وکالیست سوپرانو - نویسنده و آموزگار و گوینده : رابعه رضوی علوی ( عسل ) - ایران - تهران

نویسنده و آموزگار و گوینده : رابعه رضوی علوی ( عسل ) - ایران - تهران - از 2003 تا فرداها

هنر و موسیقی معاصر-بخش هفتم- نویسنده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٦:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٩
 
موسیقی و هنر معاصر - بخش هفتم
نویسنده ، گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
2017، ایران، تهران
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر به  آثار "ایگور استراوینسکی"، برترین آهنگساز قرن بیستم در فاصله سالهای پایانی قرن نوزدهم تا سالهای میانی و پایانی قرن بیستم و موسیقی او ، خواهم پرداخت و بخشهایی از باله مشهور او ،"پتروشکا" (1911) را نیز تحلیل موسیقایی و نت خوانی خواهم کرد.
می توانید ، آثار دوازدهمین آلبوم اورژینال من،  با نام "معنای زندگانی" را در کنار 11 آلبوم اورژینال اینجانب، و کتاب شنیداری ام با نام " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست" و "مجموعه کامل شنیداری تمامی درسهای وکالیست سوپرانویم"  و دگر نوشتارها و آثارم ، را تنها و تنها بر نشانی های رسمی اینجانب ، رابعه رضوی علوی
( عسل) ، یکتا آهنگساز اورژینال، خواننده ، نوازنده، اجراکننده، نویسنده، گوینده و تهیه کننده و سازنده ویدیوهایم ، بیابید.
دانستیم که آیین بهار اثر استراوینسکی یا سومین باله او در 1913،به واسطه دیسونانت های بی شمار و ضرباهنگ بس پرهیاهویش چندان با سلیقه شنیداری شنوندگانش ، سازگار نیست . با این همه ، باله "آیین بهار" اثر ایگور استراوینسکی یکی از برجسته ترین آثار موسیقایی مدرن ستوده می شود. با آغاز جنگ جهانی اول ، 1914 میلادی، او رهسپار سویس می شود و از جمله اثر " قصه سرباز"(1918) را می آفریند . پس از پایان جنگ جهانی اول، به فرانسه می رود و تا سالهای نخست جنگ جهانی دوم ، در همین کشور ، زندگی می کند . او که آهنگسازی "جهان وطن " است، به هر سوی دنیا از اروپا تا ایالات متحده آمریکا ، سفر می کند تا آثار خویش را رهبری و اجرا کند. استراوینسکی ، یگانه آهنگسازی که به این پیشه به عنوان یک شغل می نگرد و در پی دریافت حق مادی آثاری است که خلق می کند . از نگاه او، باید به نظمی همسان تمامی مشاغل به این هنر و پیشه مهم نگریسته شود و یک آهنگساز حق دارد، دستمزد خویش را از شنوندگانش دریافت دارد و تمامی ابزارهای لازم برای آفرینش موسیقی را نیز در اختیار داشته باشد. در بحبوحه جنگ جهانی دوم است که او به ایالات متحده ، حوالی ایالت لوس آنجلس ، سفر می کند و در همین ایالت در نزدیکی دگر آهنگساز همعصر خویش ، "آرنولد شونبرگ" ، سکنی می گزیند. دو آهنگساز با دو فلسفه هنری متفاوت که هر دو از سرآمدان قرن بیستم به شمار می آیند. دستیار استراوینسکی ، رابرت کرفت از 1948 به بعد ، زمینه آشنایی او را با موسیقی و آثار سه آهنگساز مهم این قرن یعنی "شونبرگ" و " آلبان برگ" و " وبرن" ، فراهم می سازد و این استراوینسکی است که "سیستم دوازده صوتی شونبرگ " را پی می گیرد و آثار بی نظیری خلق می کند . این آهنگساز جهان وطن از شیلی تا تاهیتی به هر سوی این عالم سفر می کند و هشتاد ساله است که به روسیه باز می گردد. موسیقی او ، یکی از تاثیر گذارترین موسیقی های بر آهنگسازان قرن بیستمی است . "هارمونی های تازه" ، "ریتم و ضرباهنگ و رنگ صوتی نوین"، در بی شمار اثر سازی و آوازی و موسیقی صحنه ای از جمله 13 باله اش،  که جملگی رپرتوارهای مهم این عصر به شمار می آیند،به روشنی هر چه تمام به گوش می رسد و از همین روست که منبع الهام آهنگسازان دگر می گردد.  او نیز همچون همره دیرینش ، پابلو پیکاسو بی همتا، بارها ، تغییر "سبک" می دهد و دگرگونی های سبک آفرینش او را می توان در چند بخش خلاصه کرد : یکم - هنگام آفرینش 3 باله نخستین اش یعنی "باله پرنده آتش "(1910) ، " باله پتروشکا"(1911) و "باله آیین بهار"(1913) برای ارکستر بزرگ که هر سه باله مزبور بر پایه نغمه های عامیانه و اساطیر روس ، ساخته شده اند . پس از جنگ جهانی نخست، آثار او برای "گروه های کوچک مجلسی" آفریده می شوند و با ترکیبهای تازه سازها و  ضرباهنگ و ریتم "رگتایم " و رقصهایی چون "تانگو"، در "قصه سرباز"(1918) ، دوره نوکلاسیک را آغاز می کند و در بازه زمانی 1920 تا 1950( دوره نوکلاسیک ها) ، از موسیقی "روس" فاصله می گیرد و آثارش رنگ و بویی جهانی تر به خویش می گیرند و با توجه به تعاریف خاص روش نوکلاسیک، ملهم از آثار قرن هجدهم ، باله " پولچینلا"(1920) را به سبک و سیاق" جووانی باتیستا پرگولزی" (قرن هجدهم) و " اپرای ریک پراگرس  یا سلوک ریک "(1951) را با شیوه های آفرینش آهنگسازان اپراهای کلاسیک( موتسارت)، خلق می کند . از همین روست که بدون افراط در بیان حسی و موسیقایی ، در پی آفریدن "تعادل" به جای "بیان بدوی در  باله هایی چون آیین بهار" است ، بنابراین اثری از عدم توازن در آثارش یافت نمی شود. او به استفاده فزونتر از "سازهای بادی - چوبی  و بادی - برنجی" ، نسبت به "زهی ها" در ارکستر، گرایش می یابد و نقش مهمتری را برای اجرا به گروه بادی ها، واگذار می کند. مضمون ساخته هایش از "مفاهیم کهن و باستانی تا متون مقدس" ، را در بر می گیرند که از آن جمله می توان به "اودیپ شاه" (1927) با مضمونی باستانی تر و "سنفونی مزامیر "(1930) برگرفته از متون مقدس اشاره کرد. در تمامی این ساخته ها، کماکان "سیستم صوتی تونال" و مبتنی بر "تنالیته مرکزی" حکمفرما است . اما نقطه عطف اصلی موسیقی استراوینسکی ، را باید در لحظه چرخش او به سوی سیستم مقابل ، یعنی " نظام دوازده صوتی صداها" ( سیستم آتونال) ، پس از 1950 دانست که برگرفته از موسیقی وبرن ( 1883 - 1945) ، در آغاز هفتمین دهه زیستنش ، است . او "خطوط ملودیک" خویش را به "تکه های موسیقایی بسیار کوچک" تقسیم می کند و برای هر تکه از موسیقی خویش ، "رنگ صوتی و زیر و بم دیگرگونه ای" ، می آفریند.
رنگها و ضرباهنگهایی پرقدرت و منظم که خاص آثار استراوینسکی است ؛ به وضوح در تمامی ساخته هایش به گوش می رسند. ساخته هایش از جهت ریتمیک ، مملو از "تغییرات گسترده ریتم و استفاده بسیار از وزنهای مختلط و ترکیبی و وزنهای ناهمگون است که همزمان با یکدگر اجرا می شوند" . با این همه "استیناتوها" در کنار بخشهای منظم تکرار شونده ، علاوه بر "نقش همراهی کننده"، به کلیت آثارش که گاه چیدمان بسیار نامنظمی دارند ، وحدت و نظم مناسبی نیز می بخشند. "فرم " نیز در آثار استراوینسکی ، منحصر به خود اوست. چنین است که او به جای "استفاده از پاساژهای پیوند دهنده دو قسمت" ، بی درنگ از بخشی به بخش دگر ره می سپارد و با تکرار ایده ها ، تا هنگام پیدایش ایده های تازه ، برای نمونه در فوگ هایش، با استفاده از عناصر موسیقایی متفاوت و تکه  های موسیقایی مجزا، تغییر و دگرگونی خلق می کند  با این حال بخشهای مختلف هر اثر ، منسجم و پیوسته ، به یکدگر باقی می مانند. "رنگ صوتی ، ریتم ها و آکوردهای تازه" ،"چیدمان خاص ارکستراسیون برای سازهای متفاوت و غیر متداولی چون پیانو و ترومبون، ویلون و ترومپت" ، "استفاده از گستره های صوتی نامتعارف برای سازها به ویژه در باله آیین بهار و نتهای بسیار زیر ساز باسون سولو، یا تکنوازی طبل ها که خود نیز این سازها را می نوازد" ؛ "هارمونی های نوین و پرمایه در آثاری چون باله پتروشکا با استفاده از بیتونال ها در ترکیب استادانه ای با تریاد دو ماژور و فا دیز ماژور" ، "بهره گیری از آکوردهای بسیار تازه و خاص در کنار  صداهای مضاعف شده و ارکستراسیون درخشان"، "استفاده از عناصر موسیقایی همه سبک ها از موسیقی عامیانه روس تا خطوط ملودی باروکی و مادریگالهای رنسانسی و ضرباهنگ تانگو" ، از مهمترین ویژگیهای موسیقی خاص استراوینسکی است که سراسر دگرگونی و تازگی را معناگرند.
باله پتروشکا ( 1911) ساخته استراوینسکی را با هم مرور کنیم :
دومین باله ای که برای "اپرای باله روس" توسط استراوینسکی آفریده می شود ، "پتروشکا " نام دارد. اثری فانتزی برای تجسم بخشیدن به کارنوالی در سن پترزبورگ روسیه (1830) و حکایت "3 عروسک خیمه شب بازی" ( پتروشکا ، مور و بالرینا) که جادوگری پیر ، گرداننده آنهاست. اینجا پتروشکا معادل همان پینوکیوی دوست داشتنی عروسکی آشنای ماست ، که این بار با رنگ و بویی روسی، در داستان به رقابت با مور ، عروسک دگر، برای به دست آوردن بالرینا، بر می خیزد . با وجود پایان تراژیک این باله و برتری مور بر پتروشکا و مرگ او در پایان قصه این عروسکها ، موسیقی استراوینسکی ، بسیار رخشان و تازه و متناسب با داستان باله به گوش می رسد. او از "ترانه و رقصهای عامیانه روسی" و "موسیقی خیال انگیز و دلنواز و خوش نوایی " برای ساخت موسیقی باله مشهور پتروشکا استفاده می کند . صحنه نخست باله، 3 بخش دارد که شامل : 1- هیاهوی مردم، 2- راه و رسم جادوگر ، 3 - رقص روسی  است . در آغاز صحنه نخست ، نوازنده ای دوره گرد و رقصنده ای ، در میان بازار عمومی شهر، در پی کسب روزی اند. استراوینسکی از "تریل ها و نتهای شتابان " برای توصیف " هیاهوی میدان" و شهر و زندگی روزمره ، در کنار " پلی ریتم هایی برای نمایاندن همهمه جمعیت" ، و ، نوای کنتر باس ها با وزنی متفاوت از وزن "پیکولوها" استفاده می کند . "بادی چوبی ها"
نتهای نوازنده دوره گرد را تکرار می کنند و خط ملودی که ملهم از " نغمه عید پاک اسمولنسک روسیه" با نتهایی تکرار شونده در بخش نخست و آغازین قطعه است ، پس از تکرار چند باره اش، این بار توسط تمامی ارکستر ، اجرا شده و در میان رقص مطربان ، دو نغمه از ارگ دستی نیز به گوش می رسد که یکی از آنها( نغمه دوم) ، برگرفته از "آوازی فرانسوی " ( با نام او پای چوبی داشت) می باشد. فرم پتروشکا، 3 بخشی ( ای - بی - ای پریم ) بوده است که ای ، هیاهوی مردم و بی ، صدای تکنوازان و موسیقی آنها و ای پریم ، هیاهوی مردمان بازار و کوی و برزن را نشانگر است. دگرگونی های نامنتظر را افزونتر در" وزنهای تغییریابنده و ضرباهنگ مختلط و آکوردهای پیچیده قرن بیستمی " دو قسمت اول و سوم ، می شنویم و بخش بی ، هارمونی و ریتم متعادل تری دارد که با "سازهای محلی " نواخته می شود. بخش نخست( هیاهوی مردم) ، گسترده تر دو بخش دوم و سوم ( راه و رسم جادوگر و رقص روسی) بوده و با نوای فلوت جادوگر ، 3 عروسک خیمه شب بازی برمی خیزند و نخست با نخهایی که بدان آویخته اند و آنگاه برون ز صحنه خیمه شب بازی ، در میان مردمان کوی و بازار، می رقصند . جادوگر قصه با "فیگوری پایین رونده" که ساز باسون آن را می نوازد ، به موسیقی آورده می شود . "هارمونی های بدیع  کروماتیک و نوای ساز چلستا و هارپ"  نیز برای توصیف شخصیت جادوگر و صحنه های پیوسته به او در داستان استفاده می شوند. رقص خشک عروسکها نیز با " ضربات شتابان و قدرتمند و درخشان کوبه ای ها ، نشان داده می شود . تکنوازی " پیانو " و " زایلوفون" و "بادی چوبی ها" و نواختن " تم اصلی با نتهایی در زیر و بمهای نزدیک به یکدگر" و " پیچش نتهایی با تغییرات ریتمیک اندک، و فیگورهای ریتمیک همراهی کننده  با آنها"، از مهمترین ویژگیهای این قسمت از باله پتروشکا( رقص عروسکها) است.       
صحنه نخست باله "پتروشکا" (1911) ، ساخته ایگور استرواینسکی ، با 2 فلوت، 2 پیکولو، 4 ابوا، کر آنگله، 4 کلارینت، کلارینت باس، 4 باسون، کنترباسون، 4 هورن، 2 کرنت، 2 ترومپت، 3 ترومبون، توبا، تیمپانی، طبل بزرگ، سنج ، گونگ، مثلث، تمبورین، طبل کوچک، زایلوفون، گلوکنشپیل،2 هارپ، پیانو، چلستا، ویلونهای اول و دوم و ویولاها، ویولونسل ها و کنترباس ها، اجرا می شود. بخش نخست یا هیاهوی مردم ( ویواچه ) و شتابان برای نمایاندن هیاهوی مردمان است و بخش یکم - ای ، با نتهای زیر ، در اجرای تم با تریلهایی همراه می شود که "کلارینت ها و هورن ها " از جمله با این نتها می نوازند:
با کلید سل و "نشانه سی بمل " در ابتدای خطوط حامل کلید سل ، و کسر میزان 3/4: ( ویواچه) ، در میزان نخست، نت  لاچنگ اکتاو فورته متصل با خط اتصال به ر چنگ 2 اکتاو بالاتر ( بالای خط دوم اضافه بالایی) و نت لادولاچنگ موکد و دو چنگ نقطه دار 2 اکتاو بالاتر متصل با خط اتصال به ر سیاه 2 اکتاو بالاتر، و در میزان دوم، نت لا دولاچنگ موکد و ر چنگ نقطه دار 2 اکتاو بالاتر موکد متصل با خط اتصال به نت ر سیاه 2 اکتاو بالاتر است . نیز لادولاچنگ اکتاو موکد و دو چنگ نقطه دار 2 اکتاو بالاتر متصل با خط اتصال به میزان سوم، و نت ر 2 اکتاو بالاتر که خود بخشی از تریوله ( ر چنگ 2 اکتاو بالاتر - می چنگ 2 اکتاو بالاتر روی خط سوم اضافه بالایی - لاچنگ 2 اکتاو بالاتر - بالای خط اضافه چهارم بالایی ) است ، در میزان سوم در کنار تریوله ( سل 2 اکتاو بالاتر روی خط اضافه چهارم  بالایی - می 2 اکتاو بالاتر روی خط اضافه سوم بالایی-  ر 2 اکتاو بالاتر بالای خط اضافه دوم بالایی) و نت لاسیاه اکتاو در میزان سوم پیوسته با خط اتحاد به نت لادولاچنگ اکتاو میزان چهارم، اجرا می شود.
قسمت بی، با نواختن نغمه روسی توسط کنترباس ها، در محدوده صدایی بم، همراه است که در کلید فای خط چهارم و با نشانه سی بمل در ابتدای خطوط حامل، با کسر میزان 3/4 : برای میزان نخست پس از سکوت سیاه ، نت سل سیاه ، و سل سیاه موکد و برای میزان دوم نتهای سل سیاه، سل سیاه، دو سیاه، و برای میزان سوم نتهای  سی سیاه موکد و لاسیاه و سل سیاه را اجرا می کنند. قسمت سی بخش اول ، شامل "تم جمعیت" است که  ساز فلوت با صدایی زیر به همراه کلارینت ها و هورن ها، آن را نواخته و آنگاه ،در قسمت دی بخش نخست، کنترباسها، با نوایی بم ، نغمه روسی را  در کنار نتهای شتابان تر و زیرتر "پیکولوها"  و نوای  ترومپت ها ، اجرا کرده و کرشندو می سازند. پس از گذر مطربان روسی ، قسمت دوم - بخش ای آغاز می گردد .  همه ارکستر ، با قوی ترین صدای ممکن ( بسیار بسیار فورته سیمو)، با ضرباهنگی پرقدرت در کنار سنج ، نغمه روسی را از جمله چنین می نوازند:
خطوط حامل بزرگ پیوسته با آکولاد یا حامل 11 خطی : در کلید سل، با نشانه سی بمل در آغاز خطوط حامل و کسر میزان 2/4 ، بسیار بسیار قوی، در میزان نخست، آکورد (سی سیاه - ر اکتاو سیاه - سل اکتاو سیاه) ، در میزان دوم آکوردهای( سی سیاه - ر سیاه اکتاو - سل سیاه اکتاو ) و ( سی سیاه - ر سیاه اکتاو - سل سیاه اکتاو)، در میزان سوم ، آکوردهای (سی سیاه - ر سیاه اکتاو - سل سیاه اکتاو) و  ( می اکتاو سیاه - سل سیاه اکتاو - دو سیاه 2 اکتاو بالاتر)، در میزان چهارم ،آکوردهای ( ر سیاه اکتاو - فا سیاه اکتاو - سی سیاه اکتاو)، ( دو چنگ اکتاو - می چنگ اکتاو - لاچنگ اکتاو ) و ( سی چنگ  - ر چنگ اکتاو - فا چنگ اکتاو) ، در میزان پنجم، آکوردهای ( لاسیاه - دوسیاه اکتاو - فا سیاه اکتاو) و ( دو سیاه اکتاو - می سیاه اکتاو - لا سیاه اکتاو) و در میزان ششم، آکورد ( سی سیاه - ر سیاه اکتاو - فا سیاه اکتاو)
در کلید فای خط چهارم ، با نشانه سی بمل ، و کسر میزان 2/4 : در میزان نخست آکورد ( دو سیاه میانه - می سیاه میانه - سل سیاه میانه روی خط سوم اضافه بالایی ) و  در میزان دوم ، آکوردهای( سی سیاه - ر سیاه میانی - فا سیاه میانه ) و ( لا سیاه - دو سیاه میانه - می سیاه میانه) و در میزان سوم، آکوردهای ( سل سیاه - سی سیاه - رسیاه میانه) و (می سیاه - لا سیاه - دو سیاه میانه ) و در میزان چهارم، آکوردهای ( فا سیاه - سی سیاه - رسیاه میانه) و ( سل سیاه - دو سیاه میانه - می سیاه میانه) و در میزان پنجم، آکوردهای( لا سیاه - رسیاه میانه - فا سیاه میانه بالای خط دوم اضافه بالایی) و ( می چنگ - لاچنگ - دو چنگ میانه ) و ( فا چنگ - سی چنگ - ر چنگ میانه) و در میزان ششم، آکورد ( سل سیاه - دو سیاه میانه - می سیاه میانه روی خط اضافه دوم بالایی) اجرا می شوند.
در بخش بی ، با کاهش نامنتظره دینامیک، سازهای بادی چوبی و ویولونها، "نغمه روسی" را اجرا می کنند که با "پیستیکاتوی ویلونها" و " آکوردهای بادی برنجی" ها ، همراه است و با کرشندویی به قسمت سوم می رسانند که 
معرکه گیر پیر، در کار سرگرم ساختن مردم است . بخش سوم - ای ، را تیمپانی به همراه "نت های استاکاتوی زهی ها" که اکسان ها و تاکیدهایی نامنظم دارند ، نواخته و بادی برنجی ها  نیز ، فورته و قوی و استاکاتو، همراهی شان می کنند.در قسمت بی - بخش سوم، پیکولوها ، نتهایی زیرتر را برای اجرای تم جمعیت می نوازند . نوازنده دوره گرد و رقصنده اش، از ره می رسند و در بخش سوم - قسمت سی ، ساز تیمپانی به همراه کلارینت ها ، نغمه نخست را اجرا کرده و قسمت دی ، را تیمپانی ، زهی ها و بادی برنجی ها، با نتهایی استاکاتو ، بسیار قوی و فورته سیمو به قسمت ئی می رسانند که ویلونها، تم جمعیت را با نتهایی زیرتر اجرا کرده و آنگاه، ساز ارگ دستی شروع به نواختن می کند.قسمت چهارم، بخش ای را کلارینت ها ، با وزنی کند و سه ضربی با نغمه ارگ دستی همراهی می کنند که از جمله شامل این نتها در کلید سل و با نشانه سی بمل، و کسر میزان 3/4 است: در میزان نخست ، پس از سکوت سیاه ، نیمه قوی و مزوفورته، نت سی سیاه نقطه دار اکتاو متصل به تمامی نتهای میزانهای یکم و دوم ، در کنار نت ر چنگ اکتاو در میزان نخست، و با کسر میزان 4/4 در میزان دوم نتهای ر چنگ اکتاو - رچنگ اکتاو - دو چنگ اکتاو - سی چنگ و فا سفید اکتاو را اجرا می کنند که خط اتصال بلند آغاز شده از میزان یکم نیز بر همین نت از میزان دوم پایان می یابد .
رقص دوره گرد با ساز مثلث که ضرباهنگ رقص را نشان می دهد، آغاز می شود و در قسمت بی ،  نیز مثلث  با "دومین نغمه ارگ دستی"  که "فلوت ها و کلارینت ها" اجرا می کنند، همراه می شود که ساختاری چنین دارند:
در کلید سل و با نشانه های ( سی بمل ، می بمل ) در ابتدای خطوط حامل با کسر میزان 2/4 : نت فاچنگ نقطه دار اکتاو متصل با خط اتصال به می دولاچنگ در میزان یکم و ر چنگ اکتاو در میزان دوم که خط اتصال بر آن پایان می یابد . نیز نتهای ر چنگ اکتاو و رچنگ اکتاو و رچنگ اکتاو در میزان دوم، و رسیاه اکتاو و سی چنگ متصل با خط اتصال به نتهای دو چنگ اکتاو در میزان سوم و نتهای رچنگ اکتاو - دو چنگ اکتاو - سی چنگ - ر چنگ اکتاو در میزان چهارم و نت دو اکتاو در میزان پنجم که خط اتصال بر آن پایان می یابد. با پیوستن ترومپت به این سازها، ویلونها، تم جمعیت را اجرا می کنند. در کنار رقصنده با نوای جعبه موسیقی، نوازنده دوره گرد، که ارگ دستی و کرنت را همزمان می نوازد ، موسیقی را به بخش سی می رسانند که گلوکنشپیل، با نغمه جعبه موسیقی در کنار کلارینت ها، نغمه نخست ارگ را اجرا و با صدای فلوت ها و کلارینت ها، همراه می شود. نوای ویلونها و تم جمعیت، قوی و رخشنده به گوش می رسد. سپس نوای ارگ دستی متوقف می شود  و در بخش نمایش معرکه گیر پیر، در قسمت دی، نتهای تیمپانی با استاکاتوی زهی ها و تاکیدهای نامنظم آن همره به  بخش پنجم می رسند. تم جمعیت در بخش پنجم ، با آوایی پرهیاهو که به وسیله "پیکولوها" و " ترومپت ها" ، اجرا می شود ، کرشندو می گردد. پس از پایان رقص مطربان است که قسمت ششم، بخش ای ، به نواختن نغمه روسی به وسیله ارکستر بسیار بسیار قدرتمند و قوی اختصاص می یابد که با ضربات پرقدرت سنج همره است و در قسمت بی - بخش ششم، از شدت دینامیک به گونه ای نامنتظر کاسته می شود تا نغمه روسی به وسیله بادی چوبی ها و ویلونها ، پیستیکاتو اجرا شود و  همراه با آکوردهای سازهای بادی برنجی، کرشندو گردد. قسمت هفتم، بخش ای، را ساز تیمپانی در کنار استاکاتوی زهی ها با اکسانهایی نامتقارن و نامنظم به همراه نوای استاکاتوی بادی برنجی ها ، فورته و قوی اجرا می کند و در بخش بی ، پیکولو با نتهایی زیر؛ تم جمعیت را نواخته و در قسمت سی ، ساز تیمپانی، در کنار "نتهای استاکاتوی زهی ها" و " نوای استاکاتوی بادی برنجی ها"، با اکسانهای غیر منظم، فورته و قوی اجرا کرده و در قسمت دی، ساز پیکولو، با نتهای زیر ، در کنار ترومپت، موسیقی را به نقطه اوج دینامیک تا بیشینه قدرت خویش ، می رسانند. طبل ها شروع به نواختن می کنند تا بخش ئی با اجرای سازهای کوبه ای پایان پذیرد.
بخش دوم ( راه و رسم جادوگر) ، "لنتو" است . جادوگر و صحنه خیمه شب بازی اش ، در بخش یکم، قسمت ای، با نتهای باسون سولو ، با  دینامیکی ملایم و پیانو و فیگوری کند، در کنار نوای زیرتر ساز "چلستا" و "هارپ" و ویلونها و آکوردهای زهی ها ، اجرا می شود. وقتی جادوگر در فلوت خویش می دمد، ساز فلوت، آرام و ملایم و پیانو،"آرپژهایی بالارونده و پایین رونده "، را به تنهایی اجرا کرده و با گشوده شدن پرده خیمه شب بازی است که همگان، سه عروسک ( پتروشکا و بالرینا و مور) را دیدار می کنند که همراه با آغاز قسمت سوم بخش دوم بوده و ویولونها، بسیار ملایم و پیانیسیمو، فیگوری پایین رونده را با نتهایی زیرتر نواخته و ساز چلستا و هارپ و بادی چوبی ها با نوایش ، همراه می شوند تا دوباره جادوگر در فلوت خویش بدمد و عروسکها شروع به حرکت کنند که این بخش نیز با دو نت برای هر یک از عروسکها و سازهای فلوت و پیکولو اجرا شده و سرانجام در آخرین بخش باله پتروشکاست که با وزنی روشن و نمایان ، عروسکها و شخصیتهای اصلی این داستان یعنی، پتروشکا و مور و بالرینا ، شروع به رقص در میان جمعیت می کنند . این بخش"آلگرو" بوده . در قسمت یکم - ای، تم نخست ، فورته و قوی ، با "گلیساندوی بالارونده ای " اجرا می گردد. سپس این نتها نواخته می شوند: در کلید سل ، با کسر میزان 2/4 : در میزان نخست ، نت سی دولاچنگ، دو 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ - ر 2 اکتاو بالاتر چنگ و نیز می 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ - ر 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ - دو 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ - سی دولاچنگ ، در میزان دوم، نتهای لاچنگ اکتاو - لاچنگ اکتاو - سی سیاه اکتاو ، در میزان سوم ، نتهای سی دولاچنگ - دو 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ - ر 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ - می 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ روی خط سوم اضافه بالایی - و رچنگ 2 اکتاو بالاتر - دو دولاچنگ 2 اکتاو بالاتر - سی دولاچنگ اکتاو و در میزان چهارم نتهای لاچنگ - لا چنگ - سی سیاه نواخته خواهد شد . قسمت بی ، با تکنوازی کرنت و ابوا و کلارینت و سپس همراهی دگر سازها با آنها در اجرای خطوط ملودی است که با کرشندویی به بخش دوم - ای می رسند که تم را تمامی ارکستر، بسیار قوی و فورته سیمو نواخته و در بخش بی ، نتهای ابوا با نوای قدرتمند کوبه ای ، متوقف می شود. در قسمت سوم است که بخش ای را پیانو سولو اجرا کرده و آنگاه تم دوم را ویلون سولو  و نیز ، زایلوفون، تم نخستین را می نوازند و در بخش بی، کلارینت و کر آنگله، ملایم و پیانو، تم را با ضرباهنگی کندتر اجرا کرده و سرانجام در قسمت دوم است که ساز پیانو سولو ، قوی و فورته ، تم را با ضرباهنگی شتابان می نوازد و با سازهای دگر همراهی می شود و آنگاه، آکوردهایی قوی ، و کادانسی نامنتظر ، اجرای این نتها را پایان می بخشد و در بخش کادانس ، نوای کرنت تا پایان امتداد می یابد.
در نوشتار دگر،  دو اثر مشهور"آیین بهار" (1913) و "سنفونی مزامیر"( 1930) ، ساخته
" ایگور استراوینسکی" را تحلیل موسیقایی و نت خوانی خواهم کرد.
نویسنده، گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی( عسل) ،  8 اسفند 1395 خورشیدی ، ایران ، تهران   
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
هنر و موسیقی معاصر - بخش ششم - نویسنده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۸
 
هنر و موسیقی معاصر(قرن بیستم و پس از آن) - بخش ششم
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)
2017،ایران،تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر به تحلیل موسیقایی و نت خوانی "بولرو" ساخته "موریس راول" ادامه خواهم داد. نیز مقدمه ای بر "مکتب نوکلاسیک قرن بیستم"(1920 -1950) و موسیقی و آثار "ایگور استراوینسکی " ؛ اسطوره موسیقی قرن بیستم و برترین آهنگساز این دوره ، خواهم نگاشت.
می توانید ، آثار دوازدهمین آلبوم اورژینال من،  با نام "معنای زندگانی" را در کنار 11 آلبوم اورژینال اینجانب، و کتاب شنیداری ام با نام " نوای من، نوای سکوت آیینه هاست" و "مجموعه کامل شنیداری تمامی درسهای وکالیست سوپرانویم"  و دگر نوشتارها و آثارم ، را تنها و تنها بر نشانی های رسمی اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل) ، یکتا آهنگساز اورژینال، خواننده ، نوازنده، اجراکننده، نویسنده، گوینده و تهیه کننده و سازنده ویدیوهایم ، بیابید.
"بولرو"  ساخته "موریس راول "چنان که بیان شد، درباب "رقص یک کولی " است و ملهم از موسیقی " اسپانیایی" است.نخست بار در 1929 به وسیله ارکستر سنفونیک نیویوک به رهبری "آرتورو توسکانینی" ، اجرا می شود."تم اسپانیایی " آن با فرمی نامتعارف ، ارکستراسیونی غنی و رخشان به سان "سوییت پرنده آتش و آیین بهار"، سرشار از "رنگ های صوتی تازه و دگرگونی های رنگ آمیزی برای خلق حرکت و پویش "موسیقایی بوده و "تم نخست " را ساز " ابوا دمور" نواخته و آنگاه ، ساکسفون تنور و "سوپرانینو"، اجرای تم را ادامه داده و سازهایی چون "فلوت و ترومپت سوردین دار"، آن را مضاعف می سازند  و رنگهای صوتی متفاوت و تازه ای را پدیدار می کنند  که تنها روال مبدع آن بوده است. خطوط ملودی "مضاعف شده در سطوح بم و زیر صدایی" ، آکوردی "پوینده و موازی " را پدیدار می کنند . رفته رفته دینامیک قوی و فورته می شود و خط ملودی نواخته شده توسط "ویلونها" توسط "بادی چوبی ها " و "بادی برنجی ها " ، مضاعف و تقویت می شود . آنچه ویلونها در این بخش می نوازند ساختاری اینگونه خواهد یافت:
 در کلید سل ، با کسر میزان 2/4 : در میزان نخست آکورد ( دو سیاه  اکتاو - می سیاه اکتاو - سل اکتاو - دو 2 اکتاو بالاتر روی خط اضافه دوم بالایی فورته و قوی ) پیوسته با خط اتحاد به آکورد ( دو چنگ اکتاو - می چنگ اکتاو - سل چنگ اکتاو - دو چنگ 2 اکتاو بالاتر"، نیز آکورد (سی دولاچنگ - ر اکتاو دولاچنگ - فا دیز دولاچنگ اکتاو - سی دولاچنگ اکتاو) متصل با خط اتصال به آکورد ( دو اکتاو دولاچنگ - می اکتاو دولاچنگ - سل اکتاو دولاچنگ - دو 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ ) و نیز آکورد( ردولاچنگ - فا دیز دولاچنگ - لا دولاچنگ - ر 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ بالای خط اضافه دوم بالایی) متصل با خط اتصال به آکورد ( دو دولاچنگ اکتاو - می دولاچنگ اکتاو - سل دولاچنگ اکتاو - دو 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ ) و نیز آکورد (سی دولاچنگ - ر دولاچنگ اکتاو - فا دیز اکتاو دولاچنگ - سی اکتاو دولاچنگ ) متصل با خط اتصال به آکورد ( لادولاچنگ - دو اکتاو دولاچنگ - می اکتاو دولاچنگ - لا اکتاو دولاچنگ) و در میزان دوم ، آکورد ( دو اکتاو چنگ - می اکتاو چنگ - سل اکتاو چنگ - دو 2 اکتاو بالاتر چنگ) و نیز آکورد ( دو اکتاو دولاچنگ - می اکتاو دولاچنگ - سل اکتاو دولاچنگ - دو 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ ) متصل با خط اتصال به آکورد ( لادولاچنگ -  دو اکتاو دولاچنگ - می اکتاو دولاچنگ - لا اکتاو دولاچنگ ) و نیز آکورد ( لاسیاه - دو سیاه اکتاو - می سیاه اکتاو - لا سیاه اکتاو ) نواخته می شوند.
بخش همراهی کننده بولرو، با "ضرباهنگی 2 میزانی " با ملودی آن همراه شده و با تکرار ضربه های "طبل کوچک" از آغاز تا پایان ، با دگر سازها، مضاعف گردیده و آنگاه "استیناتوی 3 نتی " که با همه میزانها، و با "پیستیکاتوی زهی ها" نواخته می شود، در کنار " تنالیته ثابت " آن در آوایینه دو ماژور، اثر را به اوج می رسانند. نتها در اوج قطعه با پرشی ناگهانی از آوایینه" دوماژور" به تنالیته"می ماژور"، پایانی دیسونانت ، به آن می بخشند. "تم بولرو" دو بخش دارد که با ارکستراسیونی متفاوت اجرا می شوند و الگوی (ای - ای - بی - بی ) دارد که چهاربار تکرار شده و آرام آرام ، فورته می شوند. آنگاه با فشرده تر شدن تمها، این اثر در فرمی( ای - بی ) ،خلاصه می شود که در مجموعه آنچه نواخته می شود ساختاری چنین دارد:( ای - ای - بی - بی )،( ای - ای - بی - بی ) ،( ای - ای ، بی - بی ) ،( ای - ای - بی - بی) و (ای - بی).
ضرباهنگ بولرو به همراه "استیناتوی بم " ، سرآغاز بخشهای ( ای و بی ) بوده و نخست، بدون ملودی اجرا می شوند. دیری نمی گذرد که دینامیک ، قوی تر و غنی تر می شود.در قسمت ای ، خط ملودی ، درگستره زیر و بمهایی با فاصله نزدیک به یکدگر، حرکت می کند که بیشتر شامل نتهای گام دو ماژورند. بخش ای از 2 جمله و عبارت موسیقایی ساخته شده است که در نخستین عبارت،  نتها به محدوده صدایی بالاتر، پرش می کند تا "کادانسی ناتمام" را بسازند و آنگاه ، عبارت دوم ، با پاسخی به عبارت نخست، "کادانس کامل" را اجرا و با این کادانس ، اثر را به پایان می رساند.بخش بی نیز همچون ای، دو عبارت دارد . تنها تفاوت ای و بی را باید در محدوده نتهایی دانست که اجرا می شوند که در بخش بی گسترده تر از بخش ای می باشد، نیز ، "از گامهای ماژور" ، "مینور" و " مدهای کلیسایی" نیز در قسمت بی ، استفاده شده است و همین امر ،رخشندگی بخش بی را نسبت به ای ، کمتر ساخته است.
خط ملودی به سوی بالاترین و زیرترین صدا حرکت می کند و آرام آرام ، به سوی نتهای پایین تر، باز می گردد تا با پیمایش مجموعه نتهایی به کادانس رسد و اثر را پایان بخشد.  بولرو(1928)، ساخته "موریس راول" ، "تمپو دی بولرو، مودراتو آسای" بوده و بس متعادل و با ضرباهنگی سه تایی ( 3/4) ،با 2 فلوت، 2 پیکولو، 2 ابوا( 1 ابوا دمور و 1 ابوا مضاعف کننده صدا" ، کر آنگله ، کلارینت می بمل، 2 کلارینت سی بمل، کلارینت باس، 3 ساکسوفون( سوپرانینو، سوپرانو، تنور) ، 2 باسون، کنترباسون، 4 هورن، هورن کوچک ر ، 3 ترومپت، 3 ترومبون، توبا،هارپ، 3 تیمپانی، سنج ، گونگ، چلستا، 2 طبل کوچک، ویلون اول و دوم، ویلولاها، ویولونسل ها، کنترباس ها، اجرا می شود.
در قسمت یکم - ای ، ضرباهنگ "بولرو" را طبل کوچک ، با ضرباتش بیان می دارد که بسیار ملایم و پیانیسیمو به گوش می رسد و با "استیناتوی پیستیکاتوی ویولاها و ویلونسل ها " همراه می شود که ساختاری چنین دارد:
در کلید فای خط چهارم با کسر میزان 3/4 : پیستیکاتو ، در میزان نخست ، نت دو سیاه، و سل سیاه( بین خط چهارم و پنجم) و سل سیاه ( روی خط یکم) و در میزان دوم ، نتهای دوسیاه - سل سیاه - فاصله اکتاو ( سل چنگ خط نخست و سل  چنگ بین خط چهارم و پنجم) و سل چنگ ، را می نوازد که با ضربه های طبل کوچک  با الگوی ریتمیک: چنگ - تریوله دولاچنگ، چنگ - تریوله دولاچنگ ، چنگ - چنگ در میزان نخست و چنگ - تریوله دولاچنگ، چنگ - تریوله دولاچنگ، تریوله دولاچنگ - تریوله دولاچنگ، همراهی می شود. 
قسمت بی ، بخش ای ، را ساز فلوت بسیار ملایم و پیانیسیمو نواخته و آنگاه، در قسمت سی، با تکرار قسمت ای ، و نتهایی که کلارینت ، ملایم و آرام می نوازد، با ریتم بولروی فلوت همراه شده تا به قسمت دی ره گشاید . در بخش بی قسمت دی، باسون ، نتهایی با نواهای زیر را اندکی آرام و مزوپیانو، می نوازد تا 2 عبارت گسترده خط ملودی از راه رسند و چنین ساختاری دارند:
 در کلید سل، با کسر میزان 3/4 : برای میزان نخست ، نت سی بمل سیاه مزو پیانو و نیمه ملایم  متصل با خط اتصال به تمامی نتهای میزانهای یکم تا چهارم از سویی و، پیوسته با خط اتحاد به "سی بمل دولاچنگ" از سوی دگر، نیز ، نت لادولاچنگ - سل دولاچنگ - فا دولاچنگ ، سی دولاچنگ - دو اکتاو دولاچنگ - لا دولاچنگ - سل دولاچنگ ، برای میزان دوم نتهای سی بمل چنگ - لادولاچنگ - سل دولاچنگ ، سی سیاه موکد ، لا دولاچنگ - سی دولاچنگ - لادولاچنگ - سل دولاچنگ پیوسته با خط اتحاد به نت سل سیاه در میزان سوم که خود با خط اتحاد به نت سل دولاچنگ پیوسته و نتهای فا دولاچنگ - می دولاچنگ - ر دولاچنگ و می سیاه در میزان سوم اجرا می شود که می سیاه نیز با خط اتحاد به نت می سیاه میزان چهارم پیوسته،و با همین نت میزان چهارم پایان می پذیرد.
آنگاه هارپ، بسیار ملایم و پیانیسیمو، نتهایی را نواخته و آنگاه، ریتم " بولرو" را ساز فلوت،بسی نرم و پیانیسیمو اجرا می کند تا به بخش ئی ره گشاید که قسمت بی در اکتاو بالاتری تکرار می شود. ساز کلارینت "می بمل" نیز با نتهای زیرتر،ملایم و پیانو، در کنار ساز باسون، که ریتم بولرو را می نوازد و آن را با نتهایی زیرتر ،مزو پیانو و نیمه آرام، اجرا می کند به قسمت دوم ره می گشاید که بخش ای ، در قسمت ای را ساز "ابوا دمور"، نیمه ملایم و مزوپیانو،و فلوت در یک اکتاو بالاتر اجرا کرده و با مضاعف ساختن خط ملودی، ملایم و پیانو با پیستیکاتوی ویلونها ، همراه می شود تا پس از اجرای مزوپیانو و نیمه ملایم ریتم بولرو توسط "ترومپت های سوردین دار"، به قسمت دی رسند که با تکرار بخش بی در اکتاوی بالاتر، و نتهایی که " ساکسوفون سوپرانینو" ، نیمه قوی و مزو فورته ، می نوازند و نوای هارپ ، در کنار هورن که "ریتم بولرو" را نیمه ملو مزو پیانو اجرا می کند، به قسمت دوم می رسانند .در قسمت سوم، بخش ای ، نتهای نیمه ملایم و مزوپیانو هورن با خط ملودی گسترده "پیکولوها" همراه می شود که نتهای مضاعف شده در گستره صدایی زیرتر ، و نوای "پیستیکاتوی"  زهی ها با "ریتم بولرو" ترومپت های سوردین دار، که نیمه قوی و مزو فورته ،اجرا می کنند، همره شده و در قسمت بی - بخش سوم،  سازهای بادی چوبی بخش ای را دگربار، نیمه قوی و مزو فورته، تکرار می کنند و ،آنگاه، ساز هارپ، با ریتم بولرو که ویولاها و هورنها، نیمه قوی و مزوفورته آن را اجرا می کنند همراه شده و در قسمت سی ،بخش بی ، ساز ترومبون، مزوفورته و نیمه قوی،خط ملودی را با "گلیساندوهای خویش" می آراید و ریتم بولرویی که هورن ها می نوازند ، قوی و فورته ، ارائه می شود . در بخش دی ، قسمت سوم، با تکرار بی ، که بادی چوبی ها می نوازند، نیمه قوی و مزوفورته، خط ملودی را با " آکوردهایی موازی" همراه می کنند که فورته و قوی اجرا می شوند. ریتم بولرو را نیز هورن ها، فورته نواخته و آنگاه، در قسمت چهارم - ای ، بخش ای را ویلون ها ، قوی و فورته ، اجرا کنند و سازهای "بادی چوبی"، ریتم بولرو را نواخته و هورن ها، قوی و فورته ، بخش بی - قسمت چهارم را آغاز می کنند که قسمت ای را تکرار کرده و آنگاه، ویلون ها ، قوی و فورته، با نوای بادی چوبی ها، همراه می شوند که خط ملودی را با آکوردهایی موازی ، می نوازند و در کنار آنها هورن ها که ریتم بولرو را اجرا می کند ،موسیقی را به قسمت سی - بخش چهارم می رسانند که اجرای بخش بی  به وسیله ویولونها و بادی چوبی ها و ترومپت را نمایانگر است که قوی و فورته ، در کنار "نوای زهی ها و هورنها" که "ریتم بولرو" را قوی و فورته اجرا می کنند، به گوش می رسد. بخش دی - قسمت چهارم، تکرار قسمت بی بوده که سازهای زهی و بادی چوبی ها و ترومبون، فورته و قوی آن را نواخته و آنگاه ، خط ملودی با آکوردهای موازی،در کنار "ریتم بولرویی که زهی ها و بادی چوبی ها و هورن ها ، بسیار قوی و فورته سیمو، اجرا می کنند، به قسمت پنجم ره می گشاید که در بخش ای ، همان قسمت ای را ویلون ها و ترومپت ها و بادی چوبی ها، بسیار قوی و فورته سیمو؛ اجرا می کنند و خط ملودی در کنار "آکوردهای موازی" ، و نیز " ریتم بولرویی که "زهی ها، بادی چوبی ها و هورن ها"، بسیار قوی و فورته سیمو آن را می نوازند به قسمت بی - بخش پنجم ره می گشاید که بخش بی را ویلونها ، فورته و قوی اجرا کرده و آنگاه،بادی چوبی ها و بادی برنجی ها، خط ملودی را با آکوردهایی موازی نواخته و پس از گذر به آوایینه نوین، تغییر یافته و سرانجام با بازگشت به تنالیته نخستین ، و به پایان رسانیدن این قسمت، همه سازها، جملگی در کنار یکدگر، "ریتم بولرو" را اجرا کرده و ساز کوبه ای بسیار قوی و فورته سیمو، با نوای پرهیاهوی سنج، و آکوردهایی "دیسونانت"، اثر بولرو موریس راول را به پایان می رسانند.
***********************************
"مکتب نوکلاسیک"(1920 - 1950) :
آهنگسازانی چون " ایگور استراوینسکی" و "پاول هیندمیت" در پی بازگشت به دوره های پیشین و به ویژه عهد کلاسیک و قرن هجدهم بر می آیند تا با استفاده از ویژگیهای مهم دوره کلاسیک موسیقی از جمله "توازن و تقارن"، " روشنی و وضوح آثار" و "پرهیز از حس گرایی افراطی رمانتیک"، جنبشی هنری تازه ای را در نیمه نخست قرن بیستم ، بیافرینند که " نوکلاسیک" نام می گیرد. نوکلاسیک ها، در کنار نوزایش دگربار فرمها و سبکهای کهن، از بیشینه تکنیک ها و روشهای آفرینش موسیقی در این دوره ها، نیز، برای ساخت آثاری قرن بیستمی و مدرن با استفاده از هارمونی های و ریتم هایی تازه، بهره می گیرند. جنبش نوکلاسیک برابر دو جنبش هنری"رمانتیسیسم" و "امپرسیونیسم"،قرار می گیرد و پیروانش بر بازگشت به "سبک و سیاق آفرینش باخ" تاکید دارند . از همین روست که بسیاری از هنرپژوهان اعتقاد دارند که باید نام این دوره از تاریخ موسیقی قرن بیستم را "نوباروک یا نئو باروک" نهاد ، چرا که موسیقی باخ الگوی این آهنگسازان سده بیستمی است . ویژگی دگر مکتب نوکلاسیک ( یا نوباروک) ، پرهیز از "ارکستراسیون عظیم قرن بیستمی" و گریز از "موسیقی برنامه ای" است . اینگونه است که این آهنگسازان نوکلاسیک ، به ساخت موسیقی ابسولوت و محض وغیر برنامه ای ، گرایش افزونتری داشته و آثار خویش را برای نواگران موسیقی مجلسی ، می سازند.یکی از مهمترین دلایل استفاده از گروههای کوچک موسیقی به جای گروههای بزرگ را باید در بحران اقتصادی 
برخاسته از جنگ جهانی اول در اروپا دانست که امکان تهیه هزینه نوازندگان ارکستر بزرگ برای آهنگسازان این دوره ، وجود ندارد. نکته دگر اینکه، آهنگسازان نوکلاسیک از "بافت های پلی فونیک مشخص " برای ساخت " فوگ"،"کنسرتو گروسو"، "سوییت های مبتنی بر رقصهای باروک" در سیستم تونال ، استفاده می کنند و با خلق اثر در گامهای آشنای ماژور و مینور، راه و رسم پیشینیان را با روشی قرن بیستمی ادامه می دهند و از این رو،نوکلاسیک
 مکتب هنری به معنای دقیق کلمه به شمار نمی آید.
حتی شونبرگ هم در نظام دوازده صوتی خویش از "ژیگ " یا " منوئه" هم برای ساخت اثر بهره می جست. استفاده از سبک های کهن در دوره جدید ، مانع "نوگرایی آهنگسازان نوکلاسیک" نمی شود. مدرنیسم به تمامی درآثارشان ، ریشه می دواند و از تقابل سنتهای موسیقایی پیشینیان و موسیقی مدرن، و هارمونی های تازه، آمیزه دلاویزی از دو گونه موسیقی متفاوت را پدیدار می کنند . نوکلاسیک تنها به هنر موسیقی محدود نمی شود و بسیاری از نویسندگان همچون "تی .سی الیوت" شاعر و نویسنده انگلیسی، با اشارات ونقل قولهایی از نویسندگان کهن یاد می کند یا در هنر نقاشی ، "پابلو پیکاسو"، با آفرینش اثری ملهم از "یونان باستان" در طراحی " صحنه اثر نوکلاسیک ایگور استراوینسکی، که "پولچینا" نام دارد و در 1920 خلق می شود از هنر کهن یونان ، با سبک و سیاقی قرن بیستمی ، بهره می جوید ، زیرا بایسته از هر عنصر مورد نیاز از هر زمان و دوره از تاریخ ، برای ساخت اثر موردنظر و کمال مطلوب هنری ، در آفرینش بهره جست که دیدگاه پیکاسو نیز چنین بوده است.
*************************************
"ایگور استراوینسکی"(1882 - 1971) : 
 در فاصله پایان قرن نوزدهم تا سالهای پایانی قرن بیستم، می زیست ، یکی از برترین آهنگسازان معاصر است که نخست، در سبک و سیاقی نوکلاسیک ، به آفرینش آثار خویش می پردازد و از تلفیق موسیقی کلاسیک و ویژگیهای مدرن موسیقایی ، مکتبی تازه را بنیان می نهد که بر تمامی نقاشان و نویسندگان و  طراحان رقص باله ، تاثیری شگرف نهاده است.
او زاده شهری نزدیک به "سن پترزبورگ روسیه " است و پدرش ، خواننده اپرای سن پترزبورگ در این شهر بوده است. او نیز ، نخست برای تحصیل حقوق به دانشگاه فرستاده می شود اما ، سرانجام شیفتگی بسیارش به موسیقی ، مسیر زندگانی او را به سوی "آهنگسازی" دگرگون می کند و در 21 سالگی شاگرد "ریمسکی کرساکف" می گردد.
1907،بس دلبسته"باله روس در پاریس" می شود که بر بیشینه آهنگسازان و نقاشان و طراحان باله این دوره نیز موثر است. مهمترین بالرین های باله روس به سرپرستی"سرگئی دیاگلیف"،" واسلاو نیژینسکی" و "میخاییل فوکین" و " گئورگ بالانچین"،  در باله روس 1909 - 1929، فعالیت می کردند. استراوینسکی 26 ساله به سفارش دیاگلیف،"چند اثر پیانویی شوپن را برای باله و ارکستر در سال 1909 تنظیم کرده و آنگاه سال 1910 است که "باله بسیار مشهور پرنده آتش"،ملهم از یکی از افسانه های اساطیری روس ، او را به عنوان آهنگسازی برجسته و نوین و پیشگام، به شهرت می رساند که خالق پرنده آتش است و دیری نمی گذرد که دومین باله با نام"پتروشکا" را مدرن ترین روشهای آهنگسازی و رنگ هایی بس رخشان ، همرنگ آسمان پاریس، خلق می کند. اما سال 1913، سومین باله او "آیین بهار"، که آکنده از "دیسونانت" و " ضرباهنگی پرغوغاست" ، اندکی شنوندگان را از او دور می کند.با این همه آیین بهار استراوینسکی، نقطه اصلی دگرگونی حیات هنری او و جهان موسیقی است و یکی از برترین باله های قرن بیستم ، به شمار می آید. 
در نوشتار دگری موسیقی و آثار استراوینسکی را تحلیل خواهم کرد  و بخشهایی از باله "پتروشکا"(1911) را به طور مقدماتی بررسی خواهم کرد و در نوشتارهای دگر به بررسی آثار این آهنگساز مهم قرن بیستم ادامه خواهم داد.
نویسنده، گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی( عسل) ، 7اسفند 1395 خورشیدی ، ایران ، تهران   
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
           

 
 
هنر و موسیقی معاصر- بخش پنجم - نویسنده و آموزگار : اینجانب -رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۳:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٦
 
هنر و موسیقی معاصر - بخش پنجم
نویسنده، گوینده ، آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)
2017،ایران،تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در نخستین نگاشت از پانزدهمین سال نگارش وبلاگ وکالیست سوپرانو، بررسی اثر " قایقهای بادبانی از پرلودهای پیانو ، کتاب اول" ساخته "کلود دبوسی" را ادامه می دهم و نیز، مروری بر موسیقی و آثار "موریس راول" ، دگر آهنگساز نیمه نخست قرن بیستم خواهم داشت و بخشهایی از "بولرو" ساخته راول را تحلیل خواهم کرد و در نوشتار دگری بررسی آن را ادامه خواهم داد.
می توانید ، آثار دوازدهمین آلبوم اورژینال من،  با نام "معنای زندگانی" را در کنار 11 آلبوم اورژینال اینجانب، و کتاب شنیداری ام با نام " نوای من، نوای سکوت آیینه هاست" و "مجموعه کامل شنیداری تمامی درسهای وکالیست سوپرانویم" را در کنار دگر نوشتارها و آثارم ، را تنها و تنها بر نشانی های رسمی اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل) ، یکتا آهنگساز اورژینال، خواننده ، نوازنده، اجراکننده، نویسنده، گوینده و تهیه کننده و سازنده ویدیوهایم ، بیابید.
ایده دوم از "قایقهای بادبانی" ساخته "کلود دبوسی" را بررسی کنیم:
دومین ایده موسیقایی او ، کمی پوینده تر و ساخته شده از نتهای پیاپی گام بوده که در اکتاوهای بم تر و ملایم تر شنیده  می شود و ساختاری چنین دارد: 
با کلید فای خط چهارم : در میزان نخست، پس از سکوت چنگ، فاصله ( لا بمل  چنگ - لا بمل چنگ  روی خط پنجم) متصل با خط اتصال به همه فواصل میزانهای یکم تا چهارم، وصل شده است. فاصله (سی بمل  چنگ - سی بمل چنگ میانه بالای خط پنجم ) ،اکسپرسیو، (دو چنگ - دو  چنگ میانه) میزان یکم پیوسته با خط اتحاد به فاصله ( دو سیاه - دوسیاه میانه) میزان دوم ، نیز فاصله ( ر سیاه - ر سیاه میانه بالای خط اضافه یکم بالایی) پیوسته با خط اتحاد به فاصله ( ر چنگ - ر  چنگ میانه ) میزان سوم، و نیز فواصل( می چنگ - می چنگ  میانه روی خط دوم اضافه بالایی ) و (ر چنگ -  ر چنگ میانه ) و ( دو چنگ - دو چنگ میانه ) در میزان سوم به نتهای میزان چهارم دکرشندو می شود . فواصل(سی بمل دولاچنگ - سی بمل دولاچنگ میانه) و ( لابمل دولاچنگ - لا بمل دولاچنگ روی خط پنجم) و (سی بمل سیاه - سی بمل سیاه) و (لابمل چنگ بین خط یکم و دوم - لا بمل چنگ)  در میزان چهارم اجرا می شود که خط اتصال بلند آغاز شده از میزان یکم بر میزان چهارم پایان می پذیرد و در میزان پنجم فاصله ( فا بمل سفید - فا بمل سفید) نواخته می شود.
دیری نمی گذرد که صداها، زیرتر شده و "تقویت شده " با " آکوردهای موازی در نتهای محدوده میانی ساز پیانو" ، به گوش می رسند که ساختاری چنین دارند:
با کلید سل: در میزان نخست پس از سکوت چنگ، پیانیسیمو و بسیار ملایم، آکورد ( لا بمل چنگ - دو چنگ - لا بمل چنگ متصل با خط اتصال به دگر آکوردهای میزان یکم از جمله آکورد( سی بمل چنگ زیر خط اضافه نخست پایین خطوط حامل کلید سل - ر چنگ - فا چنگ - سی بمل چنگ) ، آکورد( دو چنگ - می چنگ - لا  چنگ - دو اکتاو چنگ ) در میزان نخست پیوسته با خط اتحاد به آکورد( دو  سیاه - می سیاه - لا  سیاه - دو اکتاو چنگ ) میزان دوم، بوده و آکورد ( ر سیاه - فا دیز سیاه - سی بمل سیاه - ر سیاه اکتاو ) در میزان دوم،پیوسته با خط اتحاد به آکورد ( ر چنگ - فا دیز چنگ - سی بمل چنگ - ر چنگ اکتاو) از میزان سوم بوده و خط اتصال میزان نخست نیز بر همین آکورد از میزان سوم، پایان می پذیرد. نیز در میزان سوم،آکورد ( می چنگ - لابمل چنگ - دو چنگ - می چنگ اکتاو) متصل با خط اتصال به دگر آکوردهای میزان سوم و چهارم شامل ، آکورد( ر چنگ - فا دیز چنگ - سی بمل چنگ - ر اکتاو چنگ) و (دوچنگ - می چنگ - لا چنگ - دو اکتاو چنگ) برای میزان سوم و در میزان چهارم آکورد ( سی بمل دولاچنگ - ر دولاچنگ - فا دیز دولاچنگ - سل دولاچنگ) و آکورد ( لابمل دولاچنگ - دو دولاچنگ - می دولاچنگ - لا بمل دولاچنگ ) بوده که به آکورد (سی بمل سیاه - ر سیاه -  فا دیز سیاه - سل سیاه ) ، دی کرشندو می شود که این آکورد نیز با خط اتصال به آکورد ( لابمل چنگ - دو چنگ - فا دیز چنگ - لا بمل چنگ) متصل بوده و خط اتصال دگر که از میزان پیشین آغاز شده نیز بر همین آکورد میزان چهارم ، پایان می پذیرد. در میزان پنجم نیز آکورد( لا بمل سفید - دو سفید - می سفید - لابمل سفید) نواخته می شود.
این آکوردهای موازی ، یا آکوردهای ثابت که در محدوده های صدایی زیر و بم ، در حرکتند، از مهمترین ویژگیهای موسیقی "امپرسیونیستی" است . در ایده سوم، نخست ، فیگوری پیرامون یک نت نواخته می شود که ساختاری چنین دارد:
با کلید سل ، در میزان نخست، پیانیسیمو و بسیار ملایم، نت لابمل سه لاچنگ متصل با خط اتصال به سی بمل سه لاچنگ - لا سه لاچنگ - سل بمل سه لاچنگ از میزان یکم و نیز نتهای میزان دوم شامل لابمل دولاچنگ - فاصله( می دولاچنگ - دو دولاچنگ اکتاو) و ( فا دیز چنگ - سی بمل چنگ) پیوسته با خط اتحاد به ( فا دیز دولاچنگ - سی بمل دولاچنگ) است و خط اتصال بر همین فاصله از میزان دوم ، پایان می پذیرد.آنگاه در بخش پرشتاب میانی اثر، "گام تمام پرده" و " گام پنتاتونیک"( می بمل - سل بمل - لا بمل - سی بمل - ر بمل) در برابر یکدگر، رهی متضاد را می پیماند و گام تازه برای نتهای شتابان "بالارونده " این بخش استفاده می شود که دربردارنده این گروه از نتهاست:
خطوط حامل بالایی با کلید فای خط چهارم که با آکولاد به پنج خط حامل پایین تر که با کلید فای خط چهارم نوشته می شوند نیز پیوسته است و در پنج خط حامل بالایی شامل کلید فای خط چهارم، برای میزان نخست، لابمل چنگ، متحد با خط اتحاد به لابمل سه لاچنگ میزان دوم است . از همین میزان دوم ، ( نشانه های سی بمل، می بمل، لا بمل ، ر بمل، سل بمل) بر خطوط میزان جای می گیرند و نتهای (لابمل سه لاچنگ ) متصل با خط اتصال به ( سی بمل سه لاچنگ - لا بمل سه لاچنگ - سل دولاچنگ ) اجرا می شود که با خط اتصال به نتهای خطوط حامل پایینی نیز متصل است. 
در خطوط پایینی با کلید فای خط چهارم با نشانه های ( سی بمل، می بمل، لا بمل، ر بمل، سل بمل) نت سی بمل سفید ( زیر خط دوم اضافه پایینی) همراه با نتهای خطوط حامل بالاتر اجرا شده و نیز ( می بمل سه لاچنگ - سل بمل سه لاچنگ - لا سه لاچنگ - سی بمل سه لاچنگ میانه - ر سه لاچنگ میانه - می بمل سه لاچنگ میانه - سل بمل سه لاچنگ - را نشانگر است. سپس با کلید فای خط چهارم  بر پنج خط حامل بالایی ، نتهای سل بمل سه لاچنگ - سی بمل  سه لاچنگ - دو سه لاچنگ - ر بمل سه لاچنگ - فا سه لاچنگ و سل بمل سه لاچنگ - لا  سه لاچنگ - سی بمل سه لاچنگ - دو میانه سه لاچنگ - ر  بمل سه لاچنگ و نیز فا دولاچنگ متصل با خط اتصال به نت ر بمل دولاچنگ میانه اجرا شده و خطوط اتصال بر این نت پایان می پذیرد.   
در قسمت پایانی ، "گام تمام پرده " و " ملودی پوینده" و "موتیف قایقها"، بازگشته و آنگاه، خط "ملودی" ه شکل "بالارونده"، در محدود صدایی "زیرتر" ارائه می شوند که گویی "آکوردها" و "اکتاوهای موازی" تازه نواخته شده با نتهایی یگانه است که با "فیگورهای بالارونده و آراینده تمام پرده"، همراه شده و هیچگونه "حل هارمونیکی" در پایان قطعه "قایق های بادبانی" وجود نخواهد داشت تا تعلیق کامل بر آن حکفرما باشد و این چنین است که اثر قایق های بادبانی ساخته کلود دبوسی از مجموعه پرلودهای پیانو در سال 1910، دهه نخست قرن بیستم، با ساز پیانو و ضرباهنگی متعادل نواخته شده و وزن 2/4 دارد : بخش ای ، قسمت یکم، موتیف قایقهاست که بس ملایم و پیانیسیمو با "سوم های موازی" و در محدوده صدایی زیرتر، اجرا شده و خط ملودی با حرکت به سوی نتهای بم تر، به قسمت بی می رسد که نواهای بم تکرارشونده، بسیار ملایم و پیانیسیمو، به قسمت سی ره می گشاید که خط ملودی پوینده اش، با آکوردهای " اکتاو"، در گستره نواهای میانی، بسیار ملایم و پیانیسیمو، نواخته شده و "موتیف قایق ها" نیز با نتهای زیرتری ، همراهش می شوند تا به قسمت دی رسند که "تکرار موتیف قایقها" بوده و با نواهای بم تر و آکوردهای آرام و اوج یابنده ای ، در کنار خط ملودیک همراه با "سوم های موازی"، به اوج ره گشایند. اکتاوهایی زنگدار، بس ملایم و پیانیسسیمو، به قسمت ئی می رسند که شامل" فیگوری نوین " است که با نوسانی بسیار ملایم و پیانیسیمو، با نتهای بخش میانی ، که شتابان از راه رسیده اند؛ همراه می گردند. با کاهش ضرباهنگ، به قسمت اف، می رسیم که ضرباهنگ اثر دوباره به وضعیت اولیه خویش بازگشته و فیگور نوسان کننده اش به سوی نتهای محدوده صدایی زیرتر، حرکت بالارونده داشته و با افزایش تندا و ریتم ، آکوردهایی"استاکاتو" با نتهای زیر نواخته می شوند تا بخش جی، با خط ملودی پوینده اش، با نتهایی زیرتر اجرا شده و بسیار ملایم و "پیانیسیمو"، خط ملودی "مضاعف شده با آکوردهای موازی در صداهای میانی " و نتهایی استاکاتو، و زیر به محدوده صوتی میانی، گذر می کند . ضرباهنگ شتابان تر و سپس آرام تر می شود . بخش دوم ، با گامهای "پنتاتونیک "پرشتاب و بالارونده  و فیگورهای پرنوسان، مزوفورته و نیمه قوی، تا آکوردهای امتدادیابنده در گستره نتهای زیرتر، کرشندو شده و به دینامیکی"فورته  و قوی" می رسد و آنگاه، با کاهش ضرباهنگ  دی کرشندو می گردد. قسمت سوم، در بخش ای شامل، نواهای تکرار شونده و بم است که "گامهای تمام پرده  بالارونده"، بسیار ملایم و پیانیسیمو در گستره صدایی زیرتری ، اجرا شده و قسمت بی ، که شامل " موتیف قایقها" است با نواهای تکرار شونده بم ، و آکوردهای آرام و ملایمی در محدوده صداهای میانی، اوج می گیرند تا به بخش سی رسند که "آکوردهای اکسان دار" ، آرام و سیال و بالارونده، با گام "تمام پرده" همره می شوند و خطوط ملودی با همه سوم های موازی های موازی اش، پایانی معلق و بدون حس اختتام، بر این اثر می نهند.
*************************************
"موریس راول"( 1875 - 1937) :
آهنگساز فرانسوی نیمه نخست قرن بیستم ، یکی از اساتید برجسته ارکستر و پیانوست که همچون دبوسی، در "کنسرواتوار پاریس" به فراگیری "آهنگسازی و پیانو" پرداخته است. برنده جایزه رم نشد و از همین رو در سال 1920، نشان" لژیون دونور" را به عنوان " مشهورترین آهنگساز فرانسه" نپذیرفت.
گاهی "راول" را نیز ، "چون دبوسی،"امپرسیونیست" می دانند ، اما آنچه روشن است این باشد که آثار او در هیچ یک از سبکهای متداول جای نمی گیرد . آثاری چون" قطعه پیانویی فواره ها" (1901) و "باله دافنیس و کلوئه" ( 1909 - 1912) ،دارای کیفیت "سیال امپرسیونیستی" بوده و "تغییرات منعطف در رنگ آمیزی اثر موسیقایی اش"، نیز گواه همین بارقه های امپرسیونیسم در آثار اوست. با این همه، "فرم بسیار واضح و روشن" و "استفاده از نظام تونال" و "جملات متقارن با رنگ و بوی کلاسیک"  آثارش،امپرسیونیستی نبوده است. "خطوط ملودی راول" شباهتهایی در ساختار با آثار "ژرژ بیزه" آهنگساز قرن نوزدهم می یابد ، " غزل آگین"،بوده و بر مبنای "مدهای کلیسایی" ، آفریده شده است، شباهتهایی با آثار پیشینیان یافته و ضرباهنگ روشن و الگوهای ریتمیک بسیار تکرار شونده اش ، در کنار 
" تکنیک تمام عیار حاکم بر این آثار" ، از مهمترین ویژگیهای موسیقی راول به شمار می آیند .  او چند اثر آوازی و سازی ساخته  که "قطعات پیانویش" در برگیرنده "سونوریته های نوین و بسیار تازه " همچون آثار" فرانتز لیست" است . او آثار ارکستری خویش از جمله " موسیقی سحرگاهان یک دلقک" و "آرامگه کوپرن" را برای پیانو ، تنظیم می کند . نیز تنظیم کننده  اثر مشهور " تابلوهای یک نمایشگاه ساخته موسورگسکی " نیز هست. آثار راول سرشار از " توانمندیهای تکنیکی "  و بیان ارکستری استادانه اوست . رنگ های صوتی تازه در کنار لحن موسیقایی ویژه اش که غالبا برگرفته از "موسیقی اسپانیاست" ، به ویژه در آثاری چون " اپرای تک پرده ای اسپانیایی"( 1907 - 1909)، 
"اثر ارکستری راپسودی اسپانیایی"(1908) و  "بولرو" ، رخ می نماید . 1920 و پس از آن ، با گسترش تدریجی سبک "جاز آمریکایی" ؛ راول بر آن می شود تا از " ضرباهنگ ها و رنگهای صوتی جاز" نیز در آثارش بهره گیرد و این ویژگیهای موسیقی جاز در آثاری چون " کنسرتو پیانو در سل ماژور " ، " کنسرتو پیانو برای دست چپ" ، " سونات ویلون و پیانوی راول در موومان بلوز آن" ، به نکویی ، استفاده شده اند . او که دلبسته موسیقی "رقص " نیز هست ، چند باله نیز خلق می کند که از "همه رقصها"نیز در ساختار این آثار استفاده می کند ، برای نمونه از "رقص پاوان رنسانس " در پاوان "برای شاهدخت از دست رفته "( 1899) و از " رقصهای فورلن ، ریگودن و منوئه دوره باروک در "آرامگاه کوپرن" (1914 - 1917) و " والس های وینی " در " والسهای اصیل و پر احساس " و " اثر والس " (1919 - 1920)و نیز " بولروی اسپانیایی " در اثر "بولرو" خویش ، بهره گرفته است.
در نگاشت حاضر بخشهایی از "بولرو" ساخته "موریس راول" را تحلیل موسیقایی می کنم و در نوشتار آینده بررسی آن را ادامه خواهم داد. 
بولرو را باید مهمترین اثر ارکستری راول دانست . او که بسیار دلبسته رنگهای صوتی "موسیقی اسپانیا" و "ضرباهنگ تکرار شونده و الگوهای ریتمیک " آن است ، اثری را به سفارش "آیدا روبینشتاین" می سازد که خود او در 1928 آن را اجرا می کند . نام این قطعه"بولرو"  بوده و  نمایی از "رقص یک کولی" به شمار می آید ، که دیرتر به عنوان"اثر ارکستری مستقل" ، نیز اجرا می شود و نخست بار در ایالات متحده آمریکا، و "فیلارمونیک نیویورک" به رهبری "آرتورو توسکانینی"، در 1929، آوازه ای جهانی می یابد. هرچند خود راول اثرش را "کرشندویی طولانی و آرام" می داند که"از جنس موسیقی اسپانیا" است و با فرمی گسترده و نامتعارف، و "ارکستراسیونی بسیار غنی و رخشان"، آفریده شده، که به اجرای "تم" آن می پردازند با این همه، "حرکت و جنبش موزون و رقص مانندش" همچون آثار" سوییت پرنده آتش " و " آیین بهار" ساخته "استراوینسکی"، "سرشار از رنگ آمیزیهای موسیقایی" است و "تم نخست " را ساز " ابوا دمور"می نوازد ( سازی که از ابوا بم تر و از کر آنگله ، زیرتر است) و در بخشهای اوج گیرنده ، با سازهای " بادی برنجی" و " ساکسفون تنور " و " سوپرانینو"، برای اجرای تم ، همراه می شود. "خطوط ملودی مضاعف" تم را "ترومپت سوردین دار" و "فلوت" چنان می نوازند که گویی "رنگ صوتی تازه ای" آفریده شده که راول مبدع آن است.
خطوط "ملودی مضاعف در محدوده صدایی بم تر و زیرتر "، به پیدایش "آکوردهایی موازی و پوینده " می انجامد.
در نوشتار دگر "بررسی و تحلیل موسیقایی و نت خوانی اثر بولرو ساخته موریس راول" را ادامه می دهم .
نیز مقدمه ای بر " مکتب نوکلاسیک" (1920 -1950) و موسیقی و آثار " ایگور استراوینسکی" (1882 - 1971) ، اسطوره موسیقی قرن بیستم ، برترین آهنگساز جهان قرن بیستم خواهم نگاشت که  موضوع چند نگاشت از آموزشهای پسین خواهد بود.
نویسنده، گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی( عسل) ، 5 اسفند 1395 خورشیدی ، ایران ، تهران   
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
موسیقی و هنر معاصر -بخش چهارم - 15 سال نگارش وکالیست سوپرانو - رابعه رضوی علوی
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٥
 
هنر و موسیقی دوره معاصر ( قرن بیستم و پس از آن ) - قسمت چهارم
آغاز پانزدهمین سال نگارش وبلاگ آموزشی وکالیست سوپرانو
نویسنده ،گوینده ، آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
2017، ایران، تهران
منبع آموزشی: کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر: راجر کیمی ین
درود بر یاران.
امروز در آغاز پانزدهمین سال نگارش تخصصی ترین وبلاگ آموزش موسیقی در ایران، نخستین و واپسین آموزشکده مجازی مستقل برای تمامی هنردوستان و اندیشمندان هنری، یعنی وبلاگ " وکالیست سوپرانو" که از آغاز (4 اسفند 1381 تا اکنون و فرداها ، تنها و تنها ، نویسنده و گوینده و آموزش دهنده آن اینجانب رابعه رضوی علوی(عسل) بوده و خواهم بود وهمرهان دیرین ، در سال حاضر (1395) ، تمامی درسهای وبلاگ در شکل شنیداری آن را نیز به قلم و صدا و اجرای اینجانب رابعه رضوی علوی( عسل) بر یکتا کانال رسمی تلگرام من، در مجموعه آموزشهای وکالیست سوپرانوی صوتی ام شنیده اند، رهسپار شناخت بخشهای افزونتری از تاریخ موسیقی جهان معاصر و سبک شناسی موسیقی خواهیم شد. همزمان، کار انتشار دوازدهمین آلبوم موسیقایی اورژینال اینجانب، با نام" معنای زندگانی" نیز در کنار انتشار کتاب شنیداری "نوای من ، نوای سکوت آیینه هاست" و تمامی آثار و نوشتارهای من، از نخست تا اکنون بر تمامی نشانی های رسمی اینجانب، رابعه رضوی علوی ( عسل)، تنها آهنگساز اورژینال و نوازنده و خواننده و تنظیم کننده و اجرا کننده و تهیه کننده و سازنده آثارم، آغاز شده است. بنابراین آثار مرا بر نشانی های رسمی ام ببینید و بخوانید. پربارترین سال آموزشی وکالیست سوپرانو، بی شک 1395 بوده است که در کنار تهیه و ضبط نسخه صوتی از همه نوشتارهای وبلاگم از آغاز تا فرداها، به صدای اینجانب، نویسنده و آموزگار تمامی این درسها، چکیده نوشتارهای آرشیو سالهای گذشته تا اکنون، نیز در ماههای اخیر بر نشانی اصلی و قدیمی وکالیست سوپرانوی نوشتاری ام، نوشته شد و دگربار به قلم اینجانب، ادامه بخشهای ناگفته را تا هم اکنون ادامه داده و در روزهای دگر نیز فزونتر از همیشه، دنبال خواهم کرد. شک ندارم، غنی ترین مجموعه آموزشی را در تمامی 15 سال نگارش "#وکالیست سوپرانو"، نخستین وبلاگ تخصصی آموزش هنر و دانش موسیقی در ایران، تهران، فراهم آورده ام .
امید آنکه فرداها، همرهانم ، راه مرا در دانستن و آگاهی فزونتر را با همین سخاوت ، ادامه دهند که  تمامی روزهای 15 سال اخیر را با عشق به آموزش،  در این ره دشوار،  پیمودم.
15 سال نگارش مهربانانه و هنرمندانه بر " سراچه آموزشی وکالیست سوپرانوی دوست داشتنی ام" ، بسی فرخنده و نیک.
******************************
اما به تاریخ موسیقی دوره معاصر( قرن بیستم و پس از آن) بازگردیم:
اینک پس از شناخت مختصر مکتب امپرسیونیسم موسیقی و دو نهضت هنری مهم فرانسه یعنی "نقاشی امپرسیونیستی" و "شعر سمبولیستی" و بررسی آثار اصلی ترین و مهم ترین آهنگساز امپرسیونیست فرانسه"کلود دبوسی"، در نوشتار حاضر اثر مشهوری از او را با نام " بعدازظهر یک فون" ، تحلیل موسیقایی و نت خوانی خواهم کرد. آنگاه، مقدمه ای بر شناخت آثار موسیقایی آهنگساز فرانسوی نیمه نخست قرن بیستم،"موریس راول" خواهم نگاشت.
"بعد از ظهر یک فون" اثری تصویر پردازانه و خیال انگیز است که بر پایه شعر دلاویز "استفان مالارمه"، آفریده شده که رویاهای موجودی جنگلی ( نیم بز - نیم انسان) را به تصویر می کشد .فون، با فلوتش نغمه ای بلند را می نوازد و پس از گشت و گذاری طولانی در جنگل ، در پرتو آفتاب، به خواب می رود. دبوسی با ساخت اثری آکنده از رویا؛ سراسر رنگ آمیزیهای صوتی دلنواز و خوش آهنگی است که همچو پوئم سنفونیکی ژرف ، با تکه های "مینیاتوری موسیقایی" تازه به گوش می رسد. او با "استفاده از تکنوازیهای سازهای بادی چوبی " ،" نوای هورن سوردین دار"، در کنار " صداهای لطیف و گلیساندوی هارپ" ،با "دینامیکی نرم و ملایم"، موسیقی بس عاشقانه ای را خلق می کند تا حسهای درونی فون را به لطافت هر چه تمام، نمایان سازد. " پرلود" این اثر را ساز "فلوت سولو" ، تکنوازی می کند .  ضرباهنگی مبهم ، همسان رویا و بداهه پردازانه یافته است و خطوط ملودی آن گاه آرام تر و گاه شتابان تر ، با آکوردهای بسیار خوش آهنگ ، و تازه ، همراهی می شوند. فرم ( ای - بی - ای پریم) بر ساختار کلی آن سایه فکنده است اما، در حقیقت، برخی از بخشها،  با ورودی بسیار منعطف به بخش دگر ، با صداهای آن آمیخته شده و سرانجام در بخش بعدی فید می شوند. سراسر فراز و فرودهای خوش بوده و" سیلان و سبکبالی رنگهای  امپرسیونیستی "آن ، در کنار "ضرباهنگ دلپذیر " آن، مثال زدنی است.  پرلود با نوای اهورایی "هورن سوردین دار" ، پایان می یابد.ساز"آنتیکو سیمبالیز ، سنج دارای زیر و بم مشخص"، پایانی بسیار متفاوت و زنگ مانند به این اثر می بخشد که به "اختتامی خاموش" می مانند . بعد از ظهر یک فون سراسر رنگهای موسیقایی خیال انگیز  و تکنیک های نوین ویژه  کلود دبوسی است که نقطه عطف دگرگونیهای قرن بیستمی هنر موسیقی به شمار می آید.
این اثر در سال 1894 ساخته شده است ، ضرباهنگی بس معتدل یافته و با فرم( ای - بی - ای پریم) در می ماژور با 
3 فلوت، 2 ابوا، ویلونهای اول و دوم ، ویولاها، ویولونسلها، کنترباس ها، نواخته می شود. 
قسمت ای ، بخش یکم - ای، با فلوت سولو، ملایم و پیانو، آغاز می شود که خط ملودی اصلی را با این نتها تکنوازی می کند:
در کلید سل، با نشانه های (فا دیز، دو دیز، سل دیز، ر دیز) در ابتدای خطوط حامل سل،با کسر میزان 9/8:
 در میزان نخست نت دو دیز سیاه  نقطه دار اکتاو ، ملایم و پیانو ، متصل با خط اتصال به همه نتهای میزان نخست از یک سو و پیوسته با خط اتحاد به  نت دودیز اکتاو چنگ متحد با خط اتحاد به دودیز اکتاو دولاچنگ و سی دولاچنگ و تریوله( لادیز دولاچنگ - لا بکار دولاچنگ - سل دولاچنگ ) با نشانه عدد 3 یا تریوله بالای این 3 نت، سل بکار چنگ نقطه دار،لادولاچنگ - سی دولاچنگ - سی دیز دولاچنگ ، و برای میزان دوم، نت سی سیاه نقطه دار  پیوسته با خط اتصال به نت دو دیز اکتاو چنگ از یک سو و با خط اتصال بلند به نتهای دگر میزان دوم از جمله  دو دیز دولاچنگ که متحد با دو دیز چنگ اکتاو ، نت پیش از خود نیز هست - سی دولاچنگ - و تریوله( لادیز دولاچنگ - لا بکار دولاچنگ - سل دیز دولاچنگ) ، به عدد 3 یا نشانه تریوله بالای این سه نت، سل بکار چنگ نقطه دار - لا دولاچنگ - سی دولاچنگ - سی دیز دولاچنگ و در میزان سوم ، نتهای دو دیز چنگ اکتاو متصل با خط اتصالی بلند به تمامی نتهای میزان سوم و چهارم از جمله  ر چنگ اکتاو و سل دیز چنگ اکتاو و می سیاه اکتاو و سل دیز چنگ و سی سیاه نقطه دار پیوسته با نت سی چنگ میزان چهارم که پس از کرشندوی تمامی نتهای میزان سوم، نت سی چنگ و سی چنگ و دو دیز اکتاو چنگ و لا دیز سیاه در میزان چهارم ،
 دی کرشندو شده و خط اتصال نیز بر نت لا دیز سیاه میزان چهارم ، پایان می پذیرد. 
پس از "گلیساندوی هارپ"، و نواهای آرام و ملایم هورن، و سکوتی اندک، قسمت بی - بخش یکم  ، با نتهای "خط ملودی اصلی" که ساز "فلوت" ، ملایم و" پیانو"، آن را اجرا می کند و با" ترمولوی زهی ها "همراهی می شود و ابوا خط ملودی را ادامه داده و ملایم و پیانو امتداد می بخشد تا به اوج رسد و ارکستر با دینامیک فورته ، قوی  وقدرتمند این بخش را اجرا کرده و نوای "کلارینت سولو" نتهای قسمت بی را به بخش سی ، رساند که دگربار فلوت ، خط ملودی اصلی را ملایم و پیانو اجرا کرده و به همراه نوای ساز هارپ و نیز زهی سوردین دار، آن را گسترش داده و دگرگون سازد و پایانی آرام ، بخشد.
قسمت دوم ، ای ؛ را کلارینت با نتهای همراهی کننده "هارپ "و"ویولونسل ها" اجرا کرده و دیری نمی گذرد که بخش بی قسمت دوم را ابوا با خط ملودی تازه ای آغاز می کند که از این قرار است :
در کلید سل، با نشانه های ( فا دیز، دو دیز ، سل دیز، لادیز) در ابتدای خطوط حامل سل و کسر میزان 3/4:
برای میزان نخست ، دو دیز چنگ اکتاو متصل با خط اتصال به تمامی نتهای میزان نخست و دوم، سی دولاچنگ و
 سل دیز دولاچنگ و فا دیز سیاه پیوسته با خط اتحاد به فا دیز دولاچنگ - سی دولاچنگ - دو دیز دولاچنگ اکتاو - 
سل دیز دولاچنگ اکتاو ، در میزان دوم نتهای فا دیز دولاچنگ اکتاو - ر دیز اکتاو دولاچنگ - می دولاچنگ اکتاو - دو دیز دولاچنگ اکتاو ، سی دولاچنگ - سل دیز دولاچنگ - فا دیز دولاچنگ - سی دولاچنگ ، دودیز چنگ اکتاو -سی دولاچنگ - سل دیز دولاچنگ اجرا می شود که خط اتصال بر این نت پایان می یابد . در میزان سوم، نت سل دیز دولاچنگ متصل با خط اتصال به سی دولاچنگ - سی چنگ نواخته می شود و نت سی چنگ نیز با خط اتحاد به نت سی دولاچنگ پیوسته است . نیز،با خط اتصال به راکتاو دولاچنگ بکار،ر اکتاو چنگ متصل است . ر اکتاو پیوسته با خط اتحاد به ر اکتاو دولاچنگ که متصل به نتهای سی دولاچنگ - دودیز اکتاو دولاچنگ - ر اکتاو دولاچنگ ، نیز در میزان چهارم نواخته می شود.
خط ملودی ابوا را اکنون، ویلونها نواخته ، کرشندو و سپس، "آچله راندو" ساخته و به اوج رسانده و سپس به فرو می نشانند.  "ریتارداندو" اجرا شده، کلارینت ، پیانو و ملایم به قسمت "بی" می رسانند:
بخش سوم، قسمت ای را بادی چوبی ها ، ملایم و پیانو، خط ملودی لگاتو و پیوسته ای را امتداد می بخشند و کرشندو می سازند که ساختاری چنین دارد: در کلید سل، با نشانه های ( سی بمل، می بمل، لا بمل، ربمل، سل بمل) ،با کسر میزان 3/4 : میزان نخست شامل نت لا بمل سفید اکتاو متصل به میزانهای یکم و دوم ،است که ملایم و پیانو اجرا شده و نیز    فا سیاه اکتاو در میزان یکم و نت می بمل سیاه نقطه دار و نت ر بمل چنگ اکتاو متحد به ربمل چنگ اکتاو و فا چنگ اجرا می شود که این 3 نت کرشندو می شوند و خط اتصال نیز بر نت فا چنگ، پایان می پذیرد. در میزان سوم، نت سی بمل سیاه اکتاو موکد متحد به نت سی بمل چنگ اکتاو از یک سو و متصل با خط اتصال به نت لا بمل سیاه اکتاو و فا چنگ اکتاو در میزان سوم اجرا می شود که خط اتصال بر آن پایان می پذیرد. میزان چهارم، شامل می بمل سیاه اکتاو متحد با خط اتحاد به می بمل اکتاو چنگ و ر بمل سیاه اکتاو و دو بمل چنگ اکتاو اجرا می شود که خط اتصال نیز بر آن پایان می یابد. سازهای زهی، با تکرار خط ملودی، با نتهایی که هارپ و بادی چوبی ها می نوازند ، همراه می گردند تا نخست کرشندو سپس دی کرشندو اجرا شوند. آنگاه ،هورن ها و ویلون سولو و کلارینت و ابوا، ملایم و پیانو، بخش بی را نواخته و به واپسین قسمت یا "ای - پریم" می رسانند . بخش چهارم - ای در قسمت ای پریم با نوای فلوت و هارپ ، آغاز می شود که ملایم و پیانو، خط ملودی را با نتهای کشیده تر اجرا می کنند . ساز ابوا، در کنار بادی چوبی ها ، نتهایی را "استاکاتو" نواخته و در بخش بی ، ساز هارپ با ابوا، همراه می شود تا خط اصلی ملودی را ملایم و پیانو با آواهایی کشیده تر در کنار کر آنگله و گلیساندوی هارپ، اجرا کند. 
بخش پنجم، قسمت ای را سنج آنتیک با آوایی زنگدار به همراه نوای ملایم و پیانوی فلوت می نوازد . سپس ، ویلونها به تنهایی، با دینامیکی بسیار ملایم و پیانیسیمو، به اجرای نتهایی زیرتر می پردازند. قسمت بی ، را فلوت و ویولونسل سولو می نوازند که شامل خط ملودی اصلی است و با نوای هارپ، به بخش سی می رسانند که ساز ابوا ، ملایم و پیانو، خط ملودی را پایان می بخشد. هارپ ها ، ملایم و پیانو ، این قسمت را به بخش پایانی ای پریم، دی، رسانیده که هورنهای سوردین دار، و ویلونها با "پیانوترین نتهای ممکن"، بسیار بسیار ملایم و آرام، خط ملودی اصلی را اجرا می کنند و نتهای فلوت و هارپ و سنج آنتیک، نواهای دلنوازی را نواخته و پایان بعد از ظهر یک فون اثر کلود دبوسی را در سکوت محو می کنند.
******************************
دومین اثری که از کلود دبوسی بررسی می شود،"قایق های بادبانی " از "مجموعه پرلودهای پیانو، کتاب اول" (1910) اوست.
این ساخته دبوسی، "مه آگین" و مبهم است . او "گامهای تمام پرده ای" را برای "تجسم حرکت قایق های بادبانی در باد" استفاده می کند ." دینامیک ملایم" و "ضرباهنگ متعادل "و" ریتم دل آهنگ و روان اثز قایقهای بادبانی دبوسی"، در کنار "نوسانهای کند " برخاسته از " پدال نگهدارنده صدا"، در ساختار این قطعه، "حرکت امپرسیونیستی" نوسانی به کمک نت بم و تکرار شونده ( سی بمل) به عنوان پدال یا ایستا، در سه بخش سازنده اثر، از ویژگیهای خاص این ساخته متفاوت اوست.(در کلید فای خط چهارم با کسر میزان 2/4 ، در میزان نخست، سکوت سیاه و سی بمل  چنگ  متصل با خط اتصال به  میزان دوم ، سی بمل چنگ استاکاتو و سی بمل چنگ استاکاتو و سکوت چنگ و  میزان سوم و نت سی بمل سیاه استاکاتو که خط اتصال بر آن پایان می یابد.)

بخش بسیار طولانی نخست ، آکنده از "گامهای تمام پرده" است. این بخش بر پایه 3 ایده موسیقایی بنا شده است که ایده یکم، "شامل فیگور ملودیکی کوتاه با سومهای موازی" است که یکتا و آنگاه با همرهی دگر سازها نواخته می شود و "موتیف قایق ها" نام دارد و شامل این نتهاست:
در کلید سل، با کسر میزان 2/4: در میزان نخست، سکوت سیاه، فاصله ( می چنگ اکتاو - سل دیز چنگ اکتاو ) متصل با خط اتصال به تمامی نتهای میزان نخست از یک سو و پیوسته با خط اتحاد به فاصله ( می 3 لا چنگ اکتاو و سل دیز 3 لاچنگ اکتاو ) بوده و فواصل( ر اکتاو سه لاچنگ - فا دیز اکتاو سه لاچنگ) و ( دو اکتاو سه لاچنگ - می اکتاو سه لاچنگ) و ( سی بمل اکتاو سه لاچنگ - ر اکتاو سه لاچنگ ) نواخته شده و در میزان دوم فواصل( لابمل چنگ 2 نقطه دار - دو اکتاو چنگ 2 نقطه دار ) ، به
( سل دیز چنگ - دو چنگ 2 اکتاو بالاتر) کرشندو شده و فاصله ( فا دیز سیاه اکتاو - سی بمل سیاه اکتاو ) نیز در میزان دوم اجرا شده و دی کرشندو می گردد که خط اتصال بر آن پایان می یابد.
در میزان سوم، سکوت سیاه و فاصله ( می چنگ اکتاو - سل چنگ اکتاو) ، ملایم و پیانو؛ از سویی با خط اتصال به تملمی نتهای میزان دوم و از سویی دگر با خط اتحاد به فاصله ( می سه لاچنگ اکتاو - سل سه لاچنگ اکتاو ) پیوسته و و فواصل (ر اکتاو سه لاچنگ - فا دیز اکتاو سه لاچنگ ) و ( دو اکتاو سه لاچنگ - می اکتاو سه لاچنگ) و ( سی بمل اکتاو سه لاچنگ - ر اکتاو سه لاچنگ ) در میزان سوم، و فواصل( لابمل سیاه - دو اکتاو سیاه) پیوسته با خط اتحاد به ( لا بمل دولاچنگ - دو اکتاو دولاچنگ )  را ملایم و پیانو، اجرا کرده و دی کرشندو می سازند و ( فا دیز دولاچنگ - سی بمل دولاچنگ) ، (می دولاچنگ - لابمل دولاچنگ ) و ( ر دولاچنگ - فا دولاچنگ ) را در میزان سوم نواخته و خط اتصال نیز بر همین فاصله پایان می پذیرد. میزان چهارم شامل فاصله ( دو سفید میانه - می سفید میانه) پیوسته با خط اتحاد به میزان پنجم و فاصله ( دو سیاه - می سیاه) است.
ایده دوم، پوینده تر با نتهایی در اکتاو بم ، با نتهای پیاپی گام ، ملایم اجرا می شود .
در نوشتار دگری،  ایده دوم و سوم "قایقهای بادبانی از پرلودهای پیانو ، کتاب اول
"(1910) ساخته، کلود دبوسی  را تحلیل موسیقایی و نت خوانی خواهم کرد و آنگاه با مرور آثار " موریس راول" ، اثر " بولرو " ساخته راول را تحلیل و نت خوانی خواهم کرد.
پانزدهمین سال نگارش وبلاگ وکالیست سوپرانو، قرین هر چه آوای خوش باد.
نویسنده، گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی( عسل) ، 4 اسفند 1395 خورشیدی ، ایران ، تهران   
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
هنر و موسیقی معاصر - بخش سوم-نویسنده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٧:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٤
 
هنر و موسیقی معاصر ( سده بیستم و پس از آن) - بخش سوم
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)
2017، ایران، تهران
 منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی ، اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در  نوشتار حاضر به طور مختصر به بررسی "تاثیر عوامل اجتماعی بر موسیقی قرن بیستم" خواهم پرداخت. آنگاه،چکیده ای کوتاه در باب دو مکتب مهم " امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم " خواهم نگاشت و "سمبولیسم در شعر و نقاشی فرانسه" را آموزش خواهم داد. آنگاه مقدمه ای بر آثار نخستین آهنگساز نیمه نخست قرن بیستم میلادی، کلود دبوسی(1862- 1916) خواهم نوشت.
می توانید تمامی ساخته های موسیقایی و آثار نوشتاری و شنیداری "کتاب اورژینالم نوای من ، نوای سکوت آیینه هاست" و تمامی آموزشهای اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل) ، یکتا آهنگساز و خواننده و نوازنده و اجرا کننده تمامی آثارم و نویسنده کتابم و گوینده آثار نوشتاری و آموزشهایم را، تنها و تنها بر نشانی های رسمی ام بیابید و بشنوید و ببینید.
قرن بیستم جهان، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم ، دستخوش تحولاتی می شود که بر همه ابعاد زندگی اجتماعی و فرهنگی و به ویژه هنری جوامع گوناگون، تاثیر گذارده و باعث دگرگونی های شگرفی از هر حیث می گردد. از تاثیر دیکتاتوری آلمان و پدیده شوم "فاشیسم" که به "مهاجرت نخبگان و هنرمندان سرزمینهای اروپایی به ایالات متحده آمریکا" می گردد تا "ممنوعیت و سانسور و خفقان وصف ناشدنی حاکم بر سرزمین های زیر سیطره آلمان فاشیستی و تمامی کشورهای متاثر از جنگ خانمان سوز جهانی دوم"،همه و همه حکایت از تغییر معادلات جهانی دارند. این گونه است که سیل مهاجرت مهاجران به ایالات متحده، زیر ساختهای هنری و فرهنگی این کشور را چنان تغییر می دهد که در این عصر ،سرزمین نوپای "آمریکا" به مدد حضور همین نخبگان و هنرمندان مهاجر از سرزمینهای دگر، به کانون مهمی برای "رشد و شکوفایی هنر موسیقی به ویژه در سبکهایی چون موسیقی جاز و موسیقی پاپ" می گردد. خاستگاه برترین آموزگاران موسیقی و اساتید بنام و تراز اول در سالهای میانی قرن بیستم را بی شک باید ، ایالات متحده آمریکا دانست. در سایه آموزشهای ارزشمند اساتیدی چون ،" شونبرگ" و "بارتوک" و "هیندمیت" در دانشگاههای معتبر آمریکایی ، هنرمندان و آهنگسازانی بسیار برجسته تربیت می شوند که پایه گذار برترین"ارکستر سنفونیک های قرن بیستم " می گردند. نقش "کالج های موسیقی و دانشگاههای ایالات متحده در قرن بیستم" در گسترش "فرهنگ شنیداری موسیقی مدرن" و آموزش برترین"آهنگسازان پیشرو" و نوازندگان و پژوهشگران، با اندیشه هنری وسیع و افق فکری گسترده در ارائه نظریات هنری، انکارناپذیر است.میانه سده بیستم و پس از آن، هنگام "ارائه موقعیتهای علمی و هنری برای بسیاری از نوازندگان و همنوازان گروههای بزرگ و تامین مخارج آنها" برای سفر به ایالات متحده آمریکاست. بی شک ، این سرزمین با"ساخت نخستین استودیوهای صدابرداری الکترونیک مدرن و قرن بیستمی"، نقش مهمی در ارتقای "فرهنگ شنیداری مخاطبان" ایفا می کند. نقش حمایتی دانشگاهها و کالج های موسیقی آمریکایی درست به همان اندازه نقش کلیسا و اشراف در قرون پیشین، پراهمیت بوده است. 
*****************************
"امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم"
سده بیستم سرآغاز پیدایش "سبک هایی مهم چون امپرسیونیسم " و هنگام" همنوایی و همرهی سبکهای گوناگون با یکدگر" است . امپرسیونیسم در معنای دقیق کلمه در آثار "کلود دبوسی" ، آهنگساز فرانسوی(1862 - 1918)، رخ می نماید. در کشور فرانسه، دو "نهضت هنری بسیار پر اهمیت و پیوسته با امپرسیونیسم موسیقایی یعنی : نقاشی امپرسیونیستی و شعر سمبولیستی"،بنیان نهاده می شود که پیش از "امپرسیونیسم موسیقی" شکل گرفته اند :
 
"نقاشی امپرسیونیستی فرانسه" : سال 1874 است که "نمایشگاهی مهم در پاریس"  به همت  نقاشان بی بدیلی چون" کلود مونه"( 1840 - 1926) ، "اوگوست رنوار"( 1841 -1919) و "کامی پیسارو"( 1903 - 1830) برپا می شود.    
در همین نمایشگاه نقاشی است که اثر مشهور " امپرسیون : طلوع خورشید را مه آلوده و محو در کنار قایق های بندرگاهی کوچک" نشان می دهد که از کلود مونه بوده و در نخست براساس همین اثر ، آثار نمایشگاه پاریس (1874)، "امپرسیونیستی" نامیده می شود. نقاشی امپرسیونیستی ، رنگهایی دل انگیز از طبیعت را نشانگر است که زندگانی را با همه زیبایی های اش ،نیک ، جلوه می دهد. اما 1870 هنوز، با این شیوه از آفرینش نقشها ، آشنا نیستند و آن را چندان همسان دگر آثار شناخته شده این دوره ستایش نمی کنند . با این همه ، "نقاشی امپرسیونیستی" با "ضربه های قلم "، تکه نقشهایی کوچک آمیخته با "بافت و فرمی مشخص" را در کنار " رنگهای مواج و سیال و چشم نواز" نشانگرند که در میان این رنگها، محو و سیال و گذرا جلوه می کنند. اصولا نقاشان امپرسیونیست، بیش از همه، به " جلوه های نور و رنگ و فضا" ، در ساختاری گذرا و سیال، پرداخته اند. از" مجموعه بیست پرده آفریده " در نمایاندن "کلیسای جامع روآن" در زمانهای گوناگون یک روز اثر "کلود مونه"(1892 - 1894) با استفاده از "مهی خوش رنگ در نقاشی کلیسا به جای ساختار سنگی غیر قابل انعطاف"، تا"نقاشی لاگرنویی یه"( 1869) اثر همین نقاش (مونه) که در آن فضا و رنگ و نور و جلوه های آن مورد توجه نقاش قرار گرفته است. امپرسیونیست ها به جای نقاشی در کارگاه، به دامان طبیعت پناه می برند تا تمامی " رنگهای دلنواز هستی" و به ویژه"طبیعت"و "آبها" را با "حرکت مواج و پرچین و شکن آب" و امواج "اقیانوس" و "قایقهای بادبانی رود سن " را با رنگهایی روشن ، نشان دهند .  
"شعر سمبولیستی فرانسه": همان دم که نقاشان امپرسیونیست فرانسوی از " نمایاندن چشم اندازهای زندگانی واقعی" دور می شوند ، نویسندگانی "سمبولیست"، در پی آفرینش راه و رسمی تازه برای سرایش،برابر سنتهای قراردادی شعر "فرانسه"، بر می آیند که از آن جمله می توان به " استفان مالارمه" ( 1842 - 1898) و " پل ورلن"(1844 - 1896) و "آرتور رمبو"( 1854 - 1891)، اشاره کرد. این "شاعران سمبولیست "، با استفاده از مفاهیمی چون " سیلان " و "تداعی" و "یاد آوریهایی هنری " در آثار و سروده های خویش ،رویاهایی شاعرانه را به شعر خویش می بخشند. این سروده های "سمبولیستی" بر " جلوه های اصیل موسیقایی" و " خوش نوایی واژگان" استوار است. اشعار شاعران سمبولیست فرانسه ، بیش از همه بر آهنگسازان "امپرسیونیست" قرن بیستم موثر است. از " مالارمه" که شعر مشهورش " بعد از ظهر یک فون" ، انگیزه اصلی پیدایش اثری ارکستری ساخته " کلود دبوسی" بر پایه سروده بی بدیل " مالارمه" می شود . بی شک بسیاری از دگرگونی های قرن بیستمی نیز ملهم از همین دو نهضت فرانسوی مهم یعنی " نقاشی امپرسیونیستی و شعر سمبولیستی" بوده اند. 
***********************************
"کلود دبوسی"( 1862- 1918) : یکی از نخستین آهنگسازان" امپرسیونیست" فرانسوی و پیوند دهنده اصلی "دوره رمانتیک " به " هنر قرن بیستم" است. او  زاده " سن ژرمن - آن له" ، شهری نزدیک " پاریس" بود .10 سال بیش ندارد که از سوی " کنسرواتوار پاریس" برای تحصیل پذیرفته می شود. او تا بیست و دو سالگی در همین کنسرواتوار به فراگیری آکادمیک موسیقی می پردازد . درست در سالهایی که نمایشگاه نقاشی پاریس از سوی امپرسیونیست ها برگزار می شود. استادان موسیقی دبوسی، در کنسرواتوار راه و رسم " توالی آکوردهای او را خلاف قاعده، حل نشده از منظر دانش هارمونی و بس دیسونانس" بر می شمارند، با این همه در پایان سالهای نوجوانی خویش نزد "حامی هنری چایکوفسکی بانو فون مک" ، پیانو می نوازد و این چنین است که به "موسیقی روس" نیز دلبستگی پایداری می یابد. 1884 است که دبوسی، "جایزه رم" ( مهمترین جایزه آهنگسازان فرانسوی برای 3 سال تحصیل در رم) را از آن خویش می سازد ، گرچه با توجه به عشق بی پایانش به شهر الهام بخش " پاریس"، این فراق را تاب نمی آورد و دو سال بیش نگذشته که از رم به پاریس باز می گردد. 1887 ، همزمان با گسترش " مکتب ریشارت واگنر" ، در موسیقی و هنر و تاثیر عمیق آثار واگنر بر آهنگسازان و نویسندگان فرانسوی، "مقاله هایی با عنوان مروری بر آثار واگنر"  منتشر می 
شود. دبوسی در فاصله (1888 - 1889)، رهسپار " بایروت آلمان" می شود تا "درامهای موسیقایی واگنر" را بشنود و نیز، کمی دیرتر، به نمایشگاه بین المللی پاریس 1889، رود تا به "آثار موسیقایی آسیایی و جاوه ای"، گوش سپرد . درآمد دبوسی نیز همانند بسیاری از هنرمندان ، از راه تدریس موسیقی، بس اندک است. دوستانی نیکو چون "مالارمه" شاعر برجسته فرانسوی تا " تولوز - لوترک"نقاش دارد . 1893، درست در آن دم که چندان امیدی به خلق اثری خوش آهنگ از خویش ندارد، یکی از برترین  "کوارتت زهی های خویش " را می سازد و یکسال بعد، در 1894 است که اثر بی نظیر "ارکستری" خود یعنی " پوئم سنفونیک پرلود بعد از ظهر یک فون" را خلق می کند. 
1902، در نخستین سالهای آغاز قرن بیستم میلادی است که دبوسی،"اپرای پلئاس و میلزاند" را می آفریند. اپرایی که به واسطه" هارمونی پیشرو و نوینش"،"ساختار شاعرانه اش" و "رنگهای صدایی دلنوازش" مشهور است. این همه،شهرت و اعتبار هنری او را بس فزون ساخته و اندکی دیرتر، "دبوسی" را"مهمترین آهنگساز فرانسوی قرن بیستم"  می شناسند و موسیقی دانان دگر به "پیروی از مکتب هنری " او می پردازند و آثارش در بیشتر کشورهای اروپایی، اجرا می شوند.
1918، دیده از جهان هنر و موسیقی فرو می بندد. موسیقی دبوسی، همچون نقاشی های "امپرسیونیستی" و "اشعار سمبولیستی"، آکنده از " حسهای گذرا" ،" سیلان"،" امواج رنگ و نور و مه " ، است و بازتابش این امپرسیونیسم موسیقایی را حتی در نام آثارش نیز می توان دید . آثار دبوسی با نامهایی چون" بازتابها در آب"، "ابرها" و "صداها  و عطرهای پر پیچ و تاب در غروب" ، همچون "ایماژهایی" به گوش می رسند که "با عنوانی توصیفی" ، موسیقی"بداهه سرایانه و خودگرا و آزاد" او را نمایانگرند. او اعتقاد دارد که "موسیقی از رنگها و ضرباهنگهایی بس منعطف ساخته شده است ". "نقش رنگ آمیزی صوتی" بیش از هر عنصر دگر موسیقایی در آثار او ، بوده و درست همپای " تضادهای تماتیک پیشینیان" ، نوایی ملایم و لطیف را نمایانگر است. سازهای دبوسی، چندان پرحجم به صدا در نمی آیند و همنوازی نمی کنند، در مقابل او با تاکید بر " تکنوازی بخش های کوتاه و متعدد" ، و استفاده فزونتر از " سازهای بادی چوبی در محدوده های صدایی غیر متداول " ( برای نمونه نوای لطیف و بم فلوت در پرلود بعدازظهر یک فون) ، نیز"بهره گیری مناسب از سازهای سوردین دار زهی و بادی چوبی ها" برای " آفرینش صداهایی دور " یا"سوسو مانند" با "ترومولوی زهی ها"، فضایی مناسب برای اجرای موسیقی خاص امپرسیونیستی او را به زیبایی هر چه تمام، فراهم می آورند.
او برترین آثار خویش را برای پیانو با استفاده از "سونوریته هایی نوین"  و "پدالهای نگاهدارنده صدا " برای امتداد نواها پس از نواختن نتها و " آفرینش فضایی مه آلوده و پرطنین  به کمک این تکنیک  پدال گذاری" یا نواهایی زنگدار همسان گونگ ، که متاثر از تجربه شنیداری اش در نمایشگاه پاریس 1889 و موسیقی آسیایی است ، " بهره گیری از هارمونی های منحصر به فرد با استفاده از آکوردهای آفرینشگر رنگهای صوتی خاص به جای توالی هارمونیک کهن" و "به کار گرفتن آکوردهای دیسونانت حل نشده  از نگاه دانش هارمونی"،"انتقال  آکوردهای دیسونانت " به بالا یا پایین ، به جهت "ایجاد آکوردهای موازی" ، از جمله مهمترین بدعت های هنری دبوسی در هنر پیشروی قرن بیستمی اوست که رنگ و بوی امپرسیونیستی می یابند. از جمله  در اثر " کلیسای غرق شده"، چنین ساختاری را به کار می گیرد:
در کلید سل، با نشانه های "فا دیز ، دو دیز،سل دیز، ر دیز" در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 3/2 :
در میزان نخست آکورد( ر دیزسفید - فا دوبل دیز سفید - لادیز سفید - دو دیز اکتاو سفید - ر دیز اکتاو سفید) متصل با خط اتصال به همه آکوردهای میزانهای دوم و سوم ، از جمله آکورد (دو دیز سفید - می سفید - سل دیز سفید - سی سفید - دو دیز سفید اکتاو) ، "مولتو دیمینوئندو"، آکورد( سی سفید - ر دیز سفید- فا دیز سفید - لا بکار سفید- سی سفید) ، و نیز آکورد ( لا سیاه - دو دیز سیاه - می بکار سیاه - سل بکار سیاه - لا سیاه ) و آکورد ( دو سیاه میانه- می دیز سیاه - سل دیز سیاه - سی سیاه - دو دیز سیاه اکتاو ) در میزان دوم، و آکورد ( سل دیز گرد - سی دیز گرد میانه - ر دیز گرد میانه - فا دیز گرد - سل دیز گرد) 
و در حامل 11 خطی بزرگ زیر آن، در کلید فای خط چهارم با نشانه های ( فا دیز، دو دیز، سل دیز، ر دیز)، 3/2: 
در میزان نخست، آکورد (ر دیز سفید - لا دیز سفید- دو دیز سفید میانه) متصل با خط اتصال به همه آکوردهای میزان دوم و سوم از جمله ، آکورد ( دو دیز سفید - سل دیز سفید - سی سفید) و آکورد( سی سفید - فا دیز سفید - لا بکار سفید) و آکورد ( لادیز سیاه - می سیاه - سل بکار سیاه) و آکورد ( دو دیز سیاه - سل دیز سیاه - سی سیاه) در میزان دوم و آکورد ( سل دیز گرد - ر دیز گرد - فا دیز گرد) در میزان سوم است.
او از "واژه های هارمونیک بلند" در کنار "آکوردهای سه ، چهار و  پنج صدایی " غنی و دل انگیز ،و " توالی آکوردهای تازه"، استفاده می کند ، تا دیسونانتها و چیدمان نوین آکوردهایش، آرام آرام برای شنوندگانش، طبیعی جلوه کنند. از دگر ویژگیهای موسیقی دبوسی باید به "تضعیف نظام تنالیته " با " دوری جستن از چیدمان تثبیت کننده آوایینه یا تنالیته" و به استفاده نکردن از "توالی دومینانت - تونیک قدیمی و سنتی برای محو تدریجی تنالیته"، " تاکید اندک تر بر گامهای ماژور و مینور و بهره گیری افزونتر از "گامهای پنتاتونیک" ( برای نمونه استفاده از پنج نت متوالی  فا دیز - سل دیز - لا دیز - دو دیز - ر دیز) ، برای ساختن " گامی پنتاتونیک" ، یا حتی "گامهایی تمام پرده " متشکل از 6 نت دارای "فاصله یک پرده " از یکدگر ( برای نمونه : دو - ر - می - فا دیز - سل دیز - لا دیز - دو ) - که کمترین شباهتی به ماژورها و مینورها و "نیم پرده ها و پرده های ماژور و مینور" ندارند و کشش نیم پرده پایانی نیز در ساختارشان یافت نمی شود  - و به کارگیری "ضرباهنگی مبهم" و " عدم استفاده از " اکسانهای  منظم"، در ریتم ،اشاره کرد . ریتم بسیار منعطف دبوسی ، به زیبایی هر چه تمام " کیفیت سیال و روان" زبان دلنشین فرانسوی را در ساختار موسیقایی دبوسی منعکس می سازد و یکی از معدود آهنگسازانی است که "ظرایف کلام خوش فرانسوی" را با موسیقی خویش ، به گوش شنوندگان آگاهش می رساند. "59 قطعه برای آواز و پیانو" می آفریند که  جملگی ،ملهم از "اشعار سمبولیستی شاعران گرانقدری چون استفان مالارمه ، شارل بودلر و پل ورلن" بوده اند. "اپرای پلئاس و ملیزاند" را  بر پایه " نمایشنامه شاعر بلژیکی ،"موریس مترلینگ" ، ساخته و اثری خوش آهنگ ، نوین و تازه، را خلق می کند که "اساس امپرسیونیسم موسیقی" در این دوره به شمار می آید و شخصیت های اپرایش ، پیوندی با یکدگر ندارند،"بدون آریا"، و همچو رویاست و با "نواهای کم رنگ ارکستری"؛ "خطوط ملودیک گفتارمانند" ،  "بس ملایم و آرام " به گوش می رسد ." ابهام و سیلان و بداهه سرایی" در تمامی ساخته های موسیقایی دبوسی،" از یگانه اپرایش تا  آثار پیانویی ،ارکستری، موسیقی مجلسی تا آثار آوازی او ، نمایان می شود. "پرهیز از فرمهایی چون سونات" - و "بسط و گسترش تمها"  و تضادهای تماتیک آن- نیز "آمیختگی بخشهای موسیقایی او در محوتدریجی به سوی بخش دگر" و "خطوط ملودیک پر گسست و مقطع و موجز و کوتاه" از دیگر خصائص موسیقی دبوسی است. او اصلی ترین و مهمترین راهبر نهضت " امپرسیونیسم " در موسیقی است و دگر آهنگسازان دهه های نخست و دوم قرن بیستم ، جملگی از پیروان سبک و سیاق امپرسیونیستی دبوسی، به شمار می آیند. فرمهای "موریس راول" (1875- 1937) نیز شباهتهایی با آثار او می یابد اما "وضوح" افزونتری  در فرم آفرینش آثار راول ، حس می شود . امپرسیونیسم "دبوسی" پایان بخش اصلی " دوره رمانتیسیسم" و نقطه آغازین "عصری نوین " است .
در نوشتار دگر،اثر " بعدازظهر یک فون" ساخته " کلود دبوسی" ( 1894) در می ماژور را بررسی و تحلیل موسیقایی می کنم . نیز مقدمه ای برآثار " موریس راول"(1875 - 1937) آهنگساز فرانسوی نیمه نخست قرن بیستم خواهم نگاشت.
نویسنده، گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی( عسل) ، 3 اسفند 1395 خورشیدی ، ایران ، تهران   
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
                    

 
 
هنر و موسیقی معاصر -بخش دوم - نویسنده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٢
 
 هنر و موسیقی معاصر (قرن بیستم و پس از آن) - بخش دوم
نویسنده، گوینده، آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)
2017، ایران، تهران
منبع آموزشی: کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در نوشتار پیشین برخی از مهمترین ویژگیهای موسیقی مدرن ( قرن بیستم و پس از آن) را برشمردم. اینک، به آموزش دگر خصوصیات موسیقی معاصر خواهم پرداخت. نیز مقدمه ای بر جایگاه اجتماعی و هنری هنرمندان سده بیستم تا اکنون خواهم نگاشت.
گفتنی است که می توانید تمامی آثار موسیقایی و نوشتاری و کتاب شنیداری اورژینالم،با نام "نوای من ، نوای سکوت آیینه هاست"، اثر اینجانب - رابعه رضوی علوی( عسل)، و آموزشهای من به عنوان نویسنده اورژینال و گوینده و آموزگار، آهنگساز اورژینال و نوازنده و خوانشگر و سراینده و اجرا کننده و تنظیم کننده و تهیه کننده وسازنده ویدیوهای اورژینالم را تنها و تنها بر نشانی های رسمی من، خالق و سازنده این آثار، بیابید، ببینید و بشنوید.
اگر در موسیقی قرون پیشین ، اصل بر "مرکزیت تنالیته" است، از قرن بیستم، دگرگونی مهمی در این قانون بنیادین حاصل می شود. سیستم مبتنی بر" تنالیته " آرام آرام ، با سیستمهای آفرینش نوین ، جایگزین می شود و آهنگسازانی چون استراوینسکی ، آثاری را در این قرن خلق می کنند که دقیقا ماژور یا مینور نیستند ، بلکه تنها پیرامون یک نت مشخص و مرکزی مثلا( نت لا) در اثر پیانویی" سرناد در لا"، آفریده می شود. بسیاری از موسیقی دانان در سده بیستم به جای گامهای ماژور و مینور کلاسیک، از " مدهای کلیسایی کهن" ( مدهای مورد استفاده در دوره های پیش از قرن هفدهم میلادی) و گامهای مبتنی بر "مدهای کلیسایی قبل از قرن هفدهم" با آفرینش موسیقی می پردازند. آنان با استفاده " تمهای آوازهای عامیانه قدیمی، "سنتهای موسیقایی سرزمینهایی به جز اروپای غربی" ، به ساخت گامهای تازه در موسیقی مدرن ، همت می گمارند. آثار قرن بیستم ، بیشتر پیرامون یک "آکورد مرکزی که تریاد نیست و غالبا در قرون گذشته ، دیسونانت نامیده می شد"، ساخته می شود. دیگر قوانین تونیک از جمله پیوند و رابطه سنتی "تونیک - دومینانت"، با قوانین تازه تری در" پیوستگی آکوردهای  درجات دگر به یکدگر"، جایگزین می شوند. حتی آکوردهای بخش "کادانس" یک اثر موسیقایی، دیگر از ساختار سنتی " کادانس کامل و مشهور پنجم - یکم یا دومینانت - تونیک" ، پیروی نمی کنند و آثار قرن بیستم و پس از آن، با چیدمان متفاوت تری پایان می پذیرند.
"پلی تنالیته" یکی از ویژگیهای اصلی  موسیقی قرن بیستم و سالهای کنونی است. گرایش عمومی آهنگسازان مدرن به"استفاده همزمان از دو یا چند تنالیته مختلف" که "پلی تنالیته" نام می گیرد و در بیشینه موارد ،" به کار گیری همزمان دو تنالیته " یا "بیتونالیته"( استفاده همزمان دو تنالیته با هم) ، متداول می گردد . یکی از مشهورترین آثار "بیتونالیته" قرن بیستم ، "باله پتروشکا" ساخته "ایگور استراوینسکی" است. دو "پاساژ" از" باله پتروشکای استراوینسکی"، در" دو ماژور" و" فادیز ماژور" برای ساز "کلارینت" ،" بیتونال"( دارای 2 تنالیته) هستند که ساختاری چنین دارند:
برای "کلارینت یکم" در کلید سل، 2/4: میزان نخست شامل تریوله( دو دولاچنگ - می دولاچنگ - سل دولاچنگ) ، میزان دوم شامل دو اکتاو سفید پیوسته با خط اتحاد به  میزان سوم و نت دو اکتاو دولاچنگ بوده و در میزان سوم 
  سل دولاچنگ - دو اکتاو دولاچنگ - سل دولاچنگ  و دو اکتاو سیاه اجرا شده که دو اکتاو سیاه با خط اتحاد به نت دو اکتاو سیاه میزان چهارم پیوسته است.
برای "کلارینت دوم" در کلید سل، 2/4 : در میزان نخست، "تریوله" لادیزدولاچنگ روی خط دوم اضافه پایینی خطوط  حامل کلید سل - دو دیز دولاچنگ -  فا دیز دولاچنگ ، در میزان دوم نت لا دیز سفید پیوسته با خط اتحاد به لادیزدولاچنگ - فادیز دولاچنگ - لا دیز دولاچنگ - فا دیز دولاچنگ و لادیز سیاه پیوسته با خط اتحاد به نت لا دیز سیاه میزان چهارم اجرا می شود. اینجاست که با ایجاد تضاد در" رنگ" و "زیر و بم " و "ضرباهنگ"، "چند تنالیته همزمان "،بس روشن و رساتر، به گوش می رسند. 
دیری نمی گذرد که سیستم تازه "آتونالیته یا فقدان تنالیته" ، بنیانهای موسیقی "تونال" را دستخوش دگرگونیهای فراوان می سازد تا آنجا که دگر از سیستم تونال یا مبتنی بر تونالیته نشانی بر جای نمی ماند و "آتونالیته یا فقدان تنالیته" ، اساس موسیقی قرن بیستم و پس از آن ، قرار می گیرد. البته در اثری چون"تریستان و ایزولده واگنر در قرن نوزدهم"، در اواخر دوره رمانتیک، نشانه هایی از "کاهش قدرت تنالیته به دلیل استفاده آزادانه از مدلاسیونهای پیاپی و 12 صدای کروماتیک" ، ادراک می شود. اما ، نخستین آهنگسازی که "اولین آثار موسیقی آتونال " را خلق می کند، همانا،"آرنولد شونبرگ" است که به سال 1907، در دهه نخست سده بیستم میلادی، رسما، راه و رسم فقدان تنالیته یا نظام موسیقایی آتونال، را بنیان می نهد. او با "استفاده از 12 صدای کروماتیک بدون توجه به پیوستگی آنها با گامهای ماژور یا مینور"؛   
و "دوری جستن از توالی قدیمی آکوردها"، آثاری نوین در معنای دقیق واژه را بر پایه نظام تازه"آتونال" خلق می کند. با آنکه "آتونالیته" ،  هنوز تکنیکی متداول و عام برای آهنگسازی مدرن نیست ، اما آفرینش اثر موسیقایی آتونال با روشهایی ممکن ، خواهد بود . "آرنولد شونبرگ" ، با اندیشه ایجاد "سیستم مدون آفرینش موسیقی آتونال"، در پی ارائه قوانین تازه ای برای ساخت آثار قرن بیستمی بر می آید . از 1920 است که " سیستم دوازده صوتی( مبتنی بر 12 تن یا آوایینه) "، روشی نوین را برای "انسجام بخشیدن به صداها و نواها" معناگر می شود که "آرنولد شونبرگ" پایه گذار آن است و در سیستم تازه ، " همه 12 نت کروماتیک برابر و یکسان استفاده می شوند" . تا 20 سال پس از آن، تنها شونبرگ و چند آهنگساز دگرند که "سیستم 12 صوتی" را به کار می گیرند. اما تکنیک آفرینش بر پایه "سیستم نوین 12 صوتی " از 1950، عمومیت می یابد و بیشتر آهنگسازان نیمه دوم قرن بیستم تا امروز، از روش تازه برای ساخت موسیقی استفاده می کنند.
*****************************************
"ضرباهنگ و ریتم" : 
استفاده از" سیستم تازه 12 صوتی" در آفرینش نواهای تازه، با دگرگونی های فراوان در "ضرباهنگ و ریتم" نیز همراه است. بر واژگان "ریتمیک" ، قواعد و راه و رسم تازه تری حکمفرما می شود. "ریتم" یکی از اصلی ترین عناصر موسیقی قرن بیستم و پس از آن است که برای نیرو و جنبش افزونتر بخشیدن به آثار قرن بیستم ، استفاده می شوند . 
این آثار از منابع مختلف ملهم است که از آن جمله می توان به " موسیقی محلی مناطق مختلف جهان"،" موسیقی جاز" و "هنر موسیقی اروپا و قرون وسطا تا پایان سده نوزدهم"، اشاره کرد. برای نمونه ، "بلابارتوک"، از "ساختارهای آزاد و گوناگون موسیقی روستایی اروپای شرقی" ، برای ساخت آثار خویش بهره می جوید یا "ایگور استراوینسکی" با استفاده از "سنکوپها" و "ساختارهای پیچیده موسیقی جاز"، و " شونبرگ" با الهام از "ساختار بدون قاعده ریتمیک برامس"،"تکنیک های نوینی در ضرباهنگ و ریتم موسیقی معاصر قرن بیستم و پس از آن" ، بنیان می نهند. می دانیم که موسیقی باروک، ضرباهنگ و وزنی کمابیش، یکسان و تغییر ناپذیر داشته است.لیک، از آغاز قرن بیستم میلادی است که دگرگونی های شتابان ریتمیک، اساس قوانین ریتمیک موسیقی نوین می شود. اگر در دوره های پیشین ،"ضربها" یا بیتها، در دسته های منظم و تکرار شونده، جای می گرفتند تا با فاصله هایی ثابت و معین به گوش رسند و دگرگونی های ریتمیک تنها با استفاده از "سنکوپها" و "اکسانهایی بر ضربهای ضعیف" مقابل وزن کلی اثر ، ایجاد می شد، از آغاز قرن بیستم ، "ضربهای تقسیم شده در گروههای مختلط" بیش از همیشه، به کار گرفته می شوند و "ضربهای قوی تر" با فواصل "نامنظم" شنیده می شوند. "استفاده از ضربهای دگرگون شونده در هر میزان به میزان دگر"، معمول می شود. برای نمونه اثری قرن بیستمی می تواند ضرباهنگی چنین داشته باشد : 1- 2-3( با تاکید بر 1) ، 1- 2- 3 - 4 - 5 ( با تاکید بر ضرب یکم)، 1- 2 - 3 - 4 - 5( با تاکید بر ضرب یکم) ، 1- 2 - 3 ( با تاکید بر ضرب یکم)، 1- 2 - 3 - 4 - 5 -6 ( با تاکید بر ضرب یکم)،1- 2( با تاکید بر ضرب یکم)، 1- 2 - 3 - 4 - 5 ( با تاکید بر ضرب یکم) و 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 ( با تاکید بر ضرب یکم)، و 1-2-3-4-5( با تاکید بر ضرب یکم) و 1-2-3-4( با تاکید بر ضرب یکم)  .    
برای نمونه در اثر "آیین بهار - مناسک فراق - اثر ایگور استراوینسکی"، ساختاری چنین را می توان دریافت:
در کلید فای خط چهارم تیمپانی با کسر میزان( 3/8  )  نت فا سیاه اسفروزاندو فورته و سکوت چنگ، ترومپت در کلید سل با کسر میزان( 5/8)، نتهای فا چنگ - سی بمل چنگ - فا چنگ - سی بمل چنگ- دو اکتاو چنگ، در میزان یکم و نیز می بمل چنگ اکتاو - ر چنگ اکتاو - دو اکتاو چنگ - سی بمل چنگ - فا چنگ را در میزان دوم، ساز تیمپانی، در کلید سل با کسر میزان( 3/8)، نت ر سیاه اسفروزاندو و سکوت چنگ و ساز ترومپت در کلید سل با کسر میزان( 4/8) نتهای سی بمل چنگ - فا چنگ - سی بمل چنگ - دو اکتاو چنگ و سپس با دگرگونی ضرباهنگ به کسر میزان (5/8)، نتهای می بمل اکتاو چنگ - ر اکتاو چنگ - دو اکتاو چنگ - سی بمل چنگ - فا چنگ را نواخته و دوباره با دگرگونی ضرباهنگ به کسر میزان( 6/8) نتهای سی بمل چنگ - می بمل چنگ  اکتاو - ر اکتاو چنگ - دو اکتاو چنگ - سی بمل چنگ و فا چنگ را اجرا و باز هم با دگرگونی ضرباهنگ به کسر میزان(5/8) ، نتهای سل چنگ - سی بمل چنگ - لا بمل چنگ - فا چنگ و فا چنگ را می نوازد . نیز تیمپانی در کلید فای خط چهارم با کسر میزان( 2/8) ، نت دو سیاه اسفروزاندو  و آنگاه ویلونها در کلید سل ، با کسر میزان 6/8 نتهای  دو چنگ - فا چنگ - سل چنگ و  نیز دو اکتاو چنگ - سی بمل چنگ و سل چنگ را اجرا می کنند.
این نمونه ای کامل از ضرباهنگ بسیار شتابان و بس پرهیجان و نامنتظر قرن بیستم و پس از آن است که سراسر دگرگونی های ریتمیک و اکسان بوده و  عدد کسر میزان در هر میزان و برای هر ساز، بی وقفه؛ تغییر می کند .    
نیز استفاده از وزنهای "پنج یا هفت ضربی" و "گروههای ریتمیک مختلط و غیر متقارن" ، از سده بیستم به بعد ، بسیار متداول گردید. برای نمونه 8 ضرب تقسیم شونده در دو گروه 3 ضربی و 2 ضربی( همچون 1- 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8) یا همان( 2+3+3) از "موسیقی محلی اروپای شرقی" در یکی از آثار"6 قطعه رقص با ریتم بلغار ساخته بارتوک" ، چنین به کار گرفته می شود:
در کلید سل با کسر میزان ( 3+3+2 بر 8 ) : آکورد  سل دیز سیاه نقطه دار- سی سیاه نقطه دار- می سیاه نقطه دار اکتاو فورته و آکورد سل دیز سیاه نقطه دار - سی سیاه نقطه دار - می سیاه نقطه دار اکتاو و آکورد فا دیز سیاه - لا سیاه - ر سیاه اکتاو در میزان یکم، برای میزان دوم آکورد سی سیاه نقطه دار - ر اکتاو سیاه نقطه دار - می سیاه نقطه دار و سکوت سیاه و سکوت چنگ و سکوت سیاه، برای میزان سوم ، آکورد ر سیاه نقطه دار اکتاو - فا سیاه نقطه دار اکتاو - سل سیاه نقطه دار اکتاو و نیز آکورد سی بکار سیاه نقطه دار - ر سیاه نقطه دار اکتاو - سل سیاه نقطه دار اکتاو و آکورد سل سیاه - سی بمل سیاه - می بمل سیاه و برای میزان چهارم آکورد سل سیاه نقطه دار - دو سیاه نقطه دار اکتاو و سکوت سیاه و سکوت چنگ و سکوت سیاه اجرا شده و همزمان با این نتها :
در کلید فای خط چهارم با کسر میزان( 3+3+2 بر / 8  ) در میزان نخست می چنگ متصل با خط اتصال به می میانه چنگ روی خط دوم اضافه بالایی کلید فای خط چهارم  و می میانه چنگ و نیز می چنگ متصل با خط اتصال به می میانه چنگ و نیز می میانه چنگ و می چنگ متصل با خط اتصال به می میانه چنگ ، برای میزان دوم، نت می چنگ - متصل با خط اتصال به می چنگ میانه ، نیز می چنگ میانه و نت می چنگ متصل با خط اتصال به می چنگ میانه و نیز می چنگ میانه و نت می چنگ متصل با خط اتصال به می چنگ میانه و برای میزان سوم نت می چنگ متصل با خط اتصال به می چنگ میانه و نیز می چنگ میانه ، نت می چنگ متصل با خط اتصال به می چنگ میانه، و نیز می چنگ میانه و می چنگ متصل با خط اتصال به می چنگ میانه و برای میزان چهارم ، نت می چنگ متصل به می چنگ میانه ، می چنگ میانه  و می چنگ متصل به می چنگ میانه و نیز می چنگ میانه و می چنگ متصل با خط اتصال به می چنگ میانه اجرا می شود. موسیقی سده بیستم سرشار از "ریتم های متفاوت و مستقلی" است که "همزمان" با یکدگر به کار گرفته می شوند. این تکنیک "به کارگیری همزمان چند ریتم" را"پلی ریتم" می نامند.
"لایه های مختلف بافت موسیقایی" دارای " ساختار ریتمیک مستقل و خاص خویش" بوده و "سبب پیدایش اکسانهای غیر همزمان با لایه های دگر " می شوند . اگر سازی ، خط ملودی خویش را با وزن دوتایی(1- 2) اجرا می کند ، ساز دگر خط خود را با وزنی دگر برای نمونه با وزنی سه تایی( 1- 2-3) ، می نوازد. استفاده از "پلی ریتم" در برخی از آثار "دوره های کلاسیک و رمانتیک " نیز به گوش می رسند. اما خاستگاه اصلی" پلی ریتمهای نوین" را باید ، " پلی ریتمهای قرن بیستمی به ویژه در موسیقی جاز دهه 1920 و 1930" دانست. استفاده از "تکرارهای ریتمیک"؛ برای انسجام بخشیدن به کل اثر بسیار پرکاربرد بوده و از "موتیف ها" و "عباراتی با زیر و بم ثابت و یکسان و تکرار شونده " در تمامی میزانها، با نام"استیناتو"، در "ملودی یا آکومپانیمنت و همراهی کننده ها" استفاده می شود. نمونه استیناتوی 8 نتی 1- 2 - 3 - 5 - 6 - 7 -8 را باید در 6 رقص با ریتم بلغار ساخته بارتوک یافت . در آثار موسیقایی سرزمینهای گوناگون از "استیناتو" برای "تثبیت گروه آواهای زیر و بم "، بسیار بهره گرفته می شود .       
"ملودی" در موسیقی معاصر : با توجه به تکنیک های تازه ریتمیک و سیستم تازه دوازده نتی، ناگزر ، خطوط ملودی سده بیستم و پس از آن نیز دستخوش دگرگونیهای فراوان ساختاری شده و "دگر پیوسته با آکوردهایی در تنالیته یا آوایینه ماژور یا مینور نیست". می توان در موسیقی نوین، به آفرینش " گامهای متنوع مبتنی بر 12 صدای کروماتیک"  و 
   " بدون استفاده از تونال مرکزی"، دست یازید. خطوط ملودی تازه ، سرشار از " پرشهای بلند " بوده و با توجه با 
  "ریتم مختلط و ضرباهنگ متنوع و وزنهای بی وقفه دگرگون شونده " این آثار، با "زنجیره ای از عبارات نامنظم"، به گوش می رسند. به دلیل همین ویژگیهاست که کار نگارش خطوط ملودی معاصر ، گاه بسیار دشوار یا ناممکن به نظر می رسند و خطوط ملودی معاصر ، به نسبت دوره های کلاسیک و رمانتیک، کمتر در یاد سپردنی اند . 
******************************************
"جایگاه اجتماعی و هنری  آفرینشگران موسیقی معاصر"( سده بیستم و پس از آن)
این قرن تازه، با دگرگونی شیوه های زندگی بشری، راههای ارتباط آهنگسازان با مخاطبان را دگرگون می سازند. اگر برای دیدار آثار کهن، در دوره های پیشین، تالار کنسرت و سالنهای اپرا ساخته می شد؛ "اتاق هر مخاطب  و شنونده موسیقی قرن بیستم"، کنون، می تواند ،خود به مثابه یک "سالن کنسرت تمام عیار" با اجرای" رپرتوارهایی" از همه آثار متعلق به دوره های ( رنسانس، باروک ، کلاسیک ، رمانتیک و موسیقی مدرن سده بیستمی) یا موسیقی غیر غربی، و حتی "آثار موسیقایی آهنگسازان گمنام تر تاریخ موسیقی" باشد . از 1948، "تکنیک مهم ضبط آثار بر صفحات گرامافون یا ال. پی " متداول می شود. کار ضبط آثار موسیقایی که از سال 1904 آغاز شده است در این دوره متکامل تر می شود و با پیدایش "تکنیک های نوین ضبط صدا" کار "انتقال "دقیق ضرباهنگ و تمپو و جمله بندی و دینامیک"؛ بسیار آسانتر از همه دوره های پیشین ، ممکن می گردد. از 1920؛ "ایستگاههای رادیویی" برای "پخش اجراهای زنده" یا " ضبط شده" ، پدیدار می گردند و از 1930 ، "  شبکه های رادیویی برای پخش موسیقی از ارکسترهایی که موسیقی را به گونه کاملا  زنده" اجرا می کنند، شکل می گیرند که از آن جمله می توان به "ارکستر سنفونیک آمریکایی  آرتورو توسکانینی  اشاره کرد . اجرای "اپراهای متروپولیتن" به طور منظم در روزهای یکشنبه برای مخاطبان ، نیز از جمله این نمونه هاست. در همین قرن است، که "تلویزیون" ، اختراع می شود و با پخش " اپرای آمال اند د نیت ویزیتور یا امال و میهمانان شامگاهی" در کریسمس 1951؛ اثر " جان کارلو منوتی" ، عنوان نخستین اپرای پخش شده از تلویزیون را از آن خویش می سازد. نیز " پخش اجراهای ارکستر فیلارمونیک نیویورک " به رهبری"لئونارد برنستاین"، را نیز باید از همین تلاشهای موسیقایی موفق برای جذب مخاطب عام دانست. گرچه کماکان شبکه های تجاری تلویزیونی، تمایل چندانی به پخش "اپراها" و موسیقی سنفونیک ندارند، با این همه بارقه هایی از آن را باید در "پخش زنده از مرکز لینکلن" و " پخش زنده از متروپولیتن"  با ارائه آثار متنوع موسیقایی ، یافت. نسخه های "ویدیویی" از "اپراها"،
" سنفونی ها"  و تکنوازی ها" در اختیار مخاطبان قرار می گیرند. نیز بسیاری از آثار قدیمی تر در رپراتوارهای کنسرت در نیمه نخست قرن بیستم ، اجرا می شوند. از 1900 به بعد استفاده از"نواهای کوبشی ، ریتمهای مختلط و دیسونانس "
 متداول می شود که بس با گوش شنوندگان نا آشنا بوده و در نیمه نخست قرن برای مخاطبان عام موسیقی، بسیار نامتعارف جلوه می کنند و بیشتر آهنگسازان نوآور نیمه نخست سده بیستم همچون " وارز"،" آیوز" و "وبرن" تا دهه های آینده، ناشناخته می مانند . اما پس از جنگ جهانی اول، نهادهایی چون " انجمن بین المللی موسیقی معاصر" به جهت فراهم آوردن زمینه های فرهنگی و اجتماعی و هنری موسیقی نوین ، بنیان نهاده می شوند تا آرام آرام  گوش و هوش مخاطب قرن بیستمی را برای پذیرش موسیقی تازه آماده سازند. از 1950 به بعد، "ارکسترها و شرکتهای بزرگ اپرا" ، رفته رفته به اجرای "آثار موسیقایی مدرن و سده بیستمی" ، گرایش فزونتری می یابند و زین میان نباید از تاثیر صفحات گرامافونی ال .پی و آثار ضبط شده بر آنها ، بر شنونده مدرن و تغییر تدریجی ذائقه موسیقایی عمومی ، غافل بود که اکنون بیش از گذشته " پلی ریتم ها" و "ریتم های مختلط" را به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از موسیقی می پذیرد.
آثار مدرن تر به سفارش "شرکتهای باله ، اپرا و ارکسترها و نهادهای موسیقایی و  استدیوهای فیلمسازی و علاقه مندان صاحب ثروت موسیقی" ساخته می شوند. رقص علمی تر از گذشته ، وارد موسیقی سده بیستم می شود و آثار ارزشمندی چون " باله روس " به سرپرستی" سرگئی دیاگلیف"، اجرا شده و آثار بی همانندی چون " باله پتروشکا ساخته ایگور استرواینسکی"( 1911) ، "دافنیس و کلوئه" ساخته "راول"( 1912) و "بازی ها" ساخته "دبوسی"(1913) خلق می شوند. نیز "موسیقی فیلم"، عرصه مهمی برای آفرینش موسیقی به شمار می آید .  موسیقی های فیلم نیمه نخست قرن بیستم مثلا "ستوان کیژه"(1934) اثر "پرکوفی یف"  ، به طور مستقل از فیلم ، محبوبیت می یابند.
بنیادهای"موسیقایی انسان دوستانه" بنیان نهاده می شود که از آن جمله می توان به "بنیاد موسیقی مجلسی ساخته شده در کتابخانه کنگره واشینگتن " به وسیله" بانو الیزابت اسپراگ کولیج " با اجرای اثر "کوارتت زهی پنجم" ساخته " بارتوک (1934) و "کوارتت زهی چهارم شونبرگ"(1936) ، اشاره کرد. 
نقش "زنان موسیقی دان قرن بیستم " بسیار پر اهمیت و انکارناپذیر است. تنها از قرن بیستم است که نقش زنان موسیقی شناس و موسیقیدان به عنوان "آهنگساز"؛"خواننده"،"تکنواز" ،"مدرس و آموزگار موسیقی" در جهان و کشورهای مدرن آن تثبیت می شود. مهمترین بانوان آهنگساز آمریکایی سده بیستم و پس از آن را می توان، "امی بیچ"(1867-1944) و  "روث کرافورد سیگر"(1901 - 1953)، "میریام گیدون"(زاده 1906 میلادی) ، "ویوین فاین"( زاده 1913 میلادی) و "پاولین آلیوراس"( زاده 1932 میلادی) و جوان تاور(زاده 1938 میلادی) و "الن تاف زوییلیخ"( زاده 1939میلادی) و "بارابارا کالب"( زاده 1940 میلادی) و بانو"نادیا بولانژه بی همتا" موسیقی دان فرانسوی
( 1887- 1979) دانست که آهنگسازان بسیار مجرب و برجسته و آموزگارانی بی بدیل در میان بانوان موسیقی دان قرن بیستم به شمار می آیند.
در نوشتار آینده به طور مختصر به تاثیر عوامل اجتماعی و رویدادهای قرن بیستم بر موسیقی این دوره اشاره خواهم کرد،  چکیده ای از مفاهیم بنیادین " 2 مکتب مهم امپرسیونیسم و سمبولیسم ، نقاشی و شعر سمبولیستی" را  آموزش خواهم داد و آنگاه مقدمه ای بر آثار " کلود دبوسی"(1862- 1916) نخستین آهنگساز"فرانسوی" نیمه نخست قرن بیستم خواهم نگاشت .
نویسنده، گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
1 اسفند ماه 1395 خورشیدی ، ایران ، تهران
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
موسیقی و هنر معاصر - بخش یکم - نویسنده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/۱
 
موسیقی معاصر ( قرن بیستم و پس از آن) - بخش نخست
نویسنده ، گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
2017، ایران،تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
از نگاشت پیشین ، باب تازه ای را با عنوان" موسیقی معاصر" ، در شناخت ویژگیهای مهم موسیقی و هنر قرن بیستم تا امروز ، را گشودم. ساختار این بخش از آموزشها چنین است که نخست خصایص اصلی موسیقی مدرن را مرور کرده و آنگاه مهمترین آهنگسازان این عصر تازه را در دو بازه زمانی (1900 تا 1950) و پس از (1950 تا اکنون) را خواهیم شناخت و سرانجام به فصلهای بسیار مهم و تخصصی "سبک شناسی در موسیقی معاصر " خواهیم رسید. بی شک ،  تمامی درسهای ماههای آینده و آموزشهای من  نیز پیرامون همین موضوعات خواهند بود.
در نوشتار حاضر ، "مهمترین ویژگیهای موسیقی قرن بیستم" ( از رنگ صوتی تا چیدمان آکوردها و تغییر ساختار تونالیته و ضرباهنگ) را تحلیل موسیقایی کرده و آموزش خواهم داد. 
با این اشاره که می توانید تمامی نوشتارها و آثار موسیقایی بس اورژینال اینجانب، رابعه رضوی علوی( عسل)، کتاب شنیداری و اورژینالم با نام " نوای من، نوای سکوت آیینه هاست" و نیز آموزشهای من به عنوان  تنها خالق و سازنده اصلی و اولیه این آثار را تنها و تنها بر نشانی های رسمی ام بیابید و ببینید و بشنوید.
اما ببینیم موسیقی معاصر چه تفاوتهای مهمی با اعصار پیشین دارد :
بنابرآنچه پیشتر بیان شد، این دوره ، هنگام آشنایی مردم جهان با آثار همه هنرمندان از هر سوی این کره خاکی است. یعنی آنکه امکان دسترسی به موسیقی آسیا و آفریقا،و نیز آثار موسیقایی اروپا از قرون وسطا تا پایان دوره رمانتیک، و موسیقی محلی و پاپولار و مردم پسند، فزونتر از گذشته است. پژوهشهای عمده ای در زمینه شناخت موسیقی سرزمینهای گوناگون آغاز می شود و عناصری از موسیقی محلی هر دیار با سبک و سیاقی قرن بیستمی به گوش می رسند. بسیاری از آهنگسازان غربی با استفاده از "عناصر ملودیک و ریتمیک و الگوهای غیر رسمی موسیقایی متفاوت سرزمینهای غیر غربی" ،آثاری تازه خلق می کنند. "پژوهشهای گسترده در موسیقی محلی"، منسجم تر از همیشه، آغاز می شود و "ترانه های روستایی در معنای دقیق کلمه" بر "فونوگراف" ضبط می شوند."بلابارتوک" یکی از  آهنگسازانی است که پیشگام تحقیق در موسیقی محلی به ویژه در کشور مجارستان (زادگاهش) و نیز دگر سرزمینهای " اروپای شرقی" بوده و موسیقی محلی را سرآغاز رنسانس تازه هنر در قرن بیستم بر می شمارد. "استراوینسکی" نیز از مهمترین آهنگسازان و پژوهشگران قرن بیستمی است که "با استفاده از عناصر موسیقی و ترانه های محلی روسیه(زادبومش)" ، به آفرینش هنری نوینی دست می یازد. "چارلز آیوز" نیز از "سرودهای مذهبی آمریکا"،"رگتایم" و " آوازهای میهن پرستانه آمریکایی"، راه و رسم تازه ای را در موسیقی 50 سال نخست قرن بیستم بنیان می نهد. موسیقی دانان و نقاشان در عصر حاضر بسیار از آثار "غیرغربی" ، تاثیر می پذیرند و بیش از همیشه عناصر "آسیایی و آفریقایی" در موسیقی آنان به گوش می رسد. موسیقی"دبوسی"، با "صداهای زنگ مانند و الگوی ملودیک پنج نتی" در یکی از آثارش با نام " قطعه پیانویی پاگوداس"(1903) ،عناصری از موسیقی"گروه گاملان اندونزیایی" را به کار می گیرد یا "الیویه مسیان" (1908 - 1992) از آهنگسازان "فرانسوی" بود که پژوهشهایی در موسیقی هند انجام می دهد و از "موسیقی آسیایی" تاثیر می پذیرد و "روندهای ریتمیک تازه ای" را بر همین اساس، می آفریند.
"جاز آمریکایی"، نیز بر موسیقی  قرن بیستم و پس از آن، بسیار موثر است. "ضرباهنگ های سنکوپ دار"، رنگهای صوتی بسیار تازه و متفاوت جاز" و استفاده افزونتر از سازهای"بادی برنجی، بادی چوبی" و "کوبه ای"، بیش از سازهای زهی، همه و همه برخاسته از "ساختار گروههای جاز آمریکایی" است که بر موسیقی سرزمینهای دگر نیز تاثیر بی بدیلی می نهد .  برای نمونه، عناصر "موسیقی جاز" اثر رقص عروسک کوچولوی سیاه از سوییت کنجی برای کودکان یا چیلدرنز کورنر" (1908) ساخته "کلود دبوسی"، و "رگتایم قصه سرباز" (1918) اثر"ایگور استراوینسکی"، نیز استفاده شده اند. اما از 1920 ( عصر زرین جاز) و سالهای پس از آن ، موسیقی جاز منبع اصلی و الهام بخش آفرینش آثاری چون "باله آفرینش جهان"(1923) اثر" داریو می یو" آهنگساز"فرانسوی"، "کنسرتو پیانوی آرون کوپلند،آهنگساز آمریکایی" (1926) می شود. در عمل استفاده از "عناصر سازنده موسیقی جاز" ، معرف" ناسیونالیسم و رنگهای  صوتی و موسیقایی آمریکایی "است. از سویی اروپاییان نیز با استفاده از همین "ریتم ها و رنگ های صوتی جاز " است که مکتب " شگفت گرایی موسیقایی" را بنیان می نهد. "جورج گرشوین" خالق و سازنده اثر مشهور " راپسودی به سبک بلو- راپسودی این بلو"( 1924) ، "اپرای پورگی اند بس - پورگی و بس"( 1934 - 1935)، مهمترین آهنگساز "پاپ"  نیمه نخست قرن بیستم میلادی است ، که موسیقی پاپولار را با عناصر "جاز" در قالب و فرمی "کلاسیک " استفاده می کند .
این دوره ، با پژوهشهای تاریخی در موسیقی اعصار و قرون پیشین نیز همراه است و بسیاری از آثار از یاد رفته تاریخی دوباره احیا و اجرا می شوند که از آن جمله می توان از کشف دگربار و اجرای آثار آهنگسازان قرون وسطا همچون"پروتن و ماشو"، آهنگسازان رنسانسی ( ژوسکن دپره و جزالدو) و آثار آهنگسازان باروکی همچون( ویوالدی و پورسل) ، توسط "پاول هیندمیت" و نیز "آهنگساز مهمی چون آنتون وبرن" در قرن بیستم میلادی، نام برد .
این پژوهشها تنها به اجرای آثار پیشینیان دوره های بسیار کهن تاریخ موسیقی محدود نمی شود و بسیاری از عناصر موسیقایی ارزشمند دوره های پیشین در "ریتم و فرم و بافت و رنگ صوتی و تکنیکهای آفرینش موسیقایی" به موسیقی مدرن ، نیز راه می یابند .از مهمترین عناصر موسیقایی مورد استفاده از سده های پیشین در موسیقی معاصر قرن بیستمی ، باید به استفاده دگربار از "رقصهای باروکی گاوت و ژیگ" ، " فرمهای مشهور پاسکالیا و کنسرتو گرسو" و  "سازهای متروک مانده ای چون کلاوسن " در اثر "سونات برای فلوت و ابوا و ویولونسل و کلاوسن" ساخته "الیوت کارتر"( 1952)، و "سنفونی کلاسیک" (1917) ساخته " سرگئی پرکوفیف " (1891-1953) به سبک موسیقی شفاف و سبکبال قرن هجدهمی در سده بیستم، و "تمهایی از موسیقی قدیم در آثار معاصر" ، همچون اثر" راهنمای ارکستر برای جوانان" ساخته "بنجامین بریتن" که از تمهای هنری پورسل(1659 - 1695) ملهم بوده است، اشاره کرد.این همه اما، به معنای استفاده کامل و بی چون و چرا از موسیقی قدیم در آثار تازه نیست. گاه موسیقی قرن بیستم تنها از "فرمها"،" هارمونی ها"،" ریتم ها"،" ملودی ها" و "رنگهای صوتی" پیشینیان در سبک و سیاقی کاملا مدرن بهره می گیرد. از آهنگسازان نوین سده بیستم  از بسیاری از آثار آهنگسازان قرن نوزدهم همچون "واگنر"،"برامس"،" مالر"،"ریچارد اشتراوس"،" موسورگسکی"، تاثیر می پذیرند. هرچند باید گفت همین آهنگسازان قرن نوزدهمی هستند که نقطه آغازین و راهبران اولیه این راه تازه، به شمار می آیند. زین میانه تاثیر واگنر بر موسیقی معاصر همانند بتهوون بر دوره رمانتیک است. 
اصلی ترین ویژگیهای موسیقی "مدرن " یا "سده بیستمی" از این قرار است:
1- رنگ صوتی : اهمیت رنگ صوتی در این قرن تازه، بیشتر در "تنوع بخشیدن و پیوستگی افزونتر آثار موسیقایی معاصر" و "حالتهای تازه" آنهاست. از صداهای زنگ مانند، سراسر ایهام و ابهام "قطعه ارکستری اپوس 10،شماره 3 ساخته وبرن( 1913) است که مثلا نمی تواند با ساز پیانو اجرا شود ، چرا که "فرم" اهمیت بسیار افزونتری در اثر سده بیستمی به نسبت آثار کلاسیک یا رمانتیک می یابد.  استفاده از نواهای "کوبشی" و پرهیاهو و" نتهایی در محدوده های صدایی بسیار زیرتر یا بم تر"، یا "تکنیک های نوین نوازندگی سازها" و "گلیساندوها و خزشهای شتابان بالارونده نتها"، "نواختن ارتعاش گونه سازهای بادی برنجی یا بادی چوبی با لرزش سریع زبان " و "اجرای ضرباتی با آرشه بر سازهای زهی به جای کشش بر سیمها"، و بهره گیری فراوان از "سازهای کوبه ای" برای ایجاد " رنگها و ضرباهنگهای فزونتر"، و نواهای کوبشی و طبل گونه و  استفاده از سازهایی چون" زایلوفون"؛"چلستا"؛و حتی "اصوات غیر موسیقایی زندگی مدرن چون صدای ماشین تحریر یا آژیر" در موسیقی، از مهمترین تفاوتهای رنگهای صوتی موسیقی قرن بیستم با دوره های پیشین است. تقویت صدای سازهای کوبه ای ارکستر برای گروههای همنواز و 4 تکخوان و گروه کر و چهار پیانو و کوبه ای ها، در اثر "عروسی" ساخته "ایگور استراوینسکی"(1914 - 1923) و " موسیقی برای سازهای زهی و کوبه ای و چلستا"(1936) ساخته"بارتوک" و "یونیزاسیون" ساخته "وارز" (1931) به روشنی حس می شود. بنابراین استراوینسکی و بارتوک و وارز از پیشگامان استفاده فزونتر از سازهای کوبه ای در آثار دهه نخست قرن بیستم به شمار می آیند. در "موسیقی ارکستری مجلسی"، رنگهای صوتی روشن و شفاف تر از همیشه به گوش می رسند و "چند خط ملودیک همزمان با رنگهایی متفاوت" نواخته می شوند که نواهای سازها در آنها، کمتر از دوره های پیشین ، در هم آمیخته اند و در سده بیستم هر خط مجزا و مستقل ، دارای رنگ ویژه ای است. حتی در اثری چون " قصه سرباز برای ویلون ، کنترباس ، کلارینت، باسون،کرنت، ترومبون و کوبه ای ها ساخته ایگور استراوینسکی"(1918)، چیدمان تازه ای از سازها با رنگهای صوتی بسیار متفاوت از یکدگر ، استفاده شده است و گاه چنان است که همچون آثار ساخته شده برای "تکنوازان" به گوش می رسد. 
2- "هارمونی ، کنسونانس و دیسونانس موسیقی مدرن" : درست از آغاز قرن بیستم است که "آکوردها"، کارکردی بس نوین می یابند . تا 1900 ، تنها دو گروه آکورد ، "دیسونانت " و "کنسونانت" وجود داشت که "دیسونانت ها"،"برای القای ناپایداری و بی قراری و تعلیق موسیقایی و تنش استفاده می شد " که باید با "حرکت "( در معنای خاص آن در دانش هارمونی در موسیقی) ، بر "آکوردی پایدار؛ یا کنسونانت"،"حل هارمونیک " شود. آکورد "کنسونانت" در مقابل به معنای "آکوردی پایدار است که نقطه ایستایش، آرامش و فرود " به شمار می آید. قدما، آکورد "تریاد" ( 3 صدایی یا آکوردهای ساخته شده با نتهای فاصله سوم از یکدگر) را "آکورد کنسونانت" می دانستند و دگر آکوردها را جملگی ، "دیسونانت"، نام می نهاند. پس از قرن "نوزدهم"؛ با گسترش و رواج استفاده آزادانه تر از "دیسونانت ها" ، آرام آرام مرزهای این دو نوع آکورد کم رنگ تر و کم رنگ تر می شود تا سده بیستم از ره رسد که دگر "اثری از تمایز کلاسیک دیسونانت و کنسونانت" باقی نمانده است و حتی باید اذهان کرد "آکوردهای دیسونانت و ناپایدار و آکنده از حس تعلیق" که "دیسونانتهای قرون پیشین" محسوب می شوند در قرن بیستم؛ شبیه "آکوردهای پایدار و کنسونانت" و "نقطه فرود و ایستایش و آرامش" به نظر می رسند. استراوینسکی اعتقاد دارد نه تنها کنسونانت ها دگر آن کاربرد قدیمی خود را ندارند و آرامش نمی بخشند که دیسونانتها نیز همچون گذشته، ناپایدار و پرآشوب و معلق به گوش شنونده مدرن جلوه نمی کنند" . اما تنها تمایز میان" دیسونانت های ملایم تر " و " ناپایدارتر" باقی می ماند که "دیسونانت های ملایم"در موسیقی معاصر، اهمیت افزونتری در بخشهای "فرود و ایستایشی در قطعات ساخته شده قرن بیستمی" به نسبت "نواهای گذرا و " ناهنجارتر" که در این دوره نیز دیسونانت شمرده می شوند، می یابد. بنابراین منطق نوینی در شناخت آکوردهای کنسونانس و دیسونانس در قرن بیستم شکل می گیرد که تنها و تنها برخاسته از زندگی معاصر سده بیستم و پس از آن است.
ساختار نوینی برای آکوردها ، تعریف می شود . تا سال 1900، معنای "آکورد" تنها " استفاده  از آمیزه ای معینی از صداها" است که مهمترین آنها "تریادهای برخاسته از صداهای  ماژور و مینور" هستند که قدیمی ترین و آشناترین آنها ، همانا آکورد مشهور "دو - می - سل" است که تریادی ساخته شده از نت نخست گام دو ماژور ( دو) ، نت سوم( می) و نت پنجم این گام (سل) است . اما تریادها در قرن بیستم، بسیار کمتر از گذشته استفاده می شوند.          
هارمونی تازه ای در سده بیستم شکل می گیرد که "پلی آکورد " نام دارد  . "پلی آکورد" به معنای " استفاده همزمان از صداهای دو آکورد با آمیزه ای از نواهای این دو آکورد است" که برای نمونه می توان عبارت از دو آکورد "لا ماژور و می ماژور" باشد که همراه هم یک "پلی آکورد" را می سازند . در اثری چون "بهار در آپالاچیا" ساخته" آرون کوپلند"، در کلید سل با نشانه های فا دیز و  دو دیز و سل دیز در ابتدای حامل کلید سل همین پلی آکورد "لا ماژور - می ماژور" همزمان با دو آکورد یا پلی آکورد ( لا گرد - دو دیز گرد - می گرد به همراه سی گرد - می اکتاو گرد - سل دیز گرد اکتاو بر روی هم به شکل یک بلوک صوتی ) استفاده شده اند. "پلی آکوردها" با توجه به "ساختار دو آکورد سازنده که رنگهای صوتی مشابه یا متضاد " دارند، همچون "بلوک صوتی پیوسته و جدایی ناپذیر" یا " دو لایه صدایی مجزا و مستقل" به گوش می رسند. 
نوع تازه تری از آکوردها در قرن بیستم با نام "آکورد چهارم یا فورث کورد" ، ابداع می شود که دیگر شباهتی با 
" ساختار تریادها" ندارد. اگر در" تریادها"، نتهای سازنده آکورد،" فاصله سوم از یکدگر" دارند، در مقابل، برای ساختن یک " فورث کورد یا آکورد چهارم" ، "نتهایی با فاصله چهارم از یکدگر" ، بر روی هم قرار می گیرند و نتهایی دارای "فاصله چهارم"( مثلا دو - فا  یا  ر - سل) به جای فاصله سوم سنتی تریادها ، در آکوردهای" چهارم"، معمول می شوند. نمونه مهم استفاده از فورث کورد یا "آکورد چهارم" را باید در اثر" قفس" ساخته "آیوز" شنید که در کلید سل، دو آکورد چهارم ( می سفید - لا سفید - ر اکتاو سفید - سل اکتاو سفید - دو 2 اکتاو بالاتر سفید) پیوسته با خطوط  اتحاد به آکورد چهارم ( می چنگ - لا چنگ - ر اکتاو چنگ - سل چنگ - دو 2 اکتاو بالاتر چنگ) به کار گرفته شده است.
" استفاده  از خوشه های صوتی " یا "تن کلوستر"، با "آفرینش و اجرای آکوردهایی ساخته شده بر پایه صداهای دارای فاصله پرده یا نیم پرده از یکدگر" ؛ بیش از هر زمان متداول شده و برای نواختن  نتهای مجاور از"خوشه های صوتی" گاه از کناره دست یا ساعد نیز استفاده می شود . برای نمونه خوشه صوتی اثری با نام "اکثریت " ساخته" آیوز" که در کلید فای خط چهارم ساختاری چنین یافته است:
" لااکتاو پایین چنگ ( روی خط سوم اضافه پایین حامل کلید فای خط چهارم)- دو چنگ روی خط دوم اضافه پایینی - می چنگ روی خط اضافه یکم پایینی - سل چنگ - سی چنگ - ر چنگ ( روی خط سوم حامل کلید فای خط چهارم) و فا چنگ موکد چسبیده به خوشه مجاور ( سی چنگ - ر چنگ  - فا چنگ - لا چنگ - دو چنگ - می چنگ - سل چنگ) متصل با  خطوط اتصال به خوشه صوتی آکورد ( لا چنگ - دو چنگ - می چنگ - سل چنگ - ر چنگ - فا چنگ) چسبیده به آکورد خوشه صوتی مجاورش( سی چنگ - ر چنگ - فا چنگ - لا چنگ - دو چنگ - می چنگ - سل چنگ) و خوشه صوتی و آکورد ( ر چنگ - فا چنگ - لا چنگ - دو چنگ - می چنگ - سل چنگ - سی چنگ ) در یک اکتاو پایین تر ( با نشانه عدد 8 زیر این خوشه صوتی) چسبیده به خوشه مجاور آکورد ( می چنگ - سل چنگ - سی چنگ - ر چنگ - فا چنگ - لا چنگ - دو چنگ میانه) متصل با خطوط اتصال به خوشه صوتی آکورد( ر سفید - فا سفید - لا سفید - دو سفید - می سفید - سل سفید - سی سفید ) و خوشه چسبیده به آن یعنی آکورد ( می سفید - سل سفید - سی سفید - ر سفید - فا سفید - لا سفید - دو سفید میانه) اجرا می شوند که نمایانگر ساختاری بسیار پیچیده و در هم تنیده حتی از حیث نگارش موسیقایی این خوشه های صوتی و نیز نواختن همزمان این آکوردهاست.
3- "دگرگونی مفهوم مرکزیت تونالیته و گرایش فزونتر با فقدان آوایینه یا تنالیته (آتونالیتی)": می دانیم که نت مرکزی یا تنالیته تا پیش از 1900 ، نقطه ثبات  و مرکز ثقل دگر نتهاست که در فاصله سالهای 1600 تا 1900 ، ساختار "نتهای زیر و بم" را قانونمد ساخته است. اما درست در پایان قرن نوزدهم میلادی است که تمایل عمومی آهنگسازان به تونالیته و قوانین کهن و سنتی " تونال" بسیار کاهش یافته و با آغاز قرن بیستم است که "دگرگونی تنالیته یا آوایینه"، اساس پیدایش راه و رسمی تازه تر می شود . واژه تنالیته در آغاز به  معنای استفاده از "صدا، گام ، یا آکوردی مرکزی" در اثری موسیقایی است. نت "تونیک" یا درجه یکم گام، نقطه فرود ، ایستایش یا بازگشت دوباره دگرنتهاست و آثار پیشینیان معمولا با "تریادی" مبتنی بر "تونیک" یا صدای مرکزی گام، به فرجام می رسد و پایان می پذیرد، و چنانکه همه مخاطبان دیرین نوشتارهای من به یاد دارند، مهمترین درجه پس از تونیک، "درجه  پنجم" یا "دومینانت" است که با کششی خاص ، به سوی  تونیک گراییده و همین حرکت آشنای" دومینانت به سوی  تونیک" به ویژه در "کادانس" ، یکی از قواعد بنیادین قوانین "موسیقی مبتنی بر سیستم تونال" را معناگر است. 3 قانون مهم سیستم سنتی تونال، همانا در "استفاده از یک  صدای مرکزی  در گامهای ماژور و مینور" و "بهره گیری بسیار از تریادها" و "پیوند ویژه دومینانت و تونیک و قوانین حاکم بر این دو درجه " ، خلاصه می شود. اما از 1900 به بعد ، همین سیستم آشنا به گوش همگان ، چنان دستخوش تحول می شود و راه و رسمها و تکنیک های تازه تری را در این باب پدیدار می سازد که عملا هیچ از سیستم کهنه باقی نمی ماند که تغییر نیافته باشد. با این همه از برخی از ویژگیهای سیستم مبتنی بر تونال چون استفاده از "تونیک" همچنان ، استفاده می شود بدون آنکه دگر ویژگیهای این روش قدیمی، در قرن بیستم ، به کار گرفته شود.
گامهای سده بیستمی، کمتر  از همیشه، عنوان" ماژور" یا " مینور"  بر خویش دارند و اساسا  گام ماژور و مینور، دگر معنای گذشته خود را از دست می دهند  . برای نمونه اثر پیانویی" سرناد در لا " ساخته ایگور استراوینسکی که به هیچ روی نمی توان دقیقا آن را " ماژور" یا "مینور" نامید با آنکه با صداهایی پیرامون نت مرکزی"لا" ساخته شده است.
استفاده دگربار از "مدهای کلیسایی" کهن ( مدهای پیش از قرن هفدهم) متداول شد . 
در نوشتار دگر به مفاهیمی چون " پلی تنالیته "، "آتونالیته" و ضرباهنگ و ریتم موسیقی معاصر و قرن بیستم، خواهم پرداخت. نیز،مقدمه ای بر "جایگاه  اجتماعی و هنری  و فرهنگی موسیقی دانان قرن بیستم و پس از آن " خواهم نگاشت.  
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
30 بهمن1395 ، ایران ، تهران                
 
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
آغاز باب موسیقی معاصر - بخش مقدمه - نویسنده و آموزگار: رابعه رضوی علوی (عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۳٠
 
پایان دوره رمانتیک و آغاز فصل هنر و  موسیقی معاصر ( قرن بیستم تا امروز) - مقدمه
نویسنده ، گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)
2017، ایران، تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران. 
نوشتار حاضر نقطه پایانی فصل رمانتیک هنر و موسیقی و آغاز باب تازه تر یا موسیقی معاصر ( قرن بیستم تا امروز) خواهد بود. پس از مرور آثار آخرین آهنگساز دوره رمانتیک،"گوستاو مالر"،باب نوین را در شناخت دوره های مختلف موسیقی قرن بیستم و پس از آن خواهم گشود. 
می توانید تمامی نوشتارهای و آثار موسیقایی بسیار اورژینال و اصیل اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل) ، کتاب شنیداری ام با نام " نوای من ، نوای سکوت آیینه هاست" به قلم و صدای من، نیز آموزشها را، تنها و تنها  بر نشانی های رسمی اینجانب، رابعه رضوی علوی(عسل) تنها خالق و سازنده این آثار اورژینال بیابید و ببینید و بشنوید . 
در نوشتار پیشین مقدمه ای بر آثار "گوستاو مالر"، آخرین آهنگساز دوره رمانتیک نگاشتم . بر اساس آنچه بیان شد، او بیشتر " موسیقی برنامه ای" ساخته و 9 سنفونی مشهور و سنفونی ناتمام دهم که در کنار "سیکل های آوازی اش" از جمله شیپور سحرآمیز پسرک(1888) و ترانه بزرگ و عظیم زمین(  1908)؛ کوشیده نمایی کامل و جامع از جهان و انسان را در سنفونی ها و دگر آثارش ، متجلی سازد. سنفونی هزاره مالر( 1907) را برای 8 تکخوان و گروه کر پسران و 2 گروه کر کامل و ارکستری بسیار بزرگ و عظیم خلق می کند. ارکستر در این آثار برای "نواختن دقیق جلوه های صدایی موسیقی مجلسی" استفاده می شد و گاه در بخشهایی تنها از چند ساز استفاده می کند.  "بافت پلی فونیک" آثار مالر، استفاده همزمان  تم های متفاوت و رنگهای صوتی متضاد با یکدگر ، را  نشانگر بوده و از سازهایی چون" ماندولین " ، "چلستا" و "گیتار" برای نخست بار در این مجموعه آفریده ها، استفاده می کند و این شیوه ، کمی دیرتر از سوی آهنگسازان وینی قرن  بیستم همچون " آرنولد شونبرگ" و "آنتون وبرن" و "آلبان برگ" نیز مورد حمایت قرار می گیرد و آنان نیز همین راه و رسم را پی می گیرند. مالر بسیار از موسیقی "آوازی" شوبرت تاثیر پذیرفته است. از همین روست که بیشینه "موومان های سنفونیک مالر" بر پایه تمهایی از "آوازهای" ساخته شده توسط او، آفریده می شوند. نواهایی که ملهم از موسیقی عامیانه و نیز مارش بوده و رنگ و بویی از نغمه های بوهمیایی زادگاهش را به این آثار می بخشد. حتی با "گلیساندوهایی متفاوت" و " دگرگونی های بسیار" ، می کوشد اثری متفاوت بر پایه این نغمه ها خلق کند.
از او موومان سوم سنفونی شماره یکم در ر ماژور را بررسی و تحلیل موسیقایی و نت خوانی می کنم:
سنفونی شماره یکم در رماژور در فاصله سالهای 1885 تا 1888 ساخته می شود. موسیقی متکامل مالر،4 موومان دارد گرچه در ابتدا اثری 5 موومانی بوده است. موومانهای یکم و سوم با تمهایی از "موسیقی آوازهای او" همراه است که پیشتر ساخته شده اند و موومان یکم با "فرمی سونات" ، آفریده شده است. طبیعت در "نوای فانفار ترومپت که انگار در دوردستها نواخته می شود" و "آوای خوش پرندگان" ، جلوه ای خوش می یابد و دومین موومان سنفونی ، "اسکرتسویی عامیانه" بوده، و "موومان پایانی" آن "فرم سونات" دارد و عناصر موومان نخستین با دگرگونی های تماتیک در موومان واپسین، به گوش می رسد .       
او بر پایه گراووری از "مراسم خاکسپاری شکارچی" که قصه ای برای کودکان را در اثری از "موریتس فون شوییند"، هنر مند رمانتیک آلمانی، نشان می دهد، نام " موومان سوم از سنفونی شماره یکم" خویش را ،"مارش سوگواری" می نهد و می کوشد این افسانه کهن که برای کودکان اتریشی ساخته شده است را به موسیقی آورد . مراسم خاکسپاری شکارچی توسط خرگوش ها ، گربه ها و گوزنها و آهوها و چهارپایان و پرندگان را با غم و شادی همزمان، نمایان می کند. این موومان 3 بخشی الگوی( ای - بی - ای پریم) داشته و تضادهایی تماتیک را نمایانگر است. برگرفته از "راند برادر ژاک" بوده و با  نتهایی زیرتر  به وسیله " کنترباس سوردین دار"  نواخته می شود و سازهای دگر این نتها را مکرر می سازند.ضربه های پیاپی نتهای تیمپانی مبهم و سایه وار، همراهی شان می کند و "کنتر ملودی استاکاتوی ساز ابوا" ، راند"برادر ژاک" را اجرا می کند.  کنترملودی متضاد نغمه هایی در دو آوایینه "مینور" و "ماژور" ، همچون نوای دوره گردان روستایی به گوش رسیده و با " طبل بزرگ " و "سنج" همرهی می شود. قسمت میانی ( بی ) با "بخشهایی از آوازهای یک رهگذر" ، غزل آگین  و رویاگونه خلق می شود . این بخش با " آوایینه ماژور زهی های سوردین دار" و "ساز هارپ"، و خط ملودی لگاتویی همراه است که متفاوت از "آوایینه مینور نوای  استاکاتوی سازهای بادی برنجی در بخش نخستین" ، اجرا می شوند. قسمت سوم یا "ای پریم"، نواهایی از بخش نخستین را خلاصه  و دگرگون ساخته و با ضرباهنگی شتابان تر از " راند برادر ژاک" با سازهای "بادی چوبی"، ارائه می کند که جایگزین "کنترباس" شده است . "تم نوازندگان روستایی" ، با ضرباهنگی پرشتاب تر، و "بیان همزمان چندین تم متفاوت" ، پرهیاهو به گوش می رسد. آنگاه با همان حالت و ضرباهنگ قسمت نخست، مارش، آرام آرام ، در سکوت غرقه می گردد . 
سنفونی شماره یکم در ر ماژور (1885 - 1888) ، در موومان سوم ، "متعادل و موقر" است و تندایش ، چندان کند نیست، وزنی چهارتایی و 4/4 داشته ، و در رمینور و با 4 فلوت ، 2 ابوا ، کر آنگله ، 4 کلارینت ، کلارینت باس،
7 هورن ، 2 باسون ، 2 ترومپت ، 3 ترومبون ، توبا، تیمپانی ، طبل بزرگ ، گونگ،سنج، هارپ،ویلونهای اول و دوم، ویولون و ویولونسل ها و کنترباس ها، اجرا می شود. قسمت ای موومان سوم، بخش یکم یا ای را "تیمپانی سوردین دار" می نوازد و بسیار ملایم و پیانیسیمو ، در نواختن ضربه های مارش، با "نوای زیرتر کنترباس سوردین دار" همراه می شود تا " ملودی راند برادر ژاک" را باسون اجرا کرده و آنگاه ویولونسل ها و توبا ، همین خط ملودی را بسیار ملایم و پیانیسیمو، مکرر سازند که ساختاری چنین دارد:
در کلید فای خط چهارم ، با نشانه "سی بمل" در ابتدای خطوط حامل کلید فای خط چهارم : میزان یکم شامل نت ر سیاه است که پیانو و ملایم نواخته می شود و با خط اتصال به نتهای می سیاه و فا چنگ و می چنگ و ر سیاه از میزان سکم متصل است و با پایان خط اتصال بر این نت، برای میزان دوم نت ر سیاه متصل با خط اتصال به می سیاه و فا چنگ و می چنگ و ر سیاه اجرا می شود و خط اتصال بر آن پایان می یابد. برای میزان سوم، نت فا سیاه، سل سیاه، لا سفید، و برای میزان چهارم نت فا سیاه، سل سیاه و لا سفید نواخته می شود.
در بخش" بی "، ساز ابوا ، ملایم و پیانو به اجرای "کنتر ملودی استاکاتویی در امتداد نتهای زمینه بخش برادر ژاک"، می پردازد که شامل این نتهاست : در کلید سل، 4/4، و نشانه "سی بمل" در ابتدای خطوط حامل، ملایم و پیانو ، در میزان نخست نت راکتاوچنگ استاکاتو، سکوت دولاچنگ، ر اکتاو دولاچنگ استاکاتو، ر اکتاو چنگ استاکاتو، فا اکتاو چنگ استاکاتو، و ر اکتاو چنگ استاکاتو و سکوت چنگ و نت لا چنگ در میزان نخست اجرا می شود که نت لا چنگ با خط اتصال به ر اکتاو چنگ استاکاتو از میزان دوم متصل است و در میزان دوم ، پس از سکوت دولاچنگ، نتهای ر اکتاو دولاچنگ استاکاتو، ر اکتاو چنگ استاکاتو و لا اکتاو چنگ استاکاتو و ر اکتاو سیاه استاکاتو نواخته شده و با سکوتی چنگ میزان دوم نیز پایان می یابد. بخش سی قسمت ای را ساز "ابوا و کلارینت " اجرا می کنند که با "مکرر ساختن کنتر ملودی استاکاتو " ، و به خاموشی گراییدن " راند برادر ژاک" ، ضرباهنگ ، آرام تر شده و در قسمت دوم، بخش ای ، ابواها، ملایم و پیانو، نوایی لگاتو را به گوش می رسانند که در آوایینه ای "مینور"، با ضرباهنگی "نقطه دار"، با 
"پیستیکاتوی ملایم و پیانوی سازهای زهی" ، همراهی می شود و ساختاری چنین دارد:
در کلید سل ، با نشانه "سی بمل " در ابتدای خطوط حامل کلید سل؛ 4/4: میزان نخست شامل سکوت سفید و سکوت چنگ و  رچنگ - فا چنگ پیانیسیمو و بسیار ملایم و همزمان نواخته شده و به دیگر نتهای میزان نخست کرشندو می شوند و با خط اتصال به همین نتها ، یعنی می چنگ - سل چنگ همراه و همزمان و فا چنگ - لا چنگ که همراه و همزمان اجرا می شوند، متصل است. میزان دوم که با کرشندوی میزان نخست به دینامیک پیانو و ملایم رسیده است شامل نتهای همزمان اجرا شونده سل چنگ نقطه دار - سی بمل چنگ نقطه دار متصل با خط اتصال به تمامی نتهای میزان دوم و سوم است،" سوبیتو" بوده و در میزان دوم از جمله نتهای فا دیز دولاچنگ - لا دولاچنگ همزمان و نیز سل چنگ نقطه دار - سی بمل چنگ نقطه دار همزمان و فا دیز دولاچنگ و لادولاچنگ همزمان و سل چنگ نقطه دار - سی  بمل چنگ نقطه دار همزمان و فا دیز دولاچنگ - لا دولاچنگ نقطه دار همزمان و نتهای سل دولاچنگ - سی بمل دولاچنگ همزمان و لا دولاچنگ - دو دیز دولاچنگ اکتاو همزمان و سی بمل دولاچنگ - ر اکتاو دولاچنگ همزمان و سل دولاچنگ - سی بمل دولاچنگ همزمان در میزان دوم نواخته می شوند. میزان سوم دربردارنده نتهای فا بکار چنگ نقطه دار - لاچنگ نقطه دار همزمان و می دولاچنگ - سل دیز دولاچنگ بوده که همراه با هم نواخته شده و نیز نتهای فا چنگ نقطه دار - لا چنگ نقطه دار همزمان و می دولاچنگ - سل دولاچنگ همزمان و نیز، فا چنگ نقطه دار - لا چنگ نقطه دار همزمان و می دولاچنگ - سل دولاچنگ همزمان اجرا شده و نیز نتهای فا دولاچنگ - لا دولاچنگ همزمان و سل دیز دولاچنگ - دو دیز دولاچنگ  همزمان و لا دولاچنگ - ر اکتاو دولاچنگ همزمان و فا دولاچنگ - لا دولاچنگ در میزان سوم اجرا شده و خط اتصال آغاز شده از ابتدای میزان یکم بر آخرین نت میزان سوم ، پایان می پذیرد. "کلارینت"، در بخش بی، "مزوفورته" و نیمه قوی به اجرای نغمه ای در "آوایینه ماژور" پرداخته که "طبل بزرگ" و سنج با "فیگورهایی دو ضربی" ، بسیار ملایم و "پیانیسیمو" همراهی اش می کنند و شامل این نتهاست:
در کلید سل، با نشانه سی بمل در ابتدای خطوط حامل کلید سل؛ 4/4:  برای میزان یکم، پس از سکوت چنگ ، نت می چنگ متصل به نتهای لاچنگ - سی بکار چنگ و نیز دو دیز چنگ نقطه دار اکتاو و لا دولاچنگ و دو دیز سیاه اکتاو نواخته می شود که خط اتصال بر آن پایان یافته و در میزان دوم پس از سکوت چنگ، نت لاچنگ متصل با خط اتصال به دودیز چنگ اکتاو و ر چنگ اکتاو و نیز می چنگ اکتاو استاکاتو نواخته می شود که خط اتصال بر نت می اکتاو چنگ پایان پذیرفته و نتهای لا اکتاو چنگ استاکاتو و می اکتاو سیاه نیز در میزان دوم، اجرا می شوند.
قسمت سی، بخش دوم را ویلونها، بسیار ملایم و پیانیسیمو، با نوایی "لگاتو و پیوسته" در اکتاو بالاتر  و همراهی  "پیستیکاتوی پیانو و ملایم زهی ها"، اجرا کرده، قسمت دی ، را کلارینت ها ، ملایم و پیانو، نواخته و با مکرر ساختن نواهایی در آوایینه "ماژور" به همراه "فیگور دو ضربی طبل بزرگ و سنج" ، ملایم و پیانو به صدای زیرتر سازهای "بادی چوبی" می رسانند که بسیار ملایم و پیانیسیمو؛ رهسپار بخش "ئی" قسمت دوم می شوند که خط ملودی ویلونها، با نتهای زیرتر؛ بس ملایم و پیانیسیمو، با تیمپانی همراه می شود که ضرباهنگ مارش را نواخته و ساز ابوا ، ملایم و پیانو، با نواختن "قسمتهایی از ملودی برادر ژاک"، با نواهایی بم ، به پایان می رساند. 
بخش بی ، قسمت سوم ، ای ، را ساز "هارپ"، ملایم و پیانو اجرا می کند. سپس با نتهایی بسیار ملایم و پیانیسیمو،" تم آوازی دلنوازی" در آوایینه ماژور توسط"زهی های سوردین دار" نواخته شده و اندکی از شتاب ضرباهنگ کم می شوند و با تندایی کندتر؛ "تم آوازی " را "فلوت ها"،" ویلون ها" و "کلارینت ها"، امتداد می بخشند تا نتهایی چنین اجرا شوند:
 در کلید سل، با نشانه فا دیز در ابتدای خطوط حامل کلید سل ، بس ملایم و پیانیسیمو، 4/4 : در میزان نخست نت ر چنگ متصل با خط اتصال به سل چنگ ، در میزان دوم نت سل سیاه نقطه دار و سل سیاه و لا چنگ متصل با خط اتصال به سی چنگ نواخته شده ، برای میزان سوم نت سی چنگ متصل با خط اتصال به ر اکتاو چنگ نواخته می شود و نیز نتهای ر سیاه  اکتاو، ر سیاه اکتاو، ر چنگ اکتاو متصل با خط اتصال به سل اکتاو چنگ اجرا می شود . میزان چهارم شامل نت سل سیاه اکتاو متصل به نتهای سل چنگ اکتاو استاکاتو و سل چنگ اکتاو استاکاتو بوده و نیز نت سل چنگ اکتاو استاکاتو متصل به لا اکتاو دولاچنگ - سل اکتاو دولاچنگ و فا دیز اکتاو چنگ و سل اکتاو چنگ نواخته شده و خط اتصال نیز بر سل اکتاو چنگ ، در انتهای میزان چهارم، به پایان می رسد. میزان پنجم نیز شامل ر اکتاو سیاه نقطه دار و سی چنگ و ر اکتاو سیاه بوده و میزان پنجم با سکوت سیاه ، پایان می پذیرد. آنگاه در قسمت بی ، ابوا؛ "با امتداد تم آوازی" ، و نوای ملایم و پیانوی ساز هارپ، و نوای بسیار ملایم و پیانیسیموی ویولونها، با نواختن ملودی آرامی ، این بخش را به "فرود" می رسانند. طبل بزرگ و گونگ و نیز، نتهای زیرتر فلوتها، بسیار ملایم و پیانیسیمو به گوش می رسند. 
بخش ای پریم، قسمت چهارم ، ای ، را "بادی چوبی ها" و "هورن ها"، با ضرب مارش ، می نوازند که شامل " اجرای راند برادر ژاک" در محدود بم تر است که بسیار ملایم و پیانیسیمو، با آوایینه ای " مینور"، و ضرباهنگی شتابان تر، به همان شیوه نخستین اجرایی می رسانند. بخش بی ، را کلارینت ، ملایم و پیانو می نوازد که با اجرای "کنترملودی استاکاتویی " با  راند برادر ژاک" ، همراه شده و با امتداد کنتر ملودیهای "ویلون ها و فلوت" به قسمت سی می رساند که نوای ترومپت ها، ملایم و پیانو ، به ارائه خط ملودی "لگاتو و پیوسته و تازه تری" می پردازند که همراه با کنتر ملودی استاکاتو و ملودی برادرژاک ، از جمله با این نتها نواخته می شوند:
در کلید سل، با 6 بمل در ابتدای خطوط حامل کلید سل( سی بمل، می بمل، لا بمل، ر بمل، سل بمل، دو بمل) ، 4/4: ملایم و پیانو، نتهای سل بمل سفید - سی سفید همزمان را متصل با خط اتصال به می بمل سیاه نقطه دار - سل بمل سیاه نقطه دار همزمان و فا چنگ - لا بمل چنگ  همزمان از میزان نخست و نت سل بمل سفید - سی بمل سفید میزان دوم نشانگر است که خط اتصال بر این دو نت پایان پذیرفته و آنگاه پس از سکوت سیاه، نتهای فا سیاه - می بمل سیاه اکتاو همراه با هم از میزان دوم متصل به نتهای سل بمل سیاه - ر بکار سیاه اکتاو همزمان و سل بمل سیاه - می بمل سیاه اکتاو همزمان و می بمل سیاه نقطه دار - سل بمل سیاه نقطه دار و فا چنگ - لا بمل چنگ میزان دوم و نیز سل بمل سفید - سی بمل سفید میزان سوم متصل است که خط اتصال بر آن پایان می پذیرد. بخش دی شامل آوای کلارینت هایی است که ملایم و پیانو، با "فیگورهای دوضربی" طبل بزرگ و سنج همراهی می شوند و بس ملایم و پیانیسیمو ، با نغمه بادی چوبی هایی زیرتر ، همراه شده و در بخش "ئی"، "ملودی برادرژاک" نواخته شده و ملودی ترومپت، به گوش می رسد . با افزایش ناگهانی تمپو و دینامیک، خط ملودی شادابی با نتهای زیرتر، توسط سازهای "بادی چوبی " نواخته شده ، "دی کرشندو" و "ریتارداندو" می شود تا به همان ضرباهنگ نخستین بازگردد. قسمت "اف"، را ابوا ، ملایم و پیانو اجرا می کند که ملودی لگاتو و پیوسته ای را در آوایینه "مینور" نشانگر بوده  و ساز تیمپانی، بسیار ملایم و پیانیسیمو، در کنار مارش می نوازد. با دی کرشندو ساختن نوای زهی ها، ملایم و پیانو، سازهای بادی چوبی ، ملایم و نرم و پیانو، خط ملودی پایین رونده ای را می نوازند. قسمت" جی" ، نیز با صدای ساز "باسون"، که بسیار بم تر به گوش می رسد ، و ملایم و پیانو با کنتر ملودی استاکاتو و ساز تیمپانی همراه می شود ، بسیار ملایم و پیانیسیمو نواخته شده و با ضرب مارش، و نوای "گونگ" و "طبل بزرگ"، آرام آرام به خاموشی می گراید و پایان می پذیرد و این اثر پایان بخش دوره رمانتیک در تاریخ موسیقی و هنر است.
********************************************
"آغاز باب موسیقی معاصر - هنر و موسیقی قرن بیستم و پس از آن "- مقدمه
نخست باید به سبک های موسیقایی 50 سال نخست قرن بیستم (1900- 1950) بنگریم و سپس به موسیقی دهه های اخیر ، ره گشاییم.
می دانیم که  2 دهه نخست  از قرن پیشین یا سده  بیستم (1900 تا 1913) ، با دگرگونیهای بنیادین جهان در وادی هنر و دانش ، همراه بوده است. پیش از جنگ جهانی نخست، با ظهور "زیگموند فروید و نظریه های متفاوتش در روانکاوی بشر و ناخودآگاه انسان"، "نظریه نسبیت آلبرت اینشتاین" در علم  و "نقاشی ها و پیکره سازی های پابلو پیکاسو"، "چند وجهی ساختن ابعاد در نقاشی ها و از زوایای گوناگون نگریستن و نمایاندن اشیا" و " پرده های آبستره واسیلی کاندینسکی" ، "هنر بصری" و دگر هنرها  را، در معنای درست کلمه، دستخوش تحولی شگرف می سازند   
سالهای نخست قرن بیستم در موسیقی ، ارمغان آور زمانه ای بسیار متفاوت است که به گونه ای معنادار، "زبان موسیقی"، دگرگون شده است. "ضرباهنگ" ،"زیرو بمها"؛ بس نوین به گوش می رسند. از رواج  واژگان صوتی " سازهای کوبه ای" تا "گسست کامل از سنتهای دیرین آفرینش موسیقی در آثاری چون باله  آیین بهار اثر ایگور استراوینسکی در اجرای پاریس 1913"، با "همه دیسونانتهای اعجاب انگیزش "، تصور عمومی از موسیقی قرن جدید ، یا  مفهوم واژه "موسیقی" را در قرن بیستم، بسیار متفاوت از همه اعصار جلوه می دهد. اثر "سه نوازنده " تابلویی از "پابلو پیکاسو"( 1921) را نشانگر است که نوعی نقاشی "کوبیستی" بوده و در آن نوازندگان با سازهایشان، به گونه ای "تخت و مسطح" نشان داده شده اند . این هنگام است که پیکاسو، "طراحی باله پولچینلا" اثر " ایگور استراوینسکی" را در 1920 نیز بر عهده می گیرد یا "ترکیب بندی موسوم به سفید و سیاه و سرخ( 1936) اثر "پیت موندریان" ، نوعی نقاشی "آبستره" به دور از جهان آشنای بصری گذشته است. اصولا موسیقی قرن بیستم ، در آغاز بسیار نامتعارف جلوه می کند اما در پایان قرن در بیشینه سبکها از جاز تا موسیقی فیلم، استفاده از "آکوردها"، "ریتم ها" و آواهای کوبشی متداول می شوند. ساختار صوتی قرن هفدهم تا قرن نوزدهم باخ و بتهوون و برامس ، و قوانین بنیادین صداهای زیر و بم بر پایه "صداهای مرکزی" یا "تنالیته"، رنگ می بازد و سده بیستم تا زمان حاضر ، هنگام ساخت موسیقی با " ساختار صوتی خاص و مجزا از هر اثر دگر " است . هرگز توالی" آکورد دومینانت " و "آکورد تونیک" پیشینیان در قرن بیستم تکرار نمی شود و بسیاری از آهنگسازان تازه، پس از آکورد دومینانت، از آکوردهای " دیسونانس" به جای " آکورد تونیک" برای افزودن بر "حس تعلیق " استفاده می کنند تا " موقعیتی دراماتیک یا غافلگیر کننده" خلق کنند. سده بیستم بیش از آنکه مبتنی بر سلیقه شنونده باشد، بر "نوآوری هایی" بنیان نهاده می شود که هر گونه" اجبار در استفاده از چهارچوبی مشخص و تغییر ناپذیر" را نفی می کند. موسیقی مدرن، موسیقی آزادانه و بدون تعصبی است که در دو دوره زمانی متفاوت شکل می گیرد و تکامل می یابد.
دوره نخست : 1900 تا 1950، اوج تنوع موسیقایی است. آثار" کلود دبوسی"،" موریس راول"، "ایگور استراوینسکی"، "آرنولد شونبرگ" ،" آلبان برگ"،" آنتون وبرن"،" بلابارتوک"، "چارلز آیوز"،" جرج گرشوین"؛" آرون کوپلند " خود نماد روشنی از این دگرگونی های شگرف است. سبکهای آفرینش بس متنوع و متفاوت از یکدگر به گوش می رسند تا آنجا که هر آهنگساز قرن بیستمی، "زبان موسیقایی خویش  و سبکی منحصر به فرد" را در خلق موسیقی، پیش می گیرد. ابزارهای زندگی معاصر ، از تلفن و فونوگراف تا رادیو و تلویزیون و سینما، افقهای گسترده تری را پیش روی انسان امروزی می گشاید. پژوهشهای موسیقایی گسترده در جهان آغاز می شود و آثار موسیقایی سرزمینهای آسیایی و آفریقایی و هنر موسیقی اروپا از قرون وسطا تا پایان رمانتیک ، منبع الهام بسیاری از ساخته های قرن بیستم می شوند. 
در نوشتار دگری از تاثیر و تاثر موسیقی جهان قرن بیستم فزونتر خواهم نگاشت و ویژگیهای موسیقی سده بیستمی از "رنگ صوتی " تا " چیدمان آکوردها" و " تغییر ساختار تونالیته" و ضرباهنگ ، بس ژرف نگرانه ، مورد تحلیل موسیقایی قرار خواهم داد.
 
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل) 
29 بهمن 1395 خورشیدی، ایران ، تهران

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک -بخش نوزدهم -نویسنده و آموزگار: رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٩
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش نوزدهم 
نویسنده ، گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
2017، ایران،تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر: راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر، به بررسی و تحلیل موسیقایی و نت خوانی اثر" والکوره" - پرده نخست از ساخته های" ریچارد واگنر بی همتا" ، این فیلسوف و آهنگساز مشهور دوره رمانتیک در موسیقی و هنر قرن نوزدهم تا آغاز قرن بیستم، می پردازم. آنگاه مقدمه ای بر آثار آخرین آهنگساز این دوره، "گوستاو مالر"، در گذار به فصل دگر، یعنی آغاز قرن بیستم،خواهم نگاشت. از نگاشتهای پسین، آرام آرام از دوره رمانتیک ، دور می شویم تا به قرن پیشین و کنونی ره گشاییم که واپسین فصل تاریخ موسیقی آکادمیک جهان است. با این توضیح که باب آینده، شناخت موسیقی قرن بیستم - پیش از 1950 و پس از 1950، نام خواهد داشت. 
می توانید تمامی آثار موسیقایی و نوشتارهای بسیار اصیل و اورژینال اینجانب، رابعه رضوی علوی ( عسل) ، آموزشهای تخصصی موسیقایی ام و نیز کتاب شنیداری بس اورژینال من، با نام "نوای من، نوای سکوت آیینه هاست" را از آغاز تا فصلهای فردا، به تمامی در نشانی های رسمی اینجانب، تنها نویسنده و گوینده و خالق کتاب و آثار موسیقایی ام و نوشتارهایم،بیابید و ببینید و بشنوید.
گفتم که ریچارد واگنر به نوعی موسیقی بی پایان اعتقاد دارد که بخشهای متداول اپرا چون رسیتاتیف و آریا و دوئت در آن یافت نمی شود و در مقابل، بخشهای مختلف سازنده اثر، بسیار منعطف ، در گذار به قسمت دگرند. او "خطوط آوازی گفتار مانند" را به کار می گیرد که آمیزه ای خوش آهنگ از گفتارهای رسیتاتیف و درونمایه غزل آگین "آریاهای اپرا" است. خط آوازی با ضرباهنگ خاص و زیر و بمهایی ملهم از موسیقی آلمانی ، بوده و "ارکستراسیون" متفاوتی نیز استفاده می شود. او موسیقی خویش را بر پایه ارکستراسیونی پرحجم و رنگارنگ برابر موسیقی آوازی قرار می دهد . بنابراین به مراتب اهمیت این ارکستراسیون بسیار غنی و پرمایه از موسیقی آوازی  در آثارش ،فزونتر می شود.
او بس رخشان با بیانی "دراماتیک" ، به نمایش "شخصیتهای مختلف اثر" و "حسهای درونی هر یک از آنان" پرداخته و از ارکستراسیون متداول فرم سنفونی بهره می جوید تا "ایده های موسیقایی " خویش را گسترش داده و دگرگون سازد. آثار واگنر آکنده از "اینترلودهای بلند " و "ایماژهایی نمایشی شگرف از جلوه های طبیعی و فراطبیعی "است. او از سازهای "بادی برنجی" بیش از دگر سازهای ارکستر استفاده می کند تا آنجا که برای اجرای اثری چون "حلقه نیبلونگ"از 8 هورن و 4 "توبای واگنری"( ساز برنجی تازه که خود آن را ساخته است) استفاده می کند. برای خواندن آثار آوازی او، خوانندگان "سوپرانوی واگنری" و "تنورهای بس پرقدرت" ، مناسبند. چرا که غالبا، آفریده های موسیقایی بس عظیم و بسیار دشوار در اجرایند. او از پیوستگی "ایده های موسیقایی برگشت پذیر و تکرار شونده "یا " لایت موتیف"( موتیف راهبر)، بس پیچیده تر از همگان، استفاده می کند. لایت موتیف های واگنر نمایانگر ایده یا شخصیتی خاص در آثار اویند.  مثلا برای نشان دادن زیگفرید او از لایت موتیف های مخصوص او که ارکستر آن را می نوازد  یا در خطوط آوازی بدان اشاره می کند. او با دگرگونی های لایت موتیف ، می کوشد "تغییر موقعیت های شخصیت ها" را با موسیقی به تصویر کشد. از دیسونانت ها، موتیف های گسترش یابنده و تقابل دو یا چند موتیف متضاد برای انتقال وضعیتها و موقعیتهای دراماتیک ؛ ماهرانه مدد جوید و با همین "لایت موتیف ها"، به "درام های بسیار بلند موسیقایی " خویش ، پیوستگی مناسبی بخشد . او با "هارمونی های کروماتیک" و "دیسونانت"، موسیقی خود را پرتنش تر ساخته و با گذر از آوایینه ای به آوایینه دگر، و یاری گرفتن از "آکوردهای کروماتیک دارای آوایینه یکسان" و هم تنالیته، جنبش و رنگ فزونتر خلق می کند. واگنر چندان به "حل دیسونانتهایش " معتقد نیست و دیسونانت از پس دیسونانت می آفریند. راه و رسمی که در سده بیستم به فروریختن پایه های موسیقی کهن بر مبنای تنالیته و بنا ساختن موسیقی نوین مبتنی بر "زبان تازه قرن بیستمی" می شود ، درست از موسیقی واگنر، آغاز می شود و سپس به آیندگان می رسد .  
اثر"والکوره" ساخته "ریچارد واگنر"(1856)، دومین بخش از "اثر بس عظیم او با نام حلقه نیبلونگ " است و مشهورتر از 3 ساخته دگر او از این حلقه است. او با بهره گیری از نمادهای فراانسانی چون الاهه ها و کوتوله ها و غولها، آیینه ای برابر جامعه قرن نوزدهم قرار می دهد تا تصویر روشنی از حرص و آز و تباهی جامعه قرن نوزدهم ملهم از افسانه های سرزمینهای شمالی اروپا نشان دهد . سال آغازین نگارش اثر یعنی 1848 همزمان با مانیفست مارکس و آشوبهای اروپایی است. اما پرده نخست والکوره در قسمت پایانی آن ، صحنه ای عاشقانه را نمایانگر است."آلبریش "(کوتوله نیبلونگ) ، طلای پریان راین را می رباید و حلقه ای انگشتری از آن می سازد که به منکران "عشق"، نیرویی بی پایانی اعطا  می کند. "وتان" ، آن را از کوتوله می رباید و اطراف قصر خویش ( والهالا) ، پهلوانانی را به نگاهبانی می گمارد. نام این قسمت از اپرا بر پایه دخترک دردانه وتان، "برونهیلده" نهاده شده است. وتان که آفریدگاری فرابشری است می کوشد با پیوند با انسانها، صاحب فرزندانی با نام " زیگموند و والسا" شود تا حلقه قدرت بی پایان را به آنان بخشد. 
اما قصه روند متفاوتی می یابد. واگنر تلاش می کند، موسیقی سیال و پیوسته ای را بیافریند که با دگرگونیهای دینامیکی ، ضرباهنگ و رنگ آمیزیهای ارکستری خاص او همراه باشد. خطوط آوازی گفتار گونه، و در مقابل گاه کیفیت ملودیکی بسیار غنی همزمان به کار گرفته می شوند  تا اوج و فرودهای کلامی و معنایی را به خوبی نشان دهند. "مثلا نوتونگ یا لازم و ضروری " با پرش اکتاو پایین رونده ای بس موکد در کلید سل با نشانه فا دیز در ابتدای حامل کلید سل با نت می اکتاو گرد در میزان نخست( نو) و می سفید(تونگ) و سکوت سفید در میزان دوم و می اکتاو گرد( نو) در میزان سوم و می سفید ( تونگ) در میزان چهارم خوانده می شود. اینجاست که آهنگساز اثر با استفاده همزمان از "چند لایت موتیف" ، در بخشهایی چون دیدار زیگلینده و زیگموند و یادآوری وتان یا پیرمرد خاکستری پوش ، به موسیقی نمود برجسته تری می بخشد. لایت موتیف هایی با دینامیک پیانیسیمو ، بس آرام به همراه "لایت موتیف والسونگ" ( خاندان زیگموند و زیگیلده) نواخته می شود و موتیف نوتونگ را "بادی چوبی ها"، بس متجلی می سازند. از دیگر "لایت موتیف های والکوره" می توان به "لایت موتیف عشق" و "لایت موتیف بهار" اشاره کرد. گفتگوی زیگلینده و زیگموند، با موتیف" والهالا" که هورن ها، ملایم و پیانو می نوازند همراه می شود که از جمله شامل این نتهاست: در کلید سل، آکورد می سیاه - سل دیز سیاه - سی سیاه ، متصل با خط اتصال به آکورد سی سیاه نقطه دار - می سیاه نقطه دار - سل دیز سیاه نقطه دار ، دی کرشندو تا دینامیکی ملایم و پیانو، و نیز آکورد سل دیز چنگ - سی چنگ - می چنگ در میزان یکم و آکورد می چنگ نقطه دار میانه زیر خط اضافه سوم زیرین خطوط حامل کلید سل- لاچنگ نقطه دار - دو دیز چنگ نقطه دار در کنار آکورد سل دیز دولاچنگ زیر خط اضافه دوم پایینی - سی دولاچنگ - می دولاچنگ  و آکورد سل دیز چنگ - سی چنگ - می چنگ در کنار آکورد سی چنگ - ر دیز چنگ - فا دیز چنگ و نیز ، آکورد سی سیاه - می سیاه - سل دیز سیاه است که خط اتصال آغاز شده از ابتدای میزان یکم بر آخرین آکورد میزان دوم، پایان می پذیرد. پس از نواخته شدن "موتیف عشق" به هنگام گفتگوی "زیگموند و زیگلینده"، از جمله در کلید سل، با نتهایی چون فا سیاه اکتاو ( دوو ) و می سیاه نقطه دار اکتاو ( بیست) و سی بمل چنگ (داس) در میزان یکم و ر سفید اکتاو ( بیلد) در میزان دوم؛ ساز هورن ، ملایم و پیانو؛ این موتیف عشق را مکرر ساخته و آنگاه "زهی های بم"؛ ملایم و پیانو، "موتیف والسونگ " را اجرا می کند که این موتیف همزمان با  "موتیف موسوم به شمشیر" است که "ترومپت باس"، بسیار ملایم و پیانیسیمو؛آن را با نتهایی چنین می نوازد: در کلید سل موتیف والسونگ با نت سل سفید و می چنگ نقطه دار - می دولاچنگ ، برای میزان یکم و لاچنگ نقطه دار - سی دولاچنگ استاکاتو و دو اکتاو سفید در میزان دوم و نت دو اکتاو سفید و سل چنگ نقطه دار - سل دولاچنگ در میزان سوم و نت دو اکتاو چنگ نقطه دار - ر اکتاو چنگ استاکاتو و می سفید اکتاو در میزان چهارم و سکوت سیاه و سکوت سیاه در میزان پنجم ، اجرا می شوند.
همزمان با آن ترومپت باس در کلید "فای خط چهارم"، موتیف موسوم به شمشیر را با نتهایی چنین در خطوط حامل مضاعف یا یازده خطی چنین اجرا می کند: در کلید فای خط چهارم، برای میزان نخست سکوت سیاه؛ سکوت سیاه؛ سکوت چنگ، می  چنگ  ، برای میزان دوم نتهای لا سیاه و لا سیاه نقطه دار و دو  چنگ، برای میزان سوم نتهای می   چنگ نقطه دار و لا  دولاچنگ و  دو  سیاه میانه  و سکوت چنگ و سل چنگ ، برای میزان چهارم نت دو سیاه میانه و دو سیاه نقطه دار( بین خط دوم و سوم  از خطوط حامل کلید فای خط چهارم) و نت می چنگ ، و برای میزان پنجم نتهای سل چنگ نقطه دار- دو دولاچنگ میانه و می سیاه میانه روی خط اضافه دوم بالای حامل کلید فای خط چهارم نواخته می شوند. 
دیری نمی گذرد که "موتیف والهالا" را "هورن ها" و سپس ؛ "زهی ها"، پیانیسیمو، بسیار ملایم و آرام اجرا کرده و با نهادن سکوت میان گفتگوی زیگموند و زیگلینده ، در بخش" نامگذاری نوتونگ" ، با پرشهایی اکتاو و پایین رونده در موسیقی آوازی به قسمت " موتیف موسوم به شمشیر" می رسانند که " ترومپت ها " بسیار قوی و قدرتمند و فورته سیمو از جمله  آن را با چنین نتهایی اجرا می کنند: در کلید سل، نت دو اکتاو سفید فورته سیمو، نت دو سیاه "دونقطه دار"، و می دولاچنگ در میزان یکم ، نتهای سل سیاه نقطه دار و دو اکتاو چنگ و می سفید اکتاو برای میزان  دوم که این نت با خط اتحاد به نت می سفید اکتاو میزان سوم پیوسته ، اجرا می شود. آنگاه، "موتیف والسونگ" توسط ترومپت ها، بسیار ملایم و پیانیسیمو، نواخته شده و به " موتیف بهار" ره می گشاید که آوازی است و با این نتها خوانده می شود :
در کلید سل، با نشانه"فا دیز" در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 4/4: میزان نخست شامل نت سی سفید(فورت) ، فا دیز سیاه نقطه دار( این) و سی سیاه ( دس) در میزان یکم، نت ر دیز سفید اکتاو پیوسته با خط اتحاد به نت ر دیز سیاه اکتاو از یک سو و متصل با خط اتصال به نت دو دیز سیاه اکتاو از سویی دگر( لن -) ، نیز  سه تایی( ر دیز سیاه اکتاو - دو دیز سیاه - ر دیز سیاه) ( زس) با عدد 3 بالای این سه نت در میزان دوم، نتهای می سیاه نقطه دار اکتاو ( لا ) متصل با خط اتصال به ر دیز چنگ اکتاو ( چن)  و دو دیز سفید اکتاو ( دس) در میزان سوم و فا دیز سفید اکتاو ( هاوس) در میزان چهارم خوانده می شوند. پس از پایان گفتگوی زیگلینده و زیگموند، موتیف موسوم به شمشیر نواخته شده و سازهای بادی برنجی بسیار قدرتمند،  فورتیسیمو، با ارکستری عظیم، به اثر والکوره، پایانی پرشکوه می بخشند. 
***************************************************
"گوستاو مالر"(1860 - 1911)، آخرین آهنگساز اتریشی دوره رمانتیک در موسیقی است که مرور آثار او پایان بخش دوره رمانتیک خواهد بود. او در فاصله سالهای میانی و  پایانی قرن نوزدهم تا آغاز قرن بیستم در شهر بوهم، دیده به جهان موسیقی و هنر می گشاید. از تمامی "رقصهای روستایی بوهمیایی و آوازهای محلی زادگاهش " تاثیر می پذیرد. گوستاو مالر " به موسیقی ارکستری،  صداهای تازه تری می بخشد" که بسیاری از آهنگسازان قرن بیستم میلادی نیز، از راه و رسم مالر، پیروی می کنند. او مارش ملودیهایی می سازد و در نوجوانی، به نوازندگی ساز پیانو ، می پردازد.   
در 15 سالگی، از سوی "کنسرواتوار وین" برای ادامه تحصیل پذیرفته می شود و در پایان این دوره سه ساله است که با فراگیری تاریخ و هنر و ادبیات یونان در کنار موسیقی ،  فعالیت حرفه ای موسیقایی خویش را پی می گیرد. در بیست سالگی ، با  رهبری ارکستر "کمدی - موزیکال ها " و "اپراها" را در تماشاخانه های مشهور، موقعیت شغلی خویش را به عنوان "رهبر ارکستر"تثبیت می کند. در 28 سالگی، سرپرست "اپرای بوداپست" می شود و 1897 ، به سرپرستی " اپرای وین " انتخاب می شود تا با نظارت بر اپرای وین و موسیقی و نمایشها و تمامی عناصر مربوط به صحنه و جامه ، اوج تازه تری را در فعالیتهای حرفه ای موسیقایی خویش تجربه کند. او  رهبر ارکستری بسیار پرمشغله به شمار می آید و از سویی گاه شنوندگان عامی و موسیقی نیاموخته، " موسیقی بغرنج و دیسونانت های شتابان و ارکستراسیون بسیار پرحجم و غنی " و " دگرگونیهای بسیار در حالات " را درک نمی کنند. با این همه او، در کنار "سرپرستی اپرای وین" ، "رهبر ارکستر فیلارمونیک وین" نیز هست. 1908 ، در آغاز قرن بیستم میلادی مالر به "نیویورک" و ایالات متحده آمریکا، سفر می کند تا  سمت "رهبری تمام وقت اپرای متروپولیتن نیویورک" بر عهده گیرد . 1909، "سرپرست ارکستر فیلارمونیک نیویورک " می شود و 1911 به اروپا بازمی گردد و تا پایان عمر، یعنی پنجاه سالگی در وین اقامت می گزیند. او را حامی بسیاری از آهنگسازان قرن بیستم چون"برونو والتر" و "آرنولد شونبرگ" دانسته اند.از گوستاو مالر، 9 سنفونی و سنفونی نا تمام دهم و چند "سیکل آوازی" برای آواز خوانان و ارکستر با نامهای " شیپور سحرآمیز پسرک"(1888) و "ترانه زمین" ( داس لید ون در ارده)(1908) ، آفریده است.موسیقی مالر را باید موسیقی"برنامه ای" دانست که سرشار از معنایی شگرف از مفهوم زندگی است. سنفونی های او نیز بس بزرگ و عظیم بوده و بویژه سنفونی هشتم یا سنفونی هزاره ( سینفانی او تاوزند) (1908) با 8 تکخوان و گروه کر پسران به همراه دو گروه کر کامل و ارکستری بس حجیم و رنگارنگ ، اجرا می شوند.
در نوشتار دگر، و" آخرین درس از فصل رمانتیک"،  موسیقی "گوستاو مالر" را  فزونتر بررسی خواهم کرد . نیز به عنوان "واپسین اثر دوره رمانتیک در گذار به قرن بیستم" ، " موومان سوم  از سنفونی شماره یکم در ر ماژور " او را تحلیل موسیقایی و نت خوانی می کنم و آنگاه باب تازه "موسیقی معاصر یا موسیقی قرن بیستم و پس از آن " را خواهم گشود  و مقدمه ای بر سبکهای موسیقی 1900 تا 1950 خواهم نگاشت.  
   
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
           
نویسنده و گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
28 بهمن 1395 خورشیدی - ایران ، تهران       

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش هجدهم - نویسنده و آموزگار: رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢۸
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش هجدهم
نویسنده، گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
2017،ایران، تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در این نوشتار، به مرور اپرای زیبای "لابوهم" اثر "جاکومو پوچینی" ادامه می دهم و این اثر را نت خوانی و تحلیل موسیقایی خواهم کرد. انگاه مقدمه ای بر آثار "ریچارد واگنر"  ، یکی از آخرین آهنگسازان دوره رمانتیک هنر و موسیقی خواهم نگاشت. 
با این اشاره ، که نوشتارها و کتاب شنیداری و اورژینال اینجانب رابعه رضوی علوی (عسل)، با نام "نوای من ، نوای سکوت آیینه هاست" ، که نویسنده اصلی و گوینده آن نیز من  بوده ام، و تمامی آثار موسیقایی ناب و اورژینال من، خالق و سازنده این آثار را تنها و تنها می توانید بر نشانی های رسمی اینجانب، بیابید، ببینید و بشنوید.
 در نگاشت پیشین، دانستیم که جاکومو پوچینی، اپرای لابوهم را به سال 1896 ، بر اساس قصه عشق شاعری جوان با نام رودولفو و بانویی به نام میمی می آفریند که این دو و 3 همراه دگر رودولفو، یعنی مارچلو و کولن و شونارد جملگی در خانه ای از محله های ایتالیایی نشین پاریس زندگی می کنند. پرده نخست این اپرا ، هنگام دیدار "رودولفوی شاعر و میمی خیاط تهیدست و مسلول" است که کلید اتاقش را گم کرده است و شمعی که در دستانش است به ناگه رو به خاموشی می گراید و از رودولفو می خواهد که دگربار شمع را برافروزد. او آریای "چه گلیدا مانینا" ( وه چه دستان کوچک سردی) را می خواند که توصیفی زیبا از آرزوهای شاعرانه اوست  و دیری نمی گذرد که "میمی"، با آواز کردن آریای " می چیامانو میمی"( مرا میمی صدا می کنند)، به شرح زندگانی ساده خویش می پردازد. این نقطه آغازین عشق این دو است که پرده یکم اپرای پوچینی را پایان می دهد . موسیقی او در این پرده آکنده از "خطوط ملودی دلنواز و پر احساسی" است که بس شگفت آور به پرداختی "بداهه سرایانه"، حکایت عشق این دو را بیانگر است. دگرگونی های بی شمار ضرباهنگ و زمزمه های سازهای ارکستر به وقت آواز میمی، اوج ظرافت و زیبایی را در پرده نخست اپرا نمایان می سازد. خط ملودی خوش نواتر می شود آن دم که با عباراتی اوج یابنده به آریای رودولفو ره می گشاید تا با تاکید بر واژگان "تالور دال میو فورزیر " ( هستی ام را چشمانی دلربا ربوده اند) ، "تم عاشقانه" این اپرا را در تمامی بخشها بگسترد . نقطه اوج حسی آن را باید در آواز زیبای دخترک ( میمی ) شنید که "رویای پایان زمستان" با زیباترین "بوسه  بهاران" ؛ می خواند و آن هنگام که "آریا" تمام می شود ، با کلامی گفتارمانند این همه را در جهان واقعیت ، نیز مکرر می سازد و گفتگوی درونی رودولفو در کنار پنجره، زمینه ای آرام و ملایم را برای بخشهای پسین؛ فراهم می آورد. نخست خط ملودی ساز فلوت، و صدای رودلفو گفتارگونه بوده و آنگاه تم "میمی" آغاز می شود که ارکستر ، بسیار ملایم و پیانیسیمو اجرایش می کنند. پس از گفتگوی رودلفو و می می ، ساز ابوا به وقت بر زمین افتادن کلید و شمع ، نتهایی را اجرا کرده و آنگاه هنگام سخن گفتن رودولفوست که "زهی های سوردین دار"، استاکاتو نواخته و با نوای میمی و رودولفو همراه می شوند ، ضرباهنگ شتابان تر و خطوط ملودی خوش آهنگ تر در بخش آوازی به گوش می رسد. دوباره شمع خاموش می شود و اینبار شمعی که در دستان رودولفوست نیز به خاموشی می گراید . هر دو بر درگاه اتاق تاریک ایستاده اند و این هنگام است که میمی در می یابد کلید اتاقش را نیز گم کرده است .  چنین است که هر دو به جستجوی کلید بر می آیند که رودولفو آن را پیدا می کند و در جیب می گذارد. ارکستر ، به تنهایی با ضرباهنگی کند آهنگ نواخته و آریای" رودولفو" آن دم که دستان سرد دخترک را در دست دارد ، با نتهایی چنین خوانده می شود:
در کلید سل، با نشانه های سی بمل، می بمل، لا بمل، ر بمل، سل بمل، 2/4: لا بمل چنگ پیانیسیمو( چه) متصل با خط اتصال به نتهای لا بمل چنگ  ، لا بمل چنگ ، لا بمل چنگ ( گلیدا) ، لا بمل چنگ (ما) در میزان دوم، و نت لا بمل چنگ ( نی ) و لا بمل سیاه ( نا) در میزان سوم که خط اتصال بر آن پایان می پذیرد. نیز لابمل دولاچنگ ( سه ) متصل با خط اتصال به نتهای لا بمل دولاچنگ ( لا) در میزان سوم و می بمل اکتاو چنگ و می بمل اکتاو چنگ ( لا سکی) ، ر بمل چنگ اکتاو ( ری) و دو اکتاو چنگ  میزان چهارم و سی سیاه میزان پنجم ( اسکالدار) که خط اتصال بر آن نت به پایان رسیده و سکوتی چنگ نیز بر میزان پنجم نهاده می شود. ساز هارپ در میانه گفتگوی رودولفوی شاعر و میمی ، شروع به نواختن می کند و رودلفو در خیالات و رویاهای خویش ، خود را پادشه شعر و ترانه می نامد. کاخهای خیالی دارد و هستی اش را چشمانی زیبا، ربوده اند . "تم عشق" با نتهایی چنین  خوانده می شود : 
در کلید سل ، با نشانه های سی بمل ، می بمل، لا بمل، ر بمل، سل بمل، 4/4: میزان نخست،نت می بمل سیاه اکتاو( تا) متصل با خط اتصال به میزان دوم و نتهای لا بمل اکتاو سیاه نقطه دار و سل بمل چنگ ( دال) و فا سیاه اکتاو(میو) و لا بمل سیاه اکتاو (فور)  و نتهای سل بمل اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به فا اکتاو چنگ ( زیه) و می بمل سیاه اکتاو( ره) متحد با عبارت سه تایی می بمل چنگ اکتاو ( رو) و سی بمل چنگ ( بان) با عدد 3 بالای آنها و عبارت سه تایی  سی بمل چنگ ( توت) و دو اکتاو چنگ (تیی) و می بمل اکتاو چنگ آراینده کوچک متصل با خط اتصال به نت ر اکتاو چنگ ( گیو)  با عدد 3 بالای این 3 نت ، و نیز 3 تایی دو اکتاو سیاه ( ایی) متصل با خط اتصال به نت سی بمل چنگ  و 3 تایی دو نت لا بمل سیاه ( لی) و سل بمل چنگ ( دوئه) با عدد 3 بالای این دو نت، و نیز فا سیاه ( لا) و سل بمل چنگ ( دری) با عدد 3 بالای این دو نت و سه تایی لا بمل سیاه (گلیو) و دو اکتاو چنگ ( چی ) با عدد 3 بالای این دو نت جملگی در میزان دوم و نتهای سی بمل سیاه ( بل ) و می بمل سیاه ( لی ) در میزان سوم که خط اتصال بر آن پایان می یابد. این بخش با گفتار  رودولفو ادامه می یابد که از رویاهای دیرینش سخن می گوید و از میمی، نامش را می پرسد. اینجاست که دخترک قصه ، میمی ، آریای خویش را آغاز و از جمله این نتها را آواز می کند : 
در کلید سل با نشانه های فا دیز و دو دیز در ابتدای خطوط حامل کلید سل : برای میزان نخست؛ "آندانته لنتو" ، نت فا چنگ ( می ) ،برای میزان دوم نت سل چنگ ( چیا) و لا چنگ ( ما ) و سی  چنگ ( نو) متصل با خط اتصال به نت می چنگ اکتاو (می) ، کرشندو و برای میزان سوم نتهای ر سیاه اکتاو ( می ) و فا بکار چنگ نقطه دار( مایل) و فا دولاچنگ اکتاو ( میو) و برای میزان چهارم نتهای سل دیز سیاه ( نو) و می  چنگ نقطه دار اکتاو (میی) و می دولاچنگ اکتاو ( لو) و برای میزان پنجم نت می اکتاو چنگ (سی) متصل با خط اتصال به لا اکتاو چنگ که خود با خط اتحاد به لاچنگ دگر (آ) پیوسته است و خط اتصال نیز بر این نت پایان یافته و سکوتی چنگ نیز بر میزان پنجم نهاده می شود.
این بخش آواز میمی در شرح زندگانی ساده اش در خانه است که گل و زنبق و رز می دوزد و از عشق و بهار و رویا می گوید و شیفته کلام شاعرانه است . از نیایش در تنهایی می گوید و نگاهش را به گذر فصلها ، می بخشد که به وقت کوچ برفهای زمستانی و درخشش آفتاب بهاران بر آسمان، در گلدان ، گلی به یادگار می نهد و از عطر خوشش سرشار می شود . هنگام گفتگوی رودولفو و میمی ، دیگر دوستان رودولفو نیز به تماشای دو دلداده جوان ایستاده اند. شونارد و کولن و مارچلو ، رودلفو را صدا می زنند . او به سوی پنجره می شتابد ، آن را می گشاید و مهتاب نقره فام بر اتاق می تابد و آن را روشن تر می سازد. اینجا، دوئت دلنواز و بس عاشقانه "رودولفو و می می " با پیوستگی تمام عیار نوای آواز این دو، همراه است . رودلفو ، زیبایی سحر انگیز دخترک را زیر نور نقره ای مهتاب می ستاید و از عشق او می گوید. بوسه ای به سویش روانه می کند و ملودی آریای رودولفو، قصه عاشقانه این دو عاشق را به اوج می رساند و پایانی دلپذیر و شادمانه می بخشد.
*******************************
"ریچارد واگنر"( 1813 - 1883) : یکی از مشهورترین آهنگسازان و فیلسوفان هنری دوره رمانتیک قرن نوزدهم ، خالق اپراهایی بی مثال است که هنر و فلسفه هنری اش بر تمامی نقاشان و شاعران و نمایشنامه نویسان، واپسین دهه های این قرن تاثیری شگرف می نهد. برای درامهای موسیقایی اش ، خانه اپرایی در "بایروت آلمان" ، بنا نهاده می شود. او زاده "لایپزیگ" بوده و پیرامونش آکنده از "موسیقی و تئاتر" است ، چرا که  از خواهرانش، یکی خواننده اپرا  و دیگری بازیگر تئاتر است. نخست قصد دارد شاعر و نمایشنامه نویس شود اما ، پانزده ساله است که با شنیدن موسیقی و آثار بتهوون، راه زیبای آهنگسازی را در پیش می گیرد. او نیز همچون بسیاری دگر ، آهنگسازی" خودآموخته" به شمار می آید و 3 سال تمام به فراگیری "مبانی آهنگسازی " ، می پردازد . واگنر 17 ساله در دانشگاه لایپزیگ ، تحصیل می کند و دورانی نه چندان خوشایند را می گذراند. فاصله 20 تا 30 سالگی، است که او "رهبری ارکستر تالارهای نمایش و تماشاخانه های  کوچک آلمان " را بر عهده دارد. اپراهایی خلق می کند و با همسرش "مینا پلانر"، نهانی، رهسپار "پاریس " می شوند. گرچه این دوره از هستی او نیز با دشواریهای بسیار همراه است. سال 1842 ، برای اجرای اپرایش "ری ینتزی" به "درسدن آلمان" باز می گردد. اپرای ری ینتزی او با موفقیت بسیار همراه است و موقعیت شغلی بهتری را برایش فراهم می آورد.  6 سال اقامتش در درسدن آلمان نامش را به عنوان  "نویسنده بس موفق اپرا و رهبر ارکستری مجرب" ، مطرح می سازد. واگنر معتقد است که باید "تمامی نکات ریزبینانه و دقیق دینامیکها" و "ضرباهنگهای منعطف" به تمامی توسط سازهای ارکستر به اجرا درآید. سال 1848 در پی شورشهای اروپا ، دوباره زندگی حرفه ای واگنر دستخوش بحران می شود تا آنجا که چند سال، اثری نمی سازد. این زمان، افزونتر از همیشه به نگارش  و ارائه نظریه های هنری اش در مقالات مشهورش " هنر و دگرگونی " (1849) و "کار هنری آینده"( 1850) و اپرا و نمایش ( 1851) ، پرداخته و نوشتن "لیبرتوی حلقه نیبلونگ " مبتنی بر چهار اپرایش که ملهم از" افسانه های سرزمینهای شمال اروپا" است را آغاز می کند. واگنر، بیش از 25 سال از عمر خویش را  برای ساختن اثر عظیم" حلقه نیبلونگ"  ، صرف می کند. ساخت این اثر از سال  1848 که نقطه آغازین نوشتن لیبرتوست  تا 1874 که لحظه پایانی آفرینش موسیقی است، به طول می انجامد. او اپراهای مشهور و عظیم دگرش از جمله "طلای راین" (1853 - 1854) و "والکوره"(1854 - 1856) و نخستین و دومین پرده اپرای سوم یعنی "زیگفرید" ( 1856 - 1857) را با همین جسارت و شهامت هنری بی نظیر خلق می کند و آنگاه اپرای "تریستان و ایزولده"( 1859 - 1857) را می آفریند. اپرای  "تانهاوزر" چندان در اجرای 1861 پاریس موفق نمی شود. اما 1864 است که "لودویگ پادشاه باواریا" و یکی از حامیان مهم واگنر، برای به پایان رساندن حلقه نیبلونگ ،امکانات اپرای مونیخ را در اختیارش می نهد. اپراهای "تریستان و ایزولده " و "اساتید آواز خوان نورنبرگ"( 1862 - 1867) در مونیخ اجرا شده و آنگاه پس از پایان "زیگفرید "(1869 - 1870)، کار آفرینش واپسین اپرای "حلقه نیبلونگ یا غروب آفرینشگران" (1869- 1874) را آغاز می کند. موسیقی او سرشار از ناسیونالیسم است. او شیفته موسیقی "آلمان" بوده و از عامیانه ترین خطوط ملودی ، موسیقی بس پیچیده و بغرنج و درام گونه ای می آفریند. او خانه اپرایی را بنیان می نهد که در خور و شایسته اجرای "اپرای عظیم حلقه نیبلونگ" باشد. لودویگ شاه و "انجمن واگنر" با ساختن این اپراخانه در بایروت باواریا، بخش نخست حلقه نیبلونگ را به سال 1876، به عنوان بزرگترین و برترین رویداد موسیقی قرن نوزدهم میلادی با "همه دیسونانت ها و ارکستراسیون پر حجم واگنری" ، را در آن ، به اجرا در می آورند. او بی شک برترین آهنگساز این دوره است. 69 ساله است که با پایان آخرین اپرایش با نام " پارسیفال"( 1877 - 1882) ، دیده از جهان هنر و موسیقی فرو می بندد. موسیقی واگنر، همچون عبادتگاهی موسیقایی است که شنونده را "لیبرتوی"اپرایی همراه می سازد که خود او نوشته است و بیشتر ریشه در داستانها و افسانه های قرون وسطای آلمان دارد و با نمادهایی فراانسانی و الاهه گونه ، و خدایان اسطوره ای ، نشان داده می شود. در پیوند ژرف موسیقی و نمایش ، او اپراهایش را بیش از آنکه اپرا بداند، "نوعی درام موسیقایی" می خواند. از نظر واگنر "درام موسیقایی " به آثاری گفته می شد که "آمیزه ای کامل و بی نقص از موسیقی و نقاشی و نمایش " باشد. شخصیت های درامهای موسیقایی واگنر بیشینه زمان خود را با شادمانی و غم یا بیان قصه زیستنشان اختصاص می دهند. "جریان و روند پیوسته موسیقی واگنر " را  "موسیقی بی پایان" می نامند. نامی که خود او بر این شیوه آفرینش موسیقی نهاده است ، چرا که  بخشهای "آریا" و "رسیتاتیف " و " دوئت" در این آثار وجود ندارد. او قسمتهای گوناگون اثر موسیقایی بی پایان خویش را بس هموار و منعطف ، پیوسته ساخته تا انسجامی " دراماتیک" میان تمامی بخشهای آن پدیدار گردد. 
در نوشتار دگر به شناخت ژرف موسیقی و مکتب و فلسفه هنری ریچارد واگنر بی همتا ادامه خواهم داد و از جمله اثر
" والکوره"(1856) او را در پرده نخست تحلیل موسیقایی و نت خوانی خواهم کرد و نیز مقدمه ای بر زندگانی آخرین آهنگساز دوره رمانتیک "گوستاو مالر(1860 - 1911) خواهم نگاشت.
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
           
27 بهمن 1395 خورشیدی، نویسنده و گوینده و آموزگار: رابعه رضوی علوی ( عسل) - ایران - تهران

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک-بخش هفدهم - نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی علوی (عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۳:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٧
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش هفدهم
نویسنده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
2017، ایران،تهران
منبع آموزشی: کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر: راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در این نوشتار به تحلیل موسیقایی و نت خوانی اثر " ریگولتو" ساخته "جوزپه وردی"(1851) می پردازم  .
آنگاه مقدمه ای بر موسیقی و آثار "جاکوموپوچینی" ، آهنگساز مهم دوره رمانتیک خواهم نوشت.
با این اشاره همیشگی، که نوشتارها و آموزشها و کتاب سترگ "نوای من، نوای سکوت آیینه هاست"  به قلم و صدای اینجانب، رابعه رضوی علوی (عسل) ، نیز تمامی آثار موسیقایی اورژینال مرا، می توانید تنها بر نشانی های رسمی من، یکتا سازنده و خالق این آثار بیابید.
اما نخست، به ریگولتو اثر جوزپه وردی بنگریم:
ریگولتو یکی از جسورانه ترین آثار "اپرایی" وردی است. در پرده سوم این اپرا( لادونا ای موبیله) و کوارتت آوازی این اثر، دربردارنده دو قطعه مشهور اپرایی است که یکی از این دو قطعه همانا "آریای لادونا ای موبیله" با صدای دوک داستان و دگری  "کوارتتی آوازی " خواهد بود.بخش آریا ؛ سرخوشانه و سبکبارتر است و یکی از مشهورترین بخشهای این اپرا به شمار می آید. کوارتت آوازی برای بیان همزمان 4 حس متضاد آفریده شد و برای هر یکی از 4 شخصیت اصلی به تناسب نقش آنها ( دوک ، مادالنا،اسپارافوچیله و گیلدا) ، خط آوازی ویژه ای نگاشته شده است تا بیانگر ویژگیهای شخصیتی هر یک در این اپرا باشد. برای نمونه  از خط ملودی "لگاتو" برای دوک اغواگر و از نتهای تکرار شونده و یکسان برای نمایاندن خشم نهان ریگولتو، استفاده می شود. نیز وردی با ارائه جداگانه هر یک از خطوط ملودی چهارگانه مزبور ، در یک بخش و سپس بیان همزمان و همسرایی این خطوط ، استادانه خط سیر داستان اپرا را پیش می برد. آریا را سازهای ارکستر به همراه خط ملودی ویژه "دوک" ارائه می کنند . دوک چنین می خواند : 
در کلید سل، با نشانه های "فا دیز، دو دیز ، سل دیز، ر دیز، لا دیز " در ابتدای خطوط حامل، 3/8: میزان نخست "آلگرتو"شامل نت ر دیز اکتاو چنگ ( لا) ،  ر دیز اکتاو چنگ (دو)، و ر دیز اکتاو چنگ ( نا - ای) متصل با خط اتصال به نت فا دیز دولاچنگ نقطه دار اکتاو موکد (مو) متصل با خط اتصال به نت می سه لاچنگ اکتاو (بی) و دو دیز اکتاو ( له) در میزان دوم ، میزان سوم شامل نت دودیز اکتاو ( کوال ) ، دو دیز اکتاو (پیو) و دو دیز اکتاو (ما آل ) متصل با خط اتصال به نت می اکتاو دولاچنگ نقطه دار موکد( ون) از میزان چهارم که خود با خط اتصال به نت ر دیز 3 لاچنگ متصل بوده و نیز نت سی سیاه ( تو) در میزان چهارم اجرا می شود. در میزان پنجم نت ر دیز اکتاو چنگ (مو) متصل به نتهای دو دیز اکتاو چنگ (تا) و سی چنگ ( د آس)، و در میزان ششم نت دو دیز چنگ کوچکتر آراینده متصل با خط اتصال به نت سی دولاچنگ نقطه دار (سن)  که خود با خط اتصال به نت لا دیز سه چنگ است و لا دیز سیاه(تو)، اجرا شده و آنگاه در میزان هفتم نت دو دیز چنگ اکتاو(ای) متصل با خط اتصال به سی چنگ (دی ) و سل دیز چنگ ( پن) نواخته شده و برای میزان هشتم نت لادیزچنگ آراینده کوچک متصل با خط اتصال به نت سل دیز چنگ (سیه) که خود با خط اتصال به نت فا دیز سه لاچنگ ، متصل است  و نت فا دیز سیاه(تو) در میزان هشتم ، اجرا می گردد.
ارکستر، ملودی دوک را با کلامی متفاوت نواخته و تکرار می کند. خط ملودی دوک پس از اجرای ارکستر، دی کرشندو و ضرباهنگ اندکی کندتر می شود و در حین گفتگوی "دوک و مادالنا"، دگربار، تند می شود. دیری نمی گذرد که پس از اجرای همزمان گروههای مختلف آوازی ، سکوتی نهاده شده و آنگاه "کوارتت آندانته دوک " آغاز می شود که با نتهایی چنین اجرا می گردد:
در کلید سل، با نشانه های "سی بمل، می بمل، لا بمل، ر بمل، سل بمل"، 4/4: دوک چنین می خواند: نت لا بمل چنگ نقطه دار ( بل) و لا بمل دولاچنگ ( لا) در میزان نخست، لا بمل چنگ ( فی) ، در میزان دوم نتهای  ر بمل اکتاو چنگ ( گلیا) ، ر بمل اکتاو چنگ ( دل) ، ر بمل اکتاو چنگ (لا) و نتهای ر بمل اکتاو دولاچنگ آراینده کوچکتر متصل با خط اتصال به می بمل اکتاو دولاچنگ آراینده کوچکتر متصل با خط اتصال به نت فا سیاه اکتاو ( مو) متصل با خط اتصال به ر بمل سیاه اکتاو و در میزان سوم نتهای لا بمل سفید (ر) و سکوت سیاه و لابمل چنگ نقطه دار اکتاو(چیا)، نت لا بمل دولاچنگ(وو)، و برای میزان چهارم نت لا بمل چنگ (سن) و ر بمل چنگ اکتاو ( دی) و ر بمل چنگ اکتاو(وز)
ر بمل چنگ اکتاو (زی) و ر بمل دولاچنگ اکتاو آراینده کوچک تر متصل با خط اتصال به نت می بمل دولاچنگ آراینده کوچکتر متصل با خط اتصال به نت فا سیاه اکتاو (توو) متصل با خط اتصال به  ربمل سیاه اکتاو اجرا شده و آنگاه در میزان پنجم نت لا بمل سفید (ای) و سکوت سیاه و لابمل چنگ نقطه دار (کن) و لا بمل دولاچنگ ( آن)، و در میزان ششم نت لا بمل چنگ(دت)، ربمل چنگ اکتاو(تو - آن) ، ربمل چنگ اکتاو ( دت) ، ر بمل چنگ اکتاو ( تو) و فا سیاه اکتاو ( سول) و لا بمل سیاه اکتاو ( تو) و در میزان هفتم نتهای لا بمل سفید اکتاو( پوو) متصل با خط اتصال به لابمل چنگ اکتاو و سل بکار چنگ اکتاو (ای)، سل بمل چنگ اکتاو ( له) ، فا چنگ اکتاو( میه ) و برای میزان هشتم نتهای می بمل چنگ اکتاو ( په) و لا بمل چنگ ( نه) و می بمل چنگ اکتاو (له) و لا بمل چنگ ( میه) و نت می بمل چنگ اکتاو متصل با خط اتصال به نتهای فا دولاچنگ (نه) که خود با خط اتصال به سل بمل دولاچنگ اکتاو وصل است و فا چنگ نقطه دار اکتاو(کن) و می بمل دولاچنگ اکتاو ( سو ) و نت ر بمل سفید اکتاو (لار) خوانده می شوند و خط اتصال بر همین نت از میزان هشتم پایان می پذیرد.
آنگاه "مادالنا" در پاسخ این نتها را می خواند: در کلید سل ، با نشانه های سی بمل، می بمل، لا بمل، ر بمل ،سل بمل در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 4/4: در میزان نخست،  لابمل دولاچنگ استاکاتو(آه) ، لابمل دولاچنگ استاکاتو(آه)،  سی بکار دولاچنگ استاکاتو(ری) ،لا بمل دولاچنگ استاکاتو(دو)، سی بمل دولاچنگ استاکاتو(بن)، دو اکتاو دولاچنگ استاکاتو( دی)، می بمل دولاچنگ اکتاو استاکاتو(کو) ، ربمل دولاچنگ اکتاو استاکاتو( ره) و فا دولاچنگ استاکاتو(چه) و سل بمل دولاچنگ استاکاتو (تای) و سی بمل دولاچنگ استاکاتو (با) و نت لا بمل دولاچنگ استاکاتو ( ای) و فا دولاچنگ استاکاتو و ر بمل دولاچنگ استاکاتو (کستان) در میزان نخست و نت ربمل دولاچنگ ( پو) و دو میانه دولاچنگ استاکاتو( کو) در میزان دوم اجرا می گردد.
"گیلدا"، نیز از جمله چنین می خواند: در کلید سل؛ با نشانه های سی بمل، می بمل، لا بمل، ر بمل، سل بمل در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 4/4: نت سل بمل چنگ اکتاو موکد(آه) پیوسته با خط اتحاد به نت سل بمل اکتاو دولاچنگ از یک سو و متصل با خط اتصال به این نت و فا دولاچنگ اکتاو از سویی دگر، و می بمل دولاچنگ اکتاو ( کو) متصل با خط اتصال به ر بمل اکتاو دولاچنگ ( کو) و سی بکار دولاچنگ ( زی) متصل با خط اتصال به نت دو اکتاو دولاچنگ و سکوت دولاچنگ و سی بمل دولاچنگ ( پار) و سل بکار دولاچنگ متصل با خط اتصال به نت لا بمل دولاچنگ( لار) و سکوت دولاچنگ و سل بمل دولاچنگ ( دی) در میزان نخست و می بکار دولاچنگ (مو) و فا دولاچنگ (ره) ، در میزان دوم اجرا می شوند.
"ریگورلتو " هم مدام این نتها را تکرار می کند : در کلید سل، با نشانه های سی بمل، می بمل، لا بمل، ر بمل، سل بمل در ابتدای خطوط حامل "کلید فای خط چهارم" ، 4/4: نت لابمل دولاچنگ ( تا) و لا بمل دولاچنگ (سی) و سکوت دولاچنگ و لا بمل دولاچنگ ( ایل) و لا بمل دولاچنگ (پیان)، لا بمل دولاچنگ و لا بمل دولاچنگ (گره) و نت لا بمل دولاچنگ ( نان) و نت سی سفید دوبل بمل اکتاو ( وا) متصل با خط اتصال به  نت لا سفید اکتاو ( له) در میزان دوم خواهد بود . با اجرای همزمان همه شخصیتها از گیلدا و دوک و مادالنا و ریگولتو، این اپرا به پایان می رسد.  
***************************************************************
"جاکومو پوچینی"( 1858 - 1924) : یکی از مشهورترین آهنگسازان و "اپرا نویسان" قرن نوزدهم تا آغازین سالهای قرن بیستم میلادی در دوره رمانتیک هنر و موسیقی بوده است. پس از وردی ، پوچینی به عنوان یکی از سرآمدان هنر سترگ اپرای این دو قرن شناخته شده است.او خاندانی موسیقی دان و آهنگساز و ارگ نواز داشته است. در کنسرواتوار میلان( 1880 - 1883) به تحصیل موسیقی می پردازد. دوره ای که سخت دشوار است اما نخستین اپرایش را درست در پایان این دوره می سازد. ناشران پیشروی ایتالیا ، اثرش را می پسندند و به او آثار افزونتری سفارش می دهند تا بسازد و برایش مقرری سالیانه معین می کنند. سال 1893 و در یک قدمی قرن بیستم میلادی است که پوچینی با آفرینش اپرای "مانون لسکو" در ایتالیا، به شهرت می رسد . اما محبوبیت و آوازه جهانی آثار موسیقایی و اپرایی بی مثال پوچینی، سه سال بعد، در 1896، و هنگام خلق "اپرای بسیار مشهور لابوهم" ، از ره می رسد. در کنار آن، با ساخت اپراهایی نام آشناتری چون " توسکا" به سال 1900 ، فصل تازه ای را در هنر موسیقی" نیمه نخست قرن بیستم، می گشاید و دیری نمی گذرد که اپرای "مادام باترفلای"(1904) را می سازد که هر دو از جمله مشهورترین اپراهای این دوره به شمار می آیند. لیبرتوهای این دو اپرا، لیبرتونویسانی چون " لوییجی ایلیکا" و "جوزپه جاکوسا"، می نگارند. او با بازنگری کیفی لیبرتوها،از بعد ادبی و نمایشی ، لیبرتوهای اپراهای خویش را ویراسته و پیراسته می سازد. "توران دخت" یکی از اپراهای ناتمام اوست که سالها پس از او با کمک طرحهای برجای مانده از این آهنگساز به وسیله"فرانکو آلفانو" به پایان می رسد.
 از مهمترین ویژگیهای اپراهای ماندگار پوچینی می توان به " حس نمایشی بی نظیر" و "استفاده مناسب از عناصر موسیقایی نوین و سکوتها"، "بهره گیری دقیق و استادانه از گذرهایی منعطف و ملایم از صحنه با حالتی به صحنه دگر" و "استفاده از خطوط ملودی دارای عبارات کوتاه و در یادماندنی" و "ارکستراسیون متناسب با  فضای داستانهای اپرا  با تاکید بر خطوط آوازی و نمایاندن دقیق فضا و حالت و چشم اندازها به کمک این ارکستر"، "کاستن از تفاوتهای ساختاری آریا و رسیتاتیف و پیوسته تر ساختن روند موسیقایی اپراها"، "بهره گیری درست از عناصر موسیقایی در آفرینش پرده ها و  به تصویر کشیدن موسیقایی تفکرات درونی شخصیت های داستان و بازنگری های آنان در احوال و روزگاران پیشین خویش و انسجام و پیوند مناسب پرده ها و نقشها"، اشاره کرد . او را آفرینشگر موج نوی " رئالیستی یا واقع گرای دهه 1890 تا آغاز قرن بیستم" می دانند که نام "وریسمو" بر آن نهاده اند و در آثار پوچینی به ویژه اپرای مشهور " توسکا" به روشنی می توان ردپایی از نهضت هنری "وریسمو یا وریسم" را ادراک کرد که معتقدند باید "مضامین زندگی روزمره جایگزین مفاهیم قهرمانی و افسانه ای شود" . نهضت "وریسمو یا وریسم" در برابر "اپرای با شکوه یا گراند اپرا" سر برآورده است و در این نهضت رئالیستی و واقع گرا به جای شخصیت های خیالی و افسانه ای، مردمان عادی و زندگانی آنان است که موضوع اپراهای وریسمویی پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم قرار می گیرد. از دگر آثار مشهور نهضت وریسمو باید از  "اپرای کاوالریا روستیکانا" اثر "پی یترو ماسکانی"( 1890) و "ئی پایلیاچی"( دلقک ها، 1892) اثر "روجرو لئونکاوالو" نام برد. پوچینی گاه اپرایش را بس نامتعارف و با عناصر موسیقایی سرزمینهایی چون "ژاپن" در "اپرای مادام باترفلای که داستانش در همین کشور رخ می دهد " و نیز "چین" در "اپرای مادام باترفلای با داستانی که در چین روی می دهد"، و خطوط ملودی برگرفته از موسیقی ژاپنی و چینی با ضرباهنگ ویژه آثار این ممالک می آفریند. 
از این آهنگساز "اپرای مشهور لابوهم"(1896) را خواهیم شناخت. قصه لابوهم به مناطق "ایتالیایی نشین پاریس" پیوسته است که توصیف "زندگی کولی وار قهرمان مرد داستان ، شاعری جوان ، با نام رودولفو" است. رودولفو با دوست نقاش خویش ،"مارچلو" ، و نیز " کولن فیلسوف" و "شونارد موسیقی دان" زندگی می کند. قهرمان زن قصه بانویی مسلول با نام " می می " است. اپرایی کولی وار در توصیف عشق ناب مرد و زن قصه زیبای اپرای لابوهم ، خلق می شود که "تمامی حسهای ژرف شخصیتهای اصلی داستان " در کنار عناصر واقع گرای آن، گاه سرشار از ابهام و ایهام رمانتیک ، جلوه می کند و فضایی شعرگونه بر تمامی بخشهای این اپرا، سایه فکنده است. پرده نخست، هنگام آشنایی "رودولفو و می می " است. شمع دخترک که در دستان سردش خاموش می شود ، او در جستجوی شعله ای است تا دوباره شمع را روشن کند. در جستجوی کلید گمشده اتاق خویش است و از رودلفو برای روشن ساختن شمع یاری می جوید. رودولفو آریای "چه گلیدا مانینا" را خوانده و از آمال و رویاهایش سخن می راند. می می نیز در پاسخ آریای " می چیامو میمی" را بس شعر آگین و دلپذیر ، آواز می کند تا دوئت نقطه آغازین عشق این دو، پایان بخش پرده نخست شود . 
در نوشتار دگر، مرور اپرای لابوهم جاکومو پوچینی را ادامه خواهم داد ، و این اپرای زیبای او را نت خوانی و تحلیل موسیقایی خواهم کرد. نیز مقدمه ای بر موسیقی و آثار "ریچارد واگنر" یکی از آخرین آهنگسازان دوره رمانتیک موسیقی (1813 - 1883) خواهم نگاشت.
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
           
"#عشق سرور جاودانه ، هر نفس ترانه بودن ، از نگاه یار شکفتن ، زان چکامه رهایی ، شعر هر زمان سرودن"
فرخنده باد روز عشق جهان ، اسپندارمذگان ایرانمان . تا دگر بار رستن بهاران ، به عشق پیوستن و نگسستن.
رابعه رضوی علوی ( عسل ) - 26 بهمن 1395 - ایران - تهران
           

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک- بخش شانزدهم - نویسنده و گوینده : رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٤:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٦
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش شانزدهم 
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
2017،تهران،ایران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر "30 واریاسیون موومان چهارم سنفونی شماره 4 در می مینور" اثر " یوهان برامس" را تحلیل موسیقایی و نت خوانی می کنم . آنگاه ، مقدمه ای بر موسیقی و آثار دگر آهنگساز دوره رمانتیک ، "جوزپه وردی" خواهم نگاشت. با این اشاره همیشگی که تمامی آثار موسیقایی اورژینال من ، نوشتارها و کتاب شنیداری ام با نام "نوای من ، نوای سکوت آیینه هاست" و نوشتارها و آموزشها اینجانب ، رابعه رضوی علوی (عسل) ، را می توانید بر
 نشانی های رسمی ام بیابید و ببینید و بشنوید.
 
واریاسیون های 30 گانه سنفونی شماره 4 در می مینور اثر یوهان برامس(1885) که "تم نخستین "آن را در نوشتار پیشین بررسی کردم، به یکدگر پیوسته بوده و ساختاری" 8 میزانی" را با وزنی "3 تایی"، نشانگرند. برامس ،تم موومان را از "کانتات 150 باخ "برگرفته و نتی "کروماتیک" بر آن افزوده تا از بعد "هارمونیک و دراماتیک"، غنی تر به گوش رسد. واریاسیون های متنوعی از حیث حالتهای گوناگون آفریده که برخی شادمانه  و برخی دگر پرهیجان ترند. گاه واریاسیونها با حفظ عناصری از تم، نمایی تازه تر از آن را جلوه گر می شوند. واریاسیون های "یکم تا سوم" در" خطوط بالاتر یا میانی صدایی" شنیده می شوند. واریاسیون های"چهارم تا یازدهم"، بر خط "باس" قرار می گیرند و با "کنترملودی هایی با نوای زیرتر"، همراه شده و آنگاه  "واریاسیون 12 و واریاسیونهای پس از آن"،تم بر "خطوط بالایی ، میانی یا باس"، ظاهر می شود. موومان چهارم سنفونی چهارم برامس، 3 بخش بزرگتر و یک "کودا" دارد که با الگوی "ای - واریاسیون های یکم تا یازدهم"، "بی - واریاسیون های دوازدهم تا پانزدهم" و "ای پریم - واریاسیون های شانزدهم تا سی ام " و "کودا" نشان داده می شود. بخش "ای"، شتابان تر است و در "آوایینه مینور"، قدرتمند و استوارتر،از بخش "بی" شنیده می شود. بخش بی ، اندکی ملایم تر بوده، آرامش فزونتری یافته و ضرباهنگی آرام تر را نشانگرند .3 واریاسیون از 4 واریاسیون آن، آوایینه ای ماژور دارند.  "ای پریم" آن ، ضرباهنگی شتابان دارد ، با "آوایینه ای مینور" نشان داده می شود و ساختاری همانند " بخش ارائه تمها" می یابد. واریاسیون 16، همسان  "تم اصلی" بوده و آغازین قسمت از بخش ای پریم به شمار می آید. واریاسیون های "24 و 25"، بر پایه "واریاسیون های یکم و دوم" ساخته شده و بخشهای "ای ، بی، ای پریم"، زیرمجموعه واریاسیون ها بوده ، و "بافت و ملودی و ارکستراسیون و ضرباهنگی پیوسته و وابسته به یکدگر دارند". قسمت "کودا"، پرهیجان تر است و بار دگر موومان را با تم اصلی به وسیله سازهای "بادی چوبی و بادی برنجی"، آغاز می کند. در این هنگام است که با دور شدن از "ساختار ثابت 8 نتی"، فرمهای آزادانه تری برای تم استفاده می شود و تم دگرگون شده شتابان را نخست ترومبون ها و بادی چوبی ها و سپس همه سازهای ارکستر اجرا می کنند. موومان چهارم  سنفونی شماره 4 چنانکه گفتیم "آلگرو انرژیکو ای پاسیوناتو" بوده و تم و واریاسیونی با فرم "باس زمینه یا پاسکالیا" دارد و وزن های سه تایی 3/2 و 3/4 و "آوایینه ای مینور" را نشانگر است. این موومان با  2 فلوت، 2 ابوا، 2 کلارینت، 2 باسون، کنترباسون، 4 هورن، 2 ترومپت، 3 ترومبون، تیمپانی، ویلونهای اول و دوم، ویولاها، ویولونسل ها، و کنترباس ها ، اجرا می شود. قسمت ای، تم را  سازهای بادی برنجی و بادی چوبی نواخته و فورته و قوی، تمی "بالارونده" را در آوایینه ای "مینور" ارائه می کنند که ساختاری چنین خواهد یافت: در کلید سل ، با نشانه فا دیز در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 3/4: در میزان نخست، نت می سفید نقطه دار اکتاو ، فورته و قوی ، برای میزان دوم ، نت فا دیز سفید نقطه دار اکتاو، میزان سوم نت سل سفید نقطه دار اکتاو، میزان چهارم نت لاسفید نقطه دار اکتاو ، میزان پنجم نت لا دیز سفید نقطه دار اکتاو ، میزان ششم ، سی سفید نقطه دار اکتاو و میزان هفتم نت سی سفید نقطه دار (روی خط سوم) ، و میزان هشتم نت می سفید نقطه دار اکتاو ، نواخته می شوند .   
واریاسیون یکم را هورن ها با نوای غریوگونه تیمپانی ، فورته و قوی اجرا می کنند که تم اصلی با "نتهایی سنکوپ دار"
و "پیستیکاتوی ویلون ها" ، بدان، پاسخ می دهد . آنگاه، دی کرشندو می شود. واریاسیون دوم ، را "ابوا" مزو پیانو، و اندکی ملایم،و لگاتو و پیوسته، برابر "تم پیستیکاتوی ویولنسل ها" اجرا کرده و "مزو پیانو" و اندکی آرام تر ، ساز
 " فلوت" با آن همراه شده و کرشندو می گردد. "واریاسیون سوم"، را "بادی چوبی ها"، فورته و قوی و استاکاتو
 می نوازند و نوای بادی برنجی ها  و غریو تیمپانی، فورته و قوی ، نتها را اجرا می کنند .  
 خط ملودی "واریاسیون چهارم" ، را ویلون ها ، فورته و غزل آگین می نوازند. "تم " با "ویلونسل ها" و "کنترباسها" ارائه می شوند که شامل این نتهاست: کلید سل ، با نشانه فا دیز در ابتدای خطوط حامل کلید سل : (آرکو) میزان نخست شامل سی سیاه، می سیاه نقطه دار ، سی چنگ فورته "بن مارکاتو لارگامنته" ، میزان دوم شامل نت لا سیاه ، دو اکتاو سیاه نقطه دار ، ر چنگ ، میزان سوم، سی سیاه نقطه دار میانه زیر خط اضافه یکم، نت سی سیاه (روی خط سوم) ، می چنگ اکتاو ، میزان چهارم شامل ر دیز سیاه اکتاو، فا دیز سیاه اکتاو ، دو اکتاو چنگ، میزان پنجم، می اکتاو سیاه، سل سیاه اکتاو نقطه دار، دو دیز چنگ 2 اکتاو بالاتر،  برای میزان ششم نتهای سی سیاه نقطه دار سیاه اکتاو و سل چنگ اکتاو  و می سیاه اکتاو متحد با خط اتحاد به می چنگ اکتاو میزان هفتم است که  کرشندو می شود
نت دو چنگ اکتاو بکار و لا سیاه نقطه دار و فا دیز چنگ ، نیز در میزان هفتم اجرا شده و آنگاه نت ر دیز سفید و می سیاه در میزان هشتم می نوازند.
واریاسیون پنجم را "ویولون ها"، تغییر یافته و دگرگون شده برابر تم کنترباسها به گونه"پیستیکاتو" اجرا می کنند. آنگاه ملودی واریاسیون ششم را ویلونها، برابر "تم لگاتوی کنترباس ها" ممتد تا اوج ، ادامه می دهد تا با کرشندویی به واریاسیون هفتم رسد که خط ملودی ویلون ها ، فورته و قوی با نتهایی زیرتر، و ضرباهنگی نقطه دار و پر قدرت با الگویی ( کوتاه - کشیده - کوتاه - کشیده) ، نواخته می شود تا خط ملودی فرود آید و به واریاسیون هشتم رسد که نتهای شتابان ویلونها، فورته و قوی برابر کنترباس ها، اجرا می شوند و آنگاه "دی کرشندو" می گردند. واریاسیون نهم، با "افزوده شدن نامنتظر دینامیک"، همراه بوده و نوای ویلونهایی که شتابان تر و بی قرارتر، نتهایی را نواخته و آنگاه، با کاستن بی درنگ دینامیک، نوای بادی چوبی ها، در گامی پایین رونده و کروماتیک به گوش می رسند. واریاسیون دهم با آکوردهای ممتد ، پیانو و ملایم ، آغاز می شود که زهی ها می نوازند و بادی چوبی ها به آن نتها، پاسخ می دهند. واریاسیون یازدهم را ویلونها، پیانو و ملایم و با جملاتی استاکاتو اجرا کرده و "فلوت ها"، بسی ملایم و "پیانیسیمو"، با گامی "پایین رونده و کروماتیک" بیان می دارند. بخش بی، شامل واریاسیونهای دوازدهم تا پانزدهم بوده که در واریاسیون دوازدهم، خط ملودی گسترده لگاتو، برای "فلوت سولو"، ضرباهنگ کندتری را نشانگر است که با نوای زهی ها همراه شده و ملایم و پیانو، ملودی را فرودی آرام می بخشد و دی کرشندو می سازد. واریاسیون سیزدهم، با نتها و جملاتی که ساز "کلارینت "، ملایم و پیانو می نوازد ، آغاز و با "ابوا" پاسخ داده می شود. "زهی های بم"، ملایم و پیانو با آوایینه ای ماژور، با آنها همراه شده و آنگاه فلوت نتهایی را نواخته و حرکت پایین رونده نتهای ابوا ، موومان را به واریاسیون چهاردهم می رساند که "ترومبون ها"، بسیار ملایم و پیانیسیمو، آکوردهایی کندآهنگ را همراه زهی ها، نواخته و ساز هورن نتهای پایین رونده ای را اجرا می کند که به واریاسیون پانزدهم می رسند. در این واریاسیون ، ابوا و سازهای بادی برنجی، بسیار ملایم و پیانیسیمو، آکوردهایی کندآهنگ تر را همراه زهی ها نواخته و نتهای پایین رونده فلوت، "ریتارداندو" شده و آنگاه پس از سکوت واریاسیون پانزدهم ،  ای پریم از راه می رسد.
بخش ای پریم شامل واریاسیونهای شانزدهم تا سی ام بوده و در شانزدهمین واریاسیون، سازهای "بادی برنجی و بادی چوبی"، بسیار قوی و فورته سیمو، تم اولیه را با همان ضرباهنگ نخستین، در آوایینه ای مینور اجرا می کنند.
ویلون ها، با صدایی زیرتر، بسیار قوی و فورته سیمو، گامی پایین رونده را نواخته و واریاسیون هفدهم، با "ترمولوی زهی ها"، ملایم و پیانو، با صدای "مزو فورته - نیمه قوی" بادی چوبی ها ، همراه می شود. واریاسیون های هجدهم، 
را هورن ها و بادی چوبی ها، با صدای زیرتر، فورته و قوی، ملودی "اوج گیرنده" ای را کرشندو می کند.
واریاسیون نوزدهم، دربرگیرنده نوای ویلون ها، فورته و قوی، استاکاتوهایی را نواخته که  بادی چوبی ها، فورته و قوی بدان پاسخ می دهند. واریاسیون "بیستم"، را "ویلون ها و بادی برنجی ها" با نتهایی شتابان و استاکاتو ، اجرا می کند . برای واریاسیون بیست و یکم، نتهایی بالارونده و شتابان، توسط ویلونها ، فورته سیمو و قوی نواخته شده و با غریو تیمپانی، و پاسخ فورته سیموی ترومبون ها، همراه می شود. در واریاسیون بیست و دوم، با کاستن نامنتظر دینامیک، سازهای بادی چوبی ؛ جملاتی را استاکاتو می نوازند که "زهی ها"، بسیار ملایم و پیانیسیمو، با آنها، همراهی می کنند و واریاسیون بیست و سوم با افزایش ناگهانی دینامیک و نوای "هورن ها"، نتهایی "بالارونده" را اجرا کرده و آنگاه ، واریاسیون بیست و چهارم ، با نوای "تیمپانی"، و سازهای "بادی برنجی"، فورته سیمو؛ و بس قوی نواخته شده و سپس ، ویلون ها، فورته سیمو و بسیار قوی به آن پاسخ می دهند و تم در این واریاسیون ارائه می شود. به واریاسیون بیست و پنجم که می رسیم، " ترومولوی ویلون ها" ، با نتهایی زیرتر، فورته سیمو و بسیار قوی، به گوش می رسد و نتهای "لگاتوی" خط ملودی گاه با "آکوردهایی تکرار شونده" ، متوقف می شود و بسیار قوی و فورته سیمو ارائه می گردد.
واریاسیون بیست و ششم، با کاستن ناگهانی دینامیک، و اجرای خط ملودی به وسیله "هورن ها"، که نوایی ملایم و پیانو را نشانگر است، و نتهایی که "ابواها" و "ویولاها"، ملایم و پیانو، امتداد می بخشند، همراهی شده و آنگاه بیست و هفتمین واریاسیون، با نوای آه مانند بادی چوبی ها، ملایم و پیانو اجرا شده و زهی ها جملاتی روان و سیال را در همراهی با سازهای بادی چوبی می نوازند. واریاسیون بیست و هشتم، با صدای سازهای "بادی چوبی" ، و نتهایی زیرتر، آغاز می شود که موزون و خوش آهنگ ، با نوای ملایم و پیانوی زهی ها، همراه می شود. آنگاه واریاسیون بیست و نهم را ساز فلوت با عباراتی اوج یابنده، نرم و ملایم، نواخته و زهی ها، پیستیکاتو، و ویلون ها، لگاتو ، با آن همراهی می کنند.واریاسیون پایانی یا سی ام،با افزایش ناگهانی دینامیک همراه بوده و ویلونسل ها  و ویلون ها، نتهایی پایین رونده را نواخته و کرشندو می کنند. غریو تیمپانی به گوش می رسد و آنگاه، ضرباهنگ ، آرامتر و کندتر می شود و به قسمت "کودا" می رسد. کودا در قسمت ای ، با سازهای بادی برنجی و بادی چوبی ، بسی قوی و فورته سیمو،نواخته می شود که تم را ارائه می کنند. ضرباهنگ تندتر می شود و سازهای بادی چوبی با نتهایشان به آکوردهای سازهای بادی برنجی پاسخ می دهند. بخش "بی" کودا را "ترومبون ها"، بسیار قوی و فورته سیمو اجرا کرده و "تم بالارونده" ، شتابان تر و استاکاتو، بیان می شود و غریو تیمپانی نیز به گوش می رسد که چنین ساختاری خواهد داشت:
در کلید سل با نشانه فا دیز در ابتدای خطوط حامل، برای میزان نخست، نت لا سیاه روی خط دوم اضافه پایین و سی سیاه زیر خط اضافه یکم، برای میزان دوم نتهای دو سیاه میانه، دو سیاه میانه، ر سیاه ، برای میزان سوم ر دیز سفید نقطه دار که با خط اتحاد به ر سیاه میزان چهارم پیوسته است و پس از آن نیز ، سکوت سیاه و سکوت سیاه بر میزان چهارم نهاده می شود . آنگاه قسمت سی ، را ویلون ها، پیانو و ملایم، نواخته و کرشندو می سازند. قسمت دی را سازهای بادی چوبی ، فورته و قوی ، اجرا کرده و تم بالارونده و شتابان، بوسیله سازهای ارکستر نواخته شده و فورته سیمو  و بس قوی به گوش می رسد. سپس ارکستر ، تم پرشتاب را فورته و قوی اجرا و آنگاه با آکوردهایی "پرتوان"، پایان می بخشد.
"رکوییم آلمانی" اثر یوهان برامس به سال 1868 ، یکی از آثار "کرال - رمانتیک مهم" قرن نوزدهم است که شهرت و محبوبیت برامس را به عنوان آهنگسازی پیشگام ، تثبیت می کند . او 34 ساله است که "رکوییم 7 موومانی آلمانی " خویش را می سازد. این اثر برای "تکخوانان گروههای صدایی سوپرانو و باریتون" نوشته شده است و "ارکستر " نیز نوای آنان را همراهی می کند. برامس این رکوییم را با بهره گیری از "ترجمه آلمانی لوتر از کتاب مقدس" می سازد. این چنین است که رکوییم آلمانی از رکوییم "لاتین" یا همان "مس"( برای آمرزش از دنیا رفتگان) که در آثار موتسارت از جمله دی یس ایره ، از آن استفاده می شد، متمایز می گردد. موومان چهارم رکوییم آلمانی یوهان برامس، غزل آگین و دلپذیر ( لیه بلیچ) بوده و بخش پر هیجان تر در عباراتی چون "جان مشتاق و کاهیده من "، ضرباهنگی شتابان یافته و با بافتی پلی فونیک و تقلید شونده، به گوش می رسد.موومان چهارم یکی از زیباترین بخشهای موسیقی آوازی او را نشانگر است. او که آثار آوازی باخ و هندل را استادانه رهبری می کند ، کنون با "استفاده از رنگهای متنوع صوتی" در بخش آوازی ، بس غنی و پرمایه،به تناسب و به تناوب ، بافتهایی "پلی فونیک " و "هوموفونیک" می بخشد. موسیقی را"همسرایان و همخوانان" و "ارکستر" اجرا کرده و نتهای بخش مقدمه به وسیله بادی چوبی ، با عباراتی "پایین رونده" و نتهایی زیرتر، نواخته شده و با وارونه شدن این حرکت، آواز "سوپرانوها"، با نتهایی "بالارونده"، آغاز می شوند که ساختاری چنین دارد: 
در کلید سل ، با نشانه های "سی بمل، می بمل ، لا بمل"، در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 3/4( بادی چوبی ها): در میزان نخست ، نت لا بمل سیاه اکتاو پیانو و ملایم متصل با خط اتصال به نت فا سفید اکتاو ، که شیرین و "دولکه " نواخته می شود و  در میزان دوم جای دارد و نیز می بمل اکتاو سیاه را در میزان دوم، و ر سیاه اکتاو و دو اکتاو سیاه و لا بمل سیاه را در میزان سوم اجرا می کنند که خط اتصال بر آن، پایان می پذیرد. میزان چهارم شامل سل سفید متصل با خط اتصال به نتهای لا سیاه میزان چهارم و سی بمل سفید میزان پنجم است که خط اتصال بر آن ، پایان می یابد. 
در مقابل ،"سوپرانوها"، با کلید سل و نشانه های "سی بمل، می بمل، لا بمل" در  ابتدای خطوط حامل،3/4: در میزان نخست نت می بمل سیاه( ویه) را ملایم و پیانو خوانده و نت سل سفید ( لیه ب ) و نت لا بمل سیاه ( لیچ) را در میزان دوم می خوانند. آنگاه در میزان سوم نت سی بمل ( سیند) و دو اکتاو سیاه ( دی ) و می بمل اکتاو سیاه ( نه)  و در میزان چهارم نت فا سفید اکتاو ( وه) و می بمل سیاه اکتاو ( نون)، و در میزان پنجم ر سفید اکتاو (گن)، توسط خوانندگان سوپرانو اجرا شده و دیری نمی گذرد که دومین ایده موسیقایی با نتهای کشیده تر ویلونها ،ارائه می شود که خوانندگان تنور نیز همین نتها را تقلید می کنند ، که ساختاری چنین دارد : در کلید سل، با نشانه های سی بمل، می بمل، لا بمل، در ابتدای خطوط حامل، نت فا سیاه ( ویه) ملایم و پیانو توسط تنورها در میزان نخست خوانده می شود. ر اکتاو سفید نقطه دار ( لیه ب ) متصل با خط اتصال به نت دو اکتاو سفید نقطه دار میزان دوم اجرا می شود که با خط اتحاد به نت دو سیاه اکتاو میزان سوم ،پیوسته است. آنگاه نت لابکار سفید ( لیچ) و سی بمل سیاه ( سیند) ، در میزان چهارم خوانده می شود و در میزان پنجم، نت دو اکتاو سیاه متصل با خط اتصال به ر سیاه اکتاو ( دی) با کرشندویی به نت می بمل سیاه اکتاو ( نه ) می رسد. میزان ششم دربردارنده نتهای فا سفید اکتاو ( وه) بوده که به نت ر بمل سیاه اکتاو ( نون)، 
دی کرشندو شده و در میزان هفتم نت سی بمل سفید ( گن) ، خوانده می شود.
سازهای بادی چوبی ، ملایم و پیانو ، نتهایی را پایین رونده اجرا کرده و با ورود خوانندگان سوپرانو نتها "بالارونده" می شود و این نتهای بالارونده را کمی دیرتر، سازهای بادی چوبی ، تکرار می کنند. ویلونها با نتهای زیرتری ، تم را  
کشیده تر ، نواخته و خوانندگان تنور و باس و سوپرانو آن  را تقلید می کنند و با تاکید بر واژه "دلپذیر یا لیه بلیچ"، در عبارت "وه چه دلپذیرست ، منزلگه تو "، به پیستیکاتوی زهی های می رسانند. آنگاه با ورود "کر" ، عبارت"جان مشتاق و کاهیده" به وسیله خوانندگان سوپرانو، آلتو، تنور و باس ، تقلید شده و نتهایی شتابان تر، تا دینامیک فورته و قوی ، کرشندو می شوند. آنگاه در بخش "هوموفونیک" با همراهی نتهایی "پیستیکاتو" و طنین ملودی اجرایی ساز ابوا که ملایم و پیانو به گوش می رسند در بارگه خداوندگار، با نتهای  اکسان دار زهی ها عبارات " زندگانی روح و جان" را تکرار می کنند. آنگاه ویلون ها و سازهای بادی چوبی ، ملایم و پیانو ، با عباراتی پایین رونده ، زمینه را برای ورود خوانندگان سوپرانو فراهم می آورد که این خوانندگان با نتهایی بالارونده، نرم و پیانو ، عبارت" چه دلپذیر است منزلگه تو" را اجرا می کنند. سازهای بادی چوبی با نتهایی بالارونده، که ویلونها ، نیز در محدوده صدایی زیرتری با اجرای تم با نتهایی کشیده تر، همرهی می کنند، عبارت خوشا آنان که ساکن منزلگه تویند را که کر ملایم و پیانو و با نتهای کشیده ، می خواند ، از ره می رسد و آنگاه با تقلید فوگ مانند گسترده ای ، ضرباهنگ ، شتابان تر می شود و فورته و قوی، استاکاتوی زهی ها را به گوش می رساند که "در کار اجرای عبارت آنان که جاودانه تو را می ستایند" بوده و دیری نمی گذرد که با کاستن ناگهانی دینامیک ، ملایم و پیانو و با نواهایی بم تر ، پردامنه، واژه "جاودانه" خوانده شده و آنگاه سازهای بادی چوبی ، نتهایی را می نوازند که خوانندگان " سوپرانو، آلتو، تنور و باس"، ملایم و پیانو، تقلید می کنند و با تکیه بر واژه "دلپذیر"، و عبارت "چه دلپذیر است منزلگه تو"، با اوجی تا دینامیک فورته و قوی ، آرام آرام ، به فرودی نرم و ملایم می رسانند که پایان بخش این موومان و رکوییم بوده که ارکستر ، آن را نواخته و به فرجام می رساند.
****************************************
"جوزپه وردی"( 1813 - 1901) یکی از آهنگسازان بنام دوره رمانتیک، در فاصله قرن نوزدهم تا آغاز قرن بیستم میلادی است که در دهکده کوچکی در ایتالیا زاده می شود. ده ساله است که رهسپار شهر "بوستو" می شود تا "تحصیل موسیقی " کند و کیلومترها تا کلیسا با پای پیاده ره می پیماید تا تنها و تنها در کلیسا ، ارگ بنوازد. حامی و نجیب زاده ای زین میانه از ره می رسد و تمامی مخارج آموزشی او را عهده دار می شود . 22 ساله است که به بوستو باز می گردد تا سرپرست موسیقی این شهر شود. سه سال پس از آن، با نخستین اپرای خویش با نام" ابرتو"(1839) به میلان باز
می گردد تا در "لا اسکالا" مهمترین خانه اپرای ایتالیا ، این اثر را به اجرا در آورد. اما این اجرا به واسطه مرگ همسر و دو فرزندش  ناتمام می ماند تا دوسال بعد آن را سرانجام تمام کند. او آنگاه "لیبرتویی " را دستمایه " اپرای ناباکو"(پادشه بابل ) می سازد که ملودی دل انگیزش ( آه سرزمین زیبا و ویران من) در اپرای ناباکو به سرود ملی آزادیخواهان ایتالیایی مبدل می شود . او و اپراهایش نماد روح قهرمانان آزادیخواه ایتالیایی شده و روح ایتالیا با نام جوزپه وردی رخشان تر ، با واژه هایی چون " ویتوریو امانوئله ، شاه ایتالیا"، جلوه می کند. اواخر سی و چهل سالگی اش، 3 اپرای مشهور " ریگولتو"(1851)، اپرای "ایل تروواتوره"(1853) و اپرای "لاتراویاتا"(1853) که شهرتی عالمگیر یافت را می سازد. جوزپه وردی را یکی از والاترین اپرانویسان ایتالیایی رمانتیک می دانند که روح آزادیخواهی در تمامی آثارش در معنای دقیق واژه؛ موج می زند. او کمی دیرتر، به نمایندگی مجلس اول ایتالیا انتخاب شده و اپرای بسیار مشهور "آیدا"( 1871) را به بهانه "بازگشایی کانال سوئز" می سازد. سال 1887 است که مشهورترین اپرایش یعنی "اتتلو" را در هفتاد و سه سالگی ، خلق می کند و دیری نمی گذرد که در هفتاد و نه سالگی اپرای کمدی "فالستاف"(1893) را در واپسین سالهای قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم می آفریند. آثار او را جذاب، نوین، تازه و دارای مضامینی پرشور دانسته  و در "آریاهایش "، "تنوع حالت ، طنز کنایی و خشم" ، به تناسب موضوع درست و کوتاه ، به روشنی حس می شود. آثاری جدی که پایان خوش و شادمانه نداشته و ضرباهنگ شتابان و موسیقی پرتوان آن نمایانگر شخصیتهای با احساسات چندگانه از عشق و حسد و ترس بوده اند. او قهرمانان را به "موقعیتهای دراماتیکی" همراه می سازد که زنده و روشن در موسیقی ، به تصویر کشیده می شوند. ملودی های آوازی او ، اساس آثار "اپرایی اش " را ساخته و در این اپراها، دوئت  یا تریوها، و نیز کوارتت ها، به طور جداگانه به تمامی شخصیت ها ، پرداخته تا تمامی حسهای او را در قالب همسرایی  کولیان و کاهنان مصری یا راهبان، نمایان سازد. سبک موسیقی وردی، منعطف و لطیف و متفاوت از دگران، و دارای "پیوستگی موسیقایی افزونتر " بوده و "با استفاده کمتر از مکث ها و ایستایش ها" ، و "کاستن از تفاوتهای آریا و رستیتاتیف" نمایی متفاوت از این آثار ارائه می کند که دارای "ارکستراسیونی نوآورانه " بوده و در آثار متاخر، بسیار خلاق و پوینده به گوش می رسند. او اپراهای باشکوهی چون " اپرای آیدا" را آفریده که آکنده از "باله ها، همسرایی ها و صحنه پردازیهای زیبا" ، بس دلنواز ساخته شده اند. نیز "لیبرتوهای اپراهای اتتلو و فالستاف"، با "نمایشنامه های شکسپیر " همراز و همطراز است که متن آنها را "آریگو بویتو" ، لیبرتو نویس ، آفریده است.او بهترین اپرای خویش را در 73 سالگی می سازد که موسیقی پرحس و پرتوانش ، اثری تمام عیار را نشانگر است که در "اپرای اتتلو" او تجلی می یابد و گاه از بعد "تغزل و قدرت بیان دراماتیک"، همسان و همپای نمایشنامه شکسپیر بوده و دگر اثرش ، "فالستاف" نیز "اپرایی کمیک ، آکنده از طنز و خیال و رخشندگی"است.
در نوشتار دگر، اثر "ریگولتو"(1851) جوزپه وردی را تحلیل موسیقایی و نت خوانی
می کنم . آنگاه مقدمه ای بر موسیقی و آثار آهنگساز مهم دوره رمانتیک، "جاکومو پوچینی" (1858 - 1924)، خواهم نگاشت.
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
           

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک- بخش پانزدهم - نویسنده و آموزگار: رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٥
 
موسیقی و هنر دوره رمانتیک - بخش پانزدهم
نویسنده ،گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
2017، ایران، تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر: راجر کیمی ین
درود بر یاران .
در نوشتار حاضر موومان چهارم سنفونی دنیای نو اثر دورژاک را تحلیل موسیقایی و نت خوانی می کنم . آنگاه مقدمه ای بر آثار "یوهان برامس" ، آهنگساز دوره رمانتیک و اثر مشهورش ،"سنفونی شماره 4 در می مینور" خواهم نگاشت.
با این اشاره همیشگی که تمامی آثار موسیقایی اورژینال من و نوشتارها و آموزشهای اینجانب ، رابعه رضوی علوی (عسل)، یکتا سازنده و پدید آورنده آثارم، را می توانید تنها و تنها بر نشانی رسمی ام بیابید، ببینید و بشنوید.
 نغمه دوم موومان سوم سنفونی دنیای نوی دورژاک ، با نت های "تریل " خوش آهنگی ، آراسته شده است  که این نتهای آراینده را سازهای "بادی چوبی و ویلونها " از جمله اینگونه می نوازند :  در کلید سل با نشانه "فا دیز" در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 3/4 :  برای میزان نخست نت دو سیاه  2 اکتاو بالاتر روی خط اضافه دوم بالای حامل، استاکاتو و مزو فورته ( نیمه قوی) و برای میزان دوم نت سی چنگ اکتاو متصل با خط اتصال به سل چنگ 2 اکتاو بالاتر ( روی خط چهارم اضافه بالای حامل کلید سل ) و سی چنگ اکتاو از یک سو و نیز سکوت چنگ ، لا چنگ اکتاو و سکوت چنگ از سویی دگر در میزان دوم ، برای میزان سوم ، نت سل اکتاو سفید نقطه دار "تریل " ، برای میزان چهارم نت فا دیز چنگ اکتاو متصل با خط اتصال به نتهای ر 2 اکتاو  بالاتر چنگ ( بالای خط دوم اضافه بالای حامل کلید سل) و نت فا دیز چنگ اکتاو از یک سو و سکوت چنگ و می اکتاو چنگ و سکوت چنگ ، از سویی دگر در میزان چهارم  و نت ر سفید اکتاو نقطه دار "تریل" برای میزان پنجم نغمه دوم موومان سوم نواخته می شود. با اجرای دگربار بخش "اسکرتسو"( ای) ، نوبت به زهی ها می رسد که "ترومولویی دراماتیک" ، اجرا کنند تا به بخش کودا ره یابند. "سازهای بادی چوبی" ، "موتیف اسکرتسو" را ملایم و پیانو ،  می نوازند تا با این نتها به نوای هورن ها که "موتیف آرپژ را بس قوی و قدرتمند" اجرا می کنند،  پاسخ  دهند. موومان رفته رفته رنگ خاموشی به خود می گیرد و با آکوردی بس قوی ، پایان می پذیرد. 
موومان چهارم، "آلگرویی پر هیاهو یا آلگرو کن فوکو" است که "فاینال" سنفونی دنیای نو دورژاک را بس پرشکوه و پر قدرت با "فرمی سونات" ، نمایانگر است. این موومان ، به گونه ای جمع بندی موومانهای یکم تا سوم نیز به شمار می آید  که در آن "تمهای موومان فاینال " و "موتیف های هر 3 موومان" همره یکدگر به بخش  پایانی این سنفونی ره می گشایند. موومان چهارم با مقدمه ای که "سازهای زهی " بیان می دارند، و اجرای "تم نخست " بس پرهیاهو و مارش گونه  با "هورن ها و ترومپت ها" آغاز شده و این تم بسیار مشهور با نتهایی چنین نواخته می شود : در کلید سل ، با نشانه "فا دیز " در ابتدای خطوط حامل کلید سل ، 4/4، "آلگرو کن فوکو":  برای میزان نخست، نت می سفید موکد و "فورته سیمو" ( بسیار قوی) ، و فا دیز سیاه استاکاتو و سل سیاه استاکاتو در همین میزان، برای میزان دوم ، نتهای فا دیز سیاه نقطه دار موکد ، می چنگ ، می سفید ، برای میزان سوم نتهای می سفید ، ر سیاه ،سی چنگ - ر چنگ ، برای میزان چهارم نتهای می سفید نقطه دار موکد و می سیاه ، برای میزان پنجم نتهای می سفید موکد و فا دیز سیاه استاکاتو و  سل سیاه استاکاتو ، برای میزان ششم نتهای فا دیز سیاه نقطه دار موکد و می چنگ و می سفید ، برای میزان هفتم نتهای می سیاه و تریوله ( سل چنگ - می چنگ - سل چنگ با نشانه عدد 3 یا تریوله بالای این سه نت)، سی سیاه و سی سیاه میانه زیر خط اضافه نخست پایینی ، و برای میزان هشتم نت می سفید "فورته سیمو" متحد با خط اتحاد به نت می چنگ، نواخته می شوند.
دیری نمی گذرد که ساز "کلارینت سولو"، "تم دوم" را  بس دلاویز و عشق آفرین ، بیان داشته و این نوا، با صدای "کنتر ملودی " ویولونسل ها با نتهایی کوتاهتر، همراه می گردد  که ساختاری چنین خواهند داشت:
در کلید سل ، با نشانه فا دیز در آغاز خطوط حامل کلید سل، 4/4 : خط بالاتر ملودی شامل نوای کلارینت ها در میزان نخست نتهای می سیاه اکتاو متحد با خط اتحاد به می سیاه اکتاو - می سیاه اکتاو را اجرا می کند و در بخش پایین تر سکوت گرد حکمفرماست. دینامیک پیانو و ملایم این میزان  به نوایی فورته و قوی ، کرشندو می شود و در میزان دوم بخش بالاتر ، نتهای می سفید نقطه دار اکتاو متصل با خط اتصال به ر سیاه اکتاو میزان دوم و همه نتهای میزان سوم  را نواخته در حالی که سکوت  گرد ،  در بخش پایین تر صدایی نهاده شده است و دینامیک نیزهمچنان فورته بوده و کرشندو می شود . میزان سوم ، در ادامه خط اتصال میزان دوم در بخش بالاتر شامل نتهای لا سیاه اکتاو - فا دیز سیاه اکتاو - ر سیاه اکتاو و دو سیاه اکتاو بوده  که خط اتصال بر آن پایان می یابد و در بخش پایین تر ، سکوت گرد نهاده شده، دی کرشندو می گردد. نتهای میزان سوم شامل دو سیاه اکتاو - متصل با خط اتصال به سی سیاه و  ر اکتاو سفید متحد با خط اتحاد به رسفید نقطه دار میزان چهارم در بخش بالایی است که خط اتصال نیز بر همین نت میزان چهارم ، پایان می یابد. اما زیر این نتها در بخش پایینی میزان سوم ، سکوت سفید و سکوت سیاه نهاده شده و آنگاه "ویولونسل ها" پس از سکوت سیاه میزان سوم تریوله ( ر چنگ اکتاو پایین تر روی خط اضافه چهارم پایینی زیر خطوط حامل کلید سل متصل با خط اتصال به  سل چنگ اکتاو پایین زیر خط اضافه دوم پایینی  و سی چنگ میانه زیر خط اضافه یکم پایینی با عدد 3  نشانه تریوله بالای این نتها)  میزان سوم و  نت ر چنگ نقطه دار میزان چهارم در بخش پایینی است که خط اتصال بر آن پایان یافته و با دینامیک مزو فورته و نیمه قوی اجرا شده و کرشندو می گردد و  نیز نتهای سی دولاچنگ متصل با خط اتصال به ر چنگ نقطه دار و لا دولاچنگ  روی خط دوم اضافه پایینی متصل با  خط اتصال به  ر چنگ و  سل دولاچنگ زیر خط اضافه دوم پایین خطوط حامل کلید سل اجرا می شوند .
تم سوم موومان چهارم ، رقص گونه و عامیانه و با "فیگوری سه نتی " پایین رونده  همانند نغمه ( تری بلایند مایک یا 3 موش کور ) به پایان می رسد که در بر گیرنده این نتهاست : در کلید سل، با نشانه  فا دیز در ابتدای خطوط حامل کلید سل ، برای میزان نخست، نت سل اکتاو سیاه نقطه دار متصل با خط اتصال به نت سی چنگ  ( فورتیسیمو)  و لا سیاه نقطه دار اکتاو متصل با خط اتصال به سل چنگ اجرا شده ، برای میزان دوم ، نت لا سیاه نقطه دار اکتاو متصل با خط اتصال به نت دو 2 اکتاو بالاتر چنگ و نت سی سیاه نقطه دار اکتاو متصل با خط اتصال به لا چنگ اکتاو در همین میزان و برای میزان سوم، نت آراینده لادیزچنگ اکتاو کوچکتری متصل با خط اتصال به سی چنگ اکتاو استاکاتو ( اف - زد) ، سی چنگ اکتاو  استاکاتو، سی چنگ اکتاو استاکاتو ( اف - زد)، سی چنگ اکتاو استاکاتو و سی چنگ اکتاو استاکاتو( اف - زد)  و سی چنگ اکتاو استاکاتو و لا دیز چنگ اکتاو آراینده به شکل چنگ کوچکتر متصل به نت سی چنگ اکتاو استاکاتو ( اف - زد) و نت سی چنگ اکتاو استاکاتو بوده و میزان چهارم نیز شامل نت سی اکتاو چنگ و سکوت چنگ و سی بکار چنگ اکتاو و سکوت چنگ و سی سفید در میزان چهارم خواهد بود . این فیگور سه نتی شادمانه ، با سازهای بم و زیر ، و "واریاسیون هایی شاداب" ، آراسته می شود. در بخش گسترش تمها، "موتیف های موومانهای یکم تا سوم"، دگر بار اجرا شده و تغییر یافته ارائه می شوند. فلوت و کلارینت ها ، "ملودی لارگو همره تم مارش موومان فینال " اسکرتسو را اجرا کرده و با کرشندویی به قسمت "ارائه دگربار تمها " می رسانند. در قسمت ارائه مجدد تمها، تم " مارش مانند" را سازهای بادی برنجی بس قوی و قدرتمند اجرا کرده و با دینامیکی یکسان به " بخش کودا" می رسانند  که پرشکوه و پیروزمندانه است.
*******************************************
" یوهان برامس " ( 1833 - 1897) ، از آهنگسازان مهم دوره رمانتیک است که "تعاریف تازه تری از فرمهای کلاسیک را در دوره رمانتیک موسیقی پایان قرن نوزدهم  در یک قدمی قرن بیستم" ارائه می کند. او زاده "هامبورگ" آلمان است. تا سیزده سالگی در وضعیت معیشتی نه چندان مناسبی ، به فراگیری " تئوری موسیقی و آهنگسازی و نوازندگی پیانو" می پردازد. بیست ساله است که به دیدار " شومان " و " لیست"، آهنگسازان رمانتیک هم عصر خویش می شتابد و زین میانه با "شومان"، یار و همراه صمیمی تری در آینده ای نه چندان دور می شود. شومان و همسرش کلارای گرانقدر، هر دو شیفته موسیقی برامس می شوند و شومان  در "مجله موسیقی " خود از او به عنوان  پیغام آور موسیقی بلند مرتبه این زمانه یاد می کند و با حمایتهای معنوی شومان است که برامس ، شهرت و محبوبیت فراوان نیز شنوندگان خویش یافته و در صدد ساختن آثار تازه تر است که شومان ، بیمار می شود و  عملا برامس سرپرستی کلارا و 7 فرزند او را عهده دار می شود . او  در اندیشه "رهبری ارکستر فیلارمونیک هامبورگ " است ، اما به این شغل به او واگذار نمی شود. سرانجام از زادگاهش ، رهسپار "وین" می شود و 35 سال پایانی عمر را در همین شهر اقامت می گزیند. در وین ، آثار "باخ"،" هندل" و "موتسارت" را رهبری می کند. او دانش و بینش ژرف نگرانه ای به آثار پیشینیان داشته و آن آثار را "معیار سنجش ساخته های خویش " قرار می دهد . به ویژه شیفته آفریده های بلند مرتبگانی چون "بتهوون" و "باخ " بوده و از جمله برای ساخت یک سنفونی بیش از 20 سال تمام ، زمان صرف می کند  تا در 43 سالگی آن را کامل کند. سال 1879 است که موفق به دریافت " دکترای افتخاری دانشگاه برسلو با عنوان سرآمد هنرمندان و اساتید این عصر" می شود که بس مورد انتقاد" ریچارد واگنر" قرار می گیرد. این دو آهنگساز در دو مسیر متفاوت آهنگسازی می کنند. برامس با "استفاده از فرمهای سنتی تر" و واگنر " ساختار شکن و درام گونه و نوآورانه " موسیقی می سازد. برامس به سال 1896 ، برای بیان اندوهش از مرگ " کلارا شومان"، اثر " چهار آواز جدی" را بر پایه متون مقدس ساخته و خود نیز یکسال بعد ، پس از اجرای "سنفونی چهارم " خویش در مارس 1897 ، دیده از جهان موسیقی و هنر ، فرو می بندد. او در همه فرمهای متداول ، به جز "اپرا"، به آفرینش اثر پرداخته که از آن جمله می توان به " چهار سنفونی" ،" دو کنسرتو پیانو"، " یک کنسرتو ویلون"، " آثار کوتاه پیاانویی" و "200 آواز " ،" چند کرال زیبا" همچون " رکوییم آلمانی "( 1868) ، 22 اثر برای ترکیب سازهای مختلف همچون: " سونات ویلونسل و پیانو"( اپوس 38 و اپوس 99) ، "تریو برای ویلون و هورن و پیانو "( اپوس 40)  و " کویینتت برای کلارینت و سازهای زهی "( اپوس 115) ، اشاره کرد. سبک شخصی برامس در تمامی ساخته های او به گوش می رسد اما تاثیر آثار "دوره کلاسیک " و سرآمدانی چون"هایدن " و " موتسارت " و "بتهوون " بر او انکار ناپذیر است. او شیفته فرمهای  کلاسیک در دوره رمانتیک بوده و با هارمونیک های خاص او در موسیقی سازی ، باید بی شک او را یکی از برترین آهنگسازان  در فرم "تم و واریاسیون" پس از "بتهوون بزرگوار" دانست. اصولا "واریاسیون های برامس" ، ساختاری یکسان در تم اولیه دارد که بس متفاوت و تازه تر از دگران، آنها را دستخوش دگرگونی می کند.  او از بیشینه حالات موسیقی از جمله "  بیان حسی  پر حرارت و غزل گونه " تا "خزان آلود و رنج کشیده"  بهره گرفته و این تغزل حتی با بافت " پلی فونیک" پیچیده آثارش نیز عجین است. موومانهای او همچون خطوط ملودی منسجمی است که نوآوارانه و با پیچیدگی فراوان بافتهایش ، بس تازه و جاری و روان به گوش می رسند . او "ضرباهنگ های دارای ریتمیک متضاد" را با قرار دادن ضربهای گوناگون برابر هم استفاده می کند و برای نمونه در یک ضرب میزان  برای یک ساز، 2  نت و برای ساز دگر در همان ضرب همان میزان ، 3 ضرب استفاده می کند که این الگو  و تکنیک را "2 بر 3" گویند و در موسیقی برامس به وفور ، یافت می شود . نیز از "سنکوپ ها " و "عبارات نابرابر و نامتعارف و وزنهای پیچیده " نیز غفلت نکرده است. "رنگ صوتی" غنی و پر شکوهی را با ترکیب سازهای گوناگون از جمله " نوای دلنواز سازهایی چون ویولا و کلارینت و هورن های قدیمی تر به جای هورن های دریچه دار جدیدتر"، پدیدار ساخته و با استفاده از
 " تکنیک مهم مضاعف ساختن ملودی با نتهای فاصله سوم یا ششم" ، که دو ساز یا بیشتر در فاصله سوم یا ششم  از هم می نوازند، آثاری بس استوار را استادانه و ماندنی تر از دگران همعصر خویش ، خلق می کند.
 کنون یکی از ساخته های مهم  یوهان برامس، "سنفونی شماره 4 در می مینور ، اپوس 98" (1885) را بررسی
 می کنم. این سنفونی به فاصله سالهای 1884 تا 1885 در شهر "مورتسزوشلاگ اتریش" ، آفریده شده و نخست بار در سال 1886 در وین  و  پس از او ، در سال 1897، این اثر با "ارکستر فیلارمونیک وین" ، بس ستودنی ، اجرا می شود . این سنفونی برامس ، بس غزل آگین، حزین، خزانی است و در موومان نخستین، با "فرمی سونات"، ارائه می گردد. تم اولیه گسترش یافته تا دو عبارت نخست، با نتهای کشیده تر، به "بخش ارائه دگربار تمها" ، رسند. موومان دوم بر پایه دو تم آوازمانند ، نواخته می شود که در بخش ارائه دگربار ، با ارکستراسیونی نوین، نمایانده می شوند و موومان سوم، اسکرتسویی شتابان با "فرم سونات" را نشان می دهد. اما موومان چهارم که گسترده ترین این موومانهاست، آلگرویی پر قدرت و  پرهیجان یا ( آلگرو انرژیکو ای پاسیوناتو) در نقطه اوج سنفونی چهارم برامس ، با "فرم تم و واریاسیون " با ساختاری برگرفته از فرم باس باروک ( پاسکالیا) که پیشینیان چون" باخ" در "کروسیفیکسوس"  و "پورسل " در "مرثیه دیدو" از آن استفاده می کنند، ساخته شده است. استفاده از فرمی چنین سنتی در دوره رمانتیک از سوی برامس نشانه شیفتگی او به فرمهای قدیمی تر است . موومان چهارم سنفونی چهارم یوهان برامس در آوایینه "می مینور" با "یک تم و 30 واریاسیون و یک کودای گسترده" ساخته شده که در آن نوای "سازهای بادی چوبی و بادی برنجی " به معرفی تم موقر و متین "8 نتی" آن پرداخته که  این نتها تا "کادانس موومان"، با روندی یکسان ، حرکت بالارونده خواهند داشت و از جمله اینگونه اند: در کلید سل با نشانه فا دیز ، در آغاز خطوط حامل کلید سل، 3/4: برای میزان نخست، نت می سفید نقطه دار  اکتاو فورته،( آلگرو انرژیکو ای پاسیوناتو) ، برای میزان دوم ، نت فا دیز سفید
 نقطه دار اکتاو ، برای میزان سوم نت سل سفید نقطه دار اکتاو، برای میزان چهارم نت لا سفید نقطه دار اکتاو و برای میزان پنجم نت لادیز سفید نقطه دار اکتاو و برای میزان ششم نت سی سفید نقطه دار اکتاو و برای میزان هفتم نت سی سفید نقطه دار و برای میزان هشتم نت می سفید نقطه دار اکتاو را اجرا خواهند کرد.
در نوشتار دگر، " واریاسیون های 30 تایی موومان چهارم سنفونی شماره 4 در می مینور" اثر یوهان برامس ، نیز "رکوییم آلمانی" (1868) او را تحلیل موسیقایی و نت خوانی خواهم کرد. آنگاه مقدمه ای بر موسیقی و آثار "جوزپه وردی" آهنگساز مهم دوره رمانتیک خواهم نگاشت.
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک- بخش چهاردهم -نویسنده و آموزگار: رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٤
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش چهاردهم
نویسنده و گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
2017، ایران، تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر: راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در این نوشتار "موومانهای یکم تا سوم سنفونی شماره 9 اثر آنتونین دورژاک (دنیای نو - 1893)" را تحلیل موسیقایی و نت خوانی می کنم. با این اشاره همیشگی که نوشتارها و آثار اورژینال موسیقایی و آموزشهای مرا تنها و تنها بر نشانی های رسمی اینجانب، رابعه رضوی علوی (عسل)، پدید آورنده و سازنده تمامی این آثار بیابید، ببینید و بشنوید.
گفتیم که موومان یکم را  سازهای زهی، در بخش ای  قسمت دوم،"فورتیسیمو" نواخته و آنگاه  با نوای تیمپانی، بادی چوبی ها و هورن ها نیز فورتیسیمو ، همراهی می کنند. قسمت بی ، بخش دوم را نیز ویلونسل ها و کنترباسها، بسی ملایم و پیانیسیمو، نواخته و قسمت سی بخش دوم را سازهای بادی چوبی با نوایی زیرتر برابر سازهای بم تر، می نوازند و "موتیفی باس" اجرا می گردد. در قسمت دی بخش دوم،همه سازهای ارکستر، نتها را کرشندو ساخته و نوای پر خروش تیمپانی در کنار "ترومولوی پیانیسیموی ویلونها" به گوش می رسد.
قسمت "ارائه تمها" موومان نخست ، "آلگرو" بوده و تم نخست را در بخش یکم، "هورن ها"، نواخته و "موتیف آرپژ" را سازهای بادی چوبی اجرا کرده و آنگاه ملایم و پیانو ، نتها را با ضرباهنگی چالاک در آوایینه مینور به نوا می آورند.  این قسمت از جمله چنین نواخته می شود: در کلید سل ، با نشانه "فا دیز" در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 2/4،نیمه قوی (مزوفورته): هورن ها، در میزان نخست نت می سیاه نقطه دار که به سل چنگ همین میزان ،"کرشندو" می شود،در میزان دوم نت سی چنگ و می سیاه اکتاو نقطه دار، موکد اجرا شده و میزان سوم شامل نتهای سل اکتاو سیاه فورته و قوی و می چنگ اکتاو و دو چنگ اکتاو بوده و میزان چهارم دربردارنده نت سی چنگ ؛ است که به می سیاه ، در همین میزان،"دی کرشندو" می شود و در کنار آن نیز نت سل چنگ ، ملایم و پیانو در میزان چهارم نواخته شده، آنگاه "سازهای بادی چوبی"، نت سل چنگ نقطه دار  موکد - سی دولاچنگ استاکاتو و  سی چنگ استاکاتو و فا دیز چنگ استاکاتو را در میزان پنجم نواخته و آنگاه در میزان ششم ، نت سل چنگ نقطه دار موکد - سی دولاچنگ استاکاتو، اجرا و نت سی چنگ استاکاتو - فا دیز چنگ استاکاتو نیز در همین میزان ششم ، نواخته  می شود . آنگاه در میزان هفتم ، نت سل چنگ نقطه دار - سی دولاچنگ استاکاتو و نیز سی چنگ استاکاتو - فا دیز چنگ استاکاتو نواخته شده  و میزان هشتم نیز دربردارنده نت سل چنگ خواهد بود.
قسمت" بی" ارائه تمها را، ابواها اجرا می کنند که موتیف آرپژ بادی چوبی ها همراه آنها، نتها را با ضرباهنگی چالاک نواخته و در قسمت"سی"، زهی ها، بس قوی و فورتیسیمو، "موتیف آرپژ" را گسترش داده و "کرشندو" می سازند.
بخش "پل"، در قسمت دوم بسی قدرتمند و فورتیسیمو، سازهای "بادی برنجی " نواخته می شود. موتیف آرپژ به گوش می رسد و "زهی ها"، ضرباهنگ چالاک آن را گسترش داده و سپس "دی کرشندو" می کنند. هنگام ارائه تم دوم، قسمت سوم ،بخش ای ، را "فلوت و ابوا" نواخته و نرم و ملایم و پیانو ، نوایی رقص مانند را پدید می آورند که از جمله چنین ساختاری دارند: در کلید سل با نشانه فا دیز در ابتدای خطوط حامل ، 2/4: میزان نخست شامل سل چنگ پیانو و ملایم متصل با خط اتصال به سی بمل چنگ ، و نت سی بمل دولاچنگ متصل با خط اتصال به لا دولاچنگ و سل چنگ است. میزان دوم در بردارنده نتهای لا دولاچنگ "اسفروزاندو"،متصل با خط اتصال به دو اکتاو دولاچنگ و دواکتاو دولاچنگ متصل با خط اتصال به لا دولاچنگ است و نت دو اکتاو سیاه نیز در میزان دوم اجرا می شود. میزان سوم، شامل سی بمل چنگ متصل با خط اتصال به سل چنگ و نیز سل دولاچنگ متصل با خط اتصال به لا دولاچنگ و سی چنگ بوده و در میزان چهارم نتهای لادولاچنگ "اسفروزاندو" متصل با خط اتصال به سی بمل دولاچنگ - لا دولاچنگ - فا دولاچنگ بکار و سل سیاه موکد اجرا می شود و خط اتصال بر آن پایان می پذیرد.
بخش بی ، را "ویلونها" با "ملایم ترین نتهای ممکن " بسیار بسیار پیانو، به گسترش نغمه رقص مانند می پردازند و با "کرشندویی" به دینامیک "فورته" یا قوی رسانده و آنگاه ، "دی کرشندو" می سازند. 
تم سوم، بخش چهارم ، ای ، را ساز فلوت، با تمی آشنا در آوایینه ماژور ارائه می کند که شامل این نتهاست:
در کلید سل و نشانه "فادیز" در ابتدای خطوط حامل کلید سل ، 2/4: در میزان نخست نت سل سیاه نقطه دار ، ملایم و پیانو، و سل چنگ ، در میزان دوم ، نت می چنگ استاکاتو و ر سیاه نقطه دار ، در میزان سوم نت سل چنگ نقطه دار متصل با خط اتصال به نت سی دولاچنگ و ر چنگ اکتاو میزان سوم  نواخته شده و نیز ر چنگ اکتاو استاکاتو در همین میزان اجرا می گردد. میزان چهارم شامل رسفید اکتاو، میزان پنجم، در بردارنده نت ر چنگ نقطه دار اکتاو متصل با خط اتصال به نت می دولاچنگ اکتاو و ر چنگ نقطه دار اکتاو و دو اکتاو دولاچنگ است.  در میزان ششم ، نت سی چنگ متصل با خط اتصال به ر سیاه نقطه دار اکتاو نواخته شده و کرشندو می شود و آنگاه در میزان هفتم ،" تریوله" نتهای (دو اکتاو چنگ - ر اکتاو چنگ - دو اکتاو چنگ با عدد 3 و نشانه تریوله بالای این 3 نت) متصل با خط اتصال به "تریوله" ( لا چنگ - فا دیز چنگ - می چنگ با نشانه تریوله و عدد 3 بالای نتها) اجرا شده و میزان هشتم نیز شامل ر سفید خواهد بود. قسمت بی ، تم را کرشندو ساخته به دینامیکی "فورتیسیمو" (بسیار قوی) می رساند که همه سازهای ارکستر آن را می نوازند. 
آنگاه قسمت "گسترش تمها " از راه می رسد که قسمت یکم را سازهای "زهی" ، "دی کرشندو" می کنند و قسمت دوم را "هورن" ،می نوازد که شامل "موتیف تم نغمه آشنای پیشین ارابه دلپذیر " بوده و ساز " پیکولو "، نتها را "کرشندو" می کند. بخش بی از گسترش تمها، را "ترومپت ها"،فورته و قوی اجرا کرده و موتیف تم این نغمه را نواخته و آنگاه،"ترومبون ها"، فورته و قوی ،" موتیف آرپژ" این قسمت را نواخته و"هورن ها" و نیز "زهی ها" ،آن را "فورتیسیمو" و بسیار قوی اجرا می کنند. قسمت سی، را "ترومبون ها"،"فورتیسیمو" ، به نواختن "موتیف آرپژ" می پردازند. نوای "ویلونها" با صدایی زیرتر و ضرباهنگی شتابان تر ، همرهی می کنند. در قسمت سوم، "ابواها"، ملایم و پیانو ، به نواختن "موتیف آرپژ" پرداخته و ساز "فلوت" این نتها را "کرشندو" می کند. 
در قسمت "ارائه دگربار تمها" ، تم نخستین، بخش یکم، را در قسمت ای ، "موتیف آرپژ" را  هورن ها اجرا کرده و نیمه قوی و مزو فورته ، با نوای "بادی چوبی ها " که ملایم و پیانو ، با ضرباهنگی چالاک ، در آوایینه مینور نتهایی را می نوازند، همراه می شوند.  در بخش سی ، "زهی ها" ، بس قوی و "فورته سیمو" ، "موتیف آرپژ" را گسترش داده و سپس "دی کرشندو" می سازند. تم دوم در بخش ای ، ملایم و پیانو به وسیله ساز فلوت اجرا می شود که شامل نغمه ای رقص مانند است و بخش بی نیز با نغمه رقص گونه و ملایم و پیانوی سازهای "بادی چوبی" که با نوای "زهی ها"، همره است ، به گوش می رسد. این نتها تا دینامیک بس قوی و فورتیسیمو ،"کرشندو" می شوند. سپس دی کرشندو شده و به تم سوم ره می گشایند که قسمت سوم را در بخش ای ، فلوت ها، ملایم و پیانو، اجرا کرده و تم نغمه آشنای ارابه دلپذیر را در آوایینه " ماژور" می نوازند.  در قسمت بی ، همین تم را "ویلون ها" ، نواخته و "کرشندو" می کنند. بخش "کودای" موومان نخست سنفونی، قسمت یکم را تمامی سازهای ارکستر با "فورته ترین و قوی ترین نوای ممکن، بسیار بسیار فورته" نواخته و تم ارابه دلپذیر را در آوایینه ای ماژور نواخته و آنگاه در قسمت دوم کودای موومان اول، با آکوردهایی  مکرر ، بسیار قوی و فورته سیمو اجرا کرده و پایان می بخشند.    
موومان دوم ،"لارگو" است و با چند "آکورد "دل انگیز و نوستالژیک که ساز"کرآنگله" در بخش مقدمه موومان دوم می نوازد، آغاز می شود . این موومان فرم "ای - بی - پل - ای پریم" داشته و در تمامی بخشهایش ملایم اجرا می شود مگر در قسمت پل که دارای "اوج های بسیاری در موتیفهایش " بوده و از آرامش قسمتهای دگر موومان در آن خبری نیست.
این موومان لارگو، 4/4 بوده و در "ربمل ماژور" با 2 فلوت و 2 ابوا، کر آنگله، 2 کلارینت، 2 باسون، 4 هورن، 2 ترومپت، 3 ترومبون، توبا، تیمپانی، ویلونهای اول و دوم، ویولاها، ویولونسل ها، و کنتر باس ها ، نواخته می شود. بخش مقدمه موومان دوم ، در قسمت یکم ، با سازهای "بادی چوبی و بادی برنجی " بسیار ملایم و پیانو ( پیانیسیمو) اجرا شده و با آکوردهایی متین و موقر  ، کرشندو و آنگاه، دی کرشندو می شوند. قسمت دوم مقدمه را نیز "زهی های سوردین دار"، بسیار بسیار ملایم ( در پیانو ترین نوای ممکن) می نوازند. بخش" ای" ، قسمت یکم - ای را کر آنگله ملایم و پیانو نواخته و از جمله این نتها را اجرا می کند : در کلید سل با نشانه های"سی بمل، می بمل ، لا بمل ، ر بمل، سل بمل" ،4/4: میزان نخست نت فاچنگ نقطه دار ، ملایم و پیانو، متصل با خط اتصال به نت لا بمل دولاچنگ، و لا بمل سیاه و فا چنگ نقطه دار و ر بمل سیاه خواهد بود که خط اتصال بر آن پایان می پذیرد. میزان دوم شامل نت می بمل چنگ نقطه دار متصل با خط اتصال به فا دولاچنگ و لا بمل چنگ نقطه دار و فا دولاچنگ  و می بمل سفید بوده که خط اتصال بر آن پایان می یابد. میزان سوم شامل نت فا چنگ نقطه دار متصل با خط اتصال به لا بمل دولاچنگ و لا سیاه و فا چنگ نقطه دار و می بمل دولاچنگ و ر بمل سیاه بوده که خط اتصال بر آن پایان می پذیرد. میزان چهارم شامل نت می بمل چنگ متصل با خط اتصال به فا چنگ و می بمل چنگ نقطه دار و ر بمل دولاچنگ و ر بمل سفید بوده که خط اتصال بر آن پایان می یاید.
قسمت بی را ساز کلارینت، پیانیسمو(بس ملایم و پیانو) اجرا و نتهای بخشهای پایانی ملودی را تکرار کرده و کمی دیرتر، نوای سازهای "بادی چوبی "، زیرتر، بس ملایم و پیانیسیمو، آکوردهایی متین و موقر را نواخته و سازهای بادی چوبی و نیز "تیمپانی"،  فورته سیمو و  بس قوی ، اجرا و دی کرشندو می کنند. قسمت سوم را "زهی های سوردین دار" بسیار بسیار ملایم( با پیانوترین نتهای ممکن) نواخته و امتداد خط ملودی اصلی را به قسمت چهارم می رسانند که بخش ای آنرا، ساز "کرآنگله" ، پیانو و ملایم با عبارات پایانی خط اصلی ملودی ، اجرا می کند که با نوای ساز کلارینت و نیز " ملودی ملایم و تکرار شونده از نتهای پایانی " که "زهی ها " آن را می نوازنده، همراه می شود.بخش بی را نیز ، "هورن های سوردین دار" ، ملایم و پیانو،با نواختن نتهای نخستین خط ملودی ادامه می دهند. 
بخش "بی"، قسمت یکم ، را ساز "ابوا " و "فلوت"، پیانیسیمو؛ و بس ملایم، در آوایینه مینور، با ضرباهنگی شتابان تر ، می نوازند که با "ترومولوی زهی ها " ، همرهی می شوند. نتهایی چنین اجرا می شوند: در کلید سل، با نشانه های "فا دیز، دو دیز، سل دیز ، ر دیز "،4/4: بسی ملایم و پیانیسیمو، در میزان نخست "تریوله" ( می اکتاو چنگ - ر دیز اکتاو چنگ - دو دیز اکتاو چنگ با نشانه تریوله و عدد 3 بالای آنها) متصل با خط اتصال به نت دو دیز سیاه اکتاو که خود با خط اتحاد به نت دو دیز اکتاو چنگ متحد است  و نت می چنگ اکتاو، ر دیز چنگ اکتاو ، دو دیز چنگ اکتاو در میزان یکم که خط اتصال بر آن ، پایان می پذیرد. میزان دوم شامل "تریوله" ( می اکتاو چنگ - ر دیز اکتاو چنگ - دو دیز اکتاو چنگ با نشانه عدد 3 یا تریوله بالای آنها) کرشندو و متصل با خط اتصال به نتهای دو دیز اکتاو سیاه که خود متحد با خط اتحاد به دو دیز چنگ اکتاو بوده و در ادامه نیز نتهای می اکتاو چنگ - ر دیز اکتاو چنگ - دو دیز اکتاو چنگ در این میزان نواخته شده و خط اتصال بر آن ، پایان می پذیرد. میزان سوم ، شامل تریوله ( سی چنگ - سل دیز چنگ - سی چنگ با نشانه عدد 3 در بالای آنها بوده) که با خط اتصال به نتهای  دو دیز سیاه اکتاو فورته و قوی و نتهای لادولاچنگ - دو دیز اکتاو دولاچنگ - سی دولاچنگ - لا دولاچنگ متصل شده و خط اتصال بر آن پایان می پذیرد. میزان چهارم شامل نت سل دیز سیاه که تا دینامیک پیانو و ملایم، "دی کرشندو" می شود و با خط اتصال به "تریوله" (سی چنگ - سل دیز چنگ - سی چنگ با نشانه  تریوله ، عدد 3 در بالای آن نتها ) و دو دیز اکتاو سفید وصل شده که خط اتصال بر آن پایان می پذیرد. بخش دوم، را در قسمت ای ، کلارینت ها نواخته و پیانیسیمو و بسی ملایم، خط ملودی را در آوایینه ای "مینور" ارائه می کنند. ضرباهنگ کمی کند آهنگ تر بوده و با نتهای "پیستیکاتوی کنترباس ها" ، همرهی می شوند تا از جمله چنین نتهایی را اجرا کنند: در کلید سل، با نشانه های فا دیز ، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز در آغاز خطوط حامل کلید سل، 4/4: برای میزان نخست، نت دو دیزاکتاو سفید متصل با خط اتصال به ر دیز سیاه اکتاو و می سیاه اکتاو ، برای میزان دوم نت سل دیز سیاه اکتاو متصل با خط اتصال به فا دیز سفید اکتاو و لا سیاه اکتاو میزان دوم و نت لا سیاه اکتاو میزان سوم است که خط اتصال بر آن پایان می یابد. آنگاه نتهای سل دیز سیاه اکتاو متحد با خط اتحاد به سل دیز چنگ اکتاو و نیز فا دیز سیاه اکتاو متصل با خط اتصال به نت می چنگ اکتاو بوده و برای میزان چهارم نت می سیاه اکتاو،  متصل با خط اتصال به ر دیز سیاه اکتاو ، دی کرشندو تا دینامیک پیانیسیمو( بس ملایم و پیانو) و نت فا دیز سیاه اکتاو و نت می چنگ اکتاو "گزش دار"، و نت ر دیز چنگ  و  نت می دولاچنگ اکتاو و دودیز چنگ نقطه دار که خود پیوسته با خط اتحاد به دو دیز سفید نقطه دار  میزان پنجم  بوده که با دو دیز گرد میزان ششم متحد شده و خط اتصال نیز بر همین نت پایان می یابد.بخش بی ، را فلوت ها و ابواها ، ملایم و پیانو اجرا کرده و با خط ملودی ممتد و نتهای "پیستیکاتوی کنترباسها" ، همرهی می شوند. قسمت سوم، را "ویلونهای سوردین دار" ، بسیار ملایم و پیانیسیمو ، در آوایینه مینور و ضرباهنگی کندتر ، اجرا کرده و خط ملودی با"ترومولوی زهی ها"، همرهی می شوند که بسی ملایم و پیانیسیمو و در آوایینه ای ماژور ارائه می گردد. 
قسمت پل موومان دوم را در بخش پنجم - ای، با نت های استاکاتوی ابوا ، ملایم و پیانو می شنویم که "تریل های فلوت" نیز ملایم و پیانو ، همرهی شان می کنند. قسمت بی ، را همه سازهای ارکستر، تا رسیدن با دینامیک "فورته سیمو" و بسیار قدرتمند ، نواخته و "موتیف های آرپژ" و تم ارابه دلپذیر از موومان نخست با آغازین نتهای ملودی لارگو ، تنیده می شوند و "دی کرشندو" می گردند. بخش "ای - پریم"، قسمت یکم - ای ، را ساز "کر آنگله" نواخته که شامل خط ملودی اصلی با همان ضرباهنگ نخستین و در آوایینه ای ماژور است. بخش بی را "زهی های سوردین دار"، بسیار ملایم و پیانو یا "پیانیسیمو"،با خط ملودی اصلی و چند سکوت در میانه آن ، اجرا می کنند. بخش سی ، را ویلون سولو و ویولنسل سولو نواخته که بسیار ملایم و پیانیسیمو بوده و قسمت دی را زهی ها با نواختن جملات پایانی خط ملودی اولیه بیان می دارند و کلارینت نیز ملایم و پیانو، نتهای بخش پایانی را مکرر ساخته و آنگاه نتها تا رسیدن به پیانوترین نوای ممکن ( بسیار بسیار پیانو) ، به وسیله ویلونها؛ دی کرشندو می شوند. بخش دوم - ای ، را سازهای بادی برنجی بس ملایم و پیانیسیمو و با آکوردهایی موقر ، اجرا کرده و با کرشندو و آنگاه دی کرشندو، به نوای زهی هایی می رسانند که بس ملایم و پیانیسیمو ، نتهایی را نواخته و آنگاه خط ملودی به سوی آواهای زیرتری ، بالا می رود. آنگاه، آکوردهایی که بس ملایم و پیانیسیمو امتداد می یابند، به آکوردهای پایانی اجرایی کنتر باس ها که پیانیسیمو نواخته می شوند، ره می گشایند.                           
موومان سوم سنفونی دنیای نوی دورژاک ، "اسکرتسویی مولتو ویواچه " ( اسکرتسوی شادمانه و رقص مانند و پرهیجان) بوده که  فرم (  بخش ای  اسکرتسو - پل - بخش  بی  تریو - پل - بخش ای اسکرتسو - کودا) را نمایانگر بوده و "موتیف ها ی موومان نخست" دگر بار در "بخش پل"( که میان اسکرتسو و تریو جای گرفته) و نیز "کودا" ، اجرا می گردند. بخش نخستین اسکرتسو، در آوایینه مینور ، ضرباهنگی بس شتابان داشته و موتیف آن را بیشینه سازها، مکرر می سازند و از جمله ساختاری چنین دارد: در کلید سل ، با نشانه فا دیز در ابتدای خطوط حامل کلید سل، ساز کلارینت و ابوا و فلوت ، مولتو ویواچه  هر کدام نتهایی را می نوازند: میزان نخست در بخش پایین تر ملایم و پیانو ، شامل سکوت سیاه بوده و  در بخش بالاتر نیز سکوت سیاه خواهد داشت . آنگاه در همین میزان هنگام سکوت سفید بخش پایینی ، بخش بالایی نتهای سی چنگ اکتاو استاکاتو - سی چنگ اکتاو استاکاتو - سی سیاه اکتاو استاکاتو را ملایم و پیانو می نوازد. میزان دوم در بخش پایینی سکوت سیاه و بالای آن می سیاه اکتاو استاکاتو - در بخش پایینی سی چنگ استاکاتو - سی چنگ استاکاتو و بالای آن نت می سیاه اکتاو استاکاتو و نیز در بخش پایینی نت سی سیاه استاکاتو و بالای آن سکوت سیاه در میزان سوم ، نت می سیاه استاکاتو در بخش پایین تر صدایی و سکوت سیاه بالای آن، نت می سیاه استاکاتو و فا دیز اکتاو استاکاتو در بخش بالاتر صدایی بالای آن، و سکوت سیاه در بخش پایینی در حالی که نت لا سیاه اکتاو استاکاتو در بخش بالایی این سکوت ، اجرا می شود و در میزان چهارم برای بخش پایینی سکوت سیاه با نت سل چنگ اکتاو متصل با خط اتصال به فا دیز چنگ بالای آن اجرا می شود ، در بخش پایینی نت سل سیاه استاکاتو و بالای این نت ، می سیاه اکتاو نواخته می شود و خط اتصال بر آن پایان می یابد و در ادامه سی سیاه استاکاتو در بخش پایینی با سکوتی سیاه در بخش بالاتر نواخته شده و میزان پنجم ، در بخش پایینی نت سل چنگ متصل با خط اتصال به فا دیز چنگ و می سیاه اجرا می شود که خط اتصال برآن پایان یافته و در بخش بالایی آنها نیز در این میزان سکوت سیاه نهاده می شود.
آنگاه ، خط ملودی"لگاتو" شده و بس خوش آهنگ و موزون با تک ضربه های ساز "مثلث" همره می گردد که ساختاری چنین دارد: در کلید سل ، با نشانه های فا دیز ، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز ، در ابتدای حامل کلید سل: "پوکو ساستنوتو"     
3/4: میزان نخست ملایم و پیانو و شامل سل دیز چنگ اکتاو متصل با خط اتصال به سی اکتاو چنگ از یک سو و به نتهای سی سفید اکتاو میزان یکم که خود متحد با سی سفید اکتاو میزان دوم است و  تریوله (دو دیز 2 اکتاو بالاتر چنگ - سی اکتاو چنگ - فا دیز اکتاو چنگ با نشانه عدد 3 و تریوله بالای آنها) از میزان دوم و نیز می سفید اکتاو از میزان سوم متصل است که خط اتصال بر آن پایان یافته و آنگاه در میزان سوم ، نت فا دیز سیاه اکتاو متصل با خط اتصال به نت سل دیز اکتاو چنگ - سی اکتاو چنگ و سی سفید اکتاو متحد با سی چنگ اکتاو میزان چهارم اجرا می شود که خط اتصال نیز بر همین نت پایان می یابد. نیز در میزان پنجم ، نتهای می 2 اکتاو بالاتر چنگ - ر دیز 2 اکتاو بالاتر چنگ بالای خط دوم اضافه بالای حامل کلید سل، و دو دیز 2 اکتاو بالاتر و سی سیاه اکتاو که خود متحد با خط اتحاد به سی چنگ میزان ششم بوده و خط اتصال نیز بر همین سی چنگ اکتاو میزان ششم پایان می پذیرد.
بخش پل تا تریوی بی ، را ویلونسلها نواخته که همانا دربرگیرنده "موتیف آرپژ موومان نخست" است. بخش تریوی بی در آوایینه ماژور در برگیرنده 2 نغمه رقص آگین استاکاتوست که نخستین نغمه را سازهای بادی چوبی و مثلث ، مولتو ویواچه با نتهایی چنین می نوازند: در کلید سل، با نشانه فا دیز در ابتدای خطوط حامل سل، میزان نخست شامل ، نت دو اکتاو سیاه ملایم و پیانو؛ میزان دوم نت دو اکتاو سیاه نقطه دار، دو چنگ اکتاو، می اکتاو چنگ استاکاتو و سکوت چنگ بوده و میزان سوم، نت می سیاه نقطه دار اکتاو و می چنگ اکتاو و سل اکتاو چنگ استاکاتو و سکوت چنگ را در بر می گیرد. میزان چهارم شامل سل سفید نقطه دار اکتاو متحد با نت سل سفید اکتاو میزان پنجم بوده و نیز سل سیاه اکتاو در میزان پنجم اجرا می گردد. آنگاه میزان ششم نت سل سیاه نقطه دار اکتاو و سل چنگ اکتاو و دو سیاه نقطه دار 2 اکتاو بالاتر و سکوت چنگ را در بر می گیرد. میزان هفتم شامل سی سیاه نقطه دار اکتاو و سی اکتاو چنگ و لا چنگ اکتاو نقطه دار و سکوت چنگ بوده و میزان هشتم نت سل سفید نقطه دار اکتاو متحد با خط اتحاد به نت سل سفید میزان نهم را نمایانگر است.
در نوشتار آینده موومان چهارم "سنفونی دنیای نوی دورژاک " را تحلیل موسیقایی و نت خوانی خواهم کرد . نیز  موسیقی و آثار" یوهان برامس" از جمله "سنفونی شماره 4 در می مینور، اپوس 98 " (1885) را مورد بررسی قرار خواهم داد.
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک -بخش سیزدهم- نویسنده و گوینده : رابعه رضوی علوی (عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢۳
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - قسمت سیزدهم 
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
سال 2017، تهران، ایران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر به تحلیل موسیقایی اثر "مولدوا" ساخته "بدریش اسمتانا" می پردازم. نیزمقدمه ای بر موسیقی "آنتونین دورژاک" و اثر مشهورش"سنفونی شماره 9 در می مینور"(دنیای نو) خواهم نگاشت. با این اشاره همیشگی که تمامی آثار موسیقایی اورژینالم، نوشتارها و آموزشهای مرا ، می توانید تنها و تنها بر نشانی های رسمی اینجانب ، رابعه رضوی علوی (عسل)، خالق و سازنده این آثار بیابید، ببینید و بشنوید.
"مولدوا" حکایت سفر "اسمتانا" به "سن جان" و توصیفی موسیقایی از چشم اندازهای زیبای آن است که انگیزه ساخت "پوئم سنفونیک" دلاویزی برای "رود اصلی بوهم با نام مولدوا" در"مجموعه موسیقایی او با نام سرزمین من" می شود.
این ساخته "ارکستری" ، تمامی خصوصیات یک اثر"رمانتیک" ،به ویژه توصیفهای دقیق و خیال انگیز از طبیعت را در ساختارش جای داده است. در عین حال "اثری بس ناسیونالیستی  برای موسیقی ملی  چک "به شمار می آید. اسمتانا ، چنانکه بیان شد، این پوئم سنفونیک را پس از آغاز ناشنوایی مطلق خویش می سازد. با این همه مولدوا چنان شادمانه و خوش آهنگ است که کمترین نشانی از اندوه در آن نمی توان یافت. دو سرچشمه سرد و گرم مولدوا که با گذر از دشت و دمن و راغ و چمن ، به رودخانه ای می رسد و زان پس رهسپار "پراگ" می شود و از " ویشه رات و حوالی قصر سلطنتی" ره به سوی "الب" می گشاید. "مولداو"، با "اپیزودها" و "صحنه های" توصیفی و بخش های متضاد خویش نمایی کامل از " رود  را با نوای فانفارها برای توصیف شکار"، " عروسی محلی بوهمیایی با رقص پولکا"، "شام مهتابی با نوای بادی چوبی ها و خطوط ملودی ملایم سازهای زهی سورین دار که نتهایی در گستره صدایی زیرتر" را نشان می دهند، را مقابل دیدگان مخاطب نهاده و به گوش او می رساند. "تم عامیانه گسترش یابنده" نشانه "رود مولدوا" است که جریان پیوسته قطرات آب را در آن با "نتهایی پرشتاب" که آرام و بی قرارند ، نشان می دهد.    
مولدوا(1874)، اثر بدریش اسمتانا، "آلگرو کومودو نان آجیتیتو"( الگرویی ایستا و بدون دگرگونی حسی) است که با ضرباهنگی 6/8 و در "آوایینه می مینور" آفریده شده است. این اثر برای ساز پیکولو، 2 فلوت، 2 ابوا، 2 کلارینت ، 2 باسون، 4 هورن ، 2 ترومپت، 3 ترومبون، توبا، تیمپانی، طبل بزرگ ، مثلث ، سنج، هارپ، ویلون های اول و دوم، ویلولاها، ویولونسل ها ، کنتر باسها ، ساخته شده است. دو سرچشمه رود را در قسمت یکم و ای، نوای فلوت ها ، ملایم و پیانو ، با نتهایی شتابان ، تداعی می کنند و در کنار آن صدای ساز هارپ ، و "پیستیکاتوی ویلون ها " نیز به گوش می رسد و از جمله با این ساختار نشان داده می شوند: در کلید سل ، با نشانه "فادیز"، در آغاز خطوط حامل کلید سل، 6/8:
ساز فلوت نرم و پیانو در میزان نخست نت می دولاچنگ متصل با خط اتصال به فا دیز دولاچنگ - سل دولاچنگ - فا دیز دولاچنگ - سل دولاچنگ - لا دولاچنگ را اجرا و "کرشندو" می کند. در ادامه نت سی چنگ استاکاتو و موکد ، سکوت چنگ و سکوت چنگ در میزان نخست، نواخته شده و برای میزان دوم، نت می دولاچنگ متصل با خط اتصال به فا دیز دولاچنگ - سل دولاچنگ - فا دیز دولاچنگ - سل دولاچنگ - لا دولاچنگ اجرا و کرشندو می شوند و در همین میزان دوم، نت سی چنگ استاکاتو نواخته شده و، سکوت چنگ و سکوت چنگ نهاده می شود . در میزان سوم، نت می دولاچنگ ( ملایم و پیانو) ، متصل با خط اتصال به نتهای فا دیز دولاچنگ - سل دولاچنگ - فا دیز دولاچنگ سل دولاچنگ - لا دولاچنگ اجرا و با پایان خط اتصال بر این نت، سل دولاچنگ متصل با خط اتصال به لا دولاچنگ - سی دولاچنگ - لا دولاچنگ - سی دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ در میزان سوم اجرا می گردد که خط اتصال بر آن، پایان یافته و برای میزان چهارم نیز، نت سی دولاچنگ متصل با خط اتصال به دو اکتاو دولاچنگ - ر اکتاو دولاچنگ - دو اکتاو دولاچنگ - سی دولاچنگ - لا دولاچنگ اجرا می شود که خط اتصال بر آن پایان یافته و آنگاه سی دولاچنگ متصل با خط اتصال به لا دولاچنگ - سل دولاچنگ - لا دولاچنگ - سل دولاچنگ - فا دیز دولاچنگ در میزان چهارم نواخته شده و خط اتصال بر آن پایان می پذیرد. کلارینت ها، ملایم و پیانو، نتهایی شتابان را اجرا می کنند که با نوای "فلوت ها" ، همراه می شود، به بخش بی قسمت نخست، می رسد که آوای "زهی های بم"، ملایم و پیانو ، نتهایی پرشتاب را اجرا کرده و آنگاه ، قسمت توصیف "رود" از راه می رسد.
بخش دوم از توصیف رود، نوای غزلخوان رود را"ویلونها"، در "آوایینه ای مینور"، اجرا و سازهای زهی دگر نیز ، با "نتهایی شتابان" همراهی می کنند که از جمله چنین نواخته می شود: در کلید سل، با نشانه فا دیز ، در ابتدای خطوط حامل کلید سل، میزان نخست شامل نت سی چنگ استاکاتو است که ملایم و پیانو نواخته می شود، میزان دوم شامل ، می سیاه اکتاو متصل با خط اتصال به فا دیز چنگ است که "کرشندو"شده و نیز نت سل اکتاو سیاه متصل با خط اتصال به لا چنگ اکتاو در میزان دوم  بوده و برای میزان نتهای سی سیاه اکتاو ،سی چنگ اکتاو استاکاتو ، سی سیاه نقطه دار اکتاو، کرشندو شده ، به میزان چهارم می رسد که در بردارنده نتهای دو 2 اکتاو بالاتر سیاه و اسفرزاندو ، و نت دو 2 اکتاو بالاتر سیاه نقطه دار روی خط دوم اضافه بالای حامل کلید سل،"دی کرشندو"،متصل با خط اتصال به میزان پنجم و  نت سی سیاه اکتاو نقطه دار، دی کرشندو تا رسیدن به دینامیک پیانو،و پیوسته با خط اتحاد به نت سی سیاه اکتاو میزان پنجم بوده و سپس نت سی چنگ اکتاو میزان پنجم متصل با خط اتصال به میزان ششم و نت لا سیاه اکتاو نقطه دار می شود که "دیمینوئندو" بوده و "کرشندو" می شود. نت لا سیاه اکتاو و نیز لا چنگ اکتاو در همین میزان ششم اجرا می شود که با خط اتصال به نت سل سیاه اکتاو میزان هفتم ، متصل بوده و لا اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به سل سیاه اکتاو و نیز سل اکتاو چنگ میزان هفتم ، با خط اتصال به نت فا دیز اکتاو سیاه نقطه دار میزان هشتم بوده و کرشندو می شود و بی درنگ دی کرشندو می گردد و نت فا دیز اکتاو سیاه  استاکاتو و فا دیز اکتاو چنگ ، هر دو در میزان هشتم دی کرشندو می شوند و نت می سیاه اکتاو در میزان نهم، دی کرشندو  و سکوت چنگ بر میزان نهم نهاده می شود. اندکی نمی گذرد که با گسترش تم رود به "توصیف جنگل و شکار" با نوای "فورته و قوی" ترومپت ها و هورن ها ، در قسمت سوم ، ای، می پردازد که "زهی ها" با نتهایی شتابان ، این صدا را تا سر حد دینامیک "فورتیسیمو"( بسیار قدرتمند و پرتوان)، کرشندو ساخته و همرهی می کنند.قسمت بی بخش توصیف جنگل، تا رسیدن به "پیانوترین نوای ممکن ، ملایم ترین صدا"، دی کرشندو می شود. قسمت دگر، "عروسی روستایی" نام دارد که در بخش چهارم ، ای ، با نوای زهی ها ، ملایم و پیانو "نغمه زیبای رقص پولکای بوهمیایی" با این نتها اجرا می شود: در کلید سل ، با نشانه "فا دیز " در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 2/4، مزوفورته( نیمه قوی) : در میزان نخست، نت دو اکتاو چنگ استاکاتو - دو اکتاو چنگ استاکاتو - دو اکتاو چنگ استاکاتو - دو اکتاو چنگ استاکاتو، برای میزان دوم ، نتهای دو اکتاو دولاچنگ متصل با خط اتصال به سی دولاچنگ، سی دولاچنگ متصل با خط اتصال به ر اکتاو دولاچنگ ، نت ر اکتاو دولاچنگ متصل با خط اتصال به دو اکتاو دولاچنگ ، نت دو اکتاو دولاچنگ متصل با خط اتصال به سی دولاچنگ ، برای همین میزان دوم و آنگاه، برای میزان سوم، نت سی دولاچنگ متصل با خط اتصال به دواکتاو دولاچنگ و نیز نت دواکتاو دولاچنگ متصل با خط اتصال به می اکتاو دولاچنگ کرشندو اجرا می شوند. سپس نت می اکتاو چنگ استاکاتو و می اکتاو چنگ استاکاتو در میزان سوم، نت می اکتاو دولاچنگ متصل با خط اتصال به ر اکتاو دولاچنگ و نیز ر اکتاو سیاه موکد، نواخته می شود. با کرشندویی تا رسیدن به دینامیک قوی و "فورته"، با "ساز مثلث"، همراه می شود و در قسمت بی است که نواهای این رقص تا "ملایم ترین صدای ممکن"، دی کرشندو می شوند. 
قسمت شامگه مهتابی ، رقص پرنیان گونه پریان آب، در قسمت پنجم و ای ، با نوای "بادی چوبی ها"  ، بسی آرام "پیانیسیمو"، پرکشش اجرا می شود که ساز فلوت ، ملایم و پیانو، با نتهایی شتابان، به بخش بی ، قسمت پنجم می رساند که "سازهای ویلون سوردین دار" نتهایی را در محدوده ای زیرتر، با نوایی بسیار آرام و پیانیسیمو ؛ اجرا و با خط ملودی ملایم و آرام و "لگاتو"  خویش ، در کنار ساز "هارپ"، که پیانو و ملایم، می نوازد، رهسپار بخش سی از قسمت پنجم می شوند که سازهای "بادی برنجی" ، بسیار ملایم و پیانو و پیانیسیمو، "آکوردهایی استاکاتو"، را به همراه "خط ملودی اجرایی ویلون ها"، نواخته ، و قسمت دی ، نوای سازهای "بادی چوبی"، کرشندو شده و شتابان، به نغمه رود می رسد.
قسمت"رود" را در بخش ششم ، ویلونها با "اجرای تم رود" آغاز می کنند و با صدای سازهای زهی دگر و نتهایی پرشتاب همراهی می شود. "بخش تنداب های رود"، را در قسمت هفتم ، "همه سازهای ارکستر"، فورتیسیمو و بسیار قوی، اجرا کرده و بادی برنجی ها و پیکولو و سنج ها، پرطنین ساخته و با غریو تیمپانی به قسمت بی ، می رسانند که زهی ها، بسی ملایم و آرام و پیانیسیمو، با کرشندویی پرشتاب به بخش بس گسترده تر رود می پیوندند که همه سازهای ارکستر در قسمت هشتم، بسی قوی و پرتوان و فورته سیمو، تم رود را در "آوایینه ای ماژور" و ضرباهنگی شتابان تر ، نواخته و آنگاه "قلعه باستانی ویشه رات"، در قسمت نهم ، ای، با صدای سازهای "بادی برنجی و چوبی"، فورتسیمو، و بس قوی،خط ملودی خویش را نواخته و سنج ها همرهی شان می کنند تا قسمت بی بخش نهم ، "دی کرشندو" شده و ویلونها، بسیار بسیار ملایم و با پیانو ترین نتها، در کنار تمامی سازهای ارکستر ، بخش پایانی را اجرا، و آنگاه بس قوی و فورتیسیمو، این اثر را با آکوردهای پایانی اش، به پایان رسانند.
********************************************************
"آنتونین دورژاک" (1841- 1901) : پس از اسمتانا که پایه گذار مکتب موسیقی ملی چک است ، یکی از پیروان این مکتب ، دورژاک، قدم به جهان موسیقی و هنر می نهد که آفریینده "سنفونی ها " و "آثار موسیقی مجلسی " بسیاری برگرفته از "درونمایه آوازها و رقصهای بوهمیایی " می گردد. او از شانزده سالگی تحصیل موسیقی را آغاز می کند. در ارکستری به سرپرستی "اسمتانا"، "نوازندگی " می کند. اندکی دیرتر آثار دورژاک مورد توجه "برامس " قرار می گیرد و این برامس است که در به شهرت رسانیدن آثار "دورژاک" با معرفی او به عنوان آهنگساز پراگی مستعد ، نقش بسزایی ایفا می کند. این چنین است که او ، در 36 سالگی ، به انگلستان برای اجرای آثارش فراخوانده می شود، از آن رو که این ساخته ها "رنگ و بویی محلی  و عامیانه و بس سرزنده و شادمانه " دارند که  دلخواه انگلیسی های این دوره از تاریخ است. سال 1892 و در یک قدمی قرن بیستم است که دورژاک رهسپار "نیویورک " می شود تا سه سال "سرپرستی کنسرواتوار ملی موسیقی نیویورک " را عهده دار شود . او بسیاری از " آهنگسازان آمریکایی" را به ساختن "موسیقی ملی آمریکایی" ، ترغیب می کند. دورژاک با فراگیری "موسیقی آیینی آفریقایی های ساکن آمریکا " و " خطوط ملودی زیبای سرخپوستان بومی"، از "هنری تی برلی "( آهنگساز و خواننده ای سیاهپوست) به مرحله والاتری از آگاهی موسیقایی دست می یابد. از نگاه دورژاک، "موسیقی بومیان سرخپوست آمریکا " می تواند سنگ بنای محکمی برای "موسیقی ملی آمریکا و مکتب نوین موسیقی ملی ایالات متحده" شود که برخاسته از این آب و خاک است و نمادی از آزادی و هویت ملی آنان خواهد بود. از دورژاک ، سنفونی مشهوری با نام "دنیای نو"( سنفونی شماره 9 در می مینور) بر جای مانده است. این سنفونی زیبا در همان نخستین سالهای حضور او در ایالات متحده آمریکا ساخته شده است و در آن همزمان "درونمایه موسیقی ملی چک و موسیقی ملی آمریکا"را می ستاید. ویژگی اصلی این سنفونی را باید در استفاده هوشمندانه او از "گام پنتاتونیک"(  پنج نتی) ، "مدهای کلیسایی" و "سنکوپ ها" ،" ارکستراسیون متنوع و رنگ به رنگ"؛ "تماتیک دلپذیر و خوش نوایش" دانست. این سنفونی ، 4 موومان دارد که "با ارائه دگربار تماتیک" ، پیوستگی مناسبی با یکدگر یافته و همه تم های 3 موومان نخست در واپسین موومان دوباره از نو، سر می زنند. موومان نخست ، آداجیویی ( با مقدمه ای کند آهنگ ) و آلگرومولتو ، پرتنش با موتیفی باس، است که سرآغاز "تم آلگرو پرشتاب و بی قرار" می باشد. قسمت "ارائه تمها"، "فرم سونات" دارد و شامل 3 تم است. تم نخست، در "آوایینه ای مینور"، "موتیف آرپژ سنکوپ دار " را که همه اثر آکنده از اجرای آن است را به گوش می رساند. تم دوم ، رقص مانند و در آوایینه ای مینور و آرام تر از نخستین تم بوده، و با زیر و بمهای اندک تر، آوایی از نغمه تمی آشنا را اجرا می کند. میان 3 تم، پیوستگی مناسبی با استفاده از "پاساژها" ایجاد می شود. پس از اوج، به قسمت" گسترش تمها" ره می گشاید که تاکید افزونتری بر "تم یکم و سوم" داشته و با تغییرات مداوم تماتیک، و همنوایی این تمها ، آرام آرام رهسپار بخش ارائه دگربار تمها و آنگاه ، "بخش پایانی یا کودا" می شود که به موومان نخست ، پایان بندی اوج گیرنده ای می بخشد.
چنانکه دانستیم " سنفونی شماره 9 دورژاک" در "می مینور" که به "دنیای نو"، شهرت یافته ، به سال 1893، پایان قرن نوزدهم و در یک قدمی قرن بیستم میلادی ساخته می شود و موومان نخست آن ، آداجیو و کند آهنگ بوده و "آلگرو مولتو" است . فرم "سونات" داشته، 2/4 است ، و در می مینور با سازهای پیکولو و 2 فلوت، 2 ابوا، 2 کلارینت ، 2 باسون، 4 هورن ، 2 ترومپت و 3 ترومبون و تیمپانی و ویلونهای اول و دوم و ویولاها و ویولنسل ها و کنترباسها اجرا می گردد.
بخش یکم - ای آداجیو، قسمت نخست، مقدمه ای کند است که با "ویلونسل ها" ، نتهایی پایین رونده ، نواخته  و با نوای هورن ها همراهی می شوند و ساختاری چنین دارد : در کلید فای خط چهارم ( با نشانه فا دیز در ابتدای خطوط حامل)،4/8: نت می چنگ میانه روی خط دوم اضافه بالای حامل کلید فای خط چهارم  ،"پیانیسیمو"؛ متصل با خط اتصال به نت می سه لاچنگ  میانه از یک سو و نتهای ر میانه دولاچنگ - می میانه دولاچنگ و سی سیاه از سوی دگر در میزان یکم، و برای میزان دوم نت دو میانه چنگ متحد با خط اتحاد به نت دو میانه 3 لاچنگ از یک سو و متصل با خط اتصال به  سی دولاچنگ و دو میانه 3 لاچنگ و سل سیاه از سویی دگر در میزان دوم، برای میزان سوم، نت لا چنگ متحد با لا سه لا چنگ از یک سو و متصل به نتهای سل دولاچنگ و لا سه لاچنگ از سویی دگر است و نت
  سی دولاچنگ استاکاتو ، سکوت دولاچنگ، دو میانه دولاچنگ استاکاتو و سکوت دولاچنگ ، در میزان سوم اجرا و آنگاه سی دولاچنگ در میزان چهارم نواخته می شود. بخش بی را فلوت ها ، ملایم و پیانو با نتهایی پایین رونده نواخته و آنگاه قسمت دوم را ویلونسلها ، فورته سیمو اجرا می کنند.     
در نوشتار دگر ادامه موومان نخست تا  موومان چهارم "سنفونی شماره 9 دورژاک "
( دنیای نو - 1893) را تحلیل موسیقایی می کنم و مقدمه ای بر موسیقی و آثار ، آهنگساز مهم دوره رمانتیک "یوهان برامس " خواهم نگاشت.  
  
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک- بخش دوازدهم - نویسنده و آموزگار :رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۳:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٢
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش دوازدهم
نویسنده و گوینده و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
2017، ایران،تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در این نوشتار اثر مشهور "اوورتور فانتزی رومئو و ژولیت ساخته پیتر ایلیچ چایکوفسکی" را تحلیل موسیقایی می کنم. نیز مقدمه ای بر آثار "بدریش اسمتانا" خواهم نگاشت.با این اشاره که همواره می توانید نوشتارها وآموزشها و آثار موسیقایی اورژینال مرا و تازه ترین کتابم با نام "نوای من ، نوای سکوت آیینه هاست" را تنها و تنها بر نشانی های رسمی من، رابعه رضوی علوی( عسل) ،یگانه خالق و سازنده این آثار بیابید و ببینید و بشنوید.
اوورتور فانتزی رومئو و ژولیت اثر پیتر ایلیچ چایکوفسکی از زیباترین آثار دوره رمانتیک است که بر پایه اشعار "شکسپیر" و شعر بی مثال او در نمایاندن "تضادهای دراماتیک " ، و "عشق ژرف و عمیق انسانی " آفریده شده است . بسیاری از آهنگسازان دوره رمانتیک در قرن نوزدهم ، از "نمایشنامه های شکسپیر بی همتا" در آفرینش آثار خویش مدد جستند که علاوه بر چایکوفسکی و اثر اوورتور فانتزی رومئو و ژولیت اش ، می توان به " اپرای مکبث " و "اتلو" اثر "جوزپه وردی" و "موسیقی رویای نیمه شب تابستان اثر مندلسون " اشاره نمود که جملگی بر اساس سروده ها و نمایشنامه های بی نظیر " ویلیام شکسپیر" این بزرگترین ادیب و شاعر و نمایشنامه نویس همه زمانها ، ساخته شده اند. 
نیز "سنفونی دراماتیک " هکتور برلیوز و "اوورتور کنسرتی از چایکوفسکی نیز بر پایه همه آثار شکسپیر ، خلق می شوند. چایکوفسکی 29 ساله ، در سالهای فوران خلاقیت هنری و اوج شکوفایی آثارش،اوورتور - فانتزی "رومئو و ژولیت " را به سال 1869 آفریده و یک سال پس از آفرینش، 1870 میلادی ، اجرا می کند . سپس ، بر آن می شود تا  اثر خویش ، را بازنگری کرده و در شکل تکامل یافته تری در سالهای پسین ،ارائه کند . می دانیم که داستان عشق پرشور "رومئو و ژولیت " که حتی بر " مفهوم مرگ " نیز برتری می یابد و عشقی جاودانه را به تصویر می کشد ، در مشهورترین اثر شکسپیر متبلور است. همین امر دستمایه چایکوفسکی برای آفرینش اوورتور - فانتزی اش ، می شود و چنان دقیق و موشکافانه با موسیقی خویش به "تحلیل شخصیت های نمایشنامه "  و "متن داستان" می پردازد که از سراینده و سازنده و نویسنده متن، یعنی شکپیر ، کم نیست. چه بسا او به این نمایشنامه بس دلپذیر ، جانی تازه می بخشد و برای توصیف هر بخش از داستان، از تکنیک های موسیقایی ویژه ای بهره می گیرد که از آن جمله می توان به استفاده از "تمهای متضاد" برای نمایاندن" خصومت دو خانواده رقیب " در برابر "عشق جاودانه این دو عاشق مشهور تاریخ موسیقی" و آن شخصیت بس دوست داشتنی "لارنس راهب" ، که میانجی این عشق بوده است، اشاره کرد. 
این اوورتور - فانتزی ( که شیوه ای آزادانه و خیال انگیز از آفرینش موسیقی را نمایانگر است)، نخست با "مقدمه ای آرام و کند آهنگ" ،آغاز می شود. آنگاه،"موومان شتابان تری با فرم سونات" از ره می رسد. اوورتور با "تم لارنس راهب" ، ملایم و با وقار، آغاز و با همان مقدمه آرام به پایان می رسد . هنوز مقدمه تمام نشده است که "نوای زهی ها" خبر از آن "تراژدی محتوم " می آورند. تم نخست،  "خشم و خصومت خانواده های کاپیولت و مونتاگیو"، را بس پرهیاهو و با ضرباهنگ "آلگرو" ،بیان می دارد. چایکوفسکی با استفاده دقیق و درست از "سنکوپ ها"،"نوای بی قرار زهی ها" و " آواهایی پر حجم"، شوری سترگ ، پدیدار ساخته و آنگاه تم دوم ، "قسمت ارائه تمها" را آغاز می کند که بس عاشقانه و دلنواست. این تم مهرآمیز و دلپذیر با نوای سازهای "کرآنگله و ویلولاهای سوردین دار" ، بیان می شود وآن دم ، که دگربار بازمی آید تا بخش ارائه مجدد تمها را اجرا کند همین تم ، لحنی شادمانه و پیروزمندانه یافته است. استفاده از 
" نوای پرقدرت و غنی"، تا رسیدن به اوج خوش آهنگ ارکستر با "حرکت بالارونده خطوط ملودی" که سراسر "کروشندوهایی" بلند را نمایانگرند، از ویژگیهای مهم این بخش از اوورتور است. در واپسین قسمت یا "کودا"، آن تم "عاشقانه "، لحنی " غمگسارانه" می یابد که ساز "تیمپانی"، "مارش سوگوارش" را می نوازد و سرانجام لحظه" یگانگی دو دلداده به هنگام مرگ "، با خط"ملودی تازه و ملایم و دل انگیزی " برگرفته از تم "عاشقانه" نواخته می شود.   
اوورتور - فانتزی رومئو و ژولیت(1869)، پیتر ایلیچ چایکوفسکی،"آندانته ای با ضرباهنگ کمابیش معتدل" و نیز مقدمه ای "کندآهنگ" و "آلگرو جوستو یا آلگروی متعادل و متناسب" است. فرم "سونات" داشته، 4/4 بوده و در "سی مینور" ساخته شده است. آهنگساز این اثر از سازهایی چون پیکولو، 2 فلوت، 2 ابوا،کر آنگله،2 کلارینت،2 باسون، 4 هورن، 2 ترومپت، 3 ترومبون، توبا، تیمپانی، سنج، طبل بزرگ،هارپ،ویلون های اول و دوم ، ویولاها و کنترباس ها،و ویولونسل ها، برای اجرای آن استفاده می کند. بخش مقدمه، "آندانته"، قسمت یکم و ای ، تم "لارنس راهب " را "کلارینت ها"  و نیز " باسون ها"، با آوایی بم تر، چنین می نوازند: 
در کلید فای خط چهارم با نشانه فا دیز ، دو دیز، سل دیز در ابتدای حامل کلید فای خط چهارم،4/4: 
میزان نخست آکورد   فا دیزسفید چسبیده به خط نخست -  دو دیز سفید - فا سفید روی خط چهارم - لا سفید، ملایم و پیانو و آکورد  سی سفید - ر سفید - فا دیز سفید - سی سفید میانه چسبیده به خط پنجم ، میزان دوم آکورد لا سفید - دو دیز سفید - فا دیز سفید - دو دیز سفید میانه، و نیز آکورد سی سفید - فا دیز سفید - سی سفید میانه - ر سفید میانه بالای خط اضافه نخست بالایی، و میزان سوم، آکورد لا سفید - فا دیز سفید - دو دیز سفید میانه - فا میانه سفید بالای خط دوم اضافه بالای حامل کلید فای خط چهارم، و نیز آکورد دودیز سیاه - لاسیاه - دو دیز سیاه میانه - می میانه سیاه روی خط اضافه دوم بالای حامل ، و نیز آکورد سی سیاه - فا دیز سیاه - سی سیاه میانه - رسیاه میانه در همین میزان ، و برای میزان چهارم، آکورد فا دیز سفید نقطه دار - لا سفید نقطه دار - دو دیز سفید نقطه دار - فا دیز سفید نقطه دار که کرشندو می شود و به سکوتی سیاه می رسد.
قسمت بی را زهی ها و هورن ها، نرم و ملایم و پیانو نواخته و با نوای پرکشش "کنترباس ها" همراهی می شوند.
قسمت سی را سازهای"بادی چوبی ها و زهی ها " ، نواخته و با کرشندوی این سازها،  "هارپ" نوایی "مزوفورته" و نیمه قوی را نواخته و "فلوت ها"، با صدایی ملایم و پیانو همرهی شان می کند. قسمت دوم ، بخش ای ، را "سازهای بادی چوبی" اجرا می کنند که با "نتهای پیستیکاتوی زهی ها"، همراه شده و ملایم و پیانو،"تم لارنس راهب" را می نوازند. بخش بی قسمت دوم را "سازهای زهی و هورن ها"، ملایم و پیانو اجرا کرده و نوای پرکشش کنتر باس ها، همرهی می کند . بخش سی قسمت دوم را "سازهای زهی " در کنار "بادی چوبی ها" نواخته ، کرشندو می سازند و نوای ساز "هارپ" که نیمه قوی و "مزو فورته" است ، با صدای ویلونها که ملایم و "پیانو" می نوازند ، همراه می شود. 
قسمت سوم، بخش ای را زهی ها نواخته و سازهای بادی چوبی ، با نوایی زیرتر ، پاسخ می دهند که "مزوفورته" و نیمه قوی به گوش می رسد. این بخش تا رسیدن به دینامیک "فورتیسیمو" و "بس پرتوان و قوی"،"کرشندو" شده و همه ارکستر ،به اجرای"آچله راندو"ی این قسمت پرداخته و آنگاه غریو ساز " تیمپانی" ، از ره می رسد. سپس همه نواها، 
" دی کرشندو" می شود و ضرباهنگی بس "کندتر" می یابند . قسمت بی  بخش سوم ، را سازهای زهی ، ملایم و پیانو نواخته، و سازهای "بادی چوبی" با "آکوردها"ی خویش ، به نتهای اجرایی آنان، پاسخ می دهند. این نوای بس ملایم و پیانو ( پیانیسیمو)، کرشندو می گردد و با "آچله راندو" به قسمت "آلگرو جوستو" ره می گشاید که " هنگام ارائه تمها" بوده و تم نخست ، بخش یکم ، قسمت ای را "ارکستر" با دینامیک" فورته " و قوی نواخته و تم "جدال دو خاندان متخاصم" را با "آوایینه ای مینور" و نتهایی چنین نشان می دهند : در کلید سل ، با نشانه های فا دیز و دو دیز در ابتدای حامل کلید سل، برای میزان نخست نتهای سی سیاه  فورته - فا دیز اکتاو دولاچنگ - فا دیز اکتاو دولاچنگ - فا دیز اکتاو چنگ - سکوت چنگ - سی سیاه - دو دیز اکتاو چنگ ، برای میزان دوم نتهای ر اکتاو چنگ نقطه دار ، دو دیز اکتاو دولاچنگ، سی سیاه - سکوت چنگ - ر اکتاو چنگ - دو دیز اکتاو چنگ - سی اکتاو چنگ ، برای میزان سوم نتهای ر چنگ نقطه دار اکتاو - دو دیز اکتاو دولاچنگ - سی سیاه - سکوت چنگ - ر اکتاو چنگ - دو دیز اکتاو چنگ - سی چنگ و برای میزان چهارم نتهای ر اکتاو چنگ - سل اکتاو چنگ نواخته می شوند.
در بخش بی ،  نوای ساز "پیکولو" که همان نتهای اجرایی "ویولونسل ها" است ، فورته و قوی به گوش می رسد که نمادی از خصومت دو خاندان متخاصم  بوده و آنگاه، قسمت سی با "صدای سنج ها"؛ و نتهای بس پرشتاب "زهی ها"، از راه می رسد که در آن نتها تا رسیدن به آوایی بس قوی و پرتوان یا فورتیسیمو،" کرشندو" می شوند. قسمت دی را "همه سازهای ارکستر"، بس قوی و قدرتمند و "فورتیسیمو"، می نوازند که بیانگر تم " جدال خانواده های متخاصم" بوده و صدای "سنج ها" در این قسمت ، شنیده می شوند.
قسمت "پل"، بخش دوم با کاستن ناگهانی دینامیک  تا سر حد صدایی "پیانیسیمو" و ملایم، نتهایی را با سازهای "بادی چوبی و بادی برنجی" ، با ضرباهنگی کندآهنگ نشانگر است. اما "تم دوم" که در قسمت سوم، بخش ای، توسط سازهای "کرآنگله" و "ویلونهای سوردین دار"، اجرا می گردد ، آوای "عاشقانه ای " است که در "آوایینه ماژور" ، اجرا می شود و از جمله این نتها را شامل می شود : در کلید سل و با نشانه های سی بمل ، می بمل ، لا بمل ، ر بمل ، سل بمل در ابتدای خط حامل کلید سل ،4/4: برای میزان نخست، سکوت سفید، نت لا بمل سفید پیوسته با خط اتحاد به نت لا بمل سیاه میزان دوم، و  دو سیاه میانه متصل با خط اتصال به نتهای ر بمل سیاه ، می بمل سیاه، از میزان دوم و نیز ، نتهای میزان سوم یعنی سی بمل سیاه میانه زیر خط اضافه نخست پایینی و لا بمل سیاه روی خط اضافه دوم پایین حامل کلید سل،که خط اتصال بر آن پایان یافته و نت ر بمل سفید میانه چسبیده به خط نخست با خط اتحاد از میزان سوم به ر بمل سفید میزان چهارم پیوسته و در همین میزان نت سی بمل سیاه میانه با خط اتصال به نت دو سیاه میانه و  نیز نت لا بکار سفید میزان پنجم متصل است و نت فا سفید میزان پنجم با خط اتحاد به نت فا سیاه میزان ششم پیوسته و نت لا بمل سیاه میانه روی خط دوم اضافه پایین حامل کلید سل با خط اتصال به نتهای سی بمل سیاه و دو بمل سیاه متصل بوده و میزان هفتم شامل نت فا سیاه روی خط سوم اضافه پایین حامل کلید سل متصل با خط اتصال به نت سل بمل  سیاه زیر خط اضافه دوم پایین حامل و سی "دوبل بمل" پیوسته با خط اتحاد به نت سی "دوبل بمل"  میزان هشتم  از یک سو و متصل به نت لا بمل سفید روی خط اضافه دوم پایینی در میزان هشتم  و نت "ر بمل" روی خط اضافه چهارم پایین خطوط حامل کلید سل خواهند بود که خط اتصال بر همین نت میزان نهم ، پایان می پذیرد.
قسمت بی را "ویلون های سوردین دار"، بسیار ملایم و دلنوا و "پیانیسیمو" اجرا کرده و خط ملودی پرتپشی را با این نتها می نوازند : با کلید سل، و نشانه های سی بمل، می بمل، لا بمل، ر بمل، سل بمل، 4/4: پیانیسیمو ، برای میزان نخست، نت لابکار سیاه، متصل با خط اتصال به می بمل اکتاو سیاه و لا بکار سیاه و می بمل سیاه اکتاو میزان دوم و نیز نت لا بمل سیاه میزان دوم متصل با خط اتصال به نتهای میزان سوم ، یا سل بمل سیاه اکتاو  و فا سیاه اکتاو و می بمل سیاه اکتاو  بوده که خط اتصال بر آن ،پایان می یابد . نت لا بکار سیاه میزان سوم با خط اتصال به نتهای می بمل سیاه اکتاو و لا سیاه بکار و می بمل سیاه اکتاو از میزان چهارم وصل می شود و نت لا بمل سیاه میزان چهارم با خط اتصال به نتهای سل بمل سیاه اکتاو و فا سیاه اکتاو و می بمل سیاه اکتاو از میزان پنجم ، می پیوندد. این بخش با کرشندویی به قسمت سی می رسد که سازهای "بادی چوبی " با نتهایی "زیرتر" ، ملایم و پیانو، تم عاشقانه را گسترده تر نواخته و آنگاه ، بخش پایانی اوورتور - فانتزی از ره می رسد که در قسمت چهارم و ای ، با نوای "هارپ" و "همراهی زهی های سوردین دار" و کرآنگله و باسون، به گوش می رسد. بخش "گسترش تمها " در قسمت اول ، با نوای زهی ها ، که ملایم و پیانو ، نتهای "موتیف" تم تخاصم دو خاندان را نمایانگرند ، کرشندو می شود و آن سوتر، زهی ها ، بس شتابان و فورته ، این قسمت را اجرا کرده و در بخش دوم ، ای، هورن ها، ملایم و "پیانو"، تم "لارنس راهب " را همراه با سازهای" زهی"  می نوازند که، نتهای زیرتر را  بسی ملایم و "پیانیسیمو"؛ اجرا کرده و تکرار می کنند و سازهای بادی برنجی ، با نوای آکوردهای "بادی چوبی ها" ، ملایم و پیانو ، همراه می شوند. قسمت دی ، را "هورن ها"، پیانو و ملایم به اجرای "تم لارنس راهب" پرداخته و در بخش سوم، سازهای زهی بم تر ، فورته و قوی، به نتهای اجرایی "بادی چوبی ها" ، که فورته و قوی به گوش می رسند، پاسخ می دهند. این قسمت تا رسیدن به سرحد دینامیک" فورتیسیمو"                    
"کرشندو" می شود. نوای سنج ها از ره می رسد و قسمت چهارم بخش ای را "ترومپت ها" ، اجرا کرده و "تم لارنس راهب" را بسی قوی و قدرتمند یا "فورتیسیمو" ، نواخته و بخش بی را سازهای "زهی"، "فورتیسیمو"؛ با نتهایی شتابان و نوای سنج ها ، اجرا کرده و سرانجام در بخش "ارائه دگربار تمها" ، "تم نخست"؛ با همه "سازهای ارکستر" نواخته شده و بسی قوی و "فورتیسیمو"، نمایانگر " تخاصم دو خاندان " می شوند که در "آوایینه ای مینور" به گوش می رسد و سنج ها  در این قسمت، با نوای بس شتابان "سازهای زهی" که نتهایی پایین رونده را می نوازند ، همراه می شود و آنگاه کمی دیرتر، "دی کرشندو" می گردند. تم دوم را در قسمت دوم، "ابواها"، پیانو و ملایم  اجرا می کنند که شامل خط ملودی دلنواز و پرتپشی در "آوایینه ماژور " بوده و آنگاه ، با نوای "ویلون ها"، بسی آرام و "پیانیسیمو" همراهی می شوند و با کرشندویی به بخش سوم ره می گشاید که در قسمت ای ، با صدای زهی ها، "فورته" و قوی ، تم"عاشقانه" را گسترده ساخته و تا رسیدن به دینامیک "فورتیسیمو"، کرشندو می کند. تم عاشقانه مکرر می شود و با دی کرشندو آواها، به بخش بی قسمت سوم می رساند که سازهای بادی چوبی و "ویلونسل ها"، با نوایی نیمه قوی "مزوفورته" ، جملاتی از تم عاشقانه را می نوازند. ساز "هورن"، این بخش را "کرشندو" ساخته و به قسمت سی می رساند که "زهی ها"، بسی قوی و "فورتیسیمو"، تم"عاشقانه" را اجرا و موتیف تخاصم دو خاندان با صدای سنج ها ، نمایانده می شود. در قسمت چهارم بخش ای، همه سازهای " ارکستر"، بسی قوی و پرتوان و "فورتیسیمو"، تم تخاصم دو خاندان را اجرا کرده که با صدای سنج ها همراه می شود.  در قسمت بی ، "تم لارنس راهب" را "سازهای بادی برنجی"، "فورتیسیمو" و بس قوی،نواخته، و در قسمت سی بخش چهارم، همه سازهای ارکستر، بسی قوی و پرتوان و فورتیسیمو، تم تخاصم دو خاندان را با نوای سنج ها ، همراه می کنند. در قسمت دی بخش چهارم،"تم لارنس راهب"، بسی پرقدرت و فورتیسیمو، توسط سازهای "بادی برنجی" اجرا شده و دیری نمی گذرد که قسمت ئی بخش چهارم؛ را همه سازهای ارکستر ، و سنج ها و ویلونسلها و کنتر باس ها، بسی فورتیسیمو و پرخروش و قوی با غریو تیمپانی ،  اجرا کرده و آنگاه با دی کرشندویی به دینامیک ملایم و پیانو باز می گردانند. 
قسمت "کودای اوورتور - فانتزی رومئو و ژولیت چایکوفسکی" ، در قسمت یکم با نوای ملایم و" پیانو"ی ساز "تیمپانی" آغاز می شود که ضرباهنگ مارش "سوگواری" است . نوای زهی ها ، "مزو فورته"( نیمه قوی) ، تم "عاشقانه نخستین" را این بار " سوگوارانه " اجرا کرده و با ضرباهنگی ملایم و متعادل ، از جمله اینگونه می نوازند: 
در کلید سل ، با نشانه های فا دیز ، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز ، لا دیز در ابتدای خطوط حامل کلید سل ،4/4:
  میزان نخست شامل سکوت سیاه، سل سیاه بکار مزو فورته و نیمه قوی، پیوسته با خط اتحاد به نت سل چنگ همین میزان از یک سو و متصل با خط اتصال به نتهای ر دیز چنگ - می چنگ - فا دیز چنگ میزان نخست بوده و در میزان دوم، نتهای دو چنگ میانه بکار، متصل با خط اتصال به دو دیز چنگ میانه و می سفید اجرا شده و نیز نت دو چنگ میانه متصل با خط اتصال به سل بکار چنگ زیر خط اضافه دوم پایین حامل کلید سل  در میزان دوم و نت سی سیاه میزان سوم که خط اتصال بر آن، پایان می پذیرد.
************************************
"بدریش اسمتانا" (1824 - 1884) : از نخستین بنیانگذاران " موسیقی ملی چک " در نغمه های "عامیانه" و رقصهای "بوهمیایی" است که برخاسته از زادگاهش ،" بوهم"( در چک - اسلواکی امروزی) بوده است. سرزمینی که از سال 1848 با جنبشهای ناسیونالیستی بسیاری همراه است. گرچه بیشتر این جنبشها در برابر سانسور و خفقان  اتریشی ها در این زمان به شکست می انجامد و میهن پرستان را به بند می کشند. در چنین روزگاری است که "بدریش اسمتانا" که بس دلبسته "ناسیونالیسم در موسیقی" است ، به مثابه یک پیانیست برجسته ، امکان کمترین نوگرایی ناسیونالیستی را در آثارش نمی یابد. او 1856، به "سوئد" سفر می کند تا در این کشور به "تدریس موسیقی"،" رهبری ارکستر" و "ساخت پوئم سنفونیک" همسان آثار "فرانتز لیست" بپردازد. سال 1862 که به "پراگ" باز می گردد ، فضای آزادتری را پیش روی می بیند که در آن روزنامه های به زبان ملی چک ، منتشر می شوند و آن سوتر "تالارهایی برای نمایش و اپرای چک" ساخته شده اند. این چنین است که اپرای"عروس فروخته شده" را بر پایه افسانه ای " بوهمیایی"، ساخته و پس از ساخت این اپرا، به کار "آهنگسازی"،"نوازندگی پیانو"، پرداخته و آموزش و تدریس موسیقی را در کنار " رهبری ارکستر"، بی وقفه ادامه می دهد. در 50 سالگی همچون بتهوون بی همتا، ناشنوا می شود و درست همچون بتهوون بهترین آثارش را پس از این رخداد تلخ می سازد. از او "مجموعه ای شامل 6 پوئم سنفونیک با نام سرزمین من" ( 1874 - 1879) بر جای مانده است که  بر پایه رقصهای روستایی چک و تاریخ و افسانه های کهن این دیار آفریده شده اند. او 60 سال در جهان هنر  و موسیقی زندگی می کند و از جمله اثری زیبا با نام "مولداو" را به سال 1874 در "می مینور" می سازد.
در نوشتار دگر، اثر"مولدوا ساخته بدریش اسمتانا" (1874) را تحلیل موسیقایی خواهم کرد و نیز مقدمه ای بر موسیقی و آثار آهنگساز مهم دوره رمانتیک، " آنتونین دورژاک " خواهم نگاشت.
      
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
        

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش یازدهم - نویسنده و آموزگار:رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۳:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢۱
 
موسیقی و هنر دوره رمانتیک - بخش یازدهم
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی(عسل)
2017، ایران ، تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر: راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر، ناسیونالیسم در موسیقی وهنر  دوره رمانتیک را با موضوع " گروه پنج نفره روس یا مکتب ناسیونالیستی روسی" ادامه خواهم داد. نیز،"اثر بوریس گودونف ، ساخته مودست موسورگسکی" ، (1874) را مورد تحلیل موسیقایی قرار می دهم. آنگاه"مقدمه ای بر موسیقی و آثار پیتر ایلیچ چایکوفسکی" بی همتا خواهم نگاشت. با این اشاره که همه آثار موسیقایی من، تازه ترین کتابم،"نوای من، نوای سکوت آیینه هاست " و نیز دیگر نوشتارها و آموزشهای اینجانب، رابعه رضوی علوی (عسل)، یگانه سازنده و خالق این آثار را تنها و تنها بر نشانی های رسمی من، بیابید و بشنوید و ببینید.
حال نکوتر آن است که به بررسی موضوع "ناسیونالیسم در موسیقی دوره رمانتیک" با موضوع" مکتب موسیقی ناسیونالیستی روسیه" بپردازیم. یکی از مهمترین سرزمینهای پیرو این مکتب تازه قرن نوزدهم ، همانا روسیه است . سرزمینی که سرشار از "آوازها و نغمه های عامیانه" بوده که در زندگی روزمره مردمانش جریان دارد و زنده و پویاست. موسیقی محلی روسیه تفاوتهایی بنیادین با "موسیقی محلی اروپای غربی " دارد. مهمترین این تفاوتها را می توان در استفاده از "مدهای کهن کلیسایی به جای گامهای متداول "ماژور و مینور " دانست. هر چند در این مدهای کلیسایی نیز همان 8 نت در گستره صدایی اکتاو استفاده می شد ، اما الگوی خاصی بر چیدمان پرده ها و نیم پرده ها در مدهای کهن کلیسایی روسی ، حکمفرماست که آن را از  مد ماژور و مینور ، متمایز می سازد. اما "وزن آثار محلی روسی ، در بیشینه موارد، وزن و ضرباهنگی مختلط" است، بدان مفهوم که به جای اوزان دوتایی و سه تایی و چهار تایی یا شش تایی معمول، این آثار وزنی "5 تایی" ، برای نمونه 5/4 دارند و همین تنوع بی نظیری به این سبک روسی ناسیونالیستی می بخشد. تا پیش از قرن 19 میلادی بیشتر آهنگسازان ایتالیایی و آلمانی به سرپرستی دربار تزارهای آن زمان گمارده می شدند . اما سال 1800 ، موسیقی روسیه با ظهور "پدر موسیقی روس" یا "میخاییل گلینکا "(1804- 1875) دستخوش دگرگونی های بسیار می شود و اپرای "جان نثار تزار " (1836) اثر میخائیل گلینکا ، آمیزه ای از نغمه های روستایی و عامیانه را زمینه ساز پیدایش ، شیوه تازه ای در موسیقی ملی روسیه را بنیان می نهد. اواخر قرن نوزدهم (1860) و پس از آن، نقطه عطف مکتب "ملی" موسیقی روسیه وعهد پیدایش "اثر مشهور جنایت و مکافات ، داستایوفسکی و نیز ، اثر بی نظیر جنگ و صلح به قلم، تولستوی بی همتاست" . این هنگام است که گروه 5 نفره روس در "سن پترزبورگ" ، "مکتب ناسیونالیستی روس را به هدف خلق آثار موسیقایی روسی خالص" ، بنیان نهاده و در این گروه به "نقد هنری" آثار یکدگر و "دوری جستن از عناصر آلمانی و ایتالیایی و فرانسوی و روشهای سنتی آفرینش موسیقی بر پایه موسیقی غیر روسی " را اساس فعالیتهای این گروه ناسیونالیستی موسیقی روسی ، قرار می دهند. 
از جمله پایه گذاران مکتب 5 نفره روسی "میلی بالاکیرف"(1837-1910) ، "سزار کویی"(1835-1918) و "الکساندر بورودین"(1833-1887) و "نیکولای ریمسکی کرساکف"(1844-1908) و "مودست موسورگسکی "(1839-1888) است که اپرای بوریس گودونف مشهور او را بررسی می کنم.
"اپرای بوریس گودونف" ، اثر "مودوست موسورگسکی به سال 1874 آفریده می شود. این آهنگساز که در فاصله سالهای 1839 تا 1881 زیسته است، نخست افسر ارتش روسیه است ، لیک دانشکده افسری را رها می کند تا تمام عیار به فراگیری موسیقی بپردازد. او پیانیست برجسته ای است. گرچه در نخست گام از آهنگسازی ، هیچ نمی داند و تنها خود آموزی پیشه می کند. آثاری چون" بوریس گودونف"،" پوئم سنفونیک شب برفراز کوه سنگی" و "اثر پیانویی تابلوهای یک نمایشگاه" ( تنظیم شده توسط موریس راول برای ارکستر) و چند اثر آوازی، از جمله مهمترین ساخته های او در طول زندگی کوتاه 42 ساله اش است. آنچه موسیقی موسورگسکی از دگر ساخته های این دوره متفاوت می سازد، همانا رنگ و بوی موسیقی بومی روسیه و درونمایه ملی آن آفریده هاست. او می کوشد،"نوسانها و زیر و بمهای زبان روسی و کلام " را به زبان موسیقی بیان دارد. شخصیتهای بس رئالیستی که شبیه زندگی واقعی روسهاست و چون آنان سخن می گوید. آکوردهای غنی و تازه و استواری که در زمانه خویش بس نامتعارف به نظر می رسد در توالی خاصی توسط او در آفرینش آثارش، جملگی نمادهایی از آفریده های موسورگسکی بوده اند. لیبرتوی اپرا"بوریس گودونف" را از "الکساندر پوشکین ، این شاعر مهم دوره رمانتیک" وام می گیرد و موضوع اپرایش را"بر پایه رویدادهای دوره تاریخی زمانه حکمرانی تزار بوریس روسی ، در فاصله 1598 تا 1605 " قرار می دهد تا موسیقی اش بازتابی از تاج گذاری او  و همه حوادث پس از آن و عشق این تزار به سرزمینش باشد که سرانجامی تراژیک می یابد. او کوشیده تمامی خصائص مردمان روسیه را از دیدگاه خویش تجسم بخشد و از جمله با استفاده از "هم آوایی ها و همسرایی های غنی و پرحجم" و "نواهای سولو و تکخوانی ها" ، تصویری کامل و تمام عیار از زندگانی مردمان روسیه ، بیان می دارد که  رئالیستی است و درست منطبق با واقعیت به گوش می رسد و به "درام موسیقایی عامیانه" می ماند. هدف موسورگسکی ، نمایان ساختن تنوع فرهنگ و شخصیت مردمان سرزمینش، روسیه بوده  و از همین رو این اپرا، نزد مردمان روسی، هوادار بسیار داشته است. اما 1881 ، رپرتوار این اپرا را از مجموعه آثار اجرایی حذف می کنند. با این همه دگربار، پارتیتور آن به وسیله "ریمسکی کرساکف" به سال 1896 و 1908 ، ویراسته و چاپ می شود . کرساکف نیز کوشید ، با دگرگونی پاساژها،و رخشنده تر ساختن "ارکستراسیون"،آن را فزونتر قابل اجرا سازد. اکنون پیش درآمد پرده نخست اپرای "بوریس گودونف" با نام"تاج گذاری " را بررسی کنیم . این صحنه که در کاخ "کرملین روسیه" روی می دهد نمادی از جلال و شکوه روسیه کهن است. کلیسای جامع "آرکانجلز "  و "آسامپشن"، را نشانگر است و موسیقی ، با "مقدمه ارکستری تازه و رخشان" و "نوای ناقوس کرملین" آغاز می شود و دو آکورد "دیسونانت" متوالی و تکرار شونده همه مقدمه را در بر می گیرد که در کلید سل ، 4/4،  آکورد (دو گرد - می بمل گرد - سل بمل گرد - لا گرد - دو اکتاو گرد) و در کلید فای خط چهارم ،آکورد دو گرد - ر گرد - فا گرد - لا گرد - دو میانه گرد بوده ، و اساسا این فکر که این آکوردهای دیسونانت متوالی در ابتدای اثری استفاده شود ، پیش از او بی سابقه بوده ، تکنیک تازه ای است که مودست موسورگسکی بنیان می نهد و آهنگسازان قرن بیستم ( همچون ایگور استراوینسکی ) نیز پس از او از همین شیوه در ساخت آثارشان بهره می برند. پس از حرکت صفوف منظم اشراف به سوی کلیسای جامع تاجگذاری بوریس، نوای همسرایان به گوش می رسد که "برگرفته از یک ترانه عامیانه روسی " بوده و چنین خوانده می شود:
در کلید سل، 3/4: میزان نخست، سکوت سیاه ، دو اکتاو سیاه(توو) و سل سیاه (د ) ، میزان دوم ، دو اکتاو سیاه ( سان) و دو اکتاو سیاه ( این) و ر اکتاو سیاه ( آل) ، میزان سوم، نت می اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به سل چنگ اکتاو و فا سیاه اکتاو (اسپلن) و می اکتاو سیاه ( در)، میزان چهارم ، ر اکتاو سیاه  و دو اکتاو سیاه ( رایزن) و ر اکتاو سیاه ( بی)
میزان پنجم، نت می اکتاو سفید(گلو) و دو اکتاو سیاه ( ری) ، میزان ششم نت ر سفید اکتاو متصل با خط اتصال به نتهای می اکتاو چنگ و ر اکتاو چنگ ( گلو) ، و میزان هفتم ،  نت دو اکتاو چنگ ( ری). پس از خروج صفوف اشراف موسیقی به اوج تازه تری می رسد و رنگ و بویی "دراماتیک" به خود می گیرد. بوریس با جامه شاهانه اش ، سرنوشت شوم خویش را پیش بینی می کند و خط ملودی مصمم و قدرتمندی جشن را ادامه می دهد تا آکوردهای ناقوس مانند و همسرایی پرستایش همراهان را به گوش رساند و در مقدمه ارکستری ، شاهزاده شوییسکی ، با نوای ناقوسها،  برای پایندگی تزار سخنانی ایراد می کند و گروه همسرایان تکرار می کنند و در حرکت صفوف منظم همراهان ، ناقوسهای کلیسای جامع فرشتگان مقرب، نواخته و جماعت را به سوی تالار تاجگذاری بوریس ، رهنمون می گردد.   
******************************************
"پیتر ایلیچ چایکوفسکی"(1840 - 1893) : شاید بتوان گفت یکی از مهمترین آهنگسازان قرن نوزدهم و همه زمانهای دگر ، درست در میانه این قرن از تبار آهنگسازان روسی زاده می شود. او در "وتکینسک" به دنیای هنر و موسیقی گام می نهد. ده ساله است که به "سن پترزبورگ" می رود و در آغاز جوانی به تحصیل در رشته "حقوق" مبادرت می ورزد. 19 سالگی از ره رسیده و او کارمند دولت است. تنها از 21 سالگی به بعد است که تحصیل موسیقی را نخست با فراگیری "تئوری موسیقی" آغاز نموده و آنگاه، در "هنرستان موسیقی سن پترزبورگ که نخستین مدرسه دانشگاهی روسیه " است به فراگیری تمام وقت موسیقی اهتمام می ورزد. دیری نمی گذرد که با استعداد شگرفش ، در فراگیری این هنر و دانش ارزشمند، "استاد هارمونی موسیقی در هنرستان مسکو" می شود و 12 سال تمام به همین کار اشتغال می ورزد. درست در همین دوره از زندگانی است که یک "سنفونی" و یک "اپرا" و یک "پوئم سنفونیک" می سازد و 31 ساله است که اثر بس دلاویز و خوش آهنگش  یعنی "اثر ارکستری رومئو و ژولیت" را خلق می کند. از حامیان او می توان به بانو " نادژدا فون مک " اشاره کرد که برای این آهنگساز مهم تاریخ موسیقی قرن نوزدهم ، "مقرری سالیانه" تعیین می کند.او به رهبری آثار خویش نیز در اجراهای اروپایی این ساخته های موسیقایی بی همتا، ادامه می دهد و 1891 در چهار کنسرت افتتاحیه "تالار کارنگی نیویورک" و  دو کنسرت "بالتیمور" و "فیلادلفیا" برای اجرای آثارش شرکت می کند. او به سال 1893، 9 روز پس از اجرای آخرین اجرای سنفونی شماره ششم ( پاتتیک) و فینال غم آلوده اش، در 53 سالگی از جهان هنر رخت بر می بندد. موسیقی چایکوفسکی تجسم کامل "جنگل های دورافتاده روسیه و نغمه های بومی موطن اوست" . شاید هیچ آهنگسازی تا بدین پایه "عناصر موسیقی خالص روسی" را در ساخته هایش ، به زیبایی هر چه تمام ، جلوه گر نباشد، گرچه تاثیر پذیری این آفریده ها از برخی عناصر"ایتالیایی"،"فرانسوی" و "آلمانی" نیز انکار ناپذیر است. در حقیقت تفاوت مهم آثار چایکوفسکی با ساخته های موسیقایی گروه پنج نفره روس دقیقا در همین نکته نهفته است که بر خلاف آنان ، چایکوفسکی از عناصر ایتالیایی و آلمانی و فرانسوی نیز در خلق اثر مدد جسته  و از همین رو به "موسیقی غرب" نزدیکتر است و "ترکیبی استادانه از موسیقی ملی و جهانی " به شمار می آید. او می کوشد شخصی ترین موسیقی و خاص ترین ساخته ها را که تجسم بخش احساسات درونی اوست و سودای و شور نهانش را به هنر خویش بخشیده و به شنونده اش ، منتقل سازد. از این آهنگساز برجسته و بی مثال روسی تبار، آثار به غایت ماندگاری در هر دو گونه "موسیقی سازی " و "موسیقی آوازی " بر جای مانده است که از مهمترین آنها می توان به آثار ارکستری او یا  "سنفونی چهارم"(1877) ، "سنفونی پنجم" (1888) ،" سنفونی ششم یا پاتتیک" (1893) و "کنسرتو برای پیانو شماره 1 در سی بمل مینور"(1875) و "کنسرتو ویلون"(1878) و "اوورتور فانتزی رومئو و ژولیت"(1869) اشاره کرد. او را خالق زیباترین "باله های " این قرن می دانند . از جمله مشهورترین "باله های چایکوفسکی" باید از " باله بی نهایت مشهور دریاچه قو"( 1876) و "باله بی نظیر زیبای خفته"(1889) و نیز "باله مشهور فندق شکن"( 1892) یاد کرد که بی همتاترین آثار همه زمانها بوده اند. او اپراهای مشهوری چون "اوژن اونگین"( 1877 - 1878)  و "بی بی پیک"(1890) را آفریده است . در آثار او خطوط ملودی پرجهش ، پرنیان گونه، باله مانند و تکرار شونده ای به گوش می رسد که با "دینامیک" پرقدرت و "ارکستراسیون" پرحجم، نوایی غزل آگین و بس رنگ به رنگ و خوش آهنگ را نماینگر است و نیز "صدای زهی ها و بادی چوبی ها و بادی برنجی ها " به روشنی  برای بیان "تضادهای موسیقایی ضرباهنگ و دینامیک"، به کار گرفته شده اند .
در نوشتار دگری، به تحلیل موسیقایی"اوورتور - فانتزی رومئو و ژولیت" پیتر ایلیچ چایکوفسکی(1869) خواهم پرداخت. نیز مقدمه ای بر موسیقی و آثار "بدریش اسمتانا" خواهم نگاشت.  
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش دهم - نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۳:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/٢٠
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش دهم
نویسنده و آموزگار و گوینده : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
2017، ایران، تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر، به تحلیل موسیقایی و شناخت موومانهای دوم تا پنجم سنفونی فانتاستیک اثر هکتور برلیوز ، آهنگساز مهم دوره رمانتیک خواهم پرداخت. نیز ، مقدمه ای بر "ناسیونالیسم در موسیقی قرن نوزدهم " ، خواهم نگاشت. با این اشاره همیشگی که تمامی آثار موسیقایی اورژینالم و تازه ترین کتابم با نام "نوای من ، نوای سکوت آیینه هاست" و دیگر نوشتارهای اورژینالم و آموزشهایم را به قلم و صدا و اجرای اینجانب ، رابعه رضوی علوی (عسل) ، می توانید بر نشانی های رسمی من ، یگانه خالق و سازنده این آثار، بیابید و ببینید و بشنوید.
اما موومان دوم از سنفونی فانتاستیک اثر هکتور برلیوز، با نام "ضیافت رقص"، آن دم است که یار را میانه این مجلس می بیند و توصیف موسیقایی او در این موومان، با فرم "والس" و با الگوی ( مقدمه - ای - بی - ای پریم - کودا)،صورت می پذیرد . بخش مقدمه با "ترمولوی زهی ها و "آرپژهای هارپ" ، نواخته می شود. "تم خوش آهنگ والس "را ویلون  اجرا می کند که با نتهایی چنین نواخته می شوند :  والس "آلگرو نن تروپو " ، در کلید سل ، 3/8 ، با نشانه های فا دیز ، دو دیز ، سل دیز : در میزان نخست ، نتهای دو دیز اکتاو دولاچنگ - سی دولاچنگ پیانو - میزان دوم نتهای لادولاچنگ متصل با خط اتصال به دیگر نتهای این میزان که شامل سل دیز دولاچنگ و لا دولاچنگ و سی دولاچنگ و ر اکتاو دولاچنگ است. میزان سوم ، در بردارنده نتهای می اکتاو چنگ نقطه دار متصل با خط اتصال به می دیز اکتاو دولاچنگ و فا دیز اکتاو دولاچنگ است و در ادامه نیز نت سل دیز اکتاو در همین میزان نواخته می شود. میزان چهارم شامل لا اکتاو چنگ نقطه دار متصل با خط اتصال به نتهای  سل دیز اکتاو دولاچنگ ، سی اکتاو دولاچنگ است و در ادامه نیز نت لا اکتاو دولاچنگ نواخته خواهد شد. میزان پنجم شامل، سل دیز اکتاو سیاه متصل با خط اتصال به فا دیز اکتاو دولاچنگ است و سکوت چنگ در ادامه نهاده می شود. میزان ششم دربردارنده نتهای فا دیز اکتاو سیاه  که به سوی نت  ر اکتاو دولاچنگ حرکت می کند و با خط اتصال بدان پیوسته است و در ادامه نیز نت دو دیز اکتاو دولاچنگ نواخته می شود و این نتها دی کرشندو و اسفروزاندو می شوند. میزان هفتم شامل ، دو دیز اکتاو دولاچنگ متصل با خط اتصال به نت سی دولاچنگ بوده و در ادامه نیز سی دولاچنگ که متصل با خط اتصال به نتهای لا دولاچنگ ، سل دیز دولاچنگ و لا دولاچنگ است ، نواخته می شوند. میزان هشتم شامل سی دولاچنگ متصل با خط اتصال به نتهای لادیز دولاچنگ و سی دولاچنگ است و نت می اکتاو دولاچنگ متصل با خط اتصال به ر دیز دولاچنگ اکتاو و می اکتاو دولاچنگ نواخته خواهد شد و میزان نهم نیز با نت دو دیز اکتاو چنگ ادامه خواهد یافت . آنگاه در بخش بی ،
"ایده فیکس"، با "والس"، دگربار اجرا و یادآوری می شود که از جمله ساختاری چنین دارد:
 در کلید سل ، با نشانه های فا دیز ، دو دیز ، سل دیز در ابتدای خطوط حامل کلید سل، 3/8، نت دو بکار چنگ اکتاو ، پیانو و ملایم، در میزان نخست، نت دو سیاه نقطه دار اکتاو میزان دوم، نتهای فا بکار اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به دو بکار اکتاو چنگ و لااکتاو چنگ در میزان سوم، و نتهای لا سیاه اکتاو متصل با خط اتصال به همه نتهای میزان  چهارم شامل سی بمل چنگ اکتاو در میزان چهارم که خود متحد با خط اتحاد به نت سی بمل اکتاو سیاه میزان پنجم است و نیز نت لااکتاو چنگ که در میزان پنجم نواخته می شود و سپس نت لا اکتاو سیاه در میزان ششم ، متصل با خط اتصال به نتهای سل بکار اکتاو چنگ متحد با خط اتحاد به سل سیاه اکتاو میزان هفتم و نیز نت فا بکار چنگ میزان هفتم که پس از آن نواخته می شود. میزان هشتم شامل فا بکار سیاه نقطه دار اکتاو متصل با خط اتصال به می اکتاو چنگ میزان نهم بوده و در کنار آن نیز سکوت چنگ نهاده می شود. "ایده فیکس" با نوای بخشهایی از تم "والس" و ضرباهنگ 3 تایی و ریتم 3 ضربی همراه شده تا اوج شفاف و رخشان این قسمت را که ساز "کلارینت سولو" آن را می نوازد را نمایانده و آنگاه با پایانی رخشنده و تابان به موومان سوم با نام "در دهکده " رساند که "آداجیو" است و نوای نی چوپانان که دوئت مانند است را به ذهن متبادر می سازد. نوای خوش برگهایی در آغوش باد است و یاد یار که در خیال آهنگساز ، ناگه گذر به غروب ، سکوت و تنهایی را به ارمغان می آورد. فرم موومان سوم آداجیو، نیز "والس گونه" است. ساختاری(ای - بی - ای پریم - کودا ) داشته و مفهوم "تنهایی" را با نتهایی که "کر آنگله" نواخته و آنگاه "ساز ابوا" یک "اکتاو بالاتر"، اجرایشان می کند را برای شنونده این موومان متفاوت سنفونی که برای نخست بار با این ابتکار یعنی "دوئت" فلوت و ابوا اجرا می شوند ، تداعی می کند. بخش  ای ،"رویایی خوش و دلنواز" را با خطوط ملودی ساز "فلوت" و "ویلون ها"
نشانگر است. نتهایی این قسمت چنین نواخته می شوند :
 با نشانه سی بمل در ابتدای خطوط حامل کلید سل ،6/8، آداجیو: میزان نخست شامل فا سیاه نقطه دار ( پیانیسیمو)، بس ملایم و آرام، و فا چنگ متصل با خط اتصال به سل چنگ و لاچنگ را در بر می گیرد. میزان دوم نتهای سی بمل سیاه متصل با خط اتصال به سل چنگ و سی بمل چنگ متصل با خط اتصال به لاچنگ و سل چنگ را شامل می شود .در میزان سوم نت فا چنگ اسفروزاندو متصل با خط اتصال به فا اکتاو سیاه که کرشندو شده و سپس با نتهای فا اکتاو چنگ متصل به می اکتاو چنگ و ر اکتاو چنگ، دی کرشندو می گردد . میزان چهارم شامل ر اکتاو سیاه نقطه دار متصل با خط اتصال به دو اکتاو چنگ بوده و به این نت دی کرشندو می شود و سکوت چنگ و سکوت چنگ پس از آن نهاده شده،به میزان پنجم ره می گشاید که سکوت سیاه، فا سیاه اکتاو چنگ اکتاو  و فا اکتاو سیاه و نت سل اکتاو دولاچنگ نقطه دار متصل با خط اتصال به فا دیز اکتاو دولاچنگ از میزان پنجم و نتهای سل اکتاو سیاه و می اکتاو چنگ و دو اکتاو سیاه در میزان ششم است و سکوت چنگ پس از آن در این میزان نهاده می شود. در قسمت بی نیز همچنان، ایده فیکس به گوش می رسد که سازهای "ابوا و فلوت" آن را می نوازند. سویی دگر، "کنتر ملودی بم و بی قرار ویلونسل ها و کنتر باس ها" ، تضادی خوش آهنگ و خوش رنگ و رخشنده و دلنوا را نشان می دهند.  موومان سوم، با کودایی از جنس نوای "کر آنگله سولو" این بار بدون پاسخ "ابوا" و با صدای "رعدآسای 4 تیمپانی"، برای تاکید بر مفهوم تنهایی و بی قراری آهنگسازش، به پایان می رسد.    
موومان چهارم این سنفونی، به سوی عدم، آلگرو نن تروپوست ، که یار رهسپار مرگ و عدم می شود و ایده فیکس دوباره با نغمه آشنای عشق باز می گردد .  برلیوز، این موومان را یکی هراس انگیزین موومانهای سنفونی اش برمی شمارد . او با استفاده از "تمامی سازهای بادی و برنجی"، و آمیختن نواهای " هورن های سورین دار"، "تیمپانی هایی با کوک فاصله سوم از یکدگر" و نیز " آکوردهای پستیکاتوی کنترباسها" بدان ، صدایی هراس انگیز را پدیدار می سازد که تم نخستین آن را "ویلونسل ها " و "کنترباسها " با نتهای پایین رونده و حرکتی به سوی آواهای بم تر تا دو اکتاو، اجرا می کنند و از جمله چنین می نوازند : 
در کلید فای خط چهارم با نشانه های سی بمل و می بمل در ابتدای خطوط حامل، "آلگرو نن تروپو" ، 4/4 :
میزان نخست ، نت سل میانه سفید ( روی خط اضافه سوم بالای حامل کلید فای خط چهارم) فورتیسیمو ، بس قوی و پرقدرت، در میزان دوم  نت فا سفید میانه بالای خط اضافه دوم حامل کلید فای خط چهارم، متصل با خط اتصال به نت می بمل سیاه میانه روی خط دوم اضافه بالایی که دی کرشندو و دیمینوئندو می شود و در ادامه نیز نتهای رمیانه چنگ استاکاتو ، و دو میانه چنگ استاکاتو نواخته شده و میزان سوم شامل سی بمل سیاه و سکوت سیاه و لا سیاه و سکوت سیاه بوده ، میزان چهارم دربردارنده نت سل سفید متصل با خط اتصال به  فا سیاه دی کرشندو و از همین نت به بعد همه میزانهای پسین نیز ، جملگی دی کرشندو می شوند تا به نوایی ملایم و پیانو رسند و نت می بمل چنگ استاکاتو و ر چنگ استاکاتو در میزان چهارم و نیز دو سیاه و سکوت سیاه و سی بمل سیاه و سکوت سیاه در میزان پنجم بوده و برای میزان ششم، نتهای لا سفید متصل با خط اتصال به سل سیاه  بوده که دی کرشندو می شود و در ادامه نیز نتهای لاچنگ و سی بمل چنگ در میزان ششم اجرا می شوند و آنگاه ، نت دو سیاه که دی کرشندو اینجا، به پیانوترین بخش خویش رسیده است و نیز سکوت سیاه و لا سیاه  و سکوت سیاه در میزان هفتم و نت ر سفید در میزان هشتم اجرا می شوند .  
ایده های اجرا شده در "کنترملودی" را "باسون ها"، دگربار نواخته و مارش با ضرباهنگی "سنکوپ دار"، به وسیله سازهای " بادی چوبی و بادی برنجی " ، با نوایی پر خروش ، اجرا می گردد که از جمله شامل این نتهاست:
در کلید سل با نشانه های سی بمل ، می بمل در ابتدای خطوط حامل سل، 4/4:
در میزان نخست، نتهای سی بمل سیاه  فورته و قوی ، و سی بمل سفید و دو اکتاو سیاه ، در میزان دوم ، نت ر سفید اکتاو و می بمل چنگ نقطه دار اکتاو و ر اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو چنگ نقطه دار و می بمل دولاچنگ اکتاو اجرا 
می شوند . در میزان سوم نتهای ر اکتاو چنگ نقطه دار و دو اکتاو دولاچنگ و سی بمل چنگ نقطه دار و دو اکتاو دولاچنگ و نت ر اکتاو سیاه موکد و و می بمل سیاه موکد و در میزان چهارم سل اکتاو سیاه موکد و فا اکتاو سفید و سکوت سیاه ، اجرا می گردد. مارش با نوای "کلارینت سولو" که در حال نواختن "ایده فیکس " است ، اما ناگه با آکوردی سخت خشن، قطع می شود، پایان می پذیرد.
موومان پنجم سنفونی فانتاستیک :" لارگتو و آلگروست "و "کابوس جشن جادوگران" نام دارد که او را در میان ساحران و هیولاها و دیوها و ددان نشان می دهد که به دیدار یار از دست رفته اش آمده اما با ناقوسی غم انگیز و نوایی هجو آمیز ، با آمیزه ای از رقص و "دی یس ایره" و غمگساری ، با جلوه های بس فراانسانی و خیالی، و مقدمه ای کند یا لارگتو ، که معناگر نوایی از موجودات افسانه ای است،"ترومولوی وهم آور زهی های سوردین دار"،که نتهایی در محدوده زیرتر را نواخته و " صدای ویولونسل ها و کنتر باس ها" ،  مجموعه ای از نتهای  متضاد در این ایده ملودیک را اجرا می کنند که رنگ صوتی و دینامیک های متفاوت داشته و فضایی متفاوت را از همه آثار دگر دوره رمانتیک، پدیدار می سازد.
قسمت "آلگرو"، یار را همچون ساحری نشان می دهد که با ساز "کلارینت " و نتهایی شتابان و آراینده هایی تریل مانند،   
نشان داده شده است و ساختاری چنین دارد :
در کلید سل ، با نشانه های سی بمل و می بمل و لا بمل در ابتدای خطوط حامل ، 6/8، آلگرو، در میزان نخست نت آراینده لا بکار چنگ کوچکتری متصل با خط اتصال به سی بمل چنگ بزرگتر،در میزان دوم نت لا بکار چنگ کوچکتر آراینده متصل با خط اتصال به  سی بمل سیاه (پوکو)  فورته ، و نت ر اکتاو چنگ آراینده کوچک متصل با خط اتصال به می بمل اکتاو چنگ ، (کرشندو تا میزان پنجم) ، و نت سی بمل سیاه و فا دیز اکتاو چنگ کوچک آراینده متصل با خط اتصال به نت سل چنگ اکتاو ، در میزان دوم ، نت سل اکتاو سیاه "تریل"، و لا بمل چنگ اکتاو و لا بمل سیاه "تریل" و سل اکتاو چنگ در میزان سوم، و نتهای سل اکتاو سیاه "تریل" و فا اکتاو چنگ و فا اکتاو سیاه "تریل" و می بمل اکتاو چنگ در میزان چهارم  و نتهای می بمل اکتاو چنگ نقطه دار و فا اکتاو دولاچنگ و می بمل اکتاو چنگ و ر اکتاو سیاه و می بکار اکتاو چنگ آراینده کوچکتر متصل با خط اتصال به فا سیاه اکتاو در میزان پنجم  اجرا و دی کرشندو نیز بر آن پایان می یابد. میزان ششم شامل، می بکار اکتاو چنگ آراینده کوچک متصل با خط اتصال به فا اکتاو سیاه  و نیز ،لابکار اکتاو چنگ آراینده کوچک متصل با خط اتصال به سی بمل اکتاو چنگ  و نت فا سیاه اکتاو و نت آراینده کوچک دو دیز 2 اکتاو بالاتر چنگ ، متصل با خط اتصال به نت ر 2 اکتاو بالاتر چنگ بوده و میزان هفتم نتهای سی بمل اکتاو سیاه و می بکار 2 اکتاو بالاتر چنگ آراینده کوچک متصل با خط اتصال به فا 2 اکتاو بالاتر چنگ و نت می 2 اکتاو بالاتر چنگ آراینده کوچک متصل با خط اتصال به فا 2 اکتاو بالاتر را در بر می گیرد.       
مارش سوگواری با ناقوس ارکستر ، همراه شده و بخش دگر موومان پایانی نیز ، کمابیش هراس انگیز به گوش می رسد و "توباها و باسون ها"، با نتهای پرکشش و ایستا و یکنواخت ، خط ملودی بم تر را ، چنین اجرا می کنند :
در کلید فای خط چهارم با نشانه های سی بمل ، می بمل و لا بمل در ابتدای خطوط حامل کلید فای خط چهارم، 6/8:
میزان نخست، شامل سکوت سیاه ، یک اکتاو بالاتر ( با نشانه 8 وی .ای ) و نت سل چنگ فورته، فا سیاه و سل چنگ ، میزان دوم در بردارنده می بمل سیاه، فا چنگ ،ر سیاه ، می بمل چنگ ، میزان سوم، نت می بمل سیاه، سل چنگ ، سل سیاه ، لا بمل چنگ ، میزان چهارم، نتهای سل سیاه ، فا چنگ ، می بمل سیاه، ر چنگ ، میزان پنجم ، نتهای فا سیاه، سل چنگ، فا سیاه،می بمل چنگ ، میزان ششم شامل ، می بمل چنگ متصل با خط اتصال به فا دولاچنگ و سل بکار دولاچنگ و لابمل سه لاچنگ و سی بمل سه لاچنگ و دو بکار میانه سه لاچنگ و ر بکار سه لاچنگ میانه و می بمل سیاه میانه است که خط اتصال بر آن پایان یافته و سکوت چنگ در ادامه در این میزان نهاده می شود. او "دی ایس ایره" را با دگرگونی های خاصی که پیشتر در "ایده فیکس " نیز پدیدار ساخته بود، بس جسورانه ،بیان می دارد و برای بخش "رقص جادوگران"، از فرم"فوگ " کمک می گیرد. قسمت "سوژه فوگ"، و نغمه رقص را نخست سازهای زهی بم و سپس دگر سازها  می نوازند و ساختارش چنین خواهد بود:
در کلید فای خط چهارم ، 6/8 : کمی آرامتر، تریوله سل - لا - سی دولاچنگ های پیوسته به شکل تریوله با نشانه آن یعنی عدد 3 بالای این نتها،فورته، در میزان نخست، نت  دو سیاه نقطه دار موکد و نت ر سیاه نقطه دار موکد، در میزان دوم ، نت می  چنگ استاکاتو و می  چنگ استاکاتو و فا  چنگ استاکاتو و سل  سیاه استاکاتو و لا  چنگ اسفروزاندو و دی کرشندو در میزان سوم، نتهای فا  سیاه ، می چنگ، ر سیاه، دو چنگ در میزان چهارم، نتهای سی چنگ - لا چنگ - سل چنگ استاکاتو روی خط نخست ، و سل چنگ استاکاتو روی خط پنجم - لا چنگ استاکاتو - سی چنگ استاکاتو در میزان پنجم ، کرشندو، و میزان ششم ،نت دو میانه سیاه و سل چنگ و می چنگ - فا دیز چنگ - سل دیز چنگ کرشندو اجرا می شوند و میزان هفتم در بردارنده نتهای لا سیاه ، دو چنگ ، دو چنگ استاکاتو - ر چنگ استاکاتو و می چنگ استاکاتو است و میزان هشتم ، از جمله شامل فا چنگ است. اینجا  نتها با کرشندو به اوجی پرتوان می رسند که "زهی ها" ، نوای "رقص جادوگران" را شتابان ، سازهای "بادی برنجی  و بادی چوبی"، "بخش دی یس ایره" را کندآهنگ تر ، اجرا کرده و سنفونی را با پایانی میگون و شادمان رسانند.
******************
"ناسیونالیسم" در موسیقی سده نوزدهم :
در این دوره که نقاشی های "کاسپار داوید فردریش آلمانی ملهم از طبیعت و چشم انداز های پر رمز و راز آن در تابلوی محوطه پهناور حوالی سدن(1830 ) و  " نقاشی های ویلیام ترنر ، در باب  امواج خروشان دریا و شور و هیاهوی انسان در اثر کشتی برده (1839) " و " نقاشی واگن درجه سوم(1863 - 1865) اثر اونوره دومیه نقاش و لیتوگرافیست فرانسوی با تمرکز بر زندگانی طبقه فقیر تر جامعه در گیر و دار تحولات اقتصادی و واگن های درجه سوم مخصوص آنان در قطار "، جملگی نمادهایی روشن از دوره رمانتیک به شمار می آیند، نهضتی در اروپا سر بر می آورد که برخاسته از "ناسیونالیسم" پیوسته با "انقلاب کبیر فرانسه و جنگهای ناپلئون"(1789- 1814) است. بی شک پیوندی عمیق میان " دوره رمانتیک هنر و موسیقی "، و "جنبش ناسیونالیستی قرن نوزدهم با تکیه بر زبان و فرهنگ و تاریخ ملی مشترک" وجود دارد که ناگسستنی است. ناسیونالیم در این قرن، به یکپارچگی سرزمینهای کوچک تر از جمله " آلمان و ایتالیا" و شورشهای فراوان در سرزمینهای تحت سیطره بیگانگان ، از "لهستان تا بوهم" می انجامد.
 تاثیر ناسیونالیسم بر"زبان ملی و استفاده از واژه های آن در نشریه ها و اسناد مکتوب رسمی و متون " انکار ناپذیر است. چنان هست که در بوهم پس از 1830 و 1840 به جای زبان مسلط آلمانی بیگانه تحمیلی ، به ناگه زبان ملی چک دوباره احیا می شود و شکوفا می گردد. دوباره پژوهش های مهم تاریخی و فرهنگی در باب پیشینه و تاریخ سرزمینهای گوناگون در کنار شور و اشتیاق فراوان عموم مردمان این قاره، برای شناخت "نغمه ها و آوازها و رقصها و داستانها و قصه های ملی و کهن سرزمینهایشان "، دگرگونی شگرفی را درست در میانه قرن نوزدهم ، پدید می آورد که تاثیری تمام عیار بر موسیقی "دوره رمانتیک " می نهد. این جریان قدرتمند ناسیونالیسم قرن ، با تمامی عناصر سازنده آن ، سمت و سوی موسیقی رمانتیک را به استفاده فزون از "بیشینه نغمه های آواز و رقصهای ملی  و عامیانه " و " ملودیهای نوین با درونمایه ای عامیانه"، رهنمون می شود. بیشتر اپراها و آثار "برنامه ای"، ملهم از همین "متون و افسانه های ملی و سرزمینی" ، با نامهایی چون"عید پاک روسی" ، اثر ریمسکی کرساکف، "فینلاندیا" اثر سیبلیوس و "رقصهای اسلاو "اثر دورژاک با رنگ و بویی ملی و مفاهیم وطن پرستانه ، رخ بر می آورند که جدا از مضامین میهنی، به سنت خاص موسیقی "فرانسوی"، "روسی" یا "ایتالیایی" و " با ضرباهنگ و رنگ صوتی و بافت و ملودی خاص آن سرزمینها" ساخته شده اند. آثاری که اوج گرایش ناسیونالیستی این برهه از تاریخ جهان را نشان می دهند و برای نمونه "لیبرتوهای جوزپه وردی، اپرانویس  ایتالیایی" سرشار از حس وطن پرستانه او برابر سانسور اتریش بوده است . گرایشی که تا قرنهای پسین نیز ادامه می یابد. بیشترین تاثیر ناسیونالیسم را به ویژه باید در سرزمینهایی یافت که موسیقی شان از آثار موسیقایی کشورهای "ایتالیا" و " فرانسه " و " آلمان " و " اتریش " تاثیر پذیرفته است. شوپن نیز "رقصهای بومی لهستان" را به موسیقی آورد . در سالهای 1860 ، "مکتب آهنگسازان موسیقی ناسیونالیستی رمانتیک" ، برای ساختن آثاری دارای سبک ملی و مستقل ، بنیان نهاده می شود که از پیشگامان آن می توان به "موسورگسکی" ، "ریمسکی کرساکف"،" بورودین " روسی و "اسمتانا " و " دورژاک " بوهمی ، "گریگ " نروژی و "سیبلیوس" فنلاندی ، اشاره کرد. "مهمترین مکتب موسیقی ناسیونالیستی همانا مکتب آهنگسازان روس است".
در نوشتار دگر ، در باب "گروه پنج نفره روس یا مکتب روسی موسیقی ناسیونالیستی "  خواهم نگاشت، نیز " اثر بوریس گودونف اثر مودست موسورگسکی "(1874) را مورد تحلیل موسیقایی قرار می دهم و مقدمه ای بر زندگانی "پیتر ایلیچ چایکوفسکی"
بی همتا ، بیان می دارم.       

تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من

https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش نهم - نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۱۸
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش نهم 
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
2017، ایران ، تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر مفهوم "موسیقی برنامه ای " دوره رمانتیک در موسیقی و هنر را فزونتر خواهیم شناخت. نیز به شناخت آثار "هکتور برلیوز " یکی از آهنگسازان بنام قرن نوزدهم میلادی خواهیم پرداخت. با این اشاره که همواره می توانید آثار اورژینال موسیقایی من ، رابعه رضوی علوی ( عسل) ، و نوشتارهای اورژینالم و نیز تازه ترین کتابم با نام " نوای من  ، نوای سکوت آیینه هاست " و آموزشهایم را با صدا و اجرای من ، یکتا پدید آورنده آنها؛تنها و تنها بر نشانی های رسمی ام ، ببینید و بشنوید.
اما گفتیم که موسیقی برنامه ای به آن گروه از آثار گفته می شد که موضوعی مشخص یا داستان ، ایده یا شعری ، را روایت و توصیف کند و در ساختارش ، بتوان نشانه های روشنی از شخصیت ها ، حالات و احساسات انسانی آنان ، در کنار نمادهای طبیعی و عناصر طبیعت را دریافت . به معنای دگر ، موسیقی در خدمت بیان داستانی معین یا به اصطلاح دقیق تر ، "برنامه " ای است که برای آن ، خلق شده است. آهنگساز ، ایده های غیر موسیقایی را با "عنوان اثر " و تفسیر و برنامه کنسرت ، تعیین می کند . نقش "جلوه های موسیقایی"، بس پر اهمیت تر می شود آنجا که در پی "توصیف نوایی از طبیعت" ، همچو آوای رعد یا نغمه بلبلان و هیاهوی باد بر آید . "ایجاد توازن میان ضرباهنگ موسیقی و جنبش ها و حرکات " و همانند ساختن با صدایی از طبیعت از جمله "سیلان نتهای روان و شتابان برای تداعی مفهوم جویباری هماره در جریان" یا " موجهایی افتان و خیزان"، و آفرینش "حالات انسانی" چون " خشم ، هیجان ، عشق و اندوه" با استفاده از "تم پرهیاهو در خشم و تم غزل آگین در عشق " ، از مهمترین تفاوتهای موسیقی برنامه ای با دگر انواع موسیقی این دوره از تاریخ هنر جهان است که گرچه به گونه مستقیم در پی بیان هیچ قصه ای نیست ، آن دم که آهنگساز "عنوان یا موضوعی " برای آن برگزید، معنا می یابد و به اثر مفهومی دگر می بخشد. از "تم پرهیاهوی رومئو و ژولیت اثر چایکوفسکی" برای نمایاندن دو خاندان رقیب قصه تا" بیان حسی سنفونی پاستورال بتهوون" با "تداعی موسیقایی نغمه بلبلان با نام بردن از پرندگان خاص در پارتیتور سنفونی شماره 6 او و پرهیز از نقاشی موسیقایی و استفاده کامل از بیان احساسی  ، در موومان کند این سنفونی ، با پیوستگی منطقی عناصر سازنده این موومان تا پایان، همه و همه در کار توصیف و نمایاندن مفاهیمی ملموس رئالیستی یا ناتورالیستی است که این را "در اپیزودهای موسیقی برنامه ای " ( که معنای اپیزود را باید بخش کوتاه و مستقل و تکرار ناپذیر موومان دانست) می توان یافت. از همان  "فرم های موسیقی محض یا ابسولوت میوزیک" ، یا غیر برنامه ای ، می توان در "موسیقی برنامه ای" نیز بهره گرفت و نوعی موسیقی برنامه ای با فرمهای "فوگ" ،"سونات"، "روندو" یا " تم و واریاسیون"، خلق کرد . آن دم که فرمهای آشنا با تصویر یا ایماژی ادبی و موسیقایی و ایده های پیوسته با آنها، همراه شود و عنوان خاصی نیز توسط آهنگساز بدان افزوده شود، می توان به اثری برنامه ای دست یافت که "موضوعی داستانی" داشته و شنونده به آسانی ، خط سیر داستان، را به همراه موسیقی دنبال می کند و از جریان کلی اثر ، مفهومی که مد نظر سازنده آن است به مخاطب انتقال می یابد. تعیین این که مرز میان "موسیقی ابسولوت یا محض و موسیقی برنامه ای" کدام است ، تقریبا ناممکن است. گاه برای اثری چون" سنفونی شماره 6 بتهوون یا سونات پاتتیک او" مفهومی و داستانی خاص در ذهن آهنگساز موج می زند که در آفریده اش ، به صراحت عنوان نمی کند ، اما در عمل ، انگیزه اصلی ساخت آن به شمار می آمده است.از آثار برنامه ای ، که برای "پیانو و ارکستر" بوده است می توان به " کارناوال شومان"(1835) و "تابلوهای نمایشگاه اثر موسورگسکی"(1784) که آثار توصیفی کوتاهی برای پیانو بوده اند اشاره کرد.  مهمترین فرمهای "موسیقی برنامه ای "  دوره رمانتیک ، افزونتر از همه ، " سنفونی برنامه ای " ، "اورتور کنسرت" ، " پوئم سنفونیک"،"موسیقی صحنه ای" می باشد که از بیشترین تنوع و رنگ صوتی سازها در آفرینش آنها ،استفاده شده است. "سنفونی برنامه ای یا پروگرام سیمفونی "، موومانهای بیشتری از سنفونی کلاسیک دارد از جمله " سنفونی فانتاستیک " برلیوز، 5 موومان با نامهای "رویا ها و تخیلات"  در موومان یکم و "ضیافت رقص" در موومان دوم و "در دهکده" برای موومان سوم و "به سوی عدم "، در موومان چهارم و "کابوس جشن جادوگران" در موومان پنجم نامگذاری شده اند. 
*****
"اوورتور کنسرت": اثری تک موومانی با فرم " سونات" بوده که در دوره "رمانتیک"، با همان سبک و سیاق "اوورتورهای اپرا" و به عنوان " اثری مستقل"، ارائه می شود اما تفاوت مهم اوورتور اپرا با "اوورتور کنسرت" در آن باشد که اینجا اوورتور کنسرت مقدمه ای برای داستان اپرا فراهم نمی آورد. از" اوورتور کنسرتهای" مشهور می توان  "اوورتور هبرید مندلسون"، " اوورتور 1812" ، "اوورتور رومئو و ژولیت چایکوفسکی " را نام برد.
"پوئم سنفونیک": موسیقی تک موومانی است که با فرمهای "سونات "، "روندو " ، "تم و واریاسیون" و یا " فرمی بی قاعده" ساخته می شود. همین تنوع فرم ، پوئم سنفونیک را از اوورتور کنسرت که غالبا در فرم "سونات" ارائه می شود، متفاوت می سازد. "فرانتز لیست" نخستین کسی بود که در پایان دهه 1840 و سرآغاز 1850 (میانه قرن نوزدهم میلادی) ، مفهوم "پوئم سنفونیک" را در موسیقی رمانتیک ، بنیان نهاد. با تکامل و شکوفایی این فرم مهم آفرینش پس از 1860، مهمترین "موسیقی های برنامه ای در قالب پوئم سنفونیک"،آفریده می شوند که از مهمترین و مشهورترین آنها می توان به " پرلودها، اثر فرانتز لیست"، و "دون ژوان"(1888) و "تیل اویلنشپیگل"(1895) در سالهای پایانی قرن نوزدهم اثر "ریچارد اشتراوس"، و "شاگرد جادوگر" اثر "پل دوکا " ، اشاره نمود. درست در همین دو دهه پایانی قرن نوزدهم است که " ناسیونالسیم" با مدد جستن از "پوئم سنفونیک"، مفاهیم مورد نظر خویش را به حامیانش منتقل می سازد. برای نمونه  پیچش رود" مولدوا" ( بوهم چک و اسلواکی) که " پوئم سنفونیک ناسیونالیستی  اسمتانا  "تجسم بخش آن در اثرش "مولدوا"  در باب سرزمینش است.    
***
"موسیقی صحنه " : تنها برای بخش آغازین پیش از شروع یک نمایش  و موسیقی میانی آن ، ساخته می شود. نوعی اثر فرعی موسیقایی را گویند که "به هدف بیان حالات صحنه هایی خاص" آفریده می شد که از مهمترین آنها می توان به "موسیقی بخش اینترلود"،" موسیقی متن"،" موسیقی رقص" و "موسیقی مارش"، و حتی " موسیقی فیلم " در زمان حاضر اشاره کرد که جملگی در رده "موسیقی های صحنه" جای می گیرند. نمونه مهم موسیقی صحنه دوره رمانتیک ، نمایشنامه "رویای  نیمه شب تابستان اثر مندلسون" است که در "بخش مارش عروسی" این اثر،  از "موسیقی صحنه"، بهره گرفته شده است.   
***********************
"هکتور برلیوز" (1803 - 1869) از مشهورترین آهنگسازان فرانسوی دوره رمانتیک، زاده "گرنوبل"، است . او را "خالق نواهای تازه در ارکستر" می دانند. بیست ساله است که پس از رها کردن پیشه پزشکی ، به تحصیل موسیقی گرچه اندکی دیرهنگام تر از دگر آهنگسازان همعصرش ، می پردازد. نخست به "کنسرواتوار پاریس" می رود تا  با "تحلیل موسیقایی پارتیتورها"، سپس "آهنگسازی" و خلق موسیقی ، سمت و سوی هستی اش را دگرگون کند. او که بیشتر اپراها را از بر است ، با شنیدن کوچک ترین خطاها در ارکستراسیون رهبران ارکستر، بدون درنگ ، ایرادات و خطاهای آنان را بدیشان گوشزد می کند. برلیوز، به هریت اسمیتسن بازیگر نقش افلیا و ژولیت ، عشقی وصف ناپذیر می یابد و این همه بس در آفرینش اثر مشهور او " سنفونی فانتاستیک" ، موثر می اوفتد  و چنین است که گویی برلیوز ، این سنفونی را تنها برای توصیف این عشق سودایی به هریت ، در 1830، آفریده باشد. موسیقی سنفونی فانتاسیک برای شنوندگان "پاریسی" او ،" خود انگارانه"،" شگفت آور در ارکستراسیون" و "زنده و پوینده و متفاوت و سرشار از ایهام" جلوه می کند و در 26 سالگی ، برلیوز جوان را همطراز ادیبان و هنرمندانی چون "ویکتور هوگو" و "دولاکورا"ی فرانسوی می سازد. به سال 1830، مهمترین "جایزه کنسرواتوار پاریس : جایزه رم" به هکتور برلیوز و سنفونی فانتاستیک او می رسد که عبارت از 2 سال کمک هزینه تحصیلی در رم است. سرانجام در یکی از کنسرتهای "پاریس" است که اثری را که برای محبوبش،"هریت اسمتیسن" ساخته است را به گوش او در تالار کنسرت می رساند که تعبیر اوست که در نهایت ، عشقی نافرجام است. اصولا موسیقی متفاوت برلیوز را بسیاری ادراک نمی کنند. جدا از اینکه به دلیل اجرا مجبور است خود با "هزینه شخصی" تمامی ارکستر و نوازندگانش را گرد هم آورد و تالاری برای اجرا ، اجاره کند و یکایک برای همه نوازندگان از پارتیتور خویش رونوشتی تهیه کند، و او را این همه ، سخت پریشان ساخته، از "درک نشدن معنای درست آثارش نیز گلایه می کند" . برلیوز ، را باید "منتقدی بی نظیر در تاریخ موسیقی و هنر دانست". این چنین است که تلاش می کند معنای موسیقی را مفهومی بس دور و فراتر از "ابزار سرگرمی" توصیف و از این هنر ، به عنوان وسیله و ابزار مهم بیان"حس دراماتیک"، یاد کند. آثار او را به جز فرانسه، در بیشتر کشورهای قاره اروپا در "هفته های برلیوز"، اجرا می شود . 1840 و پس از آن، بس به این سو و آن سو ، فراخوانده می شود تا خود آفریده های خویش را رهبری کند. برلیوز یکی از نخستین و برترین " رهبران ارکستر" زمانه خویش و موثر بر هنرمندان نسلهای پسین است . در سالهای پایانی عمر زندگانی پرمشقتی می یابد . برلیوز 65 سال در جهان هنر و موسیقی ، زندگی می کند. موسیقی او، آمیزه ای از "بیان احساسات و حالات ژرف و درونی انسانی ، با لحنی متفاوت و غیر متداول و غیر معمول " بوده است و "از تضادهای رنگهای سازها در محدوده نواهای زیرتر بادی چوبی ها و نتهای بم تر زهی ها، تا هیاهوی سازهای بادی برنجی  و طنین ضرباهنگ کوبه ای ها"، به زیبایی و مهارتی تمام عیار بهره می گیرد تا "با دینامیکی پوینده و تنداهایی بس دگرگون شونده"، "ارکستراسیونی خلاقانه"، "بیشترین رنگ صوتی سازها" را در آثارش، جلوه گر سازد. از زمان برلیوز به بعد است که تعداد نوازندگان ارکستر به بیش از 100 تن ، فزونی می یابد تا او به "رنگ صوتی" حجیم و غنی مورد نظرش دست یابد. حال آنکه پیشتر تنها ، 60 نوازنده، بیشینه تعداد آنهاست."زبان موسیقایی ویژه برلیوز" به طور مشخص در سنفونی فانتاستیک او بسیار روشن و دیگرگونه است. از جلوه های ارکستری بسیاری چون "همرهی چهار طبل کوچک  در اجرای یک آکورد" و " همنوایی ناقوس با سازهای گروه بادی برنجی"، "ویلونها و آرشه های آنها برای نواختن ضرباتی بر ساز به جای کشش بر سیمها"؛ استفاده می کند. "خطوط ملودی"، بس دگرگون شونده اند و نباید این مفهوم را به ذهن متبادر سازند که خط ملودی خاصی وجود ندارد که در عمل باید همان مفهوم ملودی بسیار تغییر یابنده را از آنچه برلیوز آفریده ، ادراک کرد. آثار او برای "ارکستر با همراهی تکخوانان و خوانندگان سولو " با "درونمایه ای دراماتیک"، بر پایه "برنامه " یا "آثار ادبی" ، با فرمهایی تازه تر ، ساخته شده اند که از آن جمله می توان به  " سنفونی دراماتیک رومئو و ژولیت "(1839) برای ارکستر، گروه کر و خواننده سولو ، "افسانه دراماتیک نفرین فاوست"(1846) در قالب اپرایی دارای اوراتوریو و 3 اپرا با نامهای "بنونوتو چلینی" (1848)، "بئاتریس و بندیکت"(1860 - 1862) و نیز"تراوایی ها"(1856 - 1858) ، اشاره کرد. رکوییم بلندی را نیز را در 1837 ساخته است که در آن از "چهار ارکستر سازهای بادی برنجی" و "ارکستر اصلی" و "کر" بهره می گیرد که در گفتمانی موسیقایی اند و فرم بس متفاوتی از آفرینش رکوییم است که تا آن هنگام بی سابقه بوده است .
***********************************
سنفونی فانتاستیک اثر برلیوز (1830) به معنای شگفت انگیز در مفهوم درست واژه است که اثری 5 موومانی بوده و از مشهورترین"سنفونی های برنامه ای" به شمار می آید. گاه فانتاستیک را مانیفست دوره رمانتیک موسیقی نام می نهند. عشق بی مثال او  به هریت در این اثر به روشنی رخ می نماید.ملودی آن بر پایه "ایده فیکس" (ایده ثابت ) بنیان نهاده می شود که نمادی از یار است  و در تمامی 5 موومان نیز پدیدار می شود که اپیزودهای متفاوت جملگی ، آنان را به یکدگر مرتبط می سازند. تم در بازگشت، بارها و بارها با لحنی نوین و بس تازه تر ، گاه همچون نغمه ای والس یا نوایی 
شادمانه، یا خشم آگین، نمایانده می شود. ارکستر متفاوت برلیوز در سنفونی فانتاستیک نیز مثال زدنی است. از "سازهای پیکولو ، 2 فلوت، 2 ابوا، 2 کلارینت ، 4 باسون ، کر آنگله،4 هورن، 2 کرنت، 2 ترومپت ، 3 ترومبون، 2 توبا، 4 تیمپانی، طبل بزرگ، طبل کوچک، سنج، ناقوس، 2 هارپ و زهی ها، در اجرای آن استفاده می کند که از این حیث حتی یک قدم فراتر از بتهوون نهاده و با ارکستراسیونی چنین پرشمار، در موومانهای پایانی، نواهایی بس شگفت آور و فرابشری را نمایانگر می شود که پس از موتسارت و دون ژوان مشهورش، در کمتر اثری ، همانند یافته است. موومان نخست سنفونی فانتاستیک، رویاها و خیالها، نام دارد. "لارگو"( آغازی کند آهنگ است) و "آلگرو آجیتیتو ای آپاژیوناتو آسای" ( یا آلگرویی بس شورانگیز ) است که سودای عشق اوست و نخست، آهسته و آرام ، در قامت موومانی که حس رویا گونه این بخش را با ضرباهنگ دگرگون شونده و تغییرات گسترده حالات ، به روشنی نشان می دهد ، بازتابی زیبا از دلدادگی اوست . آنگاه، موومان آلگرو که پس از مقدمه اجرا می گردد ، فرم "سونات " تغییر یافته ای را تداعی می کند که در آن تم آغازین با "فلوت ها" و "ویلون ها"، نواخته شده و "ایده فیکس" را با حرکتی بالارونده ، سخت نجیب و دلپذیر، توصیف می کند: در کلید سل، 4/4 ، نت سل چنگ (آلگرو آجیتیتو ای آپاژیوناتو آسای) در میزان نخست، سل گرد میزان دوم متحد با خط اتحاد به سل سیاه از یک سو در میزان سوم و متصل با خط اتصال به دو اکتاو سیاه در همین میزان، کرشندو  و نیز نت سل سیاه نقطه دار متصل با خط اتصال به می اکتاو چنگ ؛ کرشندو، در میزان سوم، و نت می اکتاو سفید متصل با خط اتصال به فا اکتاو سیاه ( پوکو اسفروزاندو) کرشندو و آنگاه دی کرشندو، در میزان چهارم و نیز نتهای فا اکتاو سفید متحد با خط اتحاد به فا اکتاو سیاه میزان پیشین و می سفید اکتاو است که خط اتصال برآن در میزان پنجم ، پایان می یابد. میزان ششم، شامل می اکتاو سفید، متصل با خط اتصال به نت  ر سفید اکتاو در همین میزان و نت ر سفید اکتاو در میزان هفتم است که خود با خط اتحاد به  رسفید اکتاو میزان پیشین پیوسته است و آنگاه در ادامه نت دو اکتاو سفید اجرا می شود. میزان هشتم، نت دو اکتاو گرد متصل با خط اتصال به نت سی سیاه میزان نهم بوده و در ادامه میزان نهم سکوت سیاه، سکوت سیاه ، سکوت چنگ ، نهاده می شود و آنگاه ر چنگ میانه اجرا می گردد. میزان دهم ، نت ر گرد متحد با خط اتحاد به ر سیاه میزان یازدهم بوده و از سویی نیز با خط اتصال به سل سیاه میزان یازدهم وصل می شود و کرشندو به نت ر سیاه نقطه دار که با خط اتصال به سی چنگ متصل است و کرشندو می گردد. تا میزان دوازدهم، نت سل سفید متصل با خط اتصال به نتهای ر اکتاو سفید ( کرشندو) و ر اکتاو سفید میزان سیزدهم را نشانگر باشد که با خط اتحاد به ر اکتاو سفید میزان پیشین متحد شده است و نت فا دیز سفید اکتاو ( اسفروزاندو) متصل با خط اتصال به نت سل سفید اکتاو میزان چهاردهم،  و نت سل سفید اکتاو  میزان پانزدهم که از یک سو با خط اتحاد به سل سفید اکتاو پیشین پیوسته و از سویی به نت فا بکار اکتاو این میزان متصل است و دی کرشندو می شود تا به میزان شانزدهم و نت می سفید اکتاو رسد. بخشی از ایده فیکس، با اوج و فرودهای "کروماتیک"، و "استاکاتوهای زهی ها"، بی قرار ، پس از اوج ، شادمانه تر به گوش می رسد. کمی دیرتر، موومان یکم با آکوردی کندآهنگ ، به آرامش می رسد و پایان می پذیرد.
در نوشتار آینده موومانهای دوم تا پنجم "سنفونی فانتاستیک هکتور برلیوز "را مورد تحلیل موسیقایی خویش قرار خواهم داد. نیز مقدمه ای بر "ناسیونالیسم در موسیقی قرن نوزدهم و آثار مودست موسورگسکی" خواهم نگاشت.
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها و تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید . 
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش هشتم - نویسنده و آموزگار:رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱۱/۱٧
 
هنر و موسیقی دوره رمانتیک - بخش هشتم
نویسنده  و آموزگار: اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
2017 ، ایران ، تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران.
در این نوشتار موسیقی "فلیکس مندلسون" و برخی از مهمترین آثار او را مورد تحلیل موسیقایی خویش قرار می دهم .
نیز ، در باب "مفهوم موسیقی برنامه ای دوره رمانتیک " خواهم نگاشت. با این اشاره ، که همواره می توانید تمامی آثار موسیقایی اورژینال من ، رابعه رضوی علوی (عسل) ، و نیز تازه ترین کتابم با نام "نوای من ، نوای سکوت 
آیینه هاست" را با صدا و اجرای اینجانب، پدید آورنده اصلی آنها ، تنها و تنها بر نشانی های رسمی ام ببینید و بشنوید.
نخست ،"کنسرتو برای ویلون و ارکستر در می مینور ، اپوس 64" اثر مندلسون را بنگریم :
او این کنسرتو را به سال 1845 برای تکنوازی" فردیناند داوید" کنسرت مایستر خویش و نوازنده ویلونش آفریده است.   
مهارت نوازندگی داوید و هنر ارزشمند مندلسون و تکنیک های منحصر به فرد به کار گرفته شده در اجرای این اثر، کنسرتو او را به یکی از مشهورترین آثارش مبدل ساخت. اثری که 3 موومان دارد که پیاپی و بدون درنگ نواخته می شوند و راه و رسم و تکنیک های خاصی برای پیوستن متعادل و متوازن آنها به کار می گیرد که تم ها را یک به یک معرفی کند و با دگرگونیها و تفاوتهای ویژه در رنگ صوتی  و بیان موسیقایی ، هماهنگی در دل تضاد را معناگر شود.خط ملودی را ویلون نواخته و  دگر سازهای ارکستر ، آرام همرهی اش می کنند. سازهای بادی چوبی کمی دیرتر، بخشی از تم اصلی را اجرا کرده و آنگاه، ساز سولو پاساژهای شتابان و رخشان را جلوه گر می شود. نخستین موومان کنسرتو، "آلگرو مولتو آپاژیوناتو" یا آلگرویی بسیار شورانگیز است. مندلسون که کمابیش سنت گراست و فرمهای کلاسیک  را در دوره رمانتیک ترجیح می دهد اما اینجا از روش سنتی آفرینش کنسرتو کلاسیک دور می شود ، چرا که در شکل کلاسیک ، موومان نخست همیشه با اجرای ارکستر آغاز می شد اما مندلسون در کنسرتو برای ویلون و ارکستر خویش ، در موومان نخست ، از این قاعده پیروی نمی کند و به جای آن، آغاز اجرا را بر عهده "تکنواز" و "ساز سولو" می نهد تا "تم اصلی" را معرفی کند که بس پرشور است و در پس زمینه آن نوای سازهای زهی نیز ، به لحنی زمزمه گر ، همرهی اش می کنند. آنگاه سازهای ارکستر به گسترش تم ویلون، دست می یازند و به اجرای ملودی نوینی می پردازند که سرآغاز بخش "پل" و پیوند دهنده در موومان نخست هستند که دارای فرم سونات بوده است. در یک قدمی پایان "پل " است که از شور نخستین کمی کاسته شده و تم ملایم دوم آرام تر ارائه می گردد که آرامشی ژرف در آن موج می زند و با 2 فلوت و 2 کلارینت ، نواخته می شود و ساز ویلون نیز ، به شکل سولو و پیوسته ، همرهی اش می کند.
ترکیب نامتعارف ویلون و فلوت و کلارینت، لحنی دل انگیز را پدیدار می سازد که در کنار نوای سازهای "بادی چوبی"،تم آرامش برانگیز را اجرا کرده و به "کادنتسا " ره می گشایند که در "کنسرتوهای کلاسیک" همیشه برای بداهه نوازی تکنواز بود اما اینک، مندلسون در کنسرتو خویش در دوره رمانتیک، به نگارش و تصنیف دقیق آن پرداخته و از کادنتسا به عنوان پیوند دهنده دو بخش " گسترش تمها " و " ارائه دگربار تمها" ، یا " بخش انتقالی" ، بهره می جوید تا بخشی از موومان باشد . اصولا هدف او این است که شنونده با دقت "کادنتسا " او را دنبال کند و آن را قسمتی جدایی ناپذیر از موومان بداند و نیز به نوای خوش ارکستری گوش سپارد که با اجرای تم نخست در قسمت ارائه دگربار تمها، با ساز ویلون و آرپژهای شتابانش ، همراه می گردد. کنسرتویی که در می مینور بوده ، 2/2 است ، و با سازهای ویلون سولو، 2 فلوت، 2 ابوا، 2 کلارینت، 2 باسون، 2 هورن، 2 ترومپت ، تیمپانی، ویلون های یکم و دوم ، ویولاها و ویلونسل ها و کنترباس ها، اجرا می شود. در موومان نخست، قسمت ارائه تمها، و تم نخست، بخش یکم، قسمت آ را زهی ها ، نرم و پیانو و ملایم نواخته و کمی دیرتر ویلون سولو؛ تم اولیه را در آوایینه ای مینور و با نتهای زیرتر ، پیوسته و لگاتو، ارائه می کند که ساختاری چنین دارد: در کلید سل ، با نشانه فا دیز، 2/2: ساز ویلون سولو ، "آلگرو مولتو آپاژیوناتو"، و پیانو، نتهای سی سیاه نقطه دار اکتاو و سی چنگ اکتاو را در میزان نخست، سی سفید اکتاو متصل با خط اتصال به سل سیاه و می سیاه 2 اکتاو بالاتر روی خط اضافه سوم بالایی را در میزان دوم، و نتهای می سفید 2 اکتاو بالاتر متصل با خط اتصال به سی سیاه اکتاو و سل سیاه 2 اکتاو بالاتر روی خط اضافه چهارم بالایی ، را در میزان سوم، را اجرا می کند که این نت با خط اتصال به تمامی نتهای میزان چهارم ، که شامل فا دیز سیاه 2 اکتاو بالاتر بالای خط اضافه سوم بالایی، و می سیاه 2 اکتاو بالاتر، و دو سیاه 2 اکتاو بالاتر، و می سیاه 2 اکتاو بالاتر متصل شده است . نتهای سی سفید نقطه دار اکتاو و سی سیاه در میزان پنجم و دو 2 اکتاو بالاتر ، متصل با خط اضافه به سی چنگ اکتاو و لا چنگ اکتاو که خط اتصال مزبور بر آن پایان یافته و نیز لا سیاه اکتاو و لا سیاه اکتاو در میزان ششم، و نت می سفید نقطه دار 2 اکتاو بالاتر، متصل با خط اتصال به سی سیاه اکتاو، در میزان هفتم و نتهای دو 2 اکتاو بالاتر سیاه متصل با خط اتصال به سی چنگ اکتاو و لا چنگ اکتاو که خط اتصال بر آن پایان یابد و نیز لا سیاه اکتاو و لا سیاه اکتاو در میزان هشتم و نت ر دیز سفید 2 اکتاو بالاتر در میزان نهم خواهد بود. بخش بی ، پرشتاب با ساز ویلون سولو اجرا می شود و با کرشندویی به اوج می رسد و قسمت سی را ارکستر ، فورتیسیمو، با اجرای خط ملودی اولیه و اصلی؛ و ضرباهنگی که دم به دم بر سرعت آن افزوده می شود به کادانس و پایان بندی این بخش می رسد . قسمت پل، در بخش دوم ، ای را ویلونها، با نواختن تم آن ، آغاز می کنند که ویلون در اکتاوی بالاتر ؛ آن را دگربار می نوازد که ساختاری چنین دارد: در کلید سل، 2/2، با نشانه فا دیز ، ویلونها ، ملایم و پیانو ، نت سی سیاه  متصل با خط اتصال به سل سیاه اکتاو  در میزان نخست (کرشندو) و نتهای ر دیز سیاه اکتاو و می اکتاو سیاه در میزان دوم است که خط اتصال بر آن پایان می یابد و نیز ، در همین میزان دی کرشندو  می شود تا دوباره با کرشندویی نتهای لا دیز سیاه متصل با خط اتصال به نتهای  سی سیاه میزان دوم و نیز فا دیز سیاه که به سوی سل سیاه دی کرشندو می شود را  در میزان سوم اجرا کند و خط اتصال بر آن پایان یابد و سپس لا بکار سیاه متصل با خط اتصال به دو اکتاو سیاه را نیز،  در میزان سوم بنوازد و آنگاه در میزان چهارم سی سیاه متصل با خط اتصال به نتهای لاچنگ و سل چنگ نواخته شود و نیز نت فا دیز سیاه متصل با خط اتصال به سی سیاه نیز در همین میزان چهارم اجرا گردد . تا میزان پنجم ، نیز با نتهای سی سیاه متصل با خط اتصال به سل سیاه از ره رسد. بخش بی را "ویلون سولو"، با نتهایی بالارونده و پایین رونده ، ارائه می کند که ساز فلوت نیز همره این ساز می شود تا با کرشندوی موسیقی ، و بیان "پاساژهایی شتابان و اوج یابنده"، به فرود رسد و با دی کرشندو ، از شور نخستین بکاهد تا تم دوم از راه رسد و سازهای کلارینت و فلوت ، بسیار ملایم و فورتیسیمو، خط ملودی آرامش برانگیزی را در آوایینه ماژور بنوازند که ساز ویلون سولو نیز به نوایی پیوسته همرهی شان کند . ساختار آنچه می نوازند چنین است : در کلید سل با نشانه فا دیز، میزان نخست را کلارینت ها بس ملایم و پیانیسیمو، می نوازند که شامل سکوت سیاه و نت ر سیاه اکتاو استاکاتو متحد با خط اتحاد به ر سیاه اکتاو - ر سیاه اکتاو است. میزان دوم نتهای فا سفید اکتاو متصل به دگر نتهای این میزان که همانا می سیاه نقطه دار اکتاو و ر چنگ اکتاو هستند را در بر می گیرد و میزان سوم شامل ر سیاه اکتاو - سی سیاه استاکاتو متحد با خط اتحاد به سی سیاه و سی سیاه بوده و میزان چهارم نت ر اکتاو سفید متصل به دگر نتهای این میزان یعنی دو سیاه نقطه دار و سی چنگ را نشانگر است و میزان پنجم، سی سیاه و نیز سل سیاه متحد با خط اتحاد به سل سیاه - سل سیاه که کرشندو می شوند را در بر می گیرد و میزان ششم، نت سی سفید متصل با خط اتصال به لا سیاه نقطه دار و سی سیاه را شامل می شود و آنگاه میزان هفتم با نتهای سی سفید متصل با خط اتصال به لا سیاه نقطه دار و سل چنگ را نشان می دهد که دی کرشندو می شوند و میزان هشتم تم دوم موومان نخست شامل ر سفید نقطه دار اکتاو متصل با خط اتصال به دو سیاه اکتاو است و میزان نهم، نت سی سیاه را دربر می گیرد. قسمت بی را ویلون سولو اجرا کرده و نوای سازهای "بادی چوبی" همرهش می شود و "زهی ها" نیز بدان می پیوندند و تم، پیانیسیمو، گسترش می یابد. قسمت چهارم، ای  را ویلون سولو با اجرای خط ملودی نخستین در آوایینه ای ماژور ارائه می کند و پاساژهای رخشان و شتابان در کنار "پستیکاتو" ساز به گوش می رسد و با کرشندو به قسمت بی ره می یابد که با "تریل های پیاپی " و نوای ارکستر و ویلون سولو ، بخش نخست ملودی اول را ابتدا به اوج می رساند و آنگاه ، دی کرشندو می کند . بخش گسترش، قسمت یکم و ای را ساز ویلون سولو، ملایم و پیانو ، نواخته و تم بس روان و دلپذیر قسمت"پل موومان" را ویلونها، فورته می نوازند . بخش بی ، با پاساژهایی شتابان، که ویلون اجرایشان می کند و بخشهایی از تم اصلی که ارکستر می نوازد ، نشان داده می شوند و قسمت دوم ، را ساز ویلون سولو، با خط ملودی تغییر یافته ای  ارائه و سپس دی کرشندو می کند . با فرود خط ملودی ، کرشندوی ارکستر به تدریج تا سرحد دینامیک فورتیسمو و  اجرایی بس قوی و قدرتمند پیش می رود . بخش کادنتسای موومان نخست، قسمت سوم، بخش ای با ساز ویلون سولو، بی همرهی دگر سازها، با "آرپژهایی "نشان داده می شود که به سوی صداهای بالاتر و زیر تر ، می روند و "تریل"ها و بخشی از خط ملودی اصلی را اجرا می کنند و با آرپژهایی شتابان، بخش ارائه دگربار تمها، می رسد.
تم نخست، با خط ملودی اولیه که ارکستر می نوازد ، ملایم و پیانو ، در کنار نوای ویلون ها و آرپژهای اجرایی آنها ارائه شده و امتداد می یابد و کرشندو می گردد تا در قسمت پل ، بخش دوم، ارکستر قسمت ای را فورتیسیمو اجرا کنند که همان تم پل موومان نخست خواهد بود . بخش بی را ساز ویلون سولو ، "مزوفورته"، ( نیمه قوی) نواخته  که تم پل را با نتهایی بم تر، نشانگر است. پس از دی کرشندو ، تم دوم، قسمت سوم، ای را سازهای بادی چوبی ، بسی ملایم و پیانیسیمو، در آوایینه ای ماژور می نوازند که ویلون سولو، با نواهایی پرکشش ، همرهشان می شود و قسمت بی نیز با همین ساز، بسی ملایم و آرام، پیانیسیمو، در کار گسترش تم خواهد بود . نوای ویلون سولو و  بادی چوبی ها و زهی ها، موسیقی را به قسمت چهارم می رساند که پاساژهای رخشان و شتابان ویلون را نواخته و بخش نخست ملودی اولیه را اجرا می کند و با دی کرشندو به قسمت بی می رسد که با "تریل های  پیاپی ارکستر"، و ویلون سولو ، اوج می گیرد و بخش آغازین ملودی نخستین را نواخته و با دی کرشندو به "کودا" می رسانند. کودا، قسمت پنجم ، را با تم پل که ساز ویلون سولو ، اجرایش می کند، کرشندو ساخته و پاساژهایی رخشان و شتابان، نواخته می شود. همه ارکستر، فورتیسیمو، در کنار هم نتهایی را نواخته و با نوای پیوسته ساز باسون، موومان یکم را به پایان می رساند تا موومان دوم کنسرتو آغاز شود.
دومین موومان، "آندانته" است و با صدای ساز باسون سولو، موومانی آرام تر را آغاز می کند که این بار در "دو ماژور"، به سان آواز، درون گرایانه بوده ، فرم ( ای - بی - ای پریم) داشته و قسمت ای ، خط ملودی گسترش یافته ویلون را با نتهای زیرتر، ارائه می کند و سازهای زهی نیز با همرهی آرام و 6/8 ( با ضرباهنگ 1-2 -3 - 4 - 5-6) ، بر آن تاکید می کنند. قسمت بی ، پرشورتر و پوینده است. ارکستر در بخش میانی (بی) ، نمایی از گفتگو و دیالوگی موسیقایی با  ساز سولو را نشانگر است و به مراتب ، اهمیتی فزونتر از سولو در موومان دوم دارد . نوازنده ویلون نیز ملودی همراه با "فیگور پرارتعاش" و "دوبل اکتاو" را همزمان اجرا می کند که ماهرانه و به ملایمت، با گذر از این نوای غنی و دل انگیز ، به قسمت پایانی موومان دوم ( ای پریم) ره می یابد . فیگور همچنان در ارتعاش است و موومان دوم آندانته ، با آوای ویلون سولو و بادی چوبی ها ، با یک "اپیلوگ" (نوایی پایان دهنده) و آرام ، تمام می شود.  
موومان سوم کنسرتو ، "آلگرتو نن تروپو"( کندتر از آلگرو و نه چندان آهسته) قسمت انتقال دهنده و "آلگرو مولتو ویواچه"( یا آلگروی بس شادمانه و شاداب) است. قسمت انتقالی غمین ویلون سولو و زهی ها، پیوند دهنده موومان دوم یا آندانته به موومان پایانی است. سومین و واپسین موومان کنسرتوی مندلسون، فرم "سونات" داشته ، رخشنده و پرنیان گونه و شادمانه است. مندلسون به زیبایی ، از "آکوردهای قوی سازهای بادی چوبی"  و " فیگورهای بالارونده ساز سولو" برای ارائه "تم استاکاتو شادمان قسمت نخست"، استفاده می کند . "کار ارائه تمها " بر عهده "ویلون سولو " و سازهای بادی چوبی با نوایی زیرتر است که ساختاری چنین دارد:
در کلید سل؛  "آلگرو مولتو ویواچه"؛ با نشانه های فا دیز، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز، 4/4:  میزان نخست ؛ پیانیسیمو، نت سل دیز دولاچنگ پیوسته با خط اتصال به سی دولاچنگ ، می اکتاو دولاچنگ ، سل دیز اکتاو دولاچنگ از همین میزان و نیز سی اکتاو چنگ از میزان دوم است . در ادامه نتهای لا دیز دولاچنگ اکتاو متصل با خط اتصال به دو دیز 2 اکتاو بالاتر دولاچنگ و سی چنگ ، اجرا می شود و نت می چنگ 2 اکتاو بالاتر متصل با خط اتصال به نتهای سی اکتاو چنگ و سل دیز اکتاو چنگ و می اکتاو چنگ و فا دیز اکتاو چنگ می شود و بر نت سل دیز از میزان سوم ، پایان می یابد. در ادامه فا دیز دولاچنگ و لا بکار دولاچنگ اکتاو متصل با خط اتصال به سل دیز چنگ و نیز ، سی اکتاو چنگ متصل به نتهای سل دیز چنگ اکتاو و می اکتاو چنگ و سی اکتاو چنگ و ر دیز اکتاو دولاچنگ و دو دیز اکتاو دولاچنگ ؛ اجرا می گردد و نتهای سی چنگ ، فا دیز دولاچنگ اکتاو متصل به نتهای ر دیز چنگ اکتاو و سی چنگ  و نیز  ردیز دولاچنگ متصل با خط اتصال به دو اکتاو دولاچنگ و سی چنگ ، نواخته شده و نیز فا دیز دولاچنگ اکتاو متصل به ر دیز دولاچنگ اکتاو و سی چنگ و نیز ر دیز دولاچنگ اکتاو متصل با خط اتصال به نتهای دو دیز دولاچنگ اکتاو اجرا می شود و خط اتصال بر نت سی چنگ میزان بعدی ، پایان می پذیرد و نت سی دولاچنگ متصل با خط اتصال به دودیز اکتاو دولاچنگ  و ر دیز اکتاو دولاچنگ و می اکتاو دولاچنگ و فا دیز اکتاو دولاچنگ و سل دیز اکتاو دولاچنگ و لا اکتاو دولاچنگ و فا دیز اکتاو دولاچنگ و ر دیز اکتاو دولاچنگ و لا دولاچنگ و سل دیز اکتاو دولاچنگ و سی اکتاو دولاچنگ و می اکتاو دولاچنگ و سل اکتاو دولاچنگ  در این میزان و نت سی چنگ اکتاو میزان بعدی ، متصل و پیوسته ، اجرا می گردد. گروهی گسترده از نتهای خوش آهنگ و پاساژهایی درخشان و تم دوم شادمان، قدرتمند و پرتوانی که همه ارکستر، با موتیف ملایم ملهم از تم نخستین، این چنین می نوازند:
در کلید سل با نشانه های فا دیز ، دو دیز، سل دیز، ر دیز، 4/4: فورتیسیمو، نت سی سیاه اکتاو متصل با خط اتصال به فا دیز چنگ اکتاو ، سپس سکوت دولاچنگ و سل دیز دولاچنگ اکتاو و سل دیز سیاه اکتاو متصل با خط اتصال به فا دیز چنگ و آنگاه ، سکوت چنگ در میزان نخست، نت می  سیاه اکتاو متصل با خط اتصال به ر دیز چنگ اکتاو ، و سپس سکوت دولاچنگ ، و نت دو دیز دولاچنگ و آنگاه نت فا دیز سیاه متصل با خط اتصال به ر دیز چنگ اکتاو و سپس، ر دیز چنگ اکتاو ، پیانو و ملایم، در میزان دوم نواخته شده و برای میزان سوم، دو دیز چنگ اکتاو استاکاتو و سی دیز دولاچنگ متصل با خط اتصال به ر دیز دولاچنگ اکتاو و دو دیز چنگ اکتاو ، اجرا و سپس ، نت سل دیز اکتاو چنگ استاکاتو ، و نیز نت سل دیز اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به فا دیز چنگ اکتاو و آنگاه،  ر دیز چنگ اکتاو استاکاتو و سی بکار چنگ استاکاتو، اجرا شده و در میزان چهارم، نت سی چنگ استاکاتو، لا دیز دولاچنگ متصل با خط اتصال به دو دیز اکتاو دولاچنگ  و سی چنگ ، نواخته می شود و در ادامه ر دیز اکتاو چنگ و ر دیز اکتاو متصل با خط اتصال به دو دیز چنگ اکتاو و لا دیز چنگ استاکاتو و فا دیز چنگ استاکاتو ، اجرا می گردد. در قسمت گسترش تمها ، سولو، با پاساژهایی رخشنده، در کنار ملودی مارش مانند و ملایم بادی چوبی ها، نتهایی را می نوازد و سپس خط ملودی نوینی که لگاتو به گوش می رسد با نوای زهی ها ، و بخشی از تم آغازین، همره می شود و با این نتها ، اجرا می شود: در کلید سل، با نشانه های فا دیز ، دو دیز، سل دیز، لا دیز: ساز ویلون سولو؛ نت ر بکار سفید اکتاو و نیز نت ر سیاه نقطه دار و ر چنگ اکتاو ، را در میزان یکم، نتهای ر بکار اکتاو سیاه  متصل به  سی اکتاو سیاه و سل بکار اکتاو سیاه و می اکتاو سیاه را در میزان دوم و نتهای ر بکار سفید اکتاو و ر سیاه نقطه دار اکتاو و ر اکتاو چنگ استاکاتو را در میزان سوم و نتهای ر سیاه بکار اکتاو متصل با خط اتصال به سل سیاه بکار اکتاو و فا دیز اکتاو سیاه و فا بکار اکتاو سیاه  و نت می سفید اکتاو را در میزان چهارم اجرا می کند. آنگاه خط ملودی موقر ویلون و نوای غزل آگین  و نغمه سرای زهی ها، و سپس همنوایی این دو گروه ، در قسمت ارائه دگربار تمها به گوش می رسد تا هورن و زهی های بم، خط ملودی دلپذیری را لگاتو اجرا کرده و سرانجام با دوباره آمدن تم نخستین تابنده و رخشان، و تم دوم ، در قسمت کودا، در اوج پرشورش، به بی نهایت خوش نوایی رسد.
********************************************************
موسیقی برنامه ای : به آن گروه از آثار ساخته شده برای " موسیقی سازی" دوره رمانتیک گویند که بر پایه "داستان"،"ایده"،"شعر"،"صحنه" ، قصه ای موسیقایی را بیان دارد. از آفریده های" ارکستری برنامه ای "  یا دارای برنامه می توان به: 
" فانتاستیک  اثر برلیوز"،" رومئو و ژولیت اثر چایکوفسکی "، "مولدوا  اثر اسمتانا" اشاره کرد و در ساختار هر یک از آنها جلوه ای از طبیعت، و نمادهایی از یک داستان، به همراه "شخصیت پردازی" را دید که " تمامی احساسات و موضوعات پیوسته با داستان " در موسیقی یا برنامه آنها گنجانده می شود. 
در باب موسیقی برنامه ای ، در نوشتار دگری افزونتر خواهم نگاشت و نیز آثار "هکتور برلیوز" ، آهنگساز دوره رمانتیک را با هم مرور و تحلیل موسیقایی خواهیم کرد.
تمامی آثار اورژینال و نوشتارهای من ، تازه ترین کتابم " نوای من، نوای سکوت
آیینه هاست " را با صدا و اجرای من ، به عنوان آهنگساز و نوازنده و خواننده و نویسنده و سازنده ویدیوهای آثارم ، تنها از نشانی های رسمی من ببینید و بشنوید :
https://www.youtube.com/user/AsalRazaviA
نشانی کانال رسمی یوتیوب اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل)
و نیز تنها کانال رسمی تلگرام من
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
                     

 
 
← صفحه بعد