هفتم تنالیته "سی بمل "   و آکورد "لا - دو - می بمل - فا دیز " که آکورد معکوس اول سون درجه هفتم (  VII 6 5)  تنالیته سل مینور است . این آکوردها هم صدایند اما نامهای گوناگون دارند . از دیگر آکوردهای همصدا با آنها می توان به  " لا - دو - ر دیز - فا دیز " که آکورد معکوس دوم سون درجه هفتم ( VII 43)  از تنالیته " می مینور " است یا آکورد " لا - سی دیز - ر دیز - فا دیز " که آکورد معکوس سوم درجه هفتم (  VII 2)  از تنالیته " دو دیز مینور " است ،نام برد.

آکوردهای 7 کاسته تنها آنهارمونیک ها ی مورد نیاز نیستند . می توان از آکوردهای کامل ماژور " شش - چهار " هم بهره گرفت و بخش باس را دیز دار کرد .

نمونه استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی ص 160 چنین است :

  "  لا - دو دیز - می - لا   "  به  جای آکورد ( لا - ر بمل - فا بمل - لا )  که آکورد جایگزین به آکورد  " لا - ر بمل - می بمل - دو بمل " ، " حل هارمونیک " شده است .  زیرا اگر بخواهیم از خطای آلتراسیون دوری جوییم و هر دو نت بخش باس و نت سوپرانو که همانا اینجا تکرار نت باس است را دیز دار نکنیم( به بالا آلتره نشوند ) ، در هنگام تکرار نت باس ،  این نت به سوی هفتم آکورد " دو - بمل " حرکت می کند و آکورد " معکوس دوم " می شود که با عدد 43  ، آن را می نویسیم  و این آکورد هم در " سی بمل - ر بمل - فا - سی بمل " حل می شود  و این آکورد حل شده هم دیگر سون نیست و با گذر از 7 بودن ، به آکورد " می بمل " می پیوندد.  

 آکورد   لا - دو دیز - می - لا       به  آکورد    لا - ربمل - فا بمل - لا   در میزان نخست

به    میزان دوم با آکورد   سی بمل - ر بمل - فا بکار - سی بمل     که  سی بمل در بخش سوپرانوی این آکورد به سوی نت لا بمل حرکت می کند . 

اینجا اگر آکورد اول میزان دوم " فا " را بکار نگاه داریم و آلتره به بالا نکنیم ، می توانیم به " حل " ادامه دهیم چرا که آکوردمان کماکان ، آکورد " کاسته " است .

و میزان سوم که  آکورد می بمل - سی بمل - می بمل - سل  خواهد بود

***

در نگاشت آینده درباره این گونه از " حل " هارمونیک در مدلاسیون " آنهارمونیک " بیشتر خواهیم دانست.

(C)

2003 -2014

Rabeah (Asal) Razavi

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano


 
 
مدلاسیون کروماتیک در درجات 5 و 6 و 7 گام ماژور - مقدمه مدلاسیون آنهارمونیک
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

در نگاشتهای پیشین کارکرد آلتراسیون درجات یکم تا چهارم گام ماژور را در دانش هارمونی و مدلاسیون کروماتیک بررسی کردیم و اکنون این موضوع را در درجات دیگر گام ، خواهیم نگریست .

نخست درجه پنجم یا V  : در این درجه از گام که با درجات دیگر  همسایه  خویش ( درجه چهار و شش ) در شکل ماژور خود ، یک پرده ، فاصله دارد ، و می تواند هم دیز بپذیرد و هم بمل ( آلتراسیون به بالا و پایین در درجه پنجم ) ، اگر " نت پایه " اکورد  ماژور باشد ، نکوتر آن است که دیز پذیرد و به سوی بالا آلتره شود . استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خویش در ص 156 ، دلیل این امر را " حل آسانتر آکوردهای کاسته ، نسبت به آکوردهای افزوده می دانند . آلتره به پایین درجه پنجم گام دشوار است اما در آلتره به بالای درجه V  ، آکورد درجه سوم و مینور ما تبدیل به یک آکورد کامل ماژور می شود و این کار می تواند راه را برای "مدلاسیون به مینور نسبی " بگشاید .

من ( رابعه رضوی ) ( عسل ) ، به عنوان نگارنده وبلاگ وکالیست معتقدم ، اگر  گام نمونه را دو ماژور همیشگی ذر نظر بگیریم  و به درجه پنجم آن که سل است بنگریم ، این درس را آسانتر فرا خواهیم گرفت .بنابراین اگر همین نت درجه پنجم را به جای اینکه پایه آکورد قرار گیرد ، نقش پنجم را ایفا کند ، به آکورد ( دو - می - سل ) یا همان اکورد درجه یکم(I) از گام دو ماژور می رسیم . این اکورد هم می تواند دیز بپذیرد و به بالا آلتره شود و هم می تواند بمل بپذیرد و به پایین آلتره شود . نهایت اینکه  هفتم اکورد درجه ششم هم می تواند در آکورد سون باشد .نمونه : لا - دو - می - سل  و در آن به همراه پنجم آکورد ، بمل پذیرد و به پایین آلتره شود و آکورد ( لا - دو - می بمل - سل بمل ) را بسازد .

این آکورد (لا - دو - می بمل - سل بمل ) که  آلراسیون در درجات پنجم و هفتمش روی داده است ، در " حل هارمونیک " می تواند تنالیته یا نت ابتدای گام را دگرگون سازد و از دو به " سی بمل " ، " مدلاسیون " کند . 

درجه ششم (VI) : همانند آلتراسیون درجه دوم و شش افزوده است .

درجه هفتم (VII) : می دانیم که فاصله درجه هفتم و اکتاو هر گام ماژور نیم پرده است . در نتیجه نیازی به آلتراسیون به بالا و دیز پذیرفتن است .  اما آلتراسیون رو به پایین  آن بسیار متداول است . می تواند به آسانی " بمل " پذیرد . چه بسا هنگام نواختن بخواهیم آن را به کار بریم و دریابیم چقدر زیباست و از جمله بهترین آلتراسیونهاست .

نمونه : آکورد دو سون را در نظر بگیریم که درجه هفتمش یعنی سی ، بمل شده است .

دو - می - سل - سی بمل  اینجا بسیار آلتراسیون مطبوعی رخ داده است و شنیدن و نواختنش توصیه می شود .  این کار خاصیت محسوس بودن "نت سی" در گام دو ماژور  را از بین می برد و انگار نت را ملایم تر و خوش نواتر می سازد . بیازمایید .

در نهایت همه این مدلاسیونها و آلتراسیونها ، و حرکت مدلاسیونی اکوردها ، غنای بیشتری به آثار شما خواهد بخشید .

****

اما اشاره کوتاهی نیز به "آنهارمونیک" می کنیم و اینکه چنان که پیشتر گفتیم  ، آنهارمونیک ها  دو نت همصدا اما دارای نامهای متفاوت  بوده یا همنوای غیر همنام ، هستند . نمونه "سی بمل - لا دیز "  یا " فا دیز - سل بمل " و گاه در آکوردهایمان می توانیم بدون دگرگونی نوای نت ، از آن به مثابه آنهارمونیک بهره جوییم .در نگاشتهای آینده بیشتر به "مدلاسیون آنهارمونیک " خواهیم پرداخت .

آموزگار  و وبلاگر وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه ( عسل ) رضوی

Teacher + Blogger : Rabeah ( Asal) Razavi

(C) 

2003 -2014 

All Rights Reserved

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

 

 


 
 
آکورد درجه چهارم در مدلاسیون کروماتیک و هفت سین موسیقایی وبلاگ وکالیست سوپرانو
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ٢ فروردین ۱۳٩۳
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

به ترنم،  به نوانش، به خوش آهنگ ترین ساز نوبهاران خوش باد.

در ادامه درسهای هارمونی در سال گذشته   و موضوع  مدلاسیون کروماتیک

اکنون به نتهای درجه  چهارم گام می نگریم و دگرگونی آنها را در هنگام مدلاسیون کروماتیک بررسی خواهیم کرد .

 نیاز به یاد آوری نیست که اگر گام ما بزرگ ( ماژور ) باشد ، میان این درجه با درجه پیش از آن ، نیم پرده فاصله طبیعی وجود دارد . بنابراین امکان آلتراسیون به پایین یا بمل کردن نت درجه چهارم ، وجود ندارد . چرا که به خودی خود  این فاصله نیم پرده ای است . در مینورها وگامهای کوچک ، نیز درجه چهارم را آلتراسیون پایین رونده نخواهیم کرد ، چرا که راهی بس دشوار است .

اما نت درجه چهارم را می توان دیز دار کرد . برای نمونه نت" فا "در گام دو ماژور ( نت درجه چهارم ) است و به آسانی می توان از   آن  در آلتراسیون بالارونده ، نت "فا دیز"  ساخت .

آکورد درجه چهارم که با این نت آغاز شود ، و نت پایه اش فا دیز باشد ، آکورد کاسته درجه IV  چهار است و بنابراین ، اگر بخواهیم بر اساس قواعد هارمونی ، به " حل " آن بر درجات دیگر بیندیشیم ، باید از ماژور و مینورهای " هارمونیک " استفاده کنیم یا اینکه آن را به سوی آکورد درجه دوم کوچک ( مینور ) ، حل کنیم.

اما اگر بخواهیم هم نت فا که در این نمونه دو ماژور ، با آلتراسیون فا دیز شده است و " پایه " اکورد درجه چهار است  و  هم سوم آکورد درجه چهارم ، یعنی " لا " را آلتره کرده باشیم ، راه بهتری وجود دارد .

اینکه نت فا ، یعنی پایه این آکورد ، آلتراسیون به بالا شود ، و بر اساس همان قانون مشهوری که در سالهای گذشته بررسی کردیم ، نت بخش دیگر آکورد بر خلاف باس و پایه ، جرکت بالا رونده داشته باشد . به بیان روشن تر ، سوم آکورد ، برخلاف فا دیز به پایین ، آلتره شود . سوم آکورد ما ، اینجا ، نت "لا " است که اگر آن را نیم پرده بم کنیم و به پایین آلتره کنیم ، نت " لا بمل " به دست می آید .

این آکورد اگر به شکل " معکوس اول " به کار  رود ، آکورد 6 افزوده به دست می آید که بسیار پرکاربرد و خوش نواست. ( آن را با ساز بیازمایید )

بنابراین اینجانب ، رابعه ( عسل ) رضوی آموزگار و نگارنده وبلاگ وکالیست معتقدم ،  فا - دو - فا - لا  ( آکورد درجه چهارم ) می تواند ، به آکورد شش افزوده ( فا دیز ، می ، لا بمل) ، وصل شود و در نهایت به آکورد سل ، سی ، ر ، سل ( یعنی آکورد درجه پنجم ) برسد.

استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خود ، در ص 155 به نکته ای بسیار مهم اشاره می کنند و آن انواع آکوردهایی است که در آلتراسیون درجات 4 و 5 ، به بالا و پایین ، موسیقی دانان ، ایتالیایی ، فرانسوی ، و آلمانی استفاده می کنند . ایشان عقیده دارند که ، نوع آلمانی این اکورد بهتر  است و استدلال می کنند که امکان مدلاسیون کروماتیک و " آنهارمونیک " Enhamonique  در آن بیشتر است .

آنهارمونیک = نتهایی که همنام نیستند ، اما همصدا هستند و در مدلاسیون کروماتیک ،  به جای یکدگر قابل استفاده اند .

اما درجه چهارم می تواند سوم اکورد درجه دوم هم باشد . اگر چنین شود ، آکورد درجه دوم گام که آکوردی مینور دارد ، به اکورد  ماژور ، دگرگون می شود . همین روش ، را باید برای حل این اکورد به اکورد درجه پنجم به کار گرفت .

درباره درجه پنجم و آلتراسیون و مدلاسیون کروماتیک ، آن در نگاشت دیگری سخن خواهیم گفت .

 

هفت سین وکالیست ( با چیدمانی از تمامی هفت سین های سالهای پیشین ):

 


1 - سوفلور ( کمک یار آواز خوان در صحنه اپرا برای یادآوری کلام یا نت) ،

2 -سینتی سایزر ( یا همان ساز الکترونیکی که برای ساخت صداها و ایجاد آن به کار می رود و ساز اینجانب هم هست ) ،

3 -سودومینانت( چهارمین صدای گام) ،

 4-سوژه ( تم فوگ )

 5 -سیکل اوازی ( مجموعه به هم پیوسته اوازهایی که قطعاتش ، ایده های موسیقایی و آوازهایی روایی هستند و سیر داستانی دارند و این گونه بهم پیوسته اند . در دوره رمانتیک بیشتر  از آن ، بهره گرفته می شد )

 6- سوییت ( موومان های دوره باروک با الهام از رقص های هم تنالیته  ، که ضرباهنگ و وزن و حالت های مختلف دارند )

7- سیتار ( مشهورترین ساز کوردوفون  در هند ، ساز زهی - زخمه ای ، با 19 تا 23 پرده جابجا شونده   که با هفت سیم اصلی نواخته می شود و دیگر سیمها ، همنوای با آن  7 سیم ، نوسان می کنند )

{توضیحات برگرفته از کتاب درک و دریافت موسیقی - راجر کیمی ین - ص 882}

 

آموزگار و وبلاگر : رابعه ( عسل ) رضوی

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

(C) 

2003 -2014

Teacher + Blogger : Rabeah ( Asal) Razavi

Iran , Karaj , Chahar Bagh


 
 
ادامه موضوع 6N و آکوردهای درجه دوم و سوم گامها در مدلاسیون کروماتیک در موسیقی
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو 

در نگاشته پیشین در باب درجه دوم آکورد در آن هنگام که در مدلاسیون 6N  ، در جملات هارمونی به کار می رود ، سخن گفتیم .

این آکورد در حقیقت ، یک اکورد " مینور " است و با دیز دار شدن یا بمل دار شدن  یا همان آلتراسیون ، به گونه آکورد ماژور کامل و در شکل معکوس اول ، به کار برده می شود و این دگرگونی برخاسته از همین  آلتراسیون   "نت پایه "و  " نت پنجم "  به سمت پایین است.

اما آکوردهای ماژور  چه در شکل پایگی و چه در شکل معکوس اول ، می تواند با

" مدلاسیون "  در نگارش آکوردها و ساخت جملات هارمونیک در موسیقی ، به کار رود.

بهترین راه این است که مبنا را این بدانیم که یکی از آکوردهای ما 6N  است . آن گاه از این مجموعه  آکورد که برای نمونه از " دو ماژور " آغاز شده است را به آکورد درجه پنجم در شکل معکوس مدلاسیون کنیم.

نمونه :

دو سفید باس  - دو میانه سفید تنور - سل گرد در آلتو - می گرد در سوپرانو در چهار بخش صدایی و می سفید در بخش باس و سی سفید در بخش تنور برای میزان نخست

 نتهای ر سفید/ باس ، ر میانه گرد /تنور ،  لا سفید/ آلتو ، فا سفید / سوپرانو 

سی سفید / باس  ،                           ، سی سفید / آلتو ، سل سفید /سوپرانو

که این آکورد همان شش-  ناپولیتن  6N در این مجموعه اکوردهاست که دز میزان دوم به کار برده شده است .

می توانیم از این آکورد به میزان سوم برسیم که  دو دیز گرد در بخش باس ، دو دیز میانه در بخش تنور ، لا دیز سفید در بخش آلتو ، و فا دیز سفید در بخش سوپرانو و نیز ،

سل دیز  /سفید در بخش آلتو و  می دیز /سفید در بخش سوپرانو و  یک نت سیاه سی در بخش تنور است .

فا دیز گرد / باس ،  لا دیز گرد  / تنور ، فا دیز گرد / آلتو ، فا دیز اکتاو گرد در بخش سوپرانو

برای میزان پایانی این نمونه از مدلاسیون ، در نظر گرفته می شود .

در نمونه ای که بررسی شد آکورد درجه پنجم معکوس دو ماژور ، آکوردی است که در " فا دیز ماژور " ، دیز دار شده و آلتراسیون گشته است.

***

درجه III - می دانیم که در ماژور ها درجات 3 و 4 ، با هم نیم پرده  فاصله دارد و این قاعده مشهور ماژورهاست .

پس نیازی به آلتراسیون به بالا ( دیز پذیرفتن درجه سوم گام ) نیست . خود درجات گام با هم نیم پرده طبیعی ، فاصله دارند

در   آکوردهای مینور ( کوچک ) هم ، اگر بخواهیم درجه سوم را به بالا ، آلتره کنیم ، دگرگونی مد رخ می دهد . این دگرگونی مد در آکورد مینور ، بی مفهوم است.

نتیجه اینکه بهتر است در آکوردهای مینور که بر درجات سوم  گام ساخته می شود ، تنها آن آکوردهایی را به کار گرفت که چنین می کنند و مد را دگرگون می سازند و دیگر آلتراسیونها را نباید به کار گرفت.

استاد منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی در ص 154 ،  نمونه ای را بیان می دارند  و آن اینکه بهتر است " شکلی از آلتراسیون را به کار بریم که نتهای " پایه " و " پنجم " تنها یک بار ، استفاده شوند و پنجم آکورد را هم تکرار کنیم.  فاصله پایه تا سوم باید در بخشهای  کمابیش" دور " از هم ، تنظیم گردد . هر دوی نتها با حل درست  خود ، به آکورد درجه دو ماژور یا مینور ، حل می شوند. درجه سوم گام به پایین ، آلتره می شود و مد ماژور ، هیچ تغییری نمی کند . امکان مدلاسیون پیش رونده را هم فراهم می کند. ایشان معتقدند این آلتراسیون زمانی درست است که آکورد شکل " معکوس اول " داشته باشد.

نمونه :

می سفید در بخش باس / سل گرد در بخش تنور / دو میانه سفید در بخش آلتو / سل گرد در بخش سوپرانو

می بمل  سفید در بخش باس /  دو دیز سفید در بخش آلتو  در میزان نخست

رگرد / باس ، لا گرد / تنور ، ر گرد / آلتو ، فا دیز گرد ، سوپرانو

تحلیل من ،رابعه ( عسل ) رضوی ، نگارنده و آموزگار وبلاگ وکالیست این است که چون  آکورد اول درجه سوم گام دو ماژور است ، و نت بخش باس که می در این نمونه است به سمت پایین آلتره شده و بمل پذیرفته  و در بخش تنور نت دو ، رو به بالا ، آلتره شده و دیز پذیرفته و می دانیم آکورد در شکل معکوس اول آمده ، دلیل این چینش ، تنظیم بخشهای پایه و سوم ، دور از هم است. به یاد دارید که پیشتر گفته ایم باید بخشهای بالا ( همانند تنور ) ، بر خلاف باس ، نوشته شوند. این چیدمان بسیار درستی برای درجه سوم و آکوردهای آن است.

در آموزه های نگاشت آینده ، به  مدلاسیون کروماتیک و آلتراسیون و درجه چهارم IV  می پردازیم.

منبع آموزشی این بخش از آموزشهای وبلاگ وکالیست :  هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری - فصل یازدهم

آموزگار : رابعه ( عسل ) رضوی

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

(C)

2014 -2003

Teacher + Blogger :Rabeah ( Asal ) Razavi

 


 
 
مدلاسیون کروماتیک - آلتراسیون های درجه دوم گام - روش 6 ناپولیتن (6N)
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

اگر به یاد داشته باشید درباره " مدلاسیون  کروماتیک " سخن می گفتیم و اینکه درجات مختلف گام در آلتراسیون چه دگرگونی هایی می یابند .

به درجه یکم اشاره کردیم و اکنون به   درجه دوم  گام می پردازیم .  درجه دوم گام می تواند هم  آلتراسیون بالارونده داشته باشد و هم آلتراسیون به سوی پایین را بپذیرد .این بدان مفهوم است که  برای نمونه اگر نت درجه دوم گام در خط سوپرانو  آمده باشد می توان آن را به درجه سوم گام ، " حل هارمونیک " کرد . فرض کنیم این نت ،  "ر دیز " است و در هنگام نت نویسی آن را برای بخش سوپرانو در نظر گرفته ایم و در بخشی از ملودی ، آمده است . اکنون می توانیم ، برای حل ، به نت " می " بیندیشیم که نت درجه "سوم " گام دو ماژور است که قطعه الگو را در آن نوشته ایم .

حال اگر  وضعیت این نت ،  به آکورد " سل - سی - سل  - ر " که آکورد ساخته شده روی درجه پنجم  گام الگوی دو ماژور است را بسنجیم  می توانیم نت را در خط ملودی سوپرانو ، پس از ر بکار ، به شکل ردیز  بیاوریم .آنگاه همین آکورد را همانند همه وصلهای آشنای " پنج به یک " ، از آکورد درجه پنجم به آکورد درجه اول ، وصل کنیم " دو - دو -سل - می "

یا اگر نت درجه دوم که " ر " است را پایه آکورد درجه دوم " ر - لا - فا - ر " ، در چیدمانی هارمونیک و در چهار بخش صدایی در نظر بگیریم ، می توانیم به " آلتراسیون بالارونده " هم بیندیشیم یا به بیان ساده تر ، آن را بر درجه سوم گام  " حل " کنیم  و در اینجا از سوم آکورد در پیوند با آکورد درجه سوم بهره گیریم .

نمونه : " ر - لا - فا - ر " به " ردیز - فا دیز - دو " به " می - سل - سل - سی " که  از ر به ر دیز به می در بخش سوپرانو رسیده ایم . " ر " درجه دوم ، " می " درجه سوم گام دو ماژور است و " حل " صورت پذیرفته است.

یا اگر بخواهیم  در درجه دوم ،پایه آکورد را بیاوریم ، و آن را "تکرار" کنیم ، یکی از این دو  را دیز دار می کنیم . 

استاد "پرویز منصوری "در کتاب " هارمونی تحلیلی " ص 151 ، به این نکته اشاره می کنند و بیان می دارند که " ناگزیر یکی از آنها رو به بالا آلتره می شود و نت دیگر با حرکت متصل به پایین ، هفتم آکورد را تامین می کند و نت 7 می تواند به فاصله هفتم کاسته بیاید که  امکان مدلاسیون به آکورد مینور " سل دیز-سی - ر دیز -سل دیز " می یابد .

این به چه معناست ؟ 

تحلیل وبلاگ وکالیست و اینجانب ، رابعه ( عسل ) رضوی این است که  اگر ما  آکورد درجه دوم را داشته باشیم  که " ر -فا - لا " یا در شکل چهار صدایی اش " ر - لا - فا - ر " است ، برای اینکه بخواهیم به " مدلاسیون کروماتیک " برسیم ، باید نت ر که درجه دوم گام است را " دیز دار " کنیم( = به بالا آلتره کنیم) ، و آن را به شکل " ردیز " در  پایه آکورد که بخش " باس "  در شکل پایگی است بیاوریم ، و دیگر نتهای آکورد را بر اساس آن بنویسیم . "ر دیز - فا دیز-  لا- دو دیز "

و در پایان " سل دیز در باس - سل دیز در بخش تنور و هر دو در کلید فای خط چهازم - ر دیز در بخش آلتو - سی   در بخش سوپرانو" که  همان آکورد درجه پنجم مینوری است که اشاره شد را در چهار بخش صدایی بنویسیم .

اما اگر درجه دوم گام ، بخواهد به سمت پایین آلتره شود ، کار آسان نیست . دلیل آن بمل دار شدن  آکورد ر - فا - لا است که ناگه تبدیل به  آکوردی "افزوده" می شود.

" ربمل - فا - لا بمل    ..... " به آکورد درجه یکم " که " دو - می - سل " 

  که در آلتراسیون به همراه  درجه پنجم آن ، " بمل دار " کنیم  وبه آکورد درجه یک وصل کردیم اما با حطای مشهور " پنجم پی در پی " روبرو می شویم . در نهایت راه درست این است که از این خطا بگریزیم و  آکورد " معکوس اول " ،  را جانشین آکورد پایگی کنیم .  در "حل " این کار به " 6 ناپولیتن " ، Neapolitan 6 مشهور است .

کار 6 ناپولیتن این است که دوبار آکورد درجه دوم  را بیاوریم  .یک بار آن را در "یکم پایه " و  دگربار ، در  " سوم آکورد " در خط ملودی ، قرار دهیم . استاد منصوری معتقدند دلیل به کار بردن این عنوان ، بهره گیری از "کادانسهای ادبیات موسیقایی بنادر " ناپل " است . 

اگر از گذشته به یاد داشته باشید ، کادانس به مفهوم پایان بندی قطعه است .

 به 6 ناپولیتن  و درجه دوم و سوم گام در نگاشته آینده باز هم خواهیم پرداخت .

کتاب مرجع : " هارمونی تحلیلی " - استاد پرویز منصوری - فصل یازدهم

آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو : رابعه ( عسل )رضوی

(C)(2003 -2014)

Teacher : Rabeah (Asal) Razavi

https ://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/vocalstsoprano




 
 
آغاز دوازهمین سال نگارش وبلاگ آموزشی وکالیست سوپرانو - سخنی با مخاطبان
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۳ اسفند ۱۳٩٢
 

درود بر همرهان وبلاگ وکالیست سوپرانو

امروز در پایان یازدهمین سال و آغاز دوازدهمین سال نگارش و آموزش موسیقی در نخستین وبلاگ آموزش موسیقی در پرشین بلاگ به یاد می آورم که در ابتدای راه  تنها چند وبلاگ آموزشی در این باب در میان وبلاگهای ایرانی وجود داشت . بسیار خوشنودم که یکی از نخستین وبلاگهایی بودم که هدفش از نخست آموزش علمی و دقیق ودرست " مبانی آهنگسازی " بود که همانا از تئوری و "سلفژ "تا دیکته موسیقی و نت خوانی و نیز "  دانش گسترده و دشوار هارمونی درموسیقی" را در بر می گرفت .

از همان ابتدا تصمیم گرفتم از " خطوط حامل " و " تصویر " در نگاشته هایم استفاده نکنم

. چرا که مخاطبان اصلی وبلاگ آن گروه از افراد هستند که دست کم "جایگاه نتها را روی حامل یازده خطی "می دانند .

نکته دیگر اینکه "در وبلاگ وکالیست سوپرانو "به جز "دانش موسیقی" به هیچ موضوع دیگری پرداخته نشده و نخواهد شد .

مشکل اصلی همه این سالها این بوده است که بسیاری از این مخاطبان این اصل مهم را نادیده می گیرند و پیامهایی برای وبلاگ می گذارند که هیچ ارتباطی به موضوع وبلاگ ندارد . از این جهت که علاقه ای به زدودن پیامهای شما مخاطبان گرامی ندارم بنابراین از شما می خواهم اگر پیامتان درباره موضوع مورد بحث برای نمونه " بحث مدلاسیون کروماتیک " در دانش هارمونی در موسیقی است و ابهامی در آموزش وجود دارد، بیان دارید . از پذیرش و خواندن دیگر پیامهای بی ارتباط با موضوع خودداری خواهم کرد .متاسفانه در تمامی این 11 سال تنها نکته ای که بدان عمل نشد همین پیوستگی  پیامها با موضوع مطلبی است که نگاشته ایم. جدا از اینکه بارها و بارها با پیامهای نادرست بسیار آزرده شده ام .

اما این همه در مقابل هدفی که از ابتدا داشته ام و همانا " آموزش همگانی مبانی موسیقی " است،  چندان از اهمیت برخوردار نیست .

من هنوز هم می توانم و  باید  کار پژوهشی و آموزشی ام در این وبلاگ را ادامه دهم و چنین نیز خواهم کرد.  زمان  اکنون و مخاطبان تازه گرچه به نکویی مخاطبان و همراهان نخستین این  وبلاگ نیستند ،  اما امید که همراهان درستی برای ادامه این شیوه آموزش مجازی و رایگان باشند.

دوستان من  به خوبی می دانند که" با وجود نداشتن کمترین منبع درآمد شخصی  هنوز هم به رایگان بودن آموزشها تاکید دارم."

 نکته دیگر اینکه اینجانب ،  کتابهایی که مورد استفاده برای آموزش قرار می دهم را تجزیه و تحلیل می کنم و هرگز به دگربار " رونویسی " کتابهای اساتید اعتقادی ندارم .

چرا که بایستی حقوق مولف و مصنف برای ایشان به تمامی رعایت شود . چنانکه مقاله هایی در این زمینه نگاشته ام و بدان تاکید داشته ام .

بنابراین اگر مطلبی از این وبلاگ نقل می کنید ، به نام کتاب و نویسنده ای که در پایان آموزشها به عنوان ماخذ بیان می شود توجه کافی داشته باشید و چه نکوتر اگر چون من همه این کتابها را خریداری کنید . با بیان اینکه  این کار برای من سود مادی ندارد و چه بسا باعث سود مادی دگران شود .

****

   باید این نکته ای را به نگاشته امروز بیفزایم  . این  که مدتی است  در پی " تاسیس آموزشگاه موسیقی " بوده ام . اما  "سرمایه مادی " ندارم و به دلیل بانو بودنم  امکان آموزشگاه تاسیس کردن  وجود ندارد  . این موضوع که بارها مورد پرسش شما همراهان بوده است  نیز  هنوز به  نتیجه ای   مشخص  نرسیده است  .   پیامهای بسیاری درباره " آموزش خصوصی موسیقی " دریافت می کنم و از این جهت که فراوانی این پیام در سالهای اخیر بیش از سایر پیامهاست  ، باید بیان دارم که اینجانب تنها " آموزش عمومی " موسیقی را باور دارم و از پذیرش شاگرد خصوصی معذورم .

 

اما در پایان سال یازدهم و آغاز سال دوازدهم،   آرزو  می کنم محیط  بی دغدغه و آرامی برای آموزش علمی این دانش گرانبها به شما خوبان را در اختیار داشته باشم تا بتوانم کار آموزشی خویش را دنبال کنم .

نیاز به یاد آوری نیست که وبلاگ وکالیست سوپرانو تنها نمایانگر آموزش من به شماست و نه شاخص دانش موسیقایی اینجانب .

 کماکان به کار آهنگسازی و نوازندگی و وکال ادامه خواهم داد و از شما می خواهم تنها از نشانی های من به شنیدن این آثار بپردازید .

زاد روز "وبلاگ وکالیست سوپرانو" بسی رنگین و آهنگین 

هفته آینده  نخستین نگاشت سال دوازدهم که ادامه موضوع " مدلاسیون کروماتیک " است را خواهید آموخت .

با احترام و مهر بسیار

نویسنده و آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو از روز نخست تا کنون  : رابعه ( عسل ) رضوی

آغاز نگارش : 1381/12/3 و 1381/12/4

تا امروز

(C) (2003 -2014) 

Rabeah( Asal) Razavi 

(Rabeah Razavi( Asal

All Rights Reserved

+ نشانی های من :

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com /groups/vocalistmezzosoprano

http://www.musicianspage.com/musicians/4604/

http://reverbnation.com/asalrazavi


 
 
مدلاسیون کروماتیک و نقش نتهای آلتره در درجات گوناگون گام - نخست - درجه اول
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳٩٢
 
درود بر یاران وبلاگ وکالیست سوپرانو
در نگاشته پیشین گفتیم که  به یاری  پیوندهای آلتراسیونی می توان  ساختار هارمونیک را از تنالیته ای به تنالیته بسیار دورتر ،  دگرگون ساخت.
نکته ای که در این نگاشت بدان خواهیم پرداخت این است که  زیر درجات  دیاتونیک  در گام هم می توان  از آکوردهایی استفاده کرد که " آلتره " هستند  یا به بیان بهتر نسبت به ساختار نخستین خود دیز یا بملی دگر پذیرفته اند .
نیز دانستیم که " فوسرلاسیون "  با آنکه در هارمونی کروماتیک به همان اندازه هارمونی دیاتونیک ، خطا نیست ، اما نکوتر آن باشد که اندک به کار رود .
 استاد پرویز منصوری در کتاب هارمونی تحلیلی خود به این نمونه در ص 148 اشاره می کنند و آن را یکی از  نمونه های متداول " حرکت  کروماتیک  پایه آکورد " می دانند  که هشتم آکورد به هفتم آن می رود.
آنچه  " فوسرلاسیون "  را از خطا بودن در هارمونی کروماتیک می رهاند ، " حرکت کروماتیک " در یکی از بخشهای صدایی  ( باس ، تنور ، آلتو یا سوپرانو ) است.
نمونه :  4/4 :( باس ) لا سفید  ، ( تنور ) سل گرد هر دو در کلید فای خط چهارم و می گرد در بخش (آلتو) و  دو اکتاو سفید در بخش (سوپرانو )
به  دو دیز سفید  در بخش باس در کلید فای خط چهارم   و سی سفید در بخش سوپرانو  در کلید سل   در میزان نخست
لا سفید ( باس ) در کلید فای خط چهارم  و دو میانه سفید ( تنور ) و  لا سفید در کلید سل ( آلتو ) و  می گرد ( سوپرانو )
فا دیز سفید ( باس ) در کلید فای خط چهارم  و  دو دیز میانه و سفید ( تنور )   و سل سفید ( آلتو ) در کلید سل
گرچه ایشان نیز بیان می دارند این فوسرلاسیون در مفهوم نادرست کلمه نیست و بنابراین این نمونه یک پیوند هارمونیک - کروماتیک درست است .
دیگر اینکه باید به نقش نتهای آلتره در آکوردها نگریست .
می دانیم که همه آکوردها ، بنابر انچه پیشتر گفته شد آلتره می شوند . اینکه نت هر درجه از گام در هنگام آلتراسیون چه وضعیتی پیدا می کند را در این نگاشت و نگاشتهای دیگر بررسی می کنیم .
 پیوند یکم و دوم 
پیوند ( وصل ) درجه یکم  بر آکورد سون 7 درجه اول  همین نمونه و  بر آکورد درجه  ششم سون  ( در بخش تنور ) آمده است .اما نباید اینجا و در این نمونه ( آلتراسیون رو به پایین ) انجام گیرد ( ساختار اکورد ، بمل بپذیرد ) . دلیل آن را هم  دشواری " حل " آن دانسته اند .
اما آکورد درجه ششم چنین نیست ( همان آکوردی که نت درجه  اول گام ، سومش است )  برای نمونه گام دو ماژور و آکورد درجه ششم ( لا - دو - می )  که در شکل پایگی ، نت دو ، درجه اول گام دو ماژور است که سوم آکورد درجه ششم همین گام هم هست.
نت درجه یکم  یا " دو "( که سوم آکورد درجه ششم ) است  ، در نمونه مورد بررسی ما به بالا آلتره شده و دیز پذیرفته است و نت  پایه آکورد درجه ششم ( نت لا ) هم در اینجا ، دیز پذیرفته و رو به بالا آلتره شده است .
این آکورد 7 سون کاسته  است که  آکورد هفتم  سون 7  تنالیته  " سی مینور " ( یا در مواردی سی ماژور ) بوده و می تواند ، تنالیته را پایان بخشد.
یا آنکه می توان  نتهای درجه یکم و سوم را رو به بالا ، آلتره کرد   و برای نمونه نگاشت :
 4/4 : لا سفید  - دو سفید در کلید فای خط چهارم      لا سفید  در بخش آلتو  - می  اکتاو گرد ( سوپرانو ) هر دو در کلید سل
    به  لا دیز سفید ( باس ) - دو دیز سفید ( باس ) در کلید فای خط چهارم - سل  سفید در بخش آلتو - در کلید سل  در میزان نخست و 
 سی گرد ( باس ) در کلید فای خط چهارم - ر گرد میانه ( تنور ) - فا دیز گرد ( آلتو ) - سی  گرد ( سوپرانو )  در کلید سل در میزان دوم
لا سفید ( باس )  در کلید فای خط چهارم - دو میانه سفید ( تنور ) - لا سفید ( آلتو ) - می اکتاو( سوپرانو ) سفید نقطه دار در کلیدسل 
 می میانه سیاه ( آلتو )  و دو دیز اکتاو و سیاه ( سوپرانو )
در میزان نخست 
سی دیز ( گرد )   ( در بخش باس  و کلید فای خط چهارم )  ،  ر دیز گرد ( تنور ) در کلید فای خط چهارم و  فا دیز گرد در بخش آلتو در کلید سل  و سی گرد در بخش سوپرانو با کلید سل در میزان دوم
که این اکورد هم  بخش سوپرانو را زیبا ساخته است و پیش از پایان آکورد در آن وضعیت را دگرگون می سازد ( تغییر وضعیت )
نکته دیگر اینکه " نت سل " در تنالیته سی ماژور وجود ندارد و برای بیان این نت از آکورد سون 7 کاسته بهره جسته  شده  و راه نکوتر برای رسیدن به این آکورد هم بهره جویی از نت " سل دیز " در بخش آلتو است .
نتیجه اینکه با هر دو روش می توان به تنالیته " سی ماژور " رسید .اما در نمونه دوم راه جلوه کردن آکورد زیبای سون را سد می کنیم که من ( رابعه رضوی )( عسل ) به عنوان نگارنده و آموزگار وبلاگ وکالیست سوپرانو ، راه نخست را ترجیح می دهم و خوش نواتر می دانم.
در نگاشت آینده به " نقش نت آلتره درجه دوم گام " در مباحث " هارمونی کروماتیک می پردازم.
آموزگار : رابعه رضوی ( عسل )
منبع آموزشی : هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری 
https://facebook.com/vocalistmezzosoprano
https://facebook.com/vocalistsoprano
https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano
http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir
(C)2003-2014 - Rabeah Razavi(Asal) - All Rights Reserved
           

 
 
مدلاسیون کروماتیک- نخست : تفاوتهای مدلاسیون دیاتونیک و کروماتیک
نویسنده : رابعه رضوی ، Rabeah Razavi - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳٩٢
 

درود بر همراهان گرامی نخستین وبلاگ آموزشی " سلفژ و هارمونی تحلیلی وبلاگ وکالیست سوپرانو " 

یک ماه پیش از پایان 11 سالگی این وبلاگ ، به بخش تازه ای گام می نهیم که همانا " مدلاسیون کروماتیک " است .

پیش از این یاد گرفتید که چگونه آکوردها را در جملات هارمونی به گونه ای سامان دهید که آکوردهای طبیعی در کنار آکوردهای " آلتره = دیز یا بمل دار " ، قرار گیرد . اگر جملات موسیقایی در همه میزانها درست نگاشته شده باشد ، درخواهیم یافت که در بسیاری موارد " آلتراسیون " و گاه " مدلاسیون" ، می تواند یاریگر نگاشتن جملات زیباتر موسیقایی شود .

هر آنچه تا کنون گفته شد ، درباره مدلاسیون " دیاتونیک " بود . اما در نگاشته های آینده ، به مدلاسیون " کروماتیک " خواهیم پرداخت .

باید گوشزد کنم ، چیزی به نام " آکورد واسطه " در مدلاسیون کروماتیک وجود ندارد. دلیل این امر نیز بسیار منطقی است . از این رو که در چیدمان آکوردهایی که بیشتر نتهایش دیز یا بمل پذیرفته است ، آکوردهای واسطه( بدان شیوه دیاتونیک ) مفهومی ندارد. راه بهتر این است که همان قوانین را اینجا نیز اسفاده کنیم اما در چیدمان آکوردها ، به گونه ای عمل کنیم که آن روند طبیعی ( تعادل) که در نوشتار پیشین بدان پرداختیم از بین نرود.

 برای نمونه اگر آکورد درجه پنجم گام را به آکورد درجه ششم، آکورد درجه ششم  ( که آکورد واسطه ) آلتره کنیم و به جای مینور ، آن را به شکل آکورد کامل ماژور بیاوریم، می توانیم در همین تنالیته ، چند آکورد آلتره را در کنار هم آورده و در نهایت به یک تنالیته دیگر ( که  می تواند از تنالیته نخست، دور ، یا به آن نزدیک باشد ، مدلاسیون کنیم .

این را در مجموعه ای از آکوردها ، بررسی می کنیم :

4/4 : میزان نخست :

دو ( سفید )  سل ( سفید نقْطه دار ) ، هر دو در کلید فای خط چهارم ،می  و دو اکتاو ، هر دو در کلید سل

و  سل ( سفید )  فا (سیاه )  ، هر دو در کلید فای خط چهارم  ، ر ( سفید ) سی ( سفید ) ، هر دو در کلید سل 

میزان دوم :

لا ( سفید ) ، می ( سفید)  ، هر دو در کلید فای خط چهارم ، دودیز(سفید ) ، لا ( سفید ) هر دو در کلید سل

سی بمل ( سفید ) ، سل ( سفید ) ، هر دو در کلید فای خط چهارم ، ر ( سفید ) ، سل (سفید ) هر دو در کلید سل

میزان سوم :

لا ( گرد )   و  لا اکتاوش (سفید ) هر دو در کلید فای خط چهارم ، ر ( سفید) ، فا ( سفید ) هر دو در کلید سل

به ( دو )میانه  بکار  ( سفید) در بخش آلتو ، و می ( سفید ) در بخش سوپرانو هر دو در کلید سل

و نت سل ( سیاه در بخش تنور )

میزان چهارم :

ر سفید در کلید فای خط چهارم ،  سل سیاه در کلید فای خط چهارم که با یک خط اتحاد به نت سل سیاه میزان پیشین پیوسته ،  سی بمل  ( سیاه ) در کلید سل و ر ( سفید ) در کلید سل

فا دیز سیاه  در کلید فای خط چهارم در بخش تنور  و  لا سیاه میانه در بخش آلتو

سل ( سفید ) در کلید فای خط چهارم ، سل اکتاوش در کلید فای خط چهارم ، دو میانه سیاه در بخش آلتو  و می در کلید سل در بخش سوپرانو

+سی بکار ( سیاه ) در بخش آلتو ، ر ( سیاه ) در بخش سوپرانو 

+فا چنگ در بخش تنور دو گرد ( سفید ) ، می گرد سفید هر دو در کلید فای خط چهارم و سل گرد بر خطوط میانه در بخش آلتو و دو میانه  گرد در بخش سوپرانو

اینجا در همه میزانها نتهای بخش سوپرانو ، حرکت پایین رونده و دیاتونیک در تنالیته دو و گام دو ماژور دارند ، هیچ نتی هم آلتره نشده است  نکته اساسی این است که بگوییم می شود در درجه های دیاتونیک گام هم ، از برخی آکوردهای آلتره بهره جست .

اینحا در جملات ما تنها و تنها " آلتراسیون " رخ داده است و نه مدلاسیون .

این آلتراسیونی را نشان می دهد که پیوندهایش ،  کروماتیک به  دو ماژور  ، حرکت داشته است .

اما ممکن است به گونه ای جملات هارمونی نگاشته شود که میزانها آرام آرام به سوی تنالیته " دو دیز ماژور "، پیش روند .

نمونه :

میزان نخست 

لا سفید   می سفید در کلید فای خط چهارم ، دو دیز سیاه  لا سفید در کلید سل

فا دیز سفید  لا میانه سیاه هر دو در کلید فای خط چهارم  لا سفید میانه  دو دیز اکتاو سفید هر دو در کلید سل

میزان دوم :

سی ( سفید ) در کلید فای خط چهارم ،  ر دیز گرد میانه ، فا دیز  سفید ، سی سفید نقطه دار 

سل دیز سفید در کلید فای خط چهارم  ، فا دیز سفید در کلید سل، سی دیز  سیاه در کلید سل بخش سوپرانو 

دو دیز  گرددر کلید فای خط چهارم  ، دو  دیز گرد میانه  ، می دیز گرد در کلید سل ، دو دیز اکتاو  و گرد  در کلید سل

این جمله ها از دو ماژور به سمت " دو دیز ماژور " پیش می روند . اینجا "مدلاسیون کروماتیک " رخ می دهد . مهمترین تفاوت مدلاسیون دیاتونیک و کروماتیک در این است که در مدلاسیون کروماتیک ، آن قانونی که می گوید نباید حرکتها ، " کروماتیک " باشد و بیشتر در آلتراسیون و مدلاسیون دیاتونیک رخ می دهد ، وجود ندارد ، این مدلاسیون کروماتیک است و   حرکات کروماتیک ، نیز به کار می آید.

اما درباره فوسرلاسیون  قانون این است که در هر دو شکل دیاتونیک و کروماتیک ، کمابیش باید از آن دوری جست .

در نگاشت آینده به این موضوع و نیز نقش نتهای آلتره در آکورد بیشتر می پردازیم.

آموزگار : رابعه رضوی ( عسل )

کتاب آموزشی این بخش از درسهای وبلاگ وکالیست سوپرانو: هارمونی تحلیلی - استاد پرویز منصوری- چاپ دوم- انتشارات پارت - 1378

(C) (2003-2014)

(Rabeah Razavi(Asal

http://facebook.com/vocalistmezzosoprano

https://facebook.com/vocalistsoprano

https://facebook.com/groups/vocalistmezzosoprano

http://vocalistmezzosoprano.persianblog.ir

 

 

 


 
 
← صفحه بعد