وکالیست سوپرانو - نویسنده : رابعه رضوی علوی ( عسل ) - ایران - تهران

نویسنده : رابعه رضوی علوی ( عسل ) - ایران - تهران - از 2003 تا 2016

تاریخ هنر و موسیقی دوره کلاسیک - بخش دوم - نویسنده و آموزگار: رابعه رضوی علوی
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢٧
 
تاریخ موسیقی وهنر دوره کلاسیک - بخش دوم
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل )
ایران ، تهران
زمستان 2017 - سال 1395 خورشیدی
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
درود بر یاران .
این نگاشت به بررسی تاثیر رویدادهای میانه قرن هجدهم تا قرن نوزدهم بر آهنگسازان دوره کلاسیک ، شناخت فرم "سونات " و نیز فرم "تم و واریاسیون " در این عصر از تاریخ موسیقی اختصاص خواهد یافت. با این توضیح که تمامی آثار و نیز آموزشهای شنیداری مرا می توانید در یکتا کانال رسمی تلگرام من ، رابعه رضوی علوی ( عسل ) ، بیابید.
اما اینکه دوره کلاسیک مقارن با دگرگونی های سترگ در اروپا سده هجدهم و نوزدهم و آمریکاست ، باعث می شود آهنگسازانی چون  ژوزف هایدن(1732 -1809)، موتسارت(1756 -1791) ،  و لودویگ وان بتهوون (1770 -1837) ، هر یک با شیوه های متفاوت زندگی شان ، راه و رسمی نوین را در موسیقی کلاسیک بنیان نهند .از هایدن" که بیشتر همنشین اشراف و در استخدام آنان است تا "موتسارت که 24 سال پس از او ،زاده می شود . موتسارت ، کمی دیرتر با دور شدن از مناصب درباری اش ، به سوی وین رهسپار می شود تا استقلال هنری خویش را فزونتر بیازماید ، لیک در فقر جان می سپرد .
دیری نمی گذرد که لودویگ وان بتهوون ، پس از موتسارت ، به عنوان یکی از آزادمنش ترین و مستقل ترین آهنگسازان کلاسیک ، به جهان موسیقی ، گام می نهد . نبوغ او چنان هست که اشراف و طبقه متوسط ، هنرش را پاس بدارند .  زندگانی و آثار هر یک از این سرآمدان هنر کلاسیک را در درسهای آینده مرور خواهم کرد .
اما آنچه امروز ، به آن خواهیم نگریست ، وضعیت اجتماعی و اقتصادی این دوره است . این هنگام است که درآمد طبقه متوسط کمی افزونتر می شود . می بینیم که این مردمان ، جدا از وضعیت مادی مطلوب در پی دستیابی به دانش فزونتری هستند و نیز خواهان موسیقی و ادبیات و تئاتر که هنوز تا این زمان تنها خاص اشراف بود و تنها در کنسرت های خصوصی آنان ، می شد موسیقی دلخواه این دوره را شنید . طبقه متوسط اما ، در عهد کلاسیک ، در پی "عمومی ساختن " هنر و "کنسرت های همگانی " بودند تا بدین سان برترین کنسرتوها و سنفونی های زمانه خویش را بشنوند . در پاریس 1725 ،" کنسرت های معنوی" و روح افزایی برپاست که به ابتکار "فیلیدور ابوا نواز " نخستین بارقه ها از کنسرت های همگانی به شمار می آید  که نخست آثار کلیسایی در آنها اجرا می شد ، اما امکان اجرای آثار غیر کلیسایی در آن وجود نداشت و تنها تا 1790 تداوم یافت. 
 در این عهد است که میل عمومی طبق متوسط به "فراگیری دانش و هنر موسیقی " به گونه چشمگیری ، فزونی می یابد .با همین ویژگیهای طبقه متوسط دوره کلاسیک است که آهنگسازان این زمان ، معیار آفرینش آثار خویش را سلیقه همین گروه از مخاطبانشان ، قرار می دهند . سبک و سیاق اپراها حتی از شکل جدی پیشین خارج می شود و به شکل "کمیک " تر از گذشته ،  مفاهیمی عامیانه تر و مضامینی را که فزونتر مورد پسند طبقه متوسط است  را در بر می گیرد که گاه بارقه هایی از طنز و هجو اشراف نیز در آن دیده می شود با قطعاتی ساده و شادمانه و بیشتر غیر درباری در ملودی های بخش رقص ، و نغماتی مشهور که گاه و بیگاه آهنگسازان عهد کلاسیک در " تم و واریاسیون ها " یا تم های سنفونی هایشان از آنها استفاده می کنند.
شهری که بیشینه آنان ، در آن گذران حیات می کنند ، همانا شهر مشهور "وین "  ، این مهمترین مهد موسیقی اروپاست. وین با همه تنوع ملیتی و فرهنگی اش که دیرزمانی بخشی مهم از امپراتوری روم ( اتریش ، آلمان و مجارستان یا  چک و اسلواکی امروزی) ، جایگاهی مهم برای تاثیر و تاثر موسیقایی  هایدن و موتسارت بر یکدگر ، می شود. بتهوون21 ساله برای نواختن پیانو و اجرای موسیقی خویش نزد موتسارت می رود ، یا سال پس از آن به دیدار هایدن می شتابد . اصولا هنوز هم ،داشتن "ارکستر موسیقی" نمادی از برتری و تجمل اشرافی نزد بلندمرتبگان وینی به شمار می آید .برخی از این اشراف خود نیز هنرمندان قابلی هستند و برای نمونه ماریا ترزا ، خود آواز می خواند یا آرشدوک رودولف ، آهنگسازی و نواختن پیانو را از بتهوون ، فرا می گیرد و از همین روست که در محافل خصوصی اشراف ، این آهنگسازان بنام ، در کنار نجیب زادگان ، جملگی همره هم ، به اجرای حرفه ای موسیقی می پردازند و شاید همین کنسرت ها ، منبع در آمد مهم آنان ، به شمار می آید. به همین دلیل است که گاه قطعاتی برای اجرای موسیقی در فضای باز هم نوشته می شد که از آن جمله می توان به "سرناد " و "دیورتیمنتو " اشاره کرد که هایدن و موتسارت ،آن را خاص" موسیقی سبک و عامه پسند فضای باز وین"  آفریده اند.   
************************
فرم" سونات ":
بی شک اصلی ترین و بی مثال ترین فرمی است که از آغاز کلاسیک تا امروز ، گاه با نام  "سونات آلگرو "  و یا به اختصار ، سونات ، برای آفرینش آثار" تک موومانی و یک موومانی " ، بهره گرفته می شود .
اصولا  "سونات یک موومانی کلاسیک" با دگر انواع سونات ها ، متفاوت می باشد که گاه در کلیت یک اثر چند موومانی به کار گرفته می شود . اصولا، در آغاز سنفونی ها و سونات ها و کوارتت زهی ، موومان تندتری وجود دارد که آن ، نیز " فرم سونات "
می یابد. حتی در موومانهای آرام تر و کند تر و نیز ، در موومانهای پایان دهنده ، نیز از فرم سونات استفاده می شود. 
اما تنها موومان سونات در معنی کلاسیک کلمه ، 3 بخش مهم و اصلی دارد :
 یکم -" اکسپوزیشن" یا ارائه و معرفی تم
دوم -" دولوپمنت یا بسط و گسترش و نوپردازی تمها"
  و سوم -" ریکپیتولیشن یا ارائه مجدد تمها یا دگربارآوری آنها "که معنایی جز بازگشتن تم های نخستین ندارد.
 پس از اجرای این سه قسمت مهم و اصلی سونات ، غالبا قسمتی پایان دهنده وجود دارد که "کودا " نام می گیرد و هر 3 قسمت سونات کلاسیک و کودایش ، تنها و تنها در همان یک موومان ، جای می گیرند .
یکم -  ارائه تمها : تم نخستین در آوایینه اصلی و تونیک بیان می شود . آنگاه " پل یا قسمت انتقالی " از ره می رسد که با تمهید مهم مدلاسیون ( که در درسهای این وبلاگ در بخش هارمونی پیشرفته به تفصیل از آن سخن گفتم ) ، از آوایینه نخستین و اولیه ، رهسپار تنالیته یا آوایینه تازه تری می شویم که این همه معنایی جز مدلاسیون نخواهد داشت. بنابراین تم دوم ، در تنالیته تازه که بدان مدلاسیون کرده ایم ، ارائه می شود . بخش یکم یا ارائه تمها معمولا با کلوزینگ یا پایان دهنده ای در آوایینه همین تم دوم ، به پایان می رسد .
دوم - بسط و گسترش تمها : که معنایی تازه تر از تمها را نشانگر است و آنگاه کار مدلاسیون به آوایینه های گوناگون ادامه می یابد و در بخش سوم یا بازگشت و ارائه مجدد تمهاست که ابتدا تم نخستین در تنالیته یا آوایینه مینور ، پل یا انتقال و تم دوم در آوایینه نخست و قسمت پایانی در همان آوایینه یا تنالیته نخستین ، اجرا می شود و سرانجام با کودا ، در همان تنالیته یا آوایینه اولیه ، سونات ، پایان می پذیرد.
 با دو گروه تم کمابیش متفاوت از هم در بخش "ارائه تمها" روبرو می شویم و تمهای نخستین شامل همان تنالیته تونیک بوده ، حال آنکه گروه دوم تمها ، دربرگیرنده تمهای گروه دوم یا آوایینه تازه هستند.ابتدای بخش نخست ، تم با تنالیته تونیک آغاز می شود ، سپس بخش "پل " از راه می رسد که این انتقال به آوایینه نوین در تم دوم ، صورت پذیرد.
کار مدلاسیون ، اینجا ، دگرگونی حسی و هارمونیک با حرکتی پیشروست . وقتی از آوایینه و تنالیته اولیه به تنالیته تازه ، مدلاسیون کردیم ،  این مقصود حاصل می شود. تم دوم بس متضاد با تم نخست بوده و این بخش ارائه تمها ، در همین تنالیته تازه تم دوم ، پایان می پذیرد و گاه دولاخط تکرار را برای دوباره نواختن نتهای این بخش نیز می نهند . 
اما، قسمت دوم یا بسط و گسترش را باید سرزنده ترین و ناپایدارترین بخش از یک سونات نامید . اساس آن را گویی بر پایه دگرگونی های بسیار تنالیته و حس تنش هارمونیک نهاده باشند و آرامش از ذات آن دور است. هر تم ، به تفصیل بیان شده ، گسترش می یابد ، به راه و رسمی نو ارائه شده و به بخشهای کوچک تری که " موتیف " نام می گیرند ، تقسیم می شود و موتیف ها یا "ایده ها " در هر تکه ممکن است حسی متفاوت از قسمت دگر را انتقال دهند . با تغییر ملودی و ضرباهنگ و هارمونی ، می توان کیفیات حسی چندگانه ای را بیان داشت. آمیختن تمها با ایده های نو یا تغییر "بافت پیچیده پلی فونیک " از ره "موتیف ها" و هارمونی های پویایی که از جهت تماتیک دگرگون شده و در بخش بسط و گسترش ، گاه سخت نیازمند "حل یا رزلوشن " در معنای خاص دانش هارمونی می شوند.
قسمت سوم یا ارائه مجدد تمها ، هنگام "حل " تنشهای بخش دوم یا بسط و گسترش خواهد بود. همان" تم اولیه" ، این بار ،"دوباره" ، در "آوایینه تونیک " ، آورده می شود.تم نخست و پل و تم دوم و پایان دهنده همسان قسمت نخست است.با این همه ، به وقت بازگشت ، دیگر ، جملگی این قسمتها را در آوایینه تونیک می شنویم و از همین روست که دیگر تنشی میان تمها وجود ندارد ، چرا که تنالیته های آنان برخلاف بخشهای پیشین ، متفاوت نبوده و همه در یک آوایینه، ارائه می شوند.
در پایان این 3 بخش اصلی سونات ، چنانکه پیشتر گفتم ، "کودا" ، تمام کننده قاطع است که پس از بخش سوم می آید. کودا ، تمها را تکرار می کند، بسط و گسترش می دهد و با تلخیص موومان ، در تنالیته تونیک ، سونات را پایان می بخشد. جاودانگی این فرم مرهون همین بخشهای 3 گانه و کوداست. نوعی بیان درام در موسیقی که پایندگی را در آغاز ، تنش را در بخش دوم بسط و گسترش و آنگاه آرامش دگربار را در بخش ارائه مجدد ، از راه حل اختلافات تماتیک ، معناگر است. نیز "سونات" ، یکی از دگرگون شونده ترین فرمهای کلاسیک بوده که هر آهنگساز به تناسب ایده های خاص خویش از آن برای خلق ماندگارترین آثارش بهره گرفته است .تفاوت اصلی را در موومان سونات می توان در حالت و راه و رسم پرداخت تمها ، حاصل کرد . 
یکی از بهترین نمونه های سونات را در مشهورترین موومان ، بی همانندترین سنفونی ولفگانگ آمادئوس موتسارت می توان یافت. موومان چهارم از سنفونی شماره چهل (40) در سل مینور (1788) ، که موومان شتابان پایانی آن بوده و فرم
سونات دارد. تم نخست موومان ، در آوایینه تونیک آن یعنی "سل مینور " ، تفاوتهای افزونی را در دینامیک و ریتم ، نمایانگر است. آرپژ نرم و ملایمی به همرهی عبارتی پرهیاهو ، به گوش می رسد.

آلگرو آسای یا بسیار شتابان و تند ، 4/4 ، در کلید سل با نشانه های سی بمل و می بمل و لا بمل در ابتدای خط حامل سل : میزان یکم، نت ر سیاه پیانو ، با خط اتصال به نت سل سیاه ، میزان دوم پیوسته که پس از آن نتهای سی سیاه و ر اکتاو سیاه و سل سیاه اکتاو قرار دارد ، میزان سوم ، سی سفید اکتاو بالای خط اضافه نخست بالایی با خط اتصال پیوسته به نت لا اکتاو سیاه  و نیز فا دیز چنگ اکتاو و می بکار اکتاو چنگ فورته را در خود جای داده ، میزان چهارم، نتهای ر اکتاو چنگ ، که با خط اتصال به فا دیز اکتاو چنگ پیوسته و می بکار اکتاو چنگ و دودیز چنگ اکتاو و نیز ، ر اکتاو چنگ و فا اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به آن ، و می اکتاو چنگ و دو اکتاو چنگ را در بر می گیرد. میزان پنجم شامل نتهای ر سفید اکتاو ، سکوت سیاه ، ر سیاه اکتاو پیانو است که با خط اتصال به میزان پسین وصل شده است.
در ادامه با نشانه های سی بمل و می بمل و لا بمل ، 4/4 ، در کلید سل ، نتهای می بمل سیاه اکتاو و فا دیز اکتاو سیاه و لا اکتاو سیاه و دو 2 اکتاو بالاتر سیاه روی خط دوم اضافه بالایی ، در یک میزان جای می گیرند و سپس می سفید 2 اکتاو بالاتر روی خط اضافه سوم بالای حامل و ر 2 اکتاو بالاتر سیاه بالای خط اضافه دوم بالایی که با خط اتصال به نت می پیشین وصل شده  و فا دیز اکتاو چنگ فورته و لا چنگ در میزان بعدی و آنگاه ، نتهای سل چنگ اکتاو متصل با خط اتصال به سی چنگ اکتاو و لا چنگ اکتاو و فا چنگ اکتاو در میزان دگر و سرانجام نت سل سفید اکتاو و سکوت سیاه را در پایان این بخش می شنویم.       
تنش موسیقایی بر بخش کمابیش گسترده "پل " ، باقی می ماند و با نهادن سکوت ، پایانی قاطع و روشن می یابد. اما تم دوم ، ملایم و تغزلی و متفاوت با تم نخست است.
تنالیته تم دوم ؛"سل بمل ماژور" است .نتهایی کشیده تر دارد و جریان آرام نتها ادامه دارد. "بسط و گسترشی" که در موومان استفاده می شود ، عبارت از" آرپژی با فیگور بالارونده" است ، به هنگام همنوایی ارکستر و تمامی سازهایش ، واریاسیون آرپژ و گروهی از پرشهای پایین رونده در نواخت بریده بریده نتها ، ما را رهنمون به هیاهویی می شود که سیر موسیقایی پیشین را پایان می بخشد. بخش بسط و گسترش پلی فونیک ، با بافت هوموفونیک قسمت ارائه تم متفاوت است. آرپژهای تقلید شونده در سطوح صدایی بم تر و زیرتر ، تنشی را حاصل می کند که در قسمت سوم با ارائه دگربار تمهای نخست و دوم در تنالیته سل مینور ، حسی سوداگونه به تم ماژور تم دوم در کنار تم مینور اولیه می بخشد و کمی رنگ و بوی رمانتیک می یابد.
اصولا سنفونی شماره 40 در سل مینور ، آلگرو آسایی بس شتابان است که فرم سونات داشته، 2/2 و دوتایی در وزن بوده و با سازهای فلوت و 2 ابوا و 2 کلارینت و 2 باسون و2 هورن و ویلونهای نخست و ویلونهای دوم و ویولاها و ویولونسل ها و کنترباس ها نواخته می شود و در تم نخست و ارائه تمهایش ، با آرپژ بالارونده پیانویی ، پرقدرت و سپس فورته در تنالیته مینور چنین بیان می شود:
در کلید سل ، با نشانه های سی بمل و می بمل ، 4/4 : ر سیاه پیانو که ویلون اول با دینامیک آلگرو آسای به نواختن پیانوگونه و ملایم آن دست می یازد و آنگاه ، همین نت از میزان نخست به نت سل سیاه میزان دوم با خط اتصال ، پیوسته و نیز نتهای سی سیاه و ر اکتاو سیاه و سل سیاه در همین میزان دوم را نواخته و به میزان سوم می رسد که شامل نتهای سی سفید اکتاو است که با خط اتصال به لا اکتاو سیاه وصل شده و دودیز اکتاو فورته چنگ و می بکار چنگ در همین میزان سوم اجرا شده به میزان چهارم می رسد که شامل نتهای ر اکتاو چنگ و فا دیز اکتاو چنگ و می بکار چنگ و دودیز اکتاو چنگ است. در همین میزان چهارم نتهای ر اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به  فا اکتاو چنگ ، می اکتاو چنگ و دو اکتاو چنگ ، قرار دارد. میزان پنجم ، با نت ر اکتاو سفید و سکوت سیاه ، با صدایی تکرارشونده کمی زیرتر و فورته با آرپژ بالارونده ای ، پیانو ، و آنگاه فورته ، عبارتی را اجرا می کند .آنگاه ، به بخش" پل" می رسد که پاساژ نتهای شتابانش را ، سازهای زهی می نوازند. دومین تم ، خط ملودی دل انگیزی دارد که ویلونها ، آن را ، پیانو، و در تنالیته ماژور می نوازند و این نتها را نشانگر است :
در کلید سل با نشانه های سی بمل و می بمل و لا بمل و 4/4 : میزان نخست ؛ نت فا اکتاو سیاه ، میزان دوم ، فا گرد اکتاو ، میزان سوم می بکار اکتاو چنگ کوچک تری که پیش از نت اصلی قرار می گیرد و سپس فا اکتاو سفید و می چنگ اکتاو کوچک و فا اکتاو سفید و در میزان سوم نتهای سی سیاه اکتاو نقطه دار متصل با خط اتصال به سل چنگ مزوفورته پیانو و می بمل اکتاو سفید متحد با خط اتحاد به میزان چهارم و نت می اکتاو سفید که خود با خط اتصال به ر اکتاو سفید وصل شده که این نت نیز با خط اتحادی به نت ر سیاه اکتاو میزان پنجم ، پیوسته است و در همان میزان پنجم ، در کنار این نت ، سکوت چنگ و سی بکار چنگ متصل با خط اتصال به دو اکتاو سیاه و سکوت چنگ و ر چنگ اکتاو نهاده می شود و در میزانهای بعدی نتهای می اکتاو سیاه و سکوت چنگ و فا اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به فا دیز سیاه و سکوت چنگ و سل اکتاو چنگ قرار دارد. میزان پس از آن ، سی بمل سفید نقطه دار و سپس ر اکتاو چنگ و دو اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به سل اکتاو چنگ میزان قبلی و سرانجام  نت دو اکتاو سیاه در میزان دگر .
 در بخش بی ،  ساز کلارینت، خط ملودی دگرگونه ای را ملایم و پیانو ، می نوازد و قسمت پایانی از ره می رسد که ناگهان با تغییر دینامیک و نتهای شتابان زهی ها ، فورته اجرا شده و آنگاه به قسمت "بسط و گستزش " می رسیم که ارکستر همنوا با هم ، آرپژی بالارونده و پرشهایی پایین رونده را استاکاتو اجرا می کند:
در کلید سل و با نشانه های سی بمل و می بمل ، 4/4 : میزان یکم، سی سیاه فورته ، متصل با خط اتصال به ر سیاه اکتاو  و فا اکتاو سیاه و لا اکتاو سیاه و سی اکتاو سیاه میزان دوم ، و نتهای ر بمل 2 اکتاو بالاتر متصل با خط اتصال به دو 2 اکتاو بالاتر سیاه ، و می اکتاو سیاه در میزان سوم ، لا بمل سیاه ، سکوت سیاه ، سی بکار سیاه و سکوت سیاه در میزان چهارم  و سکوت سفید ،  سکوت سیاه ، سکوت چنگ ، و سی بکار دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ و ر اکتاو دولاچنگ که این سه نت به شکل "تریوله" اجرا می شوند . در میزانهای بعدی ، نتهای می بمل اکتاو سیاه و سکوت سیاه و فا دیز سیاه و سکوت سیاه ، میزان بعد از آن ، سی بمل سیاه و سکوت سیاه و سکوت سفید و میزان پس از آن ، فا دیز سیاه و سکوت سیاه و سکوت سفید و آنگاه میزان دگر ، نتهای فا بکار سیاه و سکوت سیاه و سل دیز اکتاو پایین زیر خط اضافه دوم پایینی و سکوت سیاه را اجرا می کنند. دینامیک ناگهان ، افزایش می یابد و آرپژ بالارونده را ویلونها و بادی چوبی ها به نرمی می نوازند. آنگاه با همین افزایش دینامیک، آرپژهای ویلونها با نتهایی شتابان همراه می شود که دیگر سازها اجرا می کنند و گفتگویی میان سازها با تقلید در بافت و آرپژها را نمایانگر است. در قسمت ارائه دگربار تمهاست که تم نخست را بالارونده و با آرپژهایش ، پیانو و عبارتی شتابان را ، فورته می شنویم و آوایینه مینور با  نواهای زیر تکرار می شوند و فورته و بالارونده تر ، آرپژها ، پیانو و شتابان و بی قرار و فورته به بخش پل می رسد که پاساژ نتهای شتابان اجرایی زهی ها را با دینامیک فورته ، نمایانگر است و در دومین تم بخش بازگشت ، قسمت ای ، خط ملودی دلاویزی را با ویلونهایش اجرا کرده که در تنالیته مینور و پیانوست . بخش بی ، اما ، بادی چوبی ها، خط ملودی دگرگون شونده را ، پیانو ، می نوازند . در بخش پایانی ، همه ارکستر ، ناگه دینامیک را افزایش داده و شتابان ، همه با هم ، "کادانس " را شکل می دهند. 
*****
" تم و واریاسیون " کلاسیک می توانست خود قطعه ای مجزا و مستقل باشد یا موومانی از سنفونی و سونات و کوارتت زهی که در فرم " تم و واریاسیون" ، ایده اصلی تم بارها تکرار می شود . این تکرارها ، دگرگون شونده اند . یعنی هر بار تم شکل تازه ای به خود می گیرد که با تم ای ، واریاسیون یکم یا ای پریم ، واریاسیون دوم یا ای زگوند و واریاسیون سوم از ای  و ... نشان داده می شود. واریاسیونها ، هم اندازه تم است. برای استقلال و معنا بخشیدن به هر واریاسیون ، دگرگونی هایی در هارمونی و رنگ صوتی و حتی دینامیک ، به وجود می آید. هر واریاسیون یگانه با تم متفاوت به گوش می رسد. 
در نوشتار دیگری ، فرم تم و واریاسیون را با بررسی موومان دوم "سنفونی شگفتی ، سنفونی 94 ژوزف هایدن در سل ماژور " ، فزونتر خواهیم شناخت. نیز ، فرمهای "منوئه و تریو " و" روندو"ی کلاسیک  را مرور خواهیم کرد.  
تمامی آثار و آموزشهای مرا در یکتا  کانال رسمی تلگرام من بیابید 
نویسنده و گوینده و آموزگار وخالق تمامی آثارم : اینجانب  - رابعه رضوی علوی
( عسل ) - ایران - تهران  
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
 

 
 
تاریخ کلاسیک هنر و موسیقی - بخش یکم - نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی علوی
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢٦
 
تاریخ دوره کلاسیک در موسیقی و هنر - بخش اول
   فرم شناسی موسیقی و شناخت ویژگیهای مهم هنر در دوره های نئوکلاسیک ، پیش از کلاسیک ، و  کلاسیک  
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب  - رابعه رضوی علوی ( عسل)
ایران ، تهران
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
زمستان 2017 - 1395 خورشیدی  
درود بر یاران .
در نوشتار پیشین ، دیباچه ای بر فصل مهم و سرنوشت ساز موسیقی و هنر ، یعنی دوره کلاسیک ( میانه قرن هجدهم تا قرن نوزدهم ) بیان داشتم و اینک ، فزونتر ویژگیهای این دوره در کنار دوره هایی که پیش از کلاسیک تا رسیدن به ان پیموده می شود را می شناسیم . نیز ، برخی از مهمترین خصائص کلاسیک و ساختار و بافتهای مهم موسیقایی آن را خواهیم شناخت . با این توضیح که آموزشهای مرا در شکل شنیداری و نوشتاری آن تنها و تنها در یکتا کانال رسمی تلگرام من ، رابعه رضوی علوی ( عسل ) ، بیابید.
گفتیم که پیش از رسیدن به کلاسیک ، سبکی با نام نئو کلاسیک ، ظهور می یابد که می کوشد همه شکوه و سادگی دوره باستان روم و یونان را بازگرداند و برای نمونه در اثر " سوگند هورایتوس ها " ( 1784 ) ، اثر ژاک لویی داوید(1748 - 1825 ) ، نمادی از وفاداری یونانیان باستان را می بینیم ، هم او که می کوشد ، فداکاری های دگرگونی خواهان انقلاب فرانسه را با نمادهایی از روم باستان پیوند زده و در تابلوهایش به تصویر کشیده است و آرام آرام ، هنگام کاستن از قدرت سنن کهنه در هنر ، نمایان می شود که  نقاشی هایی "فرانسیسکو گویا " (1746 - 1828 ) اسپانیایی ، بس در تضاد با هر چه ریا و جور است ، از آن جمله است .
اما دوره مهمتری نیز پیش از کلاسیک قرار دارد که به "پری  کلاسیکال یا پیش کلاسیک " مشهور است .اصولا دوره پیش کلاسیک از 1730 یعنی میانه قرن هجدهم میلادی آغاز و تا سال 1770 ، اواخر قرن هجدهم ، ادامه می یابد .در موسیقی و هنرهای تجسمی و نقاشی و معماری  ، تحولات شگرفی رخ داده است. دقیقا مقارن حیات باخ و هندل ، زمینه های پیش کلاسیک در سالهای پایانی باروک ، پدیدار شده و تا رسیدن به 1730 ، گسترده و گسترده تر می شود .فرزندان باخ ، یعنی کارل فیلیپ ایمانوئل ( 1714 - 1788 ) ، و یوهان کریستین باخ ( 1735 - 1782 )، مهمترین آغازگران این ره در تاریخ موسیقی و هنرند. "سادگی و روشنی اثر " پس از قرن هجدهم میلادی اصلی ترین شاخصه هنری این زمان محسوب می شود . خطوط ملودی خوش نواز که بافت آنان به مراتب از آثار باروک از بعد هارمونی ، ساده تر است ، پدیدار می شود و رفته رفته ، موسیقی "گالان " ، بس زیبا و خوش الحان و سبک ، تضاد تماتیک را در موسیقی پدیدار می کند  .
اما آنچه معنای دقیق واژه کلاسیک را نمایانگر است ، همانا ، " سادگی و روشنی ساختار " است . مشهورترین سرآمدان دوره کلاسیک ، محبوب ترین آهنگسازان قرنها پس از خود تا اکنون و آینده نیز خواهند بود ، نام آورترین این آهنگسازان  در فاصله سالهای 1770 تا 1820 ، یا  عصر زرین کلاسیک ، همانا ، والامقامانی چون:
  ژوزف هایدن (1732 -1809) ، ولفگانگ آمادئوس موتسارت (1756 - 1791 ) و لودویگ وان بتهوون
(1770 -1827 ) بوده اند .
************
خصائص و ویژگیهای دوره کلاسیک را هم در تقابل و تضاد حالات و هم در ضرباهنگ و بافت و ملودی می توان یافت . برخلاف دوره باروک ، که تمامیت اثر ، حالتی یکنواخت دارد ، در دوره کلاسیک ، دگرگونی حالت ، چه در موومان و چه در تمهای سازنده اش به طور مستقل دیده می شود . تضاد تماتیک ، و  تغییرات ناگهانی حالات و نوانسها در موسیقی ، می تواند نشانگر هیجانات و حالات انسانی آهنگساز در به موسیقی آوردن کشمکشهای درونی باشد ، و خروش و آرامش ممکن است همزمان و با هم در موومان ، چندگانگی حسی را به طور دقیق به تصویر کشد . با این همه تنوع در تم ، سرآمدان و آهنگسازان این دوره با مهارت شگفت انگیزی ، انسجام کلی اثر را حفظ می کنند و همین شگفتی آثار کلاسیک را فزونتر می سازد که با وجود تنوع و تضاد فراوان در حالت ، نظم منطقی در  آفریده هایشان به گوش می رسد ، بخشهای سازنده هر اثر در اوج تعادل و توازن در عین دگرگونی است.
ضرباهنگ کلاسیک:  نیز ، الگوهای ریتمیک خاصی را می طلبد تا برخلاف دوره باروک و ریتم کمابیش تکرارشونده اش ، و پیوستگی پیش بینی پذیرش ، در دوره کلاسیک ، سخت ، غیر قابل پیش بینی  و تغییر یابنده به گونه ناگهانی یا تدریجی بوده و دارای سکوتها و کششهای دگرگون شونده گذرا از کشیده به کوتاه است.
بافت کلاسیک : درست مقابل بافت پلی فونیک دوره باروک قرار می گیرد و بنابراین ، بافت کلاسیک بس "هوموفونیک " تر از دوره پیشین ، خلق می شود و  به روشنی و انعطاف افزونتری ، قابل دگرگونی  است . بافت می تواند به ناگه یا آرام آرام در دوره کلاسیک ، تغییر کند . مثلا با خط ملودی ساده تر و بافتی هوموفونیک آغاز شود اما به خطوط ملودی پیچیده تر و پلی فونیک تر ، ره یابد .
ملودی کلاسیک : اگر یک دوره از تاریخ موسیقی ، را اوج زیبایی خط ملودی موسیقایی بدانیم ، بی شک آن دوره همانا کلاسیک است و بس .
آهنگسازان زیباترین ملودیهایشان را درسالهای میانی قرن هجدهم و سرآغاز قرن نوزدهم  با تمهایی ملهم از موسیقی فولکولوریک انگلیسی یا واریاسیونهای فرانسوی ، یا مواد تماتیک عامه پسند آفریدند . خطوط ملودی ساختاری متوازن و متقارن تر از همیشه می یابد . عبارت هم اندازه ممکن است از نظر قاطعیت اجرا با هم متفاوت باشند و مثلا بخش پایانی ، قاطع تر اجرا شود  یا مثلا طرحی چون آ - آ پریم یابند .
دینامیک موسیقی کلاسیک :همچون تکنیک" سایه - روشن " در نقاشی ، موسیقی این دوره می تواند ، نیز همین حس را به نت آورد و این کار با استفاده از "روش دگرگونی های تدریجی از دینامیکی به دینامیک دگر " ، ممکن است . مثلا ، گذر تدریجی از کرشندو با دکرشندو که به نرمی ، دگرگونی را در دینامیک حاصل می کرد . شاید دلیل جانشینی ساز پیانو به جای "کلاوسن " از 1775 به بعد ( 75 سال پس از اختراع پیانو ) همین امکان منحصر به فرد پیانو در تغییر تدریجی و نه ناگهانی و پلکانی ، دینامیک ها باشد . پیانو، این برترین سازی شستی دار، که محبوب بتهوون و هایدن و موتسارت است و به جای کلاوسن و هارسپیکورد  باروک، اینک در دوره کلاسیک ، افزونتر از همه استفاده می شود .    
دگر از "باسوکنتینوئوی دوره باروک " در عهد کلاسیک ، خبری نیست چرا که دیگر ساز کلاوسن و بخش همراهی کننده  بداهه نوازی اش ، استفاده نمی شود .برخلاف دوره باروک که شماره گذاری باس برای آماتورها و بداهه نوازی آنها بر پارتیتور نوشته می شد ، اینک ، آهنگسازان دوره کلاسیک اصرار دارند ، همه اثر خویش را دقیق و کامل به نگارش آورند .
ارکستر کلاسیک شامل سازهای معینی بوده که کمتر از اثری به اثر دگر ، تغییر می یابد . چهار گروه مشخص و اصلی کلاسیک همانا:  1- سازهای زهی ، 2 - سازهای بادی چوبی ، 3- سازهای بادی برنجی ، 4- سازهای کوبه ای است. 
ارکستر کلاسیک  موتسارت یا هایدن مثلا می توانست چنین ساختاری داشته باشد :
زهی ها : ویلونهای اول  - ویلونهای دوم  - ویولاها - ویولونسل ها  - کنترباس ها
بادی چوبی ها : 2 فلوت - 2 ابوا - 2 کلارینت - 2 باسون
بادی برنجی ها :2 هورن - 2 ترومپت       و  کوبه ای : 2 تیمپانی .
سازهای دوره کلاسیک ، معمولا ، دوتا دوتا ، در بخش سازهای بادی چوبی  و بادی برنجی استفاده می شود . از کلارینت  و ترومبون به ویژه در اپرا و آثار کلیسایی این دوره بهره گرفته می شود .  
تعداد نوازندگان از 25 نفر در فاصله سالهای 1761 تا 1790  ارکستر خصوصی هایدن تا 60 نوازنده ارکستر بزرگ لندن در سال 1795 ، متغیر   بود . مهمترین ویژگی مورد استفاده آهنگسازان دوره کلاسیک ، از " رنگ صوتی سازها " به شکلی جداگانه و مجزا از یکدگر برای نشان دادن تاثیر هر یک و نیز دگرگونی رنگ آمیزیهای آنان در بخشهای مختلف اثر است.
برای نمونه یک ساز از آغاز تا پایان موومان را نمی نوازد که به تناسب ، بخشی از تم را برای نمونه ارکستر به تمامی با یکدگر می نوازند ، سپس ، اجرای بخشی دگر بر عهده زهی هاست ، آنگاه ، اجرای اثر کلاسیک می تواند به سازهای بادی چوبی ، سپرده شود . هر گروه از  سازهای کلاسیک ، وظیفه ای را بر عهده دارد . نقش زهی ها ، اصلی ترین گروه سازهای این دوره همانا ، "اجرای خط ملودی  " است که ویلونهای اول آن را می نوازند تا نوای  زهی های دگر ، کمی بم تر ؛ با آنان همراه می شوند . سازهای بادی چوبی ، اصولا ، وظیفه نمایاندن "تضادها در رنگ صوتی "  را با اجرایی سولو بر عهده دارند. بنابراین خط  صدایی سازهای بادی چوبی کمی متضاد و یکتا گونه و سولو از گروه زهی ها به گوش می رسد. این میان ، سازهایی چون ترومپت و هورن ، آفرینش هارمونی از راه آکوردها و پاساژهای قوی تقویت کننده است و معمولا خط اصلی ملودی را نمی نوازند. کار ساز کوبه ای مثلا تیمپانی ، ایستایش و تاکید و برجسته ساختن ریتم و ضرباهنگ است.  همه سازهای کلاسیک در کنار یکدگر ،  کار انتقال عمیق ترین آثار و  مفاهیم دراماتیک را با بهره گیری مناسب از متنوع ترین رنگهای صوتی ، بر عهده دارند .
*******
فرم های کلاسیک :  چند موومانی بوده که تضادهایی از حیث ضرباهنگ و ریتم با هم دارند و ذاتا با یکدگر تفاوت دارند.
این "فرمهای چهار موومانی "، ساختاری چنین دارند : 
1- موومان شتابان و تند   ، 2 - موومان کند و آرامتر ، 3 - موومان پیوسته با رقص و 4 - موومان تند  و شتابان تر. 
کمابیش در بیشینه آثار سنفونی و کوارتت زهی دوره کلاسیک همین چهار موومان و با همین ترتیب ، یکی پس از دیگری ارائه می شوند. 
اما "سونات های کلاسیک " ، دو و سه و چهار موومانی به تناسب نوع سونات است .  
سنفونی چنان که می دانیم برای ارکستر نوشته می شود ، "کوراتت زهی "  برای دو ویلون به همراه یک ویولا  و یک ویولونسل ، ساخته می شود و البته "سونات " کلاسیک ، تنها برای یک یا دو ساز آفریده می شد .
با توجه به همین نکات است که هر موومان از یک سنفونی یا کوراتت زهی یا سونات می تواند با فرمی که دلخواه آهنگساز آن است ، از میان چند فرم شناخته شده کلاسیک ، برگزیده شود .
مثلا فرم ( ای - بی - ای ) را برای یک موومان و فرم "تم و واریاسیون" را برای موومان دگر ، برگزیند . تم هایی متفاوت و گاه متضاد در موومانهای کلاسیک ، همره با یکدگر می شوند . چنین است که یک موومان می تواند دو یا سه یا چهار تم متضاد را همزمان و در کنار هم ، با درونمایه دیگرگونه در خویش بگنجاند . تنوعی چنین در ساختار تمهای موومان تا پیش از کلاسیک ، بی سابقه است .اما در بخشهای بزرگتر این آثار ،
"تقارن و توازن " بسیاری حس می شود و همه بخشهای دور از هم و جداگانه اش ، که ناپایداری های اثر را نمایانگرند ، به "آوایینه تونیک " و بخشهای پایدارتر که می رسند ، آرام و قرار فزونتر می یابند.
هر آهنگساز با توجه با حس خویش و آنچه در پی بیان آن از راه موسیقی اش ، است ، سبک هایی را در دوره کلاسیک بنیان می نهد که یکتا و بی همتا است . "بتهوون "، با همه وقار و متانت و توانمندیهایش در آفرینش عمیق ترین و ژرفترین آثار ، آیینه ای تمام عیار برای حسهای درونی تر بشری است که گاه سرکش و گاه آرام ، در اوج ، به گوش می رسند . در مقابل ، مثلا "موتسارت" و "هایدن "، کمی دراماتیک تر ، به خلق اثر می پردازند .با این همه در عهدی که دوره اصلی دگرگونی های جهانی است ، مهمترین آهنگسازان همه زمانها ، به خلق بی بدیل تری آثار خویش همت گماشتند . فرانسه  در بحبوحه ستیزهای گسترده 70 ساله اش ( در فاصله سالهای 1750 - 1820) ، و عهد ناپلئون و جنگهای مشهورش است و وقت دگرگونی های گسترده آمریکا ، فرا رسیده است. همین هنگام است که قدرت سیاسی و اقتصادی کلیسا و اشراف ، رو به افول نهاده  و آرام آرام طبقه متوسط ، توان و قدرت فزونتری در اداره اجتماع خویش می یابند. تاثیر این دگرگونی ها بر دوره کلاسیک هنر و به ویژه آهنگسازان این زمان ، انکار ناپذیر است. 
در نوشتار آینده از این آثار خلق شده در بحبوحه دگرگونی های قرن هجدهم و نوزدهم میلادی ، سخن خواهم گفت .
نیز دو فرم مهم کلاسیک ، "سونات " و " تم و واریاسیون " را بررسی خواهم کرد.
تمامی نوشتارها و آثار شنیداری و دیداری مرا در یکتا کانال رسمی تلگرامم بیابید.
نویسنده و گوینده و آموزگار وخالق تمامی آثارم : اینجانب  - رابعه رضوی علوی
( عسل ) - ایران - تهران  
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@
   

 
 
آثار هندل ، پایان باروک ؛ آغاز دوره کلاسیک - نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی علوی
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢٥
 
بررسی آثار گئورگ فریدریش هندل 
پایان دوره باروک و سرآغاز دوره کلاسیک تاریخ موسیقی و هنر - مقدمه ای بر دوره کلاسیک 
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
زمستان 2017 - 1395 خورشیدی 
ایران - تهران
درود بر یاران. 
این نوشتار به بررسی آثار واپسین آهنگساز باروک اختصاص می یابد . نیز باب تازه آموزشها یعنی تاریخ موسیقی و هنر دوره کلاسیک را خواهم گشود و دیباچه ای بر این دوره خواهم نگاشت . با این اشاره که همواره آموزشهای شنیداری را می توانید در آرشیو تابستان 1395 خورشیدی یکتا کانال تلگرام رسمی من ، به قلم و اجرا و  صدای من ،  رابعه رضوی علوی ( عسل ) بیابید .
اما چنانکه در درس گذشته دانستیم ،هندل اوراتوریو خویش را گرچه با دشواری بسیار اما در 1741 ، برای مخاطبان لندنی خویش می سازد هرچند ناکامی هایی در اجرا از حیث کج سلیقی برخی شنوندگانش می یابد ، با این همه  از آفرینش اوراتوریو دست بر نمی دارد و با آنکه در 1753 نابینا شده است ،  رهبری ارکستر و  اجرای کنسرتو ارگ را تا واپسین دم از حیات ، 1759 ، ادامه می دهد. در باب موسیقی هندل باید گفت ، بیشینه آثار سازی اش ، با فرمهای " سوییت " و " کنسرتو گروسو" است ، با این همه ، مهمترین آثار او ، اوراتوریوهای انگلیسی و اپراهای ایتالیایی اوست .
اوراتوریوهایی که بر پایه "داستانهای عهد عتیق " نوشته می شود ، اما تنها استثنا ، اوراتوریو مسیح اوست که بر پایه مفاهیمی غیر داستانی از عهد جدید نوشته شده است . نقش گروه کر ، در اوراتوریوهای هندل ، مهم و مرکزی است . او بس منعطف ، با همرهی گروه کر و ارکستر ، درامی با شکوه خلق می کند تا اوج توانایی اش را با ساده ترین روشها به چیدمانی پلی فونیک و پیچیده نشان دهد .استفاده هوشمندانه از "ایده " ، ایستایشها و وقفه ها در پلی فونی خلق شده بر مبنای گروهی از آکوردها ، را در آثار هندل ادراک می کنیم . حتی بافتهای دگرگون شونده آثار او بس افزونتر از باخ است . با ارائه ایده های گوناگون و همراه ساختن پلی فونیک آنها با یکدگر ، و دگرگونی آوایینه ماژور به مینور ، و تعییر نوانسهای پیش بینی نشده ، راه و رسم خویش را در آفرینش موسیقی ، نمایان می سازد . او بیش از 39 اپرا نیز ساخته است ،که بن مایه بسیاری از آنها افسانه های یونان و روم  باستان است.در اپراهایش از شخصیتهایی چون کلئو پاترا ؛ استفاده می کند  و  بخش اصلی اپراهایش یعنی ،آریاها و  پاساژهای رسیتاتیف ، راوی  داستان اپرا می شوند  .    
گاه از کاستراتوها هم برای خواندن آریاهای این اپراها استفاده می شود . اما همانگونه که بیان شد ، مهمترین اوراتوریوی هندل ، همانا ، اوراتوریو مسیح(1741) هندل است . اثری سه بخشی ، که در بخش اول ، ظهور مسیح ، پیش بینی شده است و بخش دوم ، رستگاری او و بخش سوم ، زندگانی جاویدانش . از نظر هندل ، عمق حسی آنچه آفریده است از تاثیر دراماتیک آنها، افزونتر بوده اند . متن اوراتوریوش با حکایاتی از عهد جدید ، به زبان انگلیسی ، و به وسیله " چارلز جینگیز " ، " میلیونر " و " ادیب آماتور " نوشته شده است که بر پایه اشعیا و مزامیر و  ایوب عهد عتیق و لوقا و مکاشفه یوحنا عهد جدید آفریده شده است . اثری 50 موومانی است . آوایینه های ماژور و مینور دگرگون شونده اش ، و خطوط گاه متضاد ملودی هر بخش ، بس ماهرانه خلق شده و در سینفونیا برای ارکستر او ، اورتور فرانسوی ، گراوه و سنگین و با وقار ، نوانسی "آلگرو مدراتو " ، که ملایم و متعادل است ، در آوایینه مینور آغاز می شود . سوژه ها چالاک ، پس از سازهای زیرتر به سازهای بم تر ،سپرده می شوند : 
در کلید سل میزان نخست ، با نشانه فادیز ، 4/4 : سکوت سیاه ،(آلگرو مدراتو) سی سیاه اکتاو بالای خط اول اضافه بالایی ، سل اکتاو سیاه ، فا اکتاو چنگ و می چنگ اکتاو در میزان نخست ، فا سیاه اکتاو ، سی سیاه ، فا سیاه اکتاو ، سل دیز تریل ، در میزان دوم ، لا اکتاو سیاه ، می اکتاو سیاه ، لا اکتاو سفید در میزان سوم ، لا  اکتاو چنگ ، سی اکتاو چنگ ، فا بکار اکتاو چنگ ، فا اکتاو چنگ ، و نیز فا اکتاو چنگ ، سی چنگ اکتاو و لا چنگ اکتاو و سی چنگ اکتاو ، در میزان چهارم ، در شرایطی که همه چهار میزان در کلید سل برای خط صدایی پایین تر تنها سکوت در همه میزانها ، نهاده شده است . آنگاه در میزان پنجم ، سل سیاه اکتاو  ، می اکتاو سیاه ، سی سفید اکتاو و در خط پایین تر صدایی و در همین کلید میزان پنجم شامل سکوت سیاه و  می اکتاو سیاه فورته و ر سیاه اکتاو و دو دیز اکتاو چنگ و سی چنگ است .  برای میزان ششم ، خط اول صدایی که زیرتر است در کلید سل سی سیاه که با خط اتصال به نت سی سفید اکتاو پیش از خود در میزان قبلی وصل است و لا اکتاو چنگ و سل اکتاو چنگ و لا اکتاو سیاه ، سل اکتاو چنگ و فا  اکتاو چنگ  و در همین میزان ششم برای خط صدایی بم تر در کلید سل ، نتهای  دودیز اکتاو سیاه و فا سیاه و دو اکتاو سیاه و ر دیز اکتاو سیاه تریل ، را خواهیم شنید .سپس ، به هفتمین میزان ره می یابیم که در خط صدایی زیرتردر کلید سل شامل نتهای سل اکتاو سفید پیوسته با خط اتحاد به نت سل اکتاو چنگ بوده و در کنار آن نتهای ، فا اکتاو چنگ ، سل اکتاو چنگ ، می اکتاو چنگ ، قرار می گیرد و در همین میزان هفتم در کلید سل ، برای خط صدایی بم تر ، نتهای می اکتاو سیاه و سی سیاه و می اکتاو سفید نوشته شده است و آنگاه  برای هشتمین میزان در کلید سل برای خط صدایی زیرتر و بالایی ، نتهای فا اکتاو سیاه  ، سی سفید اکتاو و لا اکتاو سیاه و برای خط صدایی بم تر در کلید سل ، میزان هشتم ،  نتهای می اکتاو چنگ متصل با خط اتحاد به نت می سفید اکتاو میزان پیشین ، فا چنگ اکتاو ، ر بکار اکتاو چنگ ، و می چنگ ، نیز ، نتهای دو دیز اکتاو چنگ ، فا اکتاو چنگ ، می اکتاو چنگ و  فا اکتاو چنگ ، اجرا می شود و سرانجام در میزان پایانی این اوورتور فرانسوی ، نت سی چنگ اکتاو  را در خط صدایی بالاتر در کلید سل و همزمان با آن نت ر دیز سیاه در کلید سل را در همین میزان را در خط صدایی پایین تر ، می شنویم.  
تقلید سوژه در بخشهای پایانی ، ویژگی مهم اثر هندل بوده و نوای پرطنین ارکستری که به ناگه ، سکوت پیشه می کند و آنگاه با کادانس آرامی از آکوردها، پایان بندی روشنی را برای اثر فراهم می آورد .
بخش ( کامفورت ، ی ، می پیپل یا آرامش بخشید قوم مرا ) رسیتاتیفی است که بخش صدایی تنور به همراه ارکستر ، با نوانسی لارگتو و شتابان تر از لارگو ، با متنی برخاسته از انشعیا ،موومان را با ریتورنلو ارکستر در آوایینه ماژور شروع می کند ، با توجه به اینکه دانستیم اوورتورش در آوایینه مینور است و او می خواهد این آرامش بخشی را با همین دگرگونی تنالیته نشان دهد . موومانی که نوعی " آریوزو" بوده و با حال و هوای رستیتاتیف تغزلی تر آمیخته با حس آریاهایی کم آراینده ، نوایی ماورایی را می آفریند که سرانجام آوازهایش به رسیتاتیفی ناب ره می یابد .
موومان مزبور در کلید سل، 4/4، با نشانه های فا دیز ، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز شامل این نتها در کلید سل خط صدایی بالاترست : میزان نخست ، سکوت سیاه ، سکوت چنگ ، می چنگ ( د ) ، سی سیاه ( ویس ) ، سکوت چنگ ، سی چنگ ( آو ) ، میزان نخست در کلید سل برای خط صدایی بم تر، شامل آکورد ر سیاه - فا سیاه - سی سیاه و سکوت سیاه و سکوت سفید است و در همین میزان یکم برای خط بم تر در کلید فای خط چهارم نتهای سی اکتاو پایین تر زیر خط اضافه دوم از پایین و سی میان خط دوم وسوم در کلید فای خط چهارم است .
میزان دوم خط صدایی بالاتر ، در کلید سل ، شامل نتهای ر سیاه اکتاو (هیم )، سکوت چنگ ، ر اکتاو چنگ ( دت ) و فا اکتاو چنگ ( کریث) ، فا چنگ  اکتاو ( این ) ، سی چنگ ( د ) ، در همین میزان و در کلید سل ، برای خط صدایی بم تر ؛ شامل آکورد سی سیاه - ر اکتاو سیاه - فا اکتاو سیاه ، و در همین میزان دوم برای خط بم تر از آن ، در کلید فای خط چهارم شامل نتهای لا سیاه بکار و  لاسیاه بکار بالایی است .   
میزان سوم در کلید سل برای خط صدایی بالاتر شامل نتهای  می چنگ نقطه دار ، می دولاچنگ( ویلدرنس) و  می سیاه و سکوت سیاه و سکوت چنگ و سل چنگ ( پری ) ، در همین میزان در کلید سل برای خط صدایی بم تر آکورد سی سیاه ، می اکتاو سیاه ، سل اکتاو سیاه و برای خط صدایی بم تر از آن در کلید فای خط چهارم ، شامل نتهای سل سیاه و سل اکتاو سیاه و سکوت سیاه و سکوت سفید است .
میزان چهارم ، در کلید سل ، شامل نتهای سی دیز سیاه ( پر - در ادامه واژه پیشین - پری پر ) ، سی چنگ ( ی ) ،  ر اکتاو چنگ ( د ) ، فا سیاه اکتاو ( وی ) ، فا چنگ اکتاو ( آو) ، می چنگ اکتاو ( د ) و در خط صدایی بم تر در کلید سل با همین 4 دیز ، در ابتدای خط حامل ، آکورد سل - سی دیز - ر اکتاو و سکوت سیاه و سکوت سفید را اجرا می کند و خط صدایی بم تر از آن در کلید فای خط چهارم نتهای فا اکتاو پایین تر سیاه و فا سیاه بالایی روی خط چهارم یا نت همنام کلید را اجرا می کند .  
میزان پنجم ، در کلید سل ، برای خط زیرتر، نتهای دو اکتاو سفید ( لرد ) ، سکوت سیاه و دو اکتاو سیاه ( میک ) ، و در همین میزان و کلید سل ، آکورد سل ، دو اکتاو ، می اکتاو ، را در خط بم تر ، اجرا می کند و همین میزان در کلید فای خط چهارم برای خط بم تر از آن با همان 4 دیز ، در ابتدای حامل شامل نتهای می اکتاو پایین تر روی خط اضافه نخست از پایین در کلید فای خط چهارم و می میان خط سوم و چهارم است . 
میزان ششم ، در کلید سل ، برای خط صدایی زیرتر ، نتهای می سیاه اکتاو ( استریت )  و می سیاه اکتاو چنگ ( این ) ، و سی چنگ ( د ) و دو اکتاو چنگ و دو اکتاو چنگ ( دیزرت ) و سکوت چنگ و می اکتاو چنگ ( آ ) است و در کلید سل برای میزان ششم خط صدایی بم تر ، آکورد سی سیاه - می اکتاو سیاه و سی اکتاو سیاه و در همین میزان برای خط صدایی بم تر در کلید فای خط چهارم نتهای سل روی خط اول و سل بین خط چهارم و پنجم همزمان ، نوشته شده است و پس از آن سکوت سیاه ، نت  لا بین خط اول و دوم و لا روی خط پنجم حامل کلید فای خط چهارم اجرا می شود .
میزان هفتم ، در کلید سل ، برای خط صدایی بم تر ، نتهای فا اکتاو سیاه ( های ) و ر بکار سیاه( وی ) و سکوت سیاه و ر اکتاو چنگ ( فور ) ، دو اکتاو چنگ ( آور)، و در همین میزان برای خط صدایی بم تر در کلید سل ، آکورد فا سیاه - لا بکار سیاه - ر اکتاو سیاه را خواهیم شنید که در بخش صدایی بم تر در کلید فای خط چهارم با نتهای  ربکار زیر خط اضافه نخست از پایین و ر بکار بین خط دوم و سوم و سکوت سیاه و سکوت سفید اجرا می شود .
میزان پایانی نیز در کلید سل ، خط بالاتر نت لا سیاه ( گاد ) ، سکوت سیاه ، سکوت سفید ، خط صدایی بم تر در کلید سل ، آکورد سی بکار ، ر اکتاو ، می اکتاو سیاه و سل اکتاو سیاه را در کنار آکورد لا سیاه - دو اکتاو سیاه - می اکتاو سیاه و لا اکتاو سیاه و سکوت سفید اجرا می کند و در خط صدایی بم تر از آن در کلید فای خط چهارم ، نتهای می روی خط اضافه نخست از پایین و می میان خط سوم و چهارم را همزمان با آکورد اجرایی نخست خط بالاتر و نیز نتهای لا اکتاو پایین روی خط اضافه سوم از پایین را به همراه نت لا بین خط اول و دوم در کلید فای خط چهارم ، همزمان با دومین آکورد بخش بالایی اجرا می کند و پس از آن سکوت سفید نهاده می شود.
موتیف تنور ، کشیده و کوتاه و کشیده واژه "کامفورت" را اجرا می کنند و بازتابشگرش ، نوای زهی ها در تکرار آرامش بخش آن موتیف خواهد بود . آریایی که سپس برای تنور نوشته شده است ، آندانته بوده و با ریتورنلوی ارکستر ، شروع می شود .
هر واژه به تصویری موسیقایی می رسد که ویژگی باروک است .46 نت چالاک ، در کار برافراختن خط اوج یابنده ای هستند که در کلید سل با چهار دیز ( فا دیز ، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز ) در میزان نخست ، سکوت سفید ؛ سکوت چنگ ؛ سی چنگ ( شل ) ، می سیاه اکتاو ( بی ) پیوسته به نت بعدی ، می اکتاو چنگ در میزان دوم با خط اتحاد است و در کنار آن در میزان دوم نتهای ر اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ و سی چنگ ، جملگی پیوسته با خط اتصال و لا چنگ ، سل دولاچنگ ، فا دولاچنگ ، می چنگ (  اکزالت) ، که می چنگ با خط اتحاد به می دولاچنگ پیوسته و در کنارش ، سل دولاچنگ ، فا دولاچنگ ، سل دولاچنگ ، اجرا می شود و همه این نتها از نت لا تا میزان پسین با خط اتصال بلندتری به هم پیوسته اند و آنگاه در میزان سوم ، نتهای لا دولاچنگ ، سل دولاچنگ ، فا چنگ متصل با خط اتحاد به نت فا دولاچنگ ، لا دولاچنگ ، سل دولاچنگ ، لا دولاچنگ و نیز ، سی دولاچنگ ، لا دولاچنگ ، سل چنگ ، و سل  دولا چنگ متصل به آن با خط اتحاد و سی دولاچنگ ، لا دولاچنگ ، سی دولاچنگ ، و در ادامه دو اکتاو دولاچنگ ، سی دولاچنگ ، لا چنگ ، لاچنگ متصل به آن با خط اتحاد و  دو اکتاو دولاچنگ ، سی دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ و  سپس ر اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ و سی چنگ و سی دولاچنگ متصل به آن با خط اتحاد ، ر دولاچنگ اکتاو و دو اکتاو دولاچنگ و ر اکتاو دولاچنگ خواهد بود و در میزان بعدی ، می اکتاو  دولاچنگ ، ر اکتاو دولاچنگ ، دو اکتاو دولاچنگ ، دو اکتاو چنگ متصل به آن با دو اکتاو دولاچنگ ، می اکتاو دولاچنگ ، ر اکتاو دولاچنگ ، می دولاچنگ و سپس ، فا اکتاو دولاچنگ و می اکتاو دولاچنگ و ر اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ و نیز ، سی دولاچنگ و فا اکتاو دولاچنگ و می اکتاو دولاچنگ و فا دولاچنگ اکتاو، همگی در همین میزان اجرا شده و آنگاه به میزان پایانی می رسد که شامل نتهای سل اکتاو دولاچنگ و فا اکتاو دولاچنگ و می چنگ (اد) و سکوت سیاه است و واژه های ( اند اوری مونتین ) ، پس از اوج ، حرکتی پایین رونده می یابند که رهسپار تپه پست می شوند و در کلید سل با نشانه های فا دیز و  دودیز و سل دیز ، ر دیز شامل نتهای فا چنگ ( اند )، سی چنگ ( او ) ، ر اکتاو ( ری) در میزان نخست و  فا اکتاو سیاه ( مون ) و فا سیاه ( تین ) و می اکتاو چنگ ( اند) ، ر اکتاو چنگ ( هیل ) پیوسته با خط اتصال به می اکتاو دولاچنگ و ر اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو اچنگ است و در ادامه نت سی ( مید ) و آنگاه به میزان بعدی می رسد که نت فا سفید ( لو ) خوانده می شود .           
و آنگاه چنین می خوانند : در کلید سل با 4 دیز ( فا دیز ، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز ) 4/4، سکوت سیاه و سکوت چنگ و  سی چنگ( د) و دو اکتاو چنگ وسی چنگ پیوسته با خط اتصال ( کروک) و دو اکتاو چنگ و سی چنگ ( اد) پیوسته با خط اتصال در میزان اول و سی سفید در میزان دوم ( استریت ) و سکوت سفید که برای هموار کردن ناهمواریها ، خط طولانی ملودیک لگاتویی اجرا می شود . 
سرود کرال او شادمانه بوده ، بافتش شامل چند خط آوازی است که سوپرانوها ارائه و تنورها تقلید می کنند :
سوپرانوها در کلید سل با نشانه فادیز ،4/4؛  در میزان نخست سکوت سفید ،و همزمان تنورها در همین کلید و همین میزان نت ر اکتاو سیاه پیانو( فور ) و سل چنگ
( آن ) ، سل چنگ ( تو) ، را می خوانند و در میزان دوم سوپرانو ، ر اکتاو سیاه پیانو
( فور ) و سل چنگ ( آن ) ، سل چنگ ( تو )  و در همین میزان دوم و کلید سل ، تنور نتهای دو اکتاو چنگ ( آس ) ، دو اکتاو چنگ  ( ا ) دو اکتاو چنگ ( چایلد ) و دو اکتاو چنگ ( ایز ) و دو اکتاو چنگ متصل با خط اتصال به سی چنگ ( بورن) و سکوت سیاه را اجرا می کند. در میزان سوم سوپرانو نتهای دو اکتاو چنگ (آس ) و دو اکتاو چنگ ( ا) و دو اکتاو چنگ ( چایلد)  و دو اکتاو ( ایز ) و سی دولاچنگ ، لا دولاچنگ ، سی دولاچنگ ، دو اکتاو دولاچنگ (بورن) که از نت سی به بعد با خط اتصال به نتهای پس از خود وصل می شود و سی اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ و لا دولاچنگ و سی دولاچنگ ، تنورها در همین میزان سوم و کلید سل، سکوت سفید و سکوت سیاه و سل چنگ
(آن ) و فا چنگ ( تو ) را اجرا کرده و میزان چهارم را سوپرانوها با نتهای سل دولاچنگ ، فا دولاچنگ ، سل دولاچنگ ، لا دولاچنگ در کنار نتهای سل دولاچنگ ، سی دولاچنگ و لا دولاچنگ ، سی دولاچنگ و دو دولاچنگ اکتاو و سی دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ می خوانند و بخش تنور همین میزان چهارم را در کلید سل با نتهای می سیاه ( آس ) و سکوت سیاه و سکوت چنگ و می چنگ ( ا) و لا(سان) اجرا می کند و سوپرانوها در میزان پنجم و در کلید سل با همان نشانه فا دیزش در ابتدای حامل نتهای لا دولاچنگ و سل دولاچنگ و لا دولاچنگ و سی دولاچنگ و نیز لا دولاچنگ ، دو اکتاو دولاچنگ ، سی دو لاچنگ ، دو اکتاو دولاچنگ و سپس ر اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ ، ر اکتاو دولاچنگ و می اکتاو دولاچنگ و آنگاه ، ر اکتاو دولاچنگ و می اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ و ر اکتاو دولاچنگ را اجرا می کنند و تنورها در همین میزان پنجم در کلید سل ، و نشانه فادیز ، نتهای فا چنگ و فا چنگ ( گیون) و سکوت سیاه و سکوت سیاه  و سی چنگ ( آن ) و لاچنگ ( تو)  را خواهند خواند . میزان ششم سوپرانوها، شامل نتهای سی دولاچنگ ، لا دولاچنگ ، سی دولاچنگ ، دو اکتاو دولاچنگ است و سپس ، سی  دولاچنگ و ر اکتاو دولاچنگ ، دو اکتاو دولاچنگ و ر اکتاو دولاچنگ  و آنگاه ، می اکتاو دولاچنگ ، ر اکتاو دولاچنگ ، می اکتاو دولاچنگ و فا اکتاو دولاچنگ ، و نیز ، می اکتاو دولاچنگ و فا اکتاو دولاچنگ و سل اکتاو دولاچنگ و لا اکتاو دولاچنگ روی خط اضافه نخست از بالای حامل سل که هر دو میزان پنجم و ششم به طور کامل با خط اتصال بلندی بهم پیوسته اند و در همین میزان ششم ، برای خط تنورها در کلید سل نتهای سل سیاه ( آس ) و سکوت سیاه و سکوت چنگ و سل چنگ ( آ ) و دو اکتاو چنگ ( سان ) و سی چنگ ( ایز ) نوشته شده است . و میزان هفتم که سوپرانوها ( فا اکتاو سیاه و تنورها لاچنگ و لاچنگ ( گیون ) را در کلید سل می خوانند.
عبارت اند گاورمنت شل بی آپان هیز شولدر ( پادشهی بر دوش او نهاده خواهد شد ) ضرباهنگی نقطه دار دارد:        
تنور ، در کلید سل با نشانه فا دیز، نتهای لا چنگ نقطه دار ( اند )  و دو دیز اکتاو(د) و سی چنگ نقطه دار  و ر اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو چنگ نقطه دار( مجموعا واژه گاورمنت ) و می اکتاو دولاچنگ ( شل ) در میزان یکم و ر اکتاو چنگ نقطه دار ( بی ) و فا اکتاو دولاچنگ ( آپ ) و می اکتاو چنگ نقطه دار ( آن ) سل اکتاو دولاچنگ ( هیز ) و فا اکتاو چنگ  و می اکتاو دولاچنگ و ر اکتاو دولاچنگ و دودیز اکتاو چنگ و سی چنگ (شل ) که با خط اتصال از فا اکتاو به بعد ، را به میزان پس از خود متصل می کند که میزان چهارم ، و نت لا گرد است و در نهایت ، لا سفید (در) و سکوت سفید را اجرا می کند. واندرفول یا شگفت انگیز را با آکوردهایی قدرتمند ، و دینامیکی ملایم می نمایاند.
مهمترین سرود کرال هندل ،"هاله لویا" ، این محبوبترین کرال جهانی است . اثر هاله لویای هندل سرشار از دگرگونی دینامیکی بوده و این تغییرات گسترده در بافتها از هوموفونیک به پلی فونیک و مونوفونیک نیز وجود دارد. بافت مونوفونیک قدرتمند "فور د لورد گاد ...." را اجرا می کند و با تکرار شادمانه "هاله لویا "، بافت رفته رفته پلی فونیک می شود . کر آوازی نیایش گونه را  بر " د کینگ دام او دیس ورلد" سر می دهد با متنی که برگرفته از مکاشفه یوحناست، مقدمه ارکستر  و کر و صداهای قدرتمند ، هاله لویا را می خوانند ، مونوفونیک تر و کشیده و سپس هوموفونیک و کوتاه و قوی  و دوباره مونوفونیک و کشیده و بعد ، هوموفونیک و کوتاه و و دوباره مونوفونیک و ملودی کشیده و پلی فونی نیایش سان کشیده تر و هوموفونیک و آنگاه بخش باس که مونوفونیک می خواند و مورد تقلید سایر خطوط است و صداهایی ممتد و تکرار شونده ، هاله لویا را برابر عبارات کوتاه زیرتر می خواند . بافت پلی فونیک تقلید و ممتد شده ، پلی فونیک و هوموفونیک و دوباره ، پلی فونیک می شود وصداهای کوتاه قدرتمند هاله لویا را خوانده تا سکوت و آکورد هوموفونیک بر هاله لویا اجرا شود.   
******
    
دوره کلاسیک ( 1750- 1820) یا میانه قرن هجدهم تا  قرن نوزدهم میلادی 
هنگام پیدایش دگرگونی های بسیار در دانش است و خردگرایی بس افزونتر ، وقت پیدایش فلاسفه بزرگی چون ولتر (1694 - 1778) و دنی دیدرو (1713 - 1784) ، است و به "عصر روشنگری" شهرت یافته است .  طبقه متوسط در پی مطالبه حقوق اولیه خویش از اشراف و کلیسا بر می آیند . زمان دگرگونی های عظیم در آمریکا و فرانسه پایان سده هجدهم است . از هنر سترگ باروک ، بگذشته ایم و به هنر رخشان تر و دل آویز تر "سبک روکوکو " در نقاشی گام نهاده ایم. انسان بیش از پیش در آثار "آنتوان واتو "(1684- 1721) و ژان اونوره فراگونار ( 1732 - 1806) ، زمینی تر و زیباتر ، تصویر می شود .پس از "سبک روکوکو "به "دوره نئوکلاسیک "می رسیم. هنوز چند گامی به دوره کلاسیک باقی است.
از همین نوشتار به بعد ،  باب دوره کلاسیک را  بگشوده ام و در نوشتارهای آینده به بررسی همین دوره خواهیم پرداخت.
همه درسهای مرا در شکل شنیداری و نوشتاری در یکتا کانال رسمی تلگرامم بیابید:
نویسنده و گوینده و آموزگار  : اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل)
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
کانتات باخ،اوراتوریو ، مقدمه ای بر آثار هندل -نویسنده و آموزگار: رابعه رضوی علوی
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢٤
 
تاریخ موسیقی دوره باروک - مرور آثار باخ - بخش سوم   
شناخت مفهوم اوراتوریو و مقدمه ای بر زندگانی و آثار گئورگ فریدریش هندل
نویسنده ، گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
زمستان 2017 - سال 1395 خورشیدی
ایران ، تهران
درود بر یاران .
نوشتار پیشین به شناخت کانتات شماره 140 اثر یوهان سباستین باخ اختصاص یافت و اینک ، همین اثر را در موومانهای سازنده اش ، بررسی می کنیم. با این توضیح همیشگی که می توانید تمامی درسهای مرا در شکل شنیداری آنها در یکتا کانال رسمی تگرامم ، آرشیو تابستان 2016 ، 1395 خورشیدی بشنوید.
موومان نخست کانتات شماره 140 که برای کر و ارکستر نوشته شده است با سازهای کر آنگله ، هورن ، 2 ابوا ، ویلونهای اول و دوم نواخته می شود . متن کرال نویدبخش بیداری بانوان مسیحی و از ره رسیدن پیغامبر روشنایی یا مسیح است که با "ریتورنلو ارکستر " به شکل مجموعه ای از نتها که گامهای استوار را نمایانگرند ، با ضرباهنگی "نقطه دار " به شکل ( کشیده - کوتاه - کشیده - کوتاه) ، اجرا می شود و فیگور در اوج با سنکوپی که همراهی اش می کند ،  گام  را بالارونده می سازد.  
با نشانه های سی بمل  می بمل لا بمل در کلید سل ، 3/4 : میزان نخست ویلون ، می چنگ نقطه دار - می دولاچنگ - می چنگ نقطه دار - می دولاچنگ - می چنگ نقطه دار - می دولاچنگ را اجرا می کند ، ساز ابوا در میزان دوم همین نتها یعنی می چنگ نقطه دار ، می دولاچنگ ، می چنگ نقطه دار ، می دولاچنگ ، می چنگ نقطه دار ، می دولاچنگ ، و دوباره ویلون ها در میزان سوم ، فا چنگ نقطه دار ، فا دولاچنگ ، فا چنگ نقطه دار ، فا دولاچنگ ، فا چنگ نقطه دار ، فا دولاچنگ  وساز ابوا ، نتهای لاچنگ نقطه دار ، لا دولاچنگ ،لا چنگ نقطه دار ، لا دولاچنگ ، لاچنگ نقطه دار ، لا دولاچنگ ،  را در میزان چهارم  و ویلونها نتهای می دولاچنگ - فا دولاچنگ ، سل دولاچنگ که با خط اتحاد به نت سل چنگ پیوسته و در ادامه با لا دولاچنگ ، سی چنگ همراه است که این نت نیز با خط اتحاد به سی دولا چنگ بعدی وصل می شود و در کنار سل دولاچنگ ، فا دولاچنگ و می دولاچنگ می نشیند تا با هم میزان پنجم را بسازند و سپس به میزان ششم می رسیم که ساز ابوا سی دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ و ر اکتاو چنگ که با خط اتحاد به ر اکتاو دولاچنگ  پیوسته و در ادامه با می اکتاو دولاچنگ ، و فا اکتاو چنگ ، همراه بوده که همین نت با خط اتحاد به فا اکتاو دولاچنگ وصل می شود و با ر اکتاو دولاچنگ ، دو اکتاو دولاچنگ و سی دولاچنگ همره تا میزان هفتم را ویلونهای با نتهای فا دولاچنگ ، سل دولاچنگ ، لاچنگ بنوازند که همین نت ، با خط اتحاد به لا چنگی وصل است که با سی دولاچنگ و دو اکتاو چنگ همراه است و دو اکتاو دولا چنگ بعدی نیز به آن با خط اتحادی وصل است و سی دولاچنگ و دو اکتاو چنگ ، و دواکتاو دولاچنگ ، به خط اتحاد به همین نت پیوسته و سی بکار دولاچنگ ، و دو اکتاو دولاچنگ و ر دولاچنگ در ادامه آن میزان هفتم نواخته می شود . هشتمین میزان را ابوا با نتهای دو اکتاو دولاچنگ - ر دولاچنگ و می اکتاو چنگ که با خط اتحاد به می اکتاو دولاچنگ پیوسته و فا دولاچنگ و سل چنگ در کنار آن نواخته می شود تا به سل دولا چنگ بعد از خود با خط اتحاد وصل شود و فا دولاچنگ و سل دولاچنگ ، لا دولاچنگ را بنوازد تا میزان کامل شود و به میزان نهم رسیم که نت سی اکتاو دولاچنگ را ویلونها می نوازند و در ادامه سی دولاچنگ  زیر خط اضافه یکم حامل کلید سل ، دو میانی دولاچنگ ،  ر دولاچنگ ، آنگاه می دولاچنگ ، فا دولاچنگ ، سل دولاچنگ ، لا دولاچنگ ، و نیز سی دولاچنگ - دو اکتاو دولاچنگ - ربمل دولاچنگ - سی دولاچنگ در همین میزان نواخته می شود تا به واپسین میزان رسیم که شامل نتهای دو اکتاو دولاچنگ و دو میانی دولاچنگ ، ر بکار دولاچنگ ، می دولاچنگ ، و فا دولاچنگ ، سل دولاچنگ ، لا دولاچنگ و سی دولاچنگ بوده و در پایان دو اکتاو دولاچنگ ، ر اکتاو دولاچنگ ، می اکتاو دولاچنگ و دو اکتاو دولاچنگ را می نوازند .
کادانس تم ریتورنلو همزمان با آغاز آواز خوانندگان سوپرانوست که نتهایی سفید نقطه دار که ممتد است را در نخستین عبارت می خوانند . دیری نمی گذرد که خوانندگان بخش صدایی بم تر یعنی سه خط دیگر همین نتها را در جملات و موتیف هایشان تکرار می کنند که شبیه گفتگو و دیالوگی میان این چند بخش اصلی آوازی بوده و ارکستر شتابان تر همراهی شان می کنند .
با نشانه های سی بمل ، می بمل ، لا بمل در کلید سل ، 3/4 : خط سوپرانو و بالایی نت می سفید نقطه دار را می خواند و سکوت سفید در 3 بخش دیگر در کلید سل و کلید فای خط چهارم در میزان نخست ما را به میزان دوم می رساند که خط سوپرانو نت سل سفید نقطه دار را می خواند و در بخش آلتو  و دو بخش دیگر سکوت سفید  نهاده می شود تا به میزان سوم رسیم که خط سوپرانو نت سی سفید نقطه دار را می خواند و بخش آلتو پس از یک سکوت سیاه ، سی چنگ و دو چنگ میانی را خوانده و همچنان در دو بخش صدایی دگر سکوت سفید نهاده می شود .
اما میزان چهارم ، سی سفید نقطه دار بخش سوپرانو و نتهای می سیاه و سی سیاه و می سیاه بخش آلتو ، هر دو در کلید سل و سکوت سیاه و نتهای می چنگ و فا چنگ و سل چنگ و فا چنگ در کلید فای خط چهارم در بخش تنور و نیز ، همچنان سکوت سفید در بخش باس ، ما را به میزان پنجم می رساند که بخش سوپرانو در کلید سل نت سی سفید نقطه دار و در همین کلید بخش آلتو ، نتهای فا سیاه و لا سفید و در کلید فای خط چهارم بخش تنور ، سی سیاه و ر میانی روی خط اضافه دوم از بالا در کلید فای خط چهارم و سی سیاه را در همین کلید اجرا کرده ، و بخش باس ، در کلید فای خط چهارم نتهای سی چنگ ، دو چنگ ، ر چنگ ، سی چنگ را می خواند . در ادامه در کلید سل بخش سوپرانو نت سی سفید نقطه دار ، و بخش آلتو در همین کلید ، پس از سکوت سیاه نتهای سل چنگ و فا چنگ و می چنگ و ر چنگ را خوانده و بخش صدایی تنور در کلید فای خط چهارم نتهای سل میانی سیاه  روی خط اضافه سوم از بالا و می سفید و بخش باس ، می سیاه و سی چنگ و لا چنگ و سل چنگ و فا چنگ را اجرا می کند . میزان بعدی ، سوپرانو در کلید سل نت دو سفید نقطه دار اکتاو را می خواند ، بخش آلتو ، نتهای سل چنگ ، فا چنگ ، می چنگ ، ر چنگ ، دو چنگ ، سی چنگ در کلید سل و آنگاه ، در کلید فای خط چهارم بخش تنور سکوت سیاه و سل چنگ میانی روی خط اضافی سوم از بالا و فا چنگ میانی بالای خط اضافه دوم از بالا و می چنگ میانی روی خط اضافه دوم از بالا و ر چنگ بالای خط اضافه اول از بالا را می خواند که در همین کلید فای خط چهارم بخش باس در همین بخش نتهای می سیاه و می سفید میانی روی خط اضافی دوم را اجرا می کند . در میزان بعدی بخش صدایی سوپرانو در کلید سل ، دوباره نت دو اکتاو سفیدی را اجرا می کند که با خط اتحاد به نت اجرایی میزان پیشین پیوسته و بخش آلتو ، در کلید سل ، نتهای فا سیاه ، سل چنگ و لا چنگ ، که با خط اتصال بهم پیوسته اند و نیز می چنگ و فا چنگ را اجرا کرده و بخش صدایی تنور ، در کلید فای خط چهارم ، دو سیاه نقطه دار میانی و دو چنگ میانی و فا سیاه  و بخش صدایی باس ، در کلید فای خط چهارم سکوت سیاه و می سیاه و فا سیاه را اجرا کرده و آنگاه در میزان بعدی بخش سوپرانو نت سی سفید نقطه دار در کلید سل ، بخش صدایی آلتو ، نتهای رچنگ ، می چنگ و فا سیاه ، و سکوت سیاه ، را در کلید سل و بخش صدایی تنور نتهای فا سیاه میانی بالای خط اضافی دوم از بالا و ر سیاه میانی بالای خط اضافه نخست از بالای حامل کلید فای خط چهارم می خواند و سی سیاه میانی زیر خط اضافه نخست از بالا و نت سی سیاه بین خط دوم و سوم حامل کلید فای خط چهارم را اجرا می کند و میزان آخر با نت سی سفید نقطه دار بخش سوپرانو پیوسته با خط اتحاد به میزان پیشین در کلید سل و سکوت سفید سایر بخشها ، پایان می یابد.
هر 3 بخش صدایی این اثر چند لایه با نوای سوپرانوها ، هدایت می شوند و در حقیقت کار بخشهای صدایی دگر ، چنان که پیشتر گفتیم ، تقلید این خط نخست است .
می بینیم که بخشهای بم تر ، نتهایی را با کشش اندکتر می خوانند و در کنار خطوط آوازی ، موتیف های ارکستر ،سرخوشانه ، تم سراسر نت آراینده ریتورنلو را می نوازند. سوپرانو  عبارت به عبارت ، خط خویش را اجرا می کند و دیگر خطوط ، به ویژه آنجا که ارکستر در حال اجرای "اینترلودها" ، است که خود بخشی از تم ریتورنلو یا تمامی آن است ، سکوت می کنند .
موتیف های بم تر ، نقاشی کلام را نیز در اجرا بر عهده دارند مثلا با اجرایی اوج گیرنده روی واژه هایی مثل هوچ ( فراز ) یا یا پرطنین و قوی بر کلمه  وو ( کجا ) ، این کار مهم که ویژه موسیقی باروکی باخ است را به نیکویی به انجام می رسانند.
ریتورنلوی ارکستر ، سپس اینترلودش که کوتاهتر است و گامهایی اوج گیرنده  و آنگاه ، اینترلود و ریتورنلو و دوباره اینترلود کوتاه و بعد اینترلودهای بلندتر ، و باز اینترلود کوتاه ارکستر و سپس ، خط ملودی شادان بخش صدایی آلتو ، شتابان تر مورد تقلید بخشهای صدایی بم تر یعنی تنور و باس قرار گرفته و آنگاه ، خط کرال ممتد ، نتهایش را اجرا می کند و اینترلود ارکستر که گاه کوتاهتر هم می شود ، به ریتورنلو ره می یابد.
در موومان چهارم این اثر باخ ، که خوش الحان ترین موومانهایش هم به شمار می آید ، دوباره نوای کرال به گوش می رسد .
کرال پرلود در کنار ارگ که با دو خط ملودی مجزا و گاه متضاد ، که با سازهای زهی یکصدا می شوند تا همره باسوکنتینوئو ، نواگر خط ملودی دلچسب و شیرین باخ در این موومان برای بخش شام  پایانی عیسی مسیح و حرکت بانوان در تالار باشند که با ملودی هایی که تکرار و دگرگون می شوند ، نمایانده می شود و دگرگونی خط ملودی به  وقت اجرای بخش صدایی تنور خواهد بود .
در کلید سل با نشانه های سی بمل و می بمل و لا بمل ، 4/4 : در میزان نخست بخش سوپرانو سکوت چنگ و سی چنگ زیر خط اضافه نخست از پایین را می خواند و در همین میزان در بخش صدایی بم تر در کلید فای خط چهارم سکوت سیاه نهاده شده است . دوباره در کلید سل ، نتهای می دولاچنگ و فا دولاچنگ  و سل چنگ با خط اتصال بهم پیوسته و نیز سل چنگ و فا چنگ با خط اتصال پیوسته دگری پس از آن و لا چنگ و سل چنگ با خط اتصال بهم پیوسته و  سی چنگ زیر خط اضافه نخست پایین حامل سل و لا چنگ روی خط اضافه دوم پایینی در میزان دوم که نتهای اجرایی همین میزان دوم در کلید فای چهارم پس از سکوت سفید ، می سیاه ، سل سیاه و در میزان سوم ، درکلید سل ، سل دولاچنگ و می دولاچنگ و فا چنگ ، لاچنگ و سل چنگ با خط اتصال بهم پیوسته در کنار نتهای ر چنگ و می چنگ متصل با خط اتصال و سکوت چنگ و سی چنگ اجرا می شود و در همین میزان سوم با کلید فای خط چهارم ،  سی سیاه ، سی سیاه ، سی سیاه ، سی سیاه  و در میزان چهارم ، می دولاچنگ و فا دولاچنگ و سل چنگ پیوسته با خط اتصال ، سل چنگ و فا چنگ با خط اتصال بهم متصل و لا چنگ و سل چنگ پیوسته با خط اتصال ، سی چنگ اکتاو پایین زیر خط اضافه پایینی و لا چنگ روی خط دوم اضافه از پایین را اجرا می کند و نتهای اجرایی میزان چهارم در کلید فای خط چهارم دوسفید میانی و سی سفید خواهند بود . 
در میزان پنجم ، کلید سل ، سل دولاچنگ ، می دولاچنگ  با خط اتصال بهم پیوسته ، فا چنگ ، لا چنگ و سل چنگ بهم پیوسته ، ر چنگ و می چنگ با خط اتصال پیوسته و سکوت چنگ و فا چنگ ، و کلید فای خط چهارم سکوت سفید و سکوت سیاه  و سی سیاه 
در میزان ششم ، در کلید سل ، نتهای سل چنگ و لا بکار سیاه  با خط اتصال بهم پیوسته و سی چنگ ، می دولاچنگ و ر دولاچنگ و می چنگ با خط اتصال بهم پیوسته ، سکوت چنگ و می چنگ ، اجرا می شود و در همین میزان برای کلید فای خط چهارم ، نتهای می میانه سیاه  روی خط اضافه دوم از بالا و سی سیاه و می چنگ و فا چنگ میانی بالای خط اضافی دوم از بالا و سل سیاه میانه روی خط اضافه سوم از بالای حامل کلید فای خط چهارم و در میزان هفتم با کلید سل نتهای لا بکار چنگ و سی سیاه متصل با خط اتصال و دو اکتاو چنگ ، فا دولاچنگ و می دولاچنگ همگی پیوسته با خط اتصال و سکوت سیاه و در همین میزان ، با کلید فای خط چهارم ، نتهای فا سیاه نقطه دار میانه بالای خط اضافه دوم از بالا و می چنگ میانی و ر سیاه میانی بالای خط اضافه اول از بالا ، و دو میانی دولاچنگ و سی دولاچنگ و دو چنگ که همگی با خط اتصال به آن نت ر سیاه میانی پیشین پیوسته اند ، و در میزان پایانی در کلید سل ، سکوت سیاه و در کلید فای خط چهارم ، نت سی سفید اجرا می شود .می بینیم که نغمه کرال شتابان تر از موومان نخستین است .
بخشهایی از عبارات در پیوند با نتهای ارکستر ،  شنیده و سپس مکرر می شوند. زهی ها ، ضرباهنگی چالاک دارند و کرال ملایم تر اما پرقدرت تر در ریتم ظاهر شده و ریتورنلوی زهی ها و ریتورنلویی در آوایینه مینور ارائه می گردد تا موومان پنجم که رسیتاتیف باس (مسیح) را نمایانگر است .
زهی ها و باسو کنتینوئو آن را می نوازند و موومان ششم است که دوئتی را میان مسیح (باس ) و جان ( سوپرانو ) می آفریند که هر دو این موومانها ، از اپرا ، ملهم می باشند و دوئت بس شادمانه است و ساز سولو ، که در اینجا ابواست ، همان نتهای ریتورنلوی نخستین را می نوازد و با خطوط ملودی آوازی همراه می گردد . این نتهای اجرایی ابوا در کلید سل با دو نشانه سی بمل و می بمل ،  و ضرباهنگ 4/4 ،همانا ،فا چنگ اکتاو میزان یکم ، ر چنگ و می چنگ با خط اتصال پیوسته به یکدگر در کنار می چنگ و فا چنگ بهم پیسته با خط اتصال و فا سیاه نقطه دار اکتاو و سل چنگ در میزان دوم و فا دولاچنگ اکتاو و سی دولاچنگ اکتاو  و لا اکتاو ادولاچنگ و سل اکتاو دولاچنگ و فا  اکتاو چنگ همگی با خط اتصال بهم پیوسته و می اکتاو چنگ و می اکتاو چنگ و ر سیاه اکتاو پیوسته با خط اتصال به نت پیش از خود است. بخشهای صدایی سوپرانو  و باس همنوا و یکتا گونه ، خطوط اجرایی یکدگر را تقلید می کنند .
فرم موومان ششم ای - بی - ای است. رسیتاتیف همره زهی هاست و دوئت بخش ای با ریتورنلوی ابوا ، به بخش بی می رسد که دوباره ریتورنلوی ابواست .
بخش ای دوباره تکرار می شود و ریتورنلوی ابوا را می شنویم تا ریتورنلوی ابوا اجرا شود . موومان هفتم ، برای پایان بخشیدن به تم کرال و مجموعه کانتات 140 باخ ، همه سازها را با خطوط آوازی ، همراه می کند که در آن بافت کرال ، "هوموفونیک " آفریده شده و توسط همه خطوط صدایی سازی و آوازی اجرا می شوند و کار سازها تقویت و مضاعف ساختن خطوط آوازی است که بدون اینترلود و منسجم ، با نوایی پرمایه و هارمونی قدرتمندی ، ستایش شورانگیز پادشه آسمانها و زمین است.
************
اما پس از گذر از این اثر به شناخت مفهوم "اوراتوریو" می پردازیم : این بخش نوین در موسیقی باروک ، همچون کانتات و اپرا بیشتر "آوازی "  ، بلند و چندبخشی  و داستان گونه است و برای کر و ارکستر و سولوها آفریده می شود ، اما از صحنه آرایی و نقش آفرینی های  ویژه اپرا، در اوراتوریو ،  استفاده نمی شود .بر پایه داستانهای انجیل نوشته می شد اما هم در کلیسا و هم در تالار کنسرت اجرا و ، در ساختارش از توالی آواز کرال و آریا و دوئت و رسیتاتیف و اینترلود ارکستر و نوای کر برای روایت داستان ، در کنار رسیتاتیف ها استفاده می شود.
کار رسیتاتیف ها ، پیوستگی کلی روایت است و طولانی تر از کانتات ، نمایانگر دو یا چند خط داستانی همزمان است و نخست بار در قرن هفدهم در ایتالیا بر پایه انجیل و داستانهایش اجرا می شود.
******
یکی از مشهورترین آهنگسازانی که خالق اوراتوریوی مسیح هم هست ، و در دوره باروک زندگی می کند ، "گئورگ فریدریش هندل " است که در فاصله سالهای 1685 تا 1759 ( پایان قرن هفدهم تا میانه قرن هجدهم ) می زیست . او نیز زاده هاله آلمان است .برترین اپراها و اوراتوریوها را خلق کرده است .
در تالار مشهور هامبورگ که ویژه اپراست ، ویلون و کلاوسن می نواخت و بیست و یک ساله است که اپراهایش را در همین تالار اجرا می کند.تا دو سال پس از آن نیز کار نگارش اپرای ایتالیایی را ادامه می دهد و 1710 ، سرپرست موسیقی دربار گئورگ لودویگ هانوور می شود همین هنگام است که برای اجرای اپرای " رینالدو" خویش به لندن می رود و همین حضور بلند مدت در انگلستان در فاصله سالهای 1712 تا 1759 ، باعث می شود شهرت و محبوبیت فزونتری در این کشور را همزمان با ایتالیا بیابد.
گرچه اپراهای ایتالیایی او را طبقه متوسط لندن ، چنان که بایسته است ، ادراک نمی کنند و همین امر انگیزه ای می شود  تا موسسه اپرایی به دست اشراف این شهر با نام "آکادمی سلطنتی موسیقی" در 1719 به سرپرستی هندل بنیان نهاده شود که در نهایت در تقابل با اپرای اشراف ورشکسته می شود .اصولا لندن  و طبقه متوسط آشنا  با داستانهای عهد عتیق ، اوراتوریوهای او را فزونتر از اپراهایش  می پسندند.
چنین است که او "اوراتوریوی مسیح" را در 1741 خلق می کند .  
در نوشتار آینده با نوشتار پایانی دوره تاریخی باروک و مرور آثار و موسیقی هندل به عنوان آخرین آهنگسازش ، باب تازه آموزشهای تاریخ موسیقی در دوره "کلاسیک " را خواهیم گشود .  با درسهای آینده نیز ، همراه باشید .
تمامی نوشتارهای مرا در شکل شنیداری شان در آرشیو تابستان 1395 ، یکتا کانال رسمی تلگرام من ، رابعه رضوی علوی ( عسل ) ، نویسنده و گوینده و آموزگار و اجرا کننده این آموزشها ، بشنوید :
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@                   

 
 
آثار باخ - بخش دوم - سوییت ،کرال و کانتات- نویسنده و آموزگار:رابعه رضوی علوی
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢۳
 
تاریخ موسیقی دوره باروک - شناخت زندگی و آثار یوهان سباستین باخ - بخش دوم
 شناخت مفهوم سوییت و کورال و کانتات کلیسایی 
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل )
منبع آموزشی :  کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین 
زمستان ۲۰۱۷ - ۱۳۹۵ خورشیدی
ایران - تهران
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر به مرور برخی از مهمترین مفاهیم دوره باروک ‍‍‍پایانی خواهم پرداخت که شامل برخی از مهمترین آثار یوهان سباستین باخ نیز خواهد شد. با این اشاره که تمامی نوشتارهای حاضر را به نویسندگی و گویندگی اینجانب ، در بخش آموزشهایم و آرشیو یکتا کانال تلگرام ،تابستان 2016 ، 1395 خورشیدی بیابید.  
 
سوییت باروک اصولا پیوسته با موسیقی سازی ملهم از رقص است که در دوره های پیشین بیشتر در فرم رقصهای دوتایی و چهارتایی و سه تایی رنسانسی ویژه درباریان ساخته می شد . 
موسیقی سازی ملهم از رقص باروک برای شنیدن بوده و ویژه حرکات موزون نبود ، بلکه ، برای ساز سولو یا ارکستر ، آفریده می شد که موومانهای یکسان اما ضرباهنگ و ساختاری متفاوت از یکدگر دارند.
موومانهای رقص مانند سوییت  عبارت از : "الماند" آلمانی با ضرباهنگ متعادل و کوراتت های شتابان ، "گاوت" فرانسوی در کنار" ساراباند" متین اسپانیایی و "ژیگ" انگلیسی ایرلندی است .
گاهی ریشه رقصهای سوییت را در آثار فولکوریک می یابیم و گاه در رقصهای درباری ،که هر کدام سرشتی متفاوت دارند. با این همه، فرم بیشتر موومانهای سوییت "دوبخشی یا باینری" بوده که ممکن است دگربار ، نیز ارائه شوند. (ای - ای - بی - بی ) 
آغاز اثر در آوایینه "تونیک" بوده و سپس به آوایینه "دومینانت"، دگرگون و مدلاسیون می شود و این کار بخش بی است که از  دومینانت آغاز می شود و به تونیک  بازگردد تا تعادل این بخش را حفظ کند.  
از جمله مهم ترین موومانهای آغازگر سوییت که رقص گونه هم نیستند می توان به " اوورتور فرانسوی" اشاره کرد ، که گاهی در ابتدای اوراتوریوها و اپراهای باروکی نیز به گوش می رسند و در بخش نخست ، غالبا ضرباهنگی ملایم وموقر و نقطه  دار را نشانگر است . اما قسمت دوم ضرباهنگی شتابان تر دارد و سبکبال تر ، همچو فوگ در ابتدای اثر به گوش می رسد و پایان اوورتور گاه همره بخشهایی از قسمتهای آغازین نیز هست.جملات و عبارات موسیقایی سوییت در اوج توازن و تقارن هستند .
 یکی از مشهورترین سوییت ها اثر سباستین باخ در ر ماژور است که 1729 تا 1731 آنرا ساخته است و در آن 2 ابوا ، 3 ترومپت و تیمپانی و زهی ها ، به همراه باسو کنتینوئو ، سازهایی هستند که این اثر را اجرا می کنند . موومان نخست ، اوورتور فرانسوی شاهانه و شکوهمندی است که با نوای رخشان ترومپت و ضرباهنگی نقطه دار و آرام ، در ابتدا و اندکی بعد تندتر ، نواخته می شود . پاساژهای قدرتمند توتی ، صدای ویلونها و خط اجرایی آنان را نمودی فزونتر می بخشد و همچون کنسرتو گروسو ، به نوا می آید و آنگاه ، کمی دیرتر ، ضرباهنگ کند می شود تا به همان شکل نقطه دار ابتدایی بازگردد.
مشهورترین موومان سوییت شماره 3 در ر مینور باخ ، همانا "ایر "مشهور و نام آشنای همه موسیقی دانان است . ایر ، ملودی بی نهایت دلاویزی است که زهی ها و باسوکنتینوئو آن را می نوازند و تغزلی و عاشقانه تر از اوورتور فرانسوی بوده  و به مانند آریایی ایتالیایی نوشته شده است. ایر سرشار از نتهای بالارونده و پایین رونده در بخش صدایی باس سازهایی است که آن خطوط پرش دار ملودی در نوای ویلونهایی جلوه گر می شود که این خط ملودی دلنواز را اجرا می کنند و گاه ریتم نامنظمی نیز می یابند.
موومان سوم ، پس از اوورتور و ایر ، همانا "گاوت" است که از رقصی به همین نام ملهم بوده و دوتایی و ملایم است.
همه سازهای ارکستر ، موومان گاوت را در 3 بخش می نوازند که شامل
گاوت یکم - با فرم ای - ای - بی - بی 
گاوت دوم با فرم سی - سی - دی - دی ، و گاوت یکم با فرم ای - بی است و گاهی جایی که ترومپت و تیمپانی ، نتی نمی نوازند ،میان خطوط اجرایی همه ارکستر و این سازها تضادی موسیقایی ایجاد می شود. در موومان چهارم ، بوره با وزنی دوتایی و چالاک تر از گاوت با فرم ای- ای - بی - بی ، کوچک ترین موومان سوییت ر ماژور باخ است که سازهای ارکستر به طور کامل بخش آ را به همراه تیمپانی و ترومپت می نوازند و بی بس بلندتر از ای و تقریبا 3 برابر آن اجرا می شود .هرجا پاساژها قوی است ، توتی و هر کجا آرامتر است، ابوا و زهی ها آن را می نوازند. موومان پنجم که "ژیگ " نام دارد ، شادمانه بوده ضرباهنگی 6/8 داشته که در آن ترومپت و تیمپانی، در بخشهایی از این موومان ، به ارکستر می پیوندند.

*****
کرال  کلیسایی: به همان کلیساهای لوتری زمان باخ مربوط است که موسیقی در مراسم نیایش یکشنبه های لایپزیگ ، با گروه کر و ساز ارگ ، و 12 تن از آوازخوانان مرد به همراه 14 تا حدود 21 نوازنده ارکستر ، مراسم متداول کلیسایی را در این دوره اجرا می کنند .کرال ، به زبان آلمانی و با ریتمی یکنواخت مفاهیم مورد نظر کلیسا را در سروده ها ی این آثار منتقل می سازد.خط ملودی آن را زیرترین صدا و خطوط هارمونی را 3 صدای بم تر ، اجرا می کنند و بر پایه همان نواهای کهن کلیسایی دو قرن پیش از باروک است. اینجا ، ساز ارگ، کرال پرلودی می نوازد که مبتنی بر همان خط ملودی آوازی است.    
کانتات کلیسایی : زبان بیان موسیقایی آیینهای نیایش لوتری است و آثاری سرایشی است و برخلاف سونات که برای سازها  و نوازندگانش ، نوشته می شد ، ویژه گروه کر و سولو ها و ارگ و ارکستر کلیسا و برای خواندن بخشهایی از انجیل بوده ، شامل موومانهایی است که همسرایان می خوانند و نیز دربرگیرنده رسیتاتیف ها ، آریاها و دوئت ها بس همسان با اپرای باروکی بوده که آمیزه دو گونه متفاوت از موسیقی یعنی کلیسایی و غیر کلیسایی در عهد باروک است که کانتور یا سرپرست موسیقی هماره کانتاتهایی چنین برای اجرا ، فراهم می آورد. اما باخ ، خود به تنهایی ، بیش از 295 کانتات نوشته است .
مثلا کانتات شماره 140 در 1731 نوشته شده است و عنوانی چنین دارد"به هوش باشید ، نوایی ما را به خویش فرا می خواند " . ملودی این اثر را پیشتر ، "فیلیپ نیکولایی " (1556 - 1608 ) نوشته است. بندهای 3 گانه متن سروده همسان بوده و 3 موومانی است  اما اصولا کانتات 7 موومان داشت.کر و ارکستر در بخش یکم با همراهی کرال بند یکم را خوانده و بخش دوم رسیتاتیفی است که برای سولوی تنور ، و کنتینوئو ، نوشته شده ، بخش سوم ، دوئتی میان دو خط صدایی سوپرانو و باس است که ویلون و پیکولو و کنتینوئو همره آنان ، گفتگویی میان جان با صدایی سوپرانو و مسیح با صدای باس ، را نمایانگر است .
بخش چهارم را تنور و گروه کر ، یکصدا می خوانند و سازهای زهی و کنتینوئو می نوازند و کرال بند 2 ، دم رسیدن مسیح را به پایکوبی می نشینند.
بخش پنجم ، رسیتاتیف باس با زهی ها و کنتینوئو همراه را نمایان می سازد تا در بخش ششم ، دوخوانی سوپرانو و باس به همراه نوای سازهای ابوا و کنتینوئو ، پیوستگی مردمان با صدای خوانندگان سوپرانو و مسیح با صدای باس ، را تداعی گر شود و بخش هفتم کانتات است که ارکستر به تقویت و مضاعف ساختن ملودی اجرایی گروه کر مبادرت می ورزد و بند 3 را کرال برای ستایش آفریدگار و مسیح می خوانند. اینان ، غزلهای سلیمان در انجیل است . ملودی کرال فرمی ای - ای - بی دارد ، 9 بند یا عبارت ملودیک دارد ، پایان ای را که بند 3 است ، دوباره در بند 9 بخش بی نیز می شنویم . 
کلید سل با نشانه  های سی بمل و می بمل و لا بمل در ابتدای خط حامل ، 4/4 : عبارت یکم میزان یکم می سفید ( گلو)
سل سفید ( ری) ، میزان دوم ، نتهای سی سفید نقطه دار ( آ ) و سی سیاه ( سی ) ، میزان سوم شامل نتهای سی سفید ( دیر ) و سی سفید ( گ) ، میزان چهارم نت دو اکتاو گرد (سوون) ،میزان پنجم نت سی گرد ( گن ) ، میزان ششم شامل سکوت سفید و سی سفید ( میت ) است و عبارت دوم از میزان هفتم آغاز می شود که می سفید و سی سفید را اجرا می کنند ( منس چن) در ادامه میزان بعدی شامل نتهای می اکتاو و فا اکتاو پیوسته با خط اتصال است (اوند) و نت سل اکتاو سفید (انگ) ، آنگاه در میزان بعدی نتهای فا اکتاو سفید و می سفید اکتاو ( ایلسچن) و سپس در میزان پس از آن ، ر اکتاو و دو اکتاو هر دو سفید و بهم پیوسته با خط اتصال واژه (زون ) و نت سی گرد در میزان بعدی ( گن ) را اجرا می کنند.
عبارت سوم در نخستین میزانش ، شامل سکوتی سفید و نت سی سفید (میت) است و در میزان بعدی ، می اکتاو سفید و سی سفید ( هارفن) ، در میزان پس از آن ، نتهای دو اکتاو سفید و سل سفید (اوندمیت) و آنگاه در میزان بعدی ،لا سیاه و سل سیاه با خط اتصال بهم پیوسته و فا سفید ( سیمبلن ) را اجرا می کنند و در پایان عبارت سوم ،می گرد (چوون) با دولاخط تکرار ، خوانده می شوند.
عبارت چهارم شامل نتهای سکوت سفید ، سی سفید در میزان نخستین (کن) ، سی سفید نقطه دار و لا سیاه در میزان بعدی ( اوگ هات) است و سل سفید و فا سفید میزان پس از آن (ج - جی ) و آنگاه می گرد ( اسپورت ) که در میزان پایانی عبارت چهارم با سکوت سفید و سی سفید (کین) به عبارت پنجم شامل نتهای سی سفید نقطه دار(اوهر) و لا سیاه (هات) می رسد و در میزان دیگری سل سفید (ج) و فا سفید ( جی ) و میزان پس از آن می گرد ( هرت) این عبارت را تمام می کند به عبارت ششم رسد که شامل سکوت سفید و فا سفید ( بخشی از واژه - سل) است و میزان پس از آن نتهای سل سفید و لا سفید ( چه فرو ) و میزان بعدی ، نت سل گرد (د ) این عبارت را پایان می بخشد و عبارت هفتم ، سکوت سفید و سی سفید را در میزان اول (دس) و دو اکتاو سفید ( سیند ) و ر سفید (ویر ) را در میزان بعدی نشان می دهد تا میزان هشتم ، نتهای می سیاه اکتاو و فا سیاه اکتاو پیوسته با خط اتصال ( آی ) را در میزان اول و سل اکتاو سفید (او) و فا سفید ( آی ) را در میزان دوم اجرا کند و آنگاه نتهای می سفید (او) ، سی سفید ( ای ) ، به عبارت نهم رسد که نخستین میزانش ، می اکتاو سفید (ویگ ) و سی سفید ( این ) و سپس نتهای دو اکتاو سفید ( دل) و  سفید
( کی ) در میزان بعدی و آنگاه لا سیاه و سل سیاه با خط اتصال بهم پیوسته (جو)  و فا سفید ( بی ) را خوانده و با می گرد در آخرین میزان ( لو) پایان یابد.

در نوشتار آینده ،"موومانهای کانتات 140 یوهان سباستین باخ" ،  و مفهوم "اوراتوریو "را با هم مرور می کنیم و مقدمه ای بر زندگانی یکی از آخرین آهنگسازان دوره باروک ، یعنی هندل را از نظر خواهیم گذراند.
تمامی آموزشهایم را در شکل شنیداری آنها ، در یکتا کانال رسمی تلگرام من ، رابعه رضوی علوی ( عسل ) ، تنها نویسنده و آموزگار و گوینده و اجرا کننده آنها در آرشیو تابستان 2016 میلادی ، سال 1395 خورشیدی ، بیابید.

https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
بررسی آثار یوهان سباستین باخ - بخش یکم -نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی علوی(عسل)
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢٢
 
تاریخ موسیقی دوره باروک - بررسی زندگی و آثار یوهان سباستین باخ - بخش یکم
نویسنده ، آموزگار و گوینده : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
زمستان 1395 خورشیدی ، 2017 میلادی
ایران - تهران
درود بر یاران.
در نوشتار حاضر به مرور زندگانی و آثار برجسته ترین و شاخص ترین آهنگساز و موسیقی دان بی مثال دوره پایانی باروک خواهیم پرداخت . با این توضیح که درسهای شنیداری مرا می توانید در آرشیو تابستان 1395 خورشیدی یکتا کانال رسمی تلگرام اینجانب ، رابعه رضوی علوی (عسل) ، گوینده ، نویسنده و آموزگار تمامی آموزشهایم بیابید.
 براساس آنچه دانستیم ، موسیقی باخ در زمان آفرینش آثار ، چنانکه شایسته این هنرمند بی مثال باروک بود ، منتشر نمی شود تا همگان به نبوغش در موسیقی ، آگاهی یابند. با این همه ، او بهترین آثار را برای"موسیقی سازی"، خلق کرده است. گستره متنوعی از سازها، از جمله "کلاوسن" ،" ارگ " ، " کلاویکورد" و " ویلون " و "ویلونسل " را برای آفرینش آثاری شگرف برمی گزیند و نیز قطعاتی برای ارکستر بزرگ و گروههای همنواز کوچکتر ، پدید می آورد.
در زمینه موسیقی آوازی نیز ، آثار بسیاری برای کلیسای لوتری بر پایه نیایش های سرودگونه می سازد.موسیقی او آمیزه ای خوش آهنگ از موسیقی کنسرتوهای ایتالیایی ،  رقص فرانسوی در کنار آموزه هایی از موسیقی کلیسایی آلمانی را در ساختار خویش جای داده است. بی شک از حیث بافت موسیقایی ، پیچیده ترین "پلی فونی ها " را خلق کرده است .
بافت پلی فونیک آثار باخ چنان است که در آن هر خط ملودی به طور جداگانه دارای استقلال صوتی است . او استادانه همزمان ، چند خط ملودی متفاوت را همراه با یکدگر ، در اثر ، به وسواس و دقت هر چه تمام کنار هم ،می چیند تا از چینش بسیار پیچیده و زیبا  اثری غنی تر از هر آنچه پیش از او آفریده را پدیدار سازد . در توصیف بافت پلی فونیک منحصر به فرد او همین بس ، که علاوه بر زیبایی مثال زدنی هر خط ملودی مستقل ، در توالی آکوردی ، و همزمانی نواختن همه خطوط ، شگفتی اصلی خلق می شود . او استاد هارمونی های بغرنج و به کارگیری انواع دیسونانت فراتر از همه آهنگسازان دگر است.
به دلیل همین ویژگیهای آثار باخ است که همیشه ساخته هایش ، همچون یک منبع مهم آموزشی در دانش هارمونی و کنترپوان برای نسل های موسیقی دان پس از او به کار گرفته می شود که اگر به یاد داشته باشید در سالهای پیشین من، رابعه رضوی علوی (عسل) نیز در وبلاگ وکالیست سوپرانو در بخش آموزشهای هارمونی و کنترپوان به این آموزه های آثار باخ در آموزش این شاخه دشوار و مهم از دانش موسیقی، بسیار،اشاره کردم و آموزاندم آنچه آموختنی بود.
اما اگر به ساختار آثار باخ بنگریم نوعی یکپارچگی را در ساختار ریتمیک و ملودیک آفریده هایش می یابیم با این که ممکن است ، نتهای آراینده و خطوط ملودی بسیار پیچیده نوعی تنوع از بعد ملودیک برای آن آفریده ها ، ایجاد کند .  او گرایش کمتری به تفاوت نهادن میان آنچه در موسیقی کلیسایی خلق کرد و هر آنچه برای موسیقی غیر کلیسایی آفرید ، دارد و در واقع ، موسیقی کلیسایی اش  که دربرگیرنده برخی فرم های اپرایی چون آریا و رسیتاتیف نیز هست، نوعی تنظیم دگرباره قطعات سازی خود او به چشم می خورد  که جملگی بر پایه موسیقی غیرمذهبی آفریده است . از برخی نشانه ها و نمادها نیز در آثاری که برای نمونه برای ارگ ساخته است ، استفاده می کند که بازگشت آدم از آسمان به زمین را با نتهای پرش یابنده پایین رونده در خط ملودی بخش باس ، نشان می دهد .
آنچه باخ بدان مشهور است ، به یقین ، فرم "فوگ  " است . او همه شیوه های فوگ آفرینی را به کار می گیرد و با راه و رسمی مثال زدنی به "کوک سازها" می پردازد. در همه آوایینه ها و تنالیته های ماژور و مینور هم ، برای سازهای شستی دار ، موسیقی خلق کرده است که از جمله آنان ، می توان به 48 پرلود و فوگ بسیار مهم ، اشاره کرد.
اثر "کنسرتو براندنبورگ شماره 5 در ر ماژور "(1721) ، موومان دوم او را با هم بررسی کنیم:
نوانسی "آفتوئوزو" یا ملیح و موثر دارد  و در موومان یکم آلگرویش ، کنسرتو گروسو و فرم ریتورنلو استفاده شده است. اما موومان دوم ، برخلاف آن نخستین ، که شادمانه بود ، ضرباهنگی آرام دارد و از 3 ساز سولو و ویلونسل به همراه "کلاوسن " استفاده می شود که کار ویولنسل، اینجا نواختن مضاعف و تقویت  همان خط ملودیک اجرایی  باس ساز کلاوسن با دست چپ است . سازی که گاه سولو و گاهی همراهی کننده در این اثر است. مثلا بخش باسوکنتینوئو را در همنوایی دو ساز فلوت و ویلون ، نواخته و اصولا بخش دست راست ساز کلاوسن نوشته نشده تا نوازنده آن را خود بداهه نوازی کند ، باخ تنها شیفره ها و شماره گذاری بخش باس را نگاشته و  آکوردها باید به طور بداهه توسط خود نوازنده اجرا شوند .
در موومان دوم ، حس اجرا یکسان بوده و تا پایان ، با دو موتیف ، که همپای یکدگر ، نواخته شده و از سازی به ساز دگر ، گذر می کنند ، ارائه می شود . کار بسیار زیبای باخ ، اینجا ، وارونه کردن برخی از خطوط ملودی بوده و موتیف های ای - بی و وارونه آنها ساختاری چنین دارند :
بخش آ : فا دیز ، دو دیز ( نشانه های ر ماژور ) در کلید سل ، 4/4 : سکوت چنگ ، فا چنگ ، سی چنگ ، دو اکتاو دولاچنگ نقطه دار ، ر اکتاو سه لاچنگ ، و لا دیز 
بخش ب : فا دیز ، دو دیز در ابتدای خطوط حامل ( نشانه های ر ماژور ) در کلید سل ، 4/4 : سی اکتاو دولا چنگ بالای خط اضافه نخست بالا     
سل دیز اکتاو دولاچنگ که با خط اتصال به نت پیش از خود پیوسته در کنار ر اکتاو دولاچنگ ، دو دولاچنگ ، ر دولاچنگ، سی دولاچنگ که دو تا دوتا با خط اتصال بهم پیوسته اند ، در میزان یکم  و دو سفید در میزان دوم .
وارونه آ : فا دیز ، دو دیز در ابتدای خطوط حامل نشانه های ر ماژور در کلید سل ، 4/4 : سکوت چنگ ، دو اکتاو چنگ ، لا چنگ ، سل دیز  دولا چنگ نقطه دار ، فا سه لاچنگ و ر سیاه .  
وارونه ب : نشانه های فا دیز ، دو دیز در ابتدای خطوط حامل در کلید سل ، 4/4 : سی دولاچنگ ، ر اکتاو دو لاچنگ که با خط اتصال به هم پیوسته اند و سل دیز اکتاو دولاچنگ و لا اکتاو بر خط اضافه نخست بالا دولاچنگ  و سل اکتاو دولاچنگ و سی اکتاو بالای خط اضافه نخست بالایی دولاچنگ که جملگی با خط اتصال به هم پیوسته اند در میزان یکم ، لا اکتاو سفید در میزان دوم.
****
موومان سوم آلگروست و رقص آگین و فرم ای - بی - ای دارد ، که بخش آ در آوایینه ماژور و بخش ب در آوایینه مینور است . "فوگ گونه " است و با سوژه شادمانه ویلون ، ارائه و آنگاه مورد تقلید سازهای فلوت  و کلاوسن قرار می گرد.
نتهای ویلون سولو در کلید سل با نشانه های فا دیز و دو دیز در ابتدای حامل ، 2/4 : سکوت چنگ ، سکوت دولاچنگ ، لا دو لاچنگ ، ر اکتاو  چنگ نقطه دار ، لا دو لاچنگ ، در میزان یکم ، نتهای سی - لا - سل به شکل تریوله  و نیز فا - سل - لا تریوله در میزان دوم و ر چنگ در میزان سوم . 
این سوژه را توتی ها نیز پس از سولو می نوازند . در میانه این موومان است که فلوت ، ملودی دلنوازی را تغزلی تر در آوایینه مینور می نوازد که چنین است : نشانه های فا دیز ، دو دیز در کلید سل : سکوت چنگ ، سکوت دولاچنگ ، فا اکتاو دولاچنگ ، سی اکتاو نقطه دار چنگ ، فا اکتاو دولاچنگ میزان یکم ، سل اکتاو سفید در میزان دوم ، که با خط اتحاد به سل چنگ نقطه دار پیوسته و با سل دولاچنگ همراه است و نتهای لا اکتاو و فا و سل به شکل تریوله اجرا می شوند و همگی میزان سوم را می سازند ، سپس میزان چهارم ، با نتهای فا سفید اکتاو ، فا اکتاو چنگ نقطه دار ، فا اکتاو دولاچنگ ، و سی اکتاو چنگ نقطه دار و سل اکتاو دولاچنگ اجرا می شود تا نت می سفید اکتاو در میزان پنجم با خط اتحاد به نت می چنگ  پیوندد که در میزان ششم ، می اکتاو چنگ مزبور در کنار فا اکتاو و سل اکتاو ، با هم تریوله ای می سازند و سپس تریوله دوم  یا نتهای فا اکتاو ، سل اکتاو و می اکتاو اجرا می شود و به نت ر اکتاو چنگ در میزان هفتم می رسد .
ملودی همسان سوژه اما کمی پرکشش  و آوازی تر است . این خط را سازهای فلوت و ویلون ، کلاوسن ، نواخته و آنگاه سوژه در میانه اثر ، با نوای ساز کلاوسن ، با ملودی دلاویزی همره می شود که پیوسته با آن ، انسجام مناسبی را برای  مجموعه نتهای اجرایی این بخش ، فراهم می آورد . قسمت پایانی را نیز توتی ، قوی تر ، ارائه و موتیف ویلون را فلوت از آنچه ساز ویلون نواخته ، تقلید می کند ، دوباره بخش آ ، باز می گردد . آوایینه ماژور است و ضرباهنگی چالاک ، پس از مینور ، هر آنچه به زیبایی اجرا می شود را پایانی اندیشمندانه و خوش می بخشد .
*******
"مس سی مینور" که یوهان سباستین باخ  آن را  برای کلیسای لوتری ساخته و با متنی لاتین در فرمی قدیمی و پرشکوه با همرهی ارکستر و بخشهای آوازی در قسمتهای مختلف ، شامل آریاها و دوئت و بخش کرال می شوند ، برخی از معانی رنسانسی را این بار در پایان دوره باروک ، در کنار معانی تازه ای از متن لاتینی اش می آورد .
  موومانهای بخش "کردو" آن متفاوت از هم ، در دو بخش آمده اند : موومان یکم ، "کروسیفیکسوس" یا تصلیب مسیح است و موومان دگر ، "ات رزورکسیت" یا گاه برخاستن و رستاخیز .
کروسیفیکسوس که به بند کشیده شدن مسیح به دستان پنطیوس پیلاطس را نشان می دهد برای هر چهار خط آوازی ( باس ، تنور ، آلتو و سوپرانو)  و ارکستر کوچک سازهای زهی و دو فلوت و کنتینوئو با باس زمینه ای پایین رونده ، در شکل باسو استیناتو ، ملودی غم آلود کروماتیکی را با این نتها می نوازد :
در کلید فای خط چهارم با نشانه فا دیز و ضرباهنگ 3/2 :  میزان یکم شامل نتهای می اکتاو پایین تر سیاه  روی خط اضافه نخست از پایین در کلید فای خط چهارم و فا اکتاو پایین تر سیاه و می سیاه ، می سیاه بوده که همگی بهم پیوسته اند و آنگاه در میزان دوم ردیز سیاه ، ر دیز سیاه ، ر بکار سیاه ، ر سیاه ، ر سیاه ، ر سیاه که همگی با خط اتحاد با هم همره شده اند در میزان دوم ، سپس نتهای دو دیز سیاه ، دو دیزسیاه ، دو بکار سیاه ، دو سیاه ، دو سیاه ، دو سیاه همه  با خط اتحاد با هم همراه می شوند و میزان سوم را می سازند و سرانجام ، نتهای سی سیاه ، سی سیاه ، سی سیاه ، سی سیاه ، سی سیاه ، سی سیاه میزان پنجم را می سازد که همه با خط اتحاد به هم وصل شده اند و نت می سیاه اکتاو پایین تر ، میزان ششم را ادامه خواهد داد.
این باس زمینه را همه خوانندگان سوپرانو ، آلتو ، تنور و باس ،  مکرر می سازند تا خط ملودی خوانده شده نوعی هارمونی دیسونانس با خط ملودی اجرایی بخش باس ، بیافریند. آوایینه ای مینور و ضرباهنگی آرام ، نوانس و دینامیکی کمرنگ ، با خط ملودی پایین رونده ، نماد اندوه تصلیب مسیح است و در پایانی ناگهانی ، گذری از مینور به ماژور ، حرکتی در خط سوپرانو به شکل کروماتیک ایجاد می کند که بارقه هایی از نور و روشنایی و امیدواری را در خود نهان دارد.
ات رزوکسیت اثر در نوزایش مسیح و رستاخیزش پس از 3 روز ، در بازگشت به آسمان و پادشاهی جهان است . موومان شادمان از پایان کروسفیکسوس ، موومانی را به همراه ارکستر و  کر می نوازد که سازهای چون ترومپت با 3 نوازنده ، تیمپانی و ابوا با 2 نوازنده ، در تنالیته ماژور می نوازند ، ضرباهنگ تند است و نوای ترومپت رخشان و شادان ، رستاخیز را با نتهای بالارونده نشان می دهند که ایماژی باروکی است و شامل این نتها می شود : در کلید سل و با نشانه های فا دیز و دو دیز در  آغاز خطوط حامل و ضرباهنگ 3/4  : نت لا چنگ واژه "ات " و نت ر اکتاو چنگ و  می اکتاو چنگ واژه " ر  - سور" را در میزان نخست ، و نتهای فا چنگ اکتاو ، و تریوله سل  اکتاو - فا اکتاو - می اکتاو دو لاچنگ ، پیوسته همگی متصل به نت فا اکتاو چنگ ، حرف "ر " را می نوازند ،  و سل چنگ اکتاو ،  ادامه واژه رکزیت یعنی "اکزیت " و آنگاه ، فا اکتاو ،حرف " ر" از واژه رزورکسیت " ، و می اکتاو چنگ " زو" ،در  میزان دوم و نتهای ر اکتاو سیاه   حرف " ر " و آنگاه لا سیاه ،"اکزیت " را در میزان سوم اجرا می کنند. 
در نوشتار آینده به بررسی "سوییت باروک از جمله سوییت باخ " و نیز "کرال و کانتات کلیسایی " خواهم پرداخت. 
تمامی نوشتارهای را در شکل گفتاری و صوتی در یکتا کانال رسمی من ، رابعه رضوی علوی ( عسل ) ، نویسنده  و گوینده و آموزگار تمامی آموزشهایم در آرشیو تابستان 2016 بیابید .
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
کنسرتو بهار ویوالدی و مقدمه ای بر آثار باخ- نویسنده و آموزگار : رابعه رضوی علوی
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢۱
 
تاریخ موسیقی دوره باروک - بررسی  کنسرتو بهار چهارفصل ویوالدی - مقدمه ای بر زندگی و آثار یوهان سباستین باخ
نویسنده و گوینده و آموزگار : اینجانب - رابعه رضوی علوی (عسل)
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
زمستان 1395 خورشیدی - 2017 میلادی
درود بر یاران .
نسخه شنیداری این مجموعه آموزشها را به گویندگی و تدریس و اجرای اینجانب در آرشیو تابستان 2016 یکتا کانال رسمی تلگرامم بشنوید.  
کنسرتوی بهار از چهار فصل  ویوالدی را در نوشتار حاضر مورد تحلیل موسیقایی قرار خواهم داد. این اثر در خویش چهار کنسرتو ویلون سولو ، ارکستر زهی و باسو کنتینوئو را جای داده است.
نوای خوش بلبلان در بهاران و گذر نسیم و ایماژهای شاعرانه ویوالدی بس غزل آگین در آغاز پارتیتور به وصف طبیعت پیش از هر موومان دست می یازد و چنین است که او می کوشد آیینه ای تمام عیار از بهار را مقابل رویمان بنهد. اثر چهار فصل در هر 4 بخش سازنده اش ( بهار و تابستان و پاییز و زمستان) ، به نوعی "موسیقی برنامه ای" در باروک  شباهت می یابد که در آنها ترکیب کاملی از داستان و اشعار با موسیقی به گوش شنونده می رسد و در دوره های پسین همچون "رمانتیک " نیز ، بالنده تر می شود. این میان ، بهار، دل آویزترین است و نه تنها به وقت حیات ویوالدی ، در عهد لوئی پانزدهم فرانسه ،که در همه روزگاران پس از او نیز ، بس شنیدنی و تازه است.
موومانهای سه تایی کنسرتوی بهار "ویوالدی" ، نخست شتابان و سپس در دومین موومان ،آهسته و در واپسین و سومین ، شتابان و چالاک است و  از "فرم ریتورنلو" در دو موومان تندش (یکم و سوم ) ، بهره می گیرد.
موومان یکم - آلگرو در می ماژور است که با ریتورنلو نمادی از بهار است که نخست تم را قوی تر نواخته و آنگاه نرم و آرام ، تکرار شده و نمونه ای دقیق از "دینامیک پله ای دوره باروک " است . پس از تم ریتورنلو ، سولویی بس طولانی نواخته می شود و  توتی ، کوتاهتر،بخشی از تم ریتورنلو را می نوازد.نقش تریل های زیر که در بخش سولو ارائه می شود ، تجسم نوای خوش بلبلان انگار به زبان ساز تکنواز و دو ویلون سولو است که این بخش مورد تقلید قرار می گیرد.
اپیزود دوم نوای رود است که با دینامیسم ملایمی نمایانده شده و ویلونها آن را می نوازند تا به سولوی پس از آن برسیم که  زهی ها ، "ترومولو" ، نواخته و گامهایی را بس شتابان اجرا می کنند  و نمادی از تندر و آذرخش آسمان است.
اما دیری نمی گذرد که "تم ریتورنلو" در تنالیته "مینور"، ظاهر می شود به جای آنکه "ماژور " باشد و با بافتی متفاوت ، "پاساژها"ی این ایماژهای بهارگونه سولو را شکل می دهند . آنچه می نوازند، اصولا همسان  با "تم بازگشت یابنده ریتورنلو" نیست . خوش نوا و شادمانه و ساده و آلگرو و هوموفونیک ، چون بهاران است.
این کنسرتو برای "ساز ویلون و ارکستر زهی " ، اپوس 8 ، شماره یک از مجموعه "چهارفصل " آنتونیو ویوالدی (1725) بوده ، که در موومان نخست ، آلگرو ست و چهارتایی (4/4) در می ماژور با سازهایی همچون ویلون ، سولو و ارکستر زهی و کلاوسن(باسوکنتینوئو) ، ارمغان بهاران است .
بخش آ ، توتی تم ابتدایی ریتورنلو را فورته نواخته که در تکرار ، چنان که گفتیم، ملایم و پیانو می شود .
با چهار دیز (فا دیز ، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز ) در ابتدای خط حامل کلید سل 4/4 :
 می چنگ اکتاو فورته در میزان نخست ، سل اکتاو - سل اکتاو چنگ در کنار سل اکتاو چنگ - فا اکتاو و  می اکتاو  هر دو ، دولاچنگ - سی سیاه نقطه دار  اکتاو بالای خط اضافه نخست بالایی و سی اکتاو - لا اکتاو دولاچنگ در میزان دوم ،نواخته می شود تا در میزان سوم سل اکتاو - سل اکتاو هر دو چنگ ، سل اکتاو چنگ  و فا اکتاو  و می اکتاو دولاچنگ ، سی سیاه نقطه دار اکتاو بالای خط اضافه نخست بالایی حامل و سی - لا هر دو، دولاچنگ را به میزان چهارم رساند که شامل نتهای سل چنگ اکتاو ، لا اکتاو دولاچنگ - سی اکتاو دولاچنگ ، و لا اکتاو چنگ و سل اکتاو چنگ ، و فا اکتاو - ر اکتاو - سی هر سه چنگ است.
در پایان تم ریتورنلو ، فورته که در تکرار ، پیانو و ملایم در تنالیته ماژور اجرا می شود، این نتها نواخته می شوند :
چهار دیز می ماژور (فا دیز ، دودیز ، سل دیز، ر دیز) ، 4/4 ، کلید سل : می چنگ در میزان نخست ، سی اکتاو بالای خط اضافه نخست بالای حامل کلید سل ،لا اکتاو - سل اکتاو هر دو دولاچنگ ، لا اکتاو - سی اکتاو هر دو چنگ ،  دو چنگ دو اکتاو بالاتر ( یعنی روی خط دوم اضافه از بالا) و سی سیاه اکتاو و می چنگ  اکتاو در میزان دوم، نواخته شده و دو ی دو اکتاو بالاتر چنگ روی خط اضافه دوم بالایی ، سی اکتاو سیاه ، لا اکتاو چنگ ، سل اکتاو دولاچنگ و فا دولاچنگ و  فا سیاه  اکتاو تریل ،می سیاه اکتاو تریل ، در بخش ب با همراهی دو ویلون از ارکستر به ویلون سولو، تریل های زیر و تکرارها را می نوازند.بخش آ ، توتی تم ریتورنلو را فورته و قوی تر اجرا می کنند ، که همه تداعی گر آوای خوش بلبلان بهاری است .
بخش بی ، ملایم و پیانو است و ویلونسل ها ، چالاک و سرزنده در کنار ویلونها که آنان نیز پیانو و آرام  و پرکشش ، این قسمت را همراهی می کنند ، نتهایی بم تر را اجرا خواهند کرد . بنابراین نتهای اجرایی ویولونسل ها بم تر به گوش می رسد. بخش توتی در واپسین مرحله ، تم ریتورنلو پایانی را فورته می نوازند که این همه انگار همچو زمزمه رود است.   
بخش ب را سازهای زهی ترومولو نواخته ، فورته و  چالاک ، زیرتر با پاساژهای رخشان می نوازند و ساز ویولونسل نیز "ترمولویی" بم تر را در پاسخ ، می نوازد و در قسمت آ ،  تم ریتورنلو با  آوایینه ای مینور ، فورته وقوی ، توسط توتی نواخته می شود تا این بخش را  پایان دهد و نمادی از تندر و آذرخش باشد .   
اما آواز پرندگان در قسمت بی ، با همرهی دو ویلون ارکستر با ویلون سولوها ، نتهایی زیرتر و تریل گونه در آوایینه مینور را نواخته تا در بخش آ ، توتی ، آغاز را با تمی دگرگون شده  و به شکل فورته در آوایینه ماژور بنوازد .
بخش ب ، را ویلون سولوها، چالاک با همرهی باسوکنتینوئو ، نواخته تا توتی ، تم ریتورنلو را فورته اجرا کند و آنگاه ، در تکرار ، با آوایینه ای ماژور ، ملایم و پیانو اجرایش کند،و خود نمادی از صدای بلبلان بهاری باشد.
****
موومان دوم بهار ، لارگو پیانوسیمو سمپره ، که بی نهایت نرم و ملایم و دلپذیر و آرام ، کند و لطیف با فضایی روستاگونه ، که تنها صدای ویلون ها ، ویولاها و نیز ویلون سولو ، اجرایش می کنند ، با فیگورهای ویولاها ، دو نت کشیده - کوتاه از جهت الگوی ریتمیک را چندبار می نوازند و در این قسمت ، دگرگونی های بافت  و دینامیک بس اندک  می باشد .
موومان سوم بهار ، دانزا پاستوراله ( یا رقصی روستایی ) است که در همان آوایینه و تنالیته می ماژور ، توسط سولو و توتی اجرا شده با تم چالاک ریتورنلو ، و با ساختار ریتمیک (کشیده - کوتاه) که ضرباهنگی نقطه دار است ، در تداعی این رقص روستایی بر می آید . زهی های بم بس پرکشش ، همچون نی انبان نوازان ، نواهایی را تقلید می کنند تا سولو و ساز ویولون ؛ پاساژهایی باروکی را بنوازد که چندین سکانس ملودیک دارد .  
در کلید سل با چهار دیز ، فا دیز ، دو دیز ، سل دیز ، ر دیز ، 4/4 : لااکتاو- سل اکتاو - فا اکتاو - می اکتاو همگی دولاچنگ و رچنگ که با خط اتصال به هم پیوسته اند - ربکار 2 اکتاو بالاتر بالای خط دوم اضافه بالایی چنگ و دو 2 اکتاو بالاتر چنگ ، سی اکتاو بالا، چنگ ، دو 2 اکتاو بالاتر چنگ و  می 2 اکتاو بالاتر چنگ روی خط اضافه سوم از بالا و ر 2 اکتاو بالاترچنگ ، دو 2 اکتاو چنگ ، سی اکتاو بالا چنگ ، لا اکتاو بالا چنگ در میزان نخست ، دو  2 اکتاو بالاتر ، سی اکتاو بالا  و لادیز اکتاو بالا و سل اکتاو همگی دولاچنگ و فا اکتاو چنگ  که با خط اتصال به نتهای پیش از خود پیوسته ، می 2 اکتاو بالاتر روی خط سوم اضافه بالا ، ر 2 اکتاو بالاتر و دو 2 اکتاو بالاتر هر سه چنگ ، و ر 2 اکتاو بالاتر ، فا 2 اکتاو بالاتر بالای خط اضافه سوم از بالا ، می 2 اکتاو بالاتر جملگی چنگ و ر 2 اکتاو بالاتر ، دو 2 اکتاو بالاتر و سی اکتاو هر سه چنگ در میزان دوم.
فرم ریتورنلوی در بخش آ ، توسط توتی ، دلپذیر در آوایینه ای ماژور به بخش ب با اجرای ویلون سولو می رسد که باسوکنتینوئو همرهش ، بوده و آنگاه بخش ای  را در قسمت دوم ،توتی می نوازند که تم ریتورنلو دگرگون شده در مینور به قسمت بی ، می رسد که ویلون ارکستر و ویلون سولو دوباره آوایینه را به ماژور تغییر می دهند و آنگاه در قسمت سی ، ویلون سولو ، استاکاتو نواخته و ضرباهنگ شتابان تر با ویلونها  اجرا می شود.
بخش سوم اما در قسمت ای ، توتی ریتورنلو را نواخته که آوایینه ای ماژور داشته و  سپس ، دگرگونه تر در تنالیته مینور به گوش می رسدد. قسمت بی را ویلون سولو همراه با نوای پرکشش ویولونسلها ، کنترباس ها ، به آوایینه ای مینور ، ره می گشاید تا در بخش چهارم توتی ؛همان ریتورنلو را ماژور بنوازد.  
************
امروز تنها مقدمه کوتاهی بر زندگانی یوهان سباستین باخ ، عالی مقام موسیقی باروک خواهم نگاشت و روزهای دگر با دقت آثار این مهمترین آهنگساز همه دورانها را بررسی خواهیم کرد. او در سالهای پایانی قرن هفدهم (1685) ، در آیزناخ آلمان زاده می شود و در میانه قرن هجدهم ( 1750) دیده از جهان فرو می بندد. اگر خانواده باخ را یکی از پرشمارترین خاندانهای موسیقی دان بنامیم ، به گزاف سخنی نگفته ایم .او نزد پدر یا پسر عموی ارگ نوازش ،درسهای نخستین را در کودکی می آمورد تا 18 سالگی از ره رسد و او ارگ نواز شهر "آرنشتات " شود و "پدال گذاریهایش بر ساز ارگ " و " اجرای فوگ بداهه " او زبانزد خاص و عام می شود . نه سال و  از سال 1708 به بعد ،"کنسرت مایستر " دربار وایمار می شود و سپس به دربار "کوتن " می رود تا به اوج شهرت و ثروت  رسد.فاصله سالهای 1717 تا 1723 سرپرست ارکستر کوچک شهزاده این دربار است و در 1723 است که سرپرست موسیقی (کانتور) ، کلیسای سن توماس لایپزیگ و 4 کلیسای مهم این شهر می شود . باخ نشانه اختصاری جی - جی را به نشان یاری مسیح در آثار کلیسایی اش درج می کند و نیز نشانه های اس . دی  . جی یا سولی دئو گلوریا ، آفرینشگر شایسته ستایش است را می نگارد.
رهبر ارکستر ، آهنگساز قطعاتی برای کر و تکخوانان است و آموزگار شاگردان مدرسه سن توماس بوده و پس از آن در لایپزیگ ، کالج موسیقایی اش را سرپرستی می کند.آفرینش و تدریس و رهبری ارکستر را یکدم تا هنگام نابینایی محض در 1750 ، گاه مرگش ، رها نکرد. او نوازنده ارگ، کلاوسن ، بداهه نواز فوگ است و چون هستی او همزمان با پایان سبک باروک است در زمان خود ناشناخته تر از آن هنگامی است که سالها پس از مرگش ، مندلسون در قرن نوزدهم با اجرای پاسیون سن ماتیو ، هنر او را به مخاطبان موسیقی فاخر و اصیل ، نشان داد تا  همگان به چیره دستی بی مثال باخ در خلق آثاری بسیار پلی فونیک و پیچیده ، و سنگین ، آگاهی یابند. بر هر موسیقی دان آموزش دیده ای است که هر هنگام به بررسی این آفریده های بی نظیر در تاریخ موسیقی دست یازد.
در نوشتارهای آینده ، ویژگیهای موسیقی باخ و آثار مهم او را با یکدگر ، مرور و تحلیل موسیقایی خواهیم کرد.   
نسخه شنیداری آموزشهایم را در یکتا کانال رسمی تلگرامم و آرشیو تابستان 2016 بیابید.
نویسنده و گوینده و آموزگار تمامی این درسها : اینجانب - رابعه رضوی علوی ( عسل ) - ایران - تهران
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
موسیقی باروک - آثار آرکانجلو کورلی و ویوالدی -نویسنده و آموزگار: رابعه رضوی علوی
نویسنده : (rabeahrazavi alavi (asal - رابعه رضوی علوی(عسل) - ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢٠
 
تاریخ موسیقی باروک - بررسی "فرم سونات" و  مهمترین آثار آهنگسازان این دوره - آرکانجلو کورلی و آنتونیو ویوالدی
نویسنده و آموزگار و گوینده : اینجانب- رابعه رضوی علوی ( عسل)
منبع آموزشی : کتاب درک و دریافت موسیقی - اثر : راجر کیمی ین
سال 2017 ، زمستان 1395 خورشیدی
ایران - تهران
درود بر یاران.
در نوشتارهای پیشین آثار برخی از مهمترین آهنگسازان دوره باروک در موسیقی را مورد تحلیل موسیقایی قرار دادم  و برای درس امروز ، جدا از بررسی مختصر فرم سونات ، آثار کورلی و ویوالدی را مرور خواهیم کرد.
با این توضیح که تمامی آموزشهایم در شکل شنیداری به گویندگی و آموزش اینجانب در آرشیو تابستان 2016 میلادی یکتا کانال رسمی تلگرامم ، قابل شنیدن و فراگیری است .
فرم سونات  باروکی : اصولا سونات به آن گروه از آثار در موسیقی سازی گویند که در چند موومان و غالبا برای 8 ساز نوشته می شود . اما شکل "تریو سونات "نیز ، متداول و مرسوم است چنانکه در ساختار آن ، خطوط ملودی  زیرتر در دو خط با "باسوکنتینوئو " همراه می شود تا اثری را با چهار نوازنده ( و نه 3 نوازنده چنانکه ممکن است از نام تریو برآید) ، با دو ساز دارای صدای زیرتر ( ویلون ، فلوت و ابوا ) و دو ساز برای بخش باسوکنتینوئو ( ارگ یا کلاوسن) و سازی بم چون ( ویلونسل یا باسون ) اجرا کنند . خاستگاه سونات باروک ، نیز چون اپرا، کشور ایتالیاست . با این همه کشورهای دگر همچون آلمان و انگلیس و فرانسه نیز مهمترین جایگاه اجرای سوناتهای این دوره می شوند . نوعی دگر از سونات های موقرانه تر این زمان،"سوناتا داکی یزا" (سونات کلیسایی )  بود و "سوناتا داکامرا"(سونات مجلسی )  که رقص آگین تر و مخصوص موسیقی دربار باروک است.
*****
اما پس از این مقدمه کوتاه ، به شناخت آثار دو تن از مهمترین آهنگسازان این دوره می پردازیم.
نخست - آرکانجلو کورلی
آهنگساز ، ویولونیست ایتالیایی زاده آغاز قرن هجدهم میلادی که بیشینه عمر خود را در رم می گذراند و سرپرست موسیقی در قصر کاردینال اتوبونی بود ، ودر کنار آموزش موسیقی به موسیقی دانان ، راه و رسم تازه و نوینی را در نواختن ساز ویلون بنیان می نهد . او یکی از نخستین کسانی است که برای سازی زهی چون ویلون ، "دوبل نت " و "آکورد" می نویسد ، کاری که تا پیش از او بی سابقه است . همه 60 سوناتش را برای موسیقی سازی خلق کرده است.
از مهمترین آثار کورلی می توان به " تریو سونات در می مینور ، اپوس 3 ، شماره 7 " ( 1689) اشاره کرد که تریوسوناتی برای سازهای "ارگ و ویولونسل" ، نگاشته است که بخش باسوکنتینوئو را اجرا می کنند و خطوط ملودی بالاتر را دو ویلون با نتهای زیرتر نواخته و در گذرهای هنرمندانه و خیره کننده خطوط ملودی اجرایی هر یک از این دو ، و بالاتر یا پایین تر نواختنشان ، نتهایی می آفریند که بخش باس جدا از اجرای خط خویش ، به تقلید ایده هایی که ویلونهای در خطوط بالاتر نواخته ، نیز می پردازد.
موومانهای تریو سونات او از چهار بخشی است : موومان یکم - ضرباهنگی آهسته و موومان دوم : تند تر از آن و دوباره  سومین موومانش آرام است  و موومان واپسین و چهارمش ، شتابان.
 با ضرباهنگی جداگانه ، وزنی متفاوت و نوانسهای دیگرگونه با یک تنالیته همسان و همانند ،  نمونه درخشانی از موسیقی سازی باروک را نمایندگی می کند. 
موومان پرشوکت و شکوهش در آغاز تندایی آرام دارد و موتیف یا جمله مهم آن را با ویلون ، معرفی می کند و بیان می دارد که سازهای دگر پس از آن چگونه باید این خط را تقلید کنند و بنوازند. این گریز و دنبال کردن خطوط مختلف ، را  می توان اینگونه بیان داشت :
ویلون اول در کلید سل با ضرباهنگ 4/4 و نشانه فا دیز: می سیاه - دو سفید در میزان نخست ( با نوانس گراوه) و نتهای سی سفید نقطه دار و لا سیاه در میزان دوم که لا سیاه با خط اتحاد به لا سیاه از میزان سوم پیوسته و در ادامه نتهای سل- فا چنگ و می سفید ، در همین میزان سوم ، به میزان چهارم می رسد که شامل نتهای ر دیز سیاه و سی سفید و لا سیاه است و در پایان سی سفید در میزان پنجم را می نوازد .
ویلون دوم در کلید سل 4/4 با نشانه فا دیز : میزان نخست سکوت گرد ، میزان دوم سکوت سیاه ، می سیاه ، دو اکتاو سفید ، را نواخته و  در میزان سوم ، به نتهای  سی سفید نقطه دار و لا سیاه می رسد که با خط اتحاد به نت لا سیاه از میزان چهارم پیوسته و در ادامه سل و فا چنگ و می سفید را می نوازد تا در میزان پنجم به نت  ردیز سفید ، رسد.
کنتیونوئو را سازهای ویولونسل و ارگ ، 4/4 با نشانه فا دیز در کلید فای خط چهارم ، چنین می نوازند :
 سکوت گرد و زیر آن نتهای می سفید نقطه دار با رقم گذاری 5 و سپس 6  ، فا سیاه با رقم گذاری 65،  و سکوت گرد در میزان دوم و زیر آن نتهای سل سیاه و سل دیز سیاه با رقم گذاری (5) 6 و لا سفید 9 و سپس 8 ؛ و در میزان بعدی ، سکوت سیاه و زیر آن ر دیز سیاه  (5)6 ، و می سیاه  و دو سفید  7  و سپس 6 در میزان سوم و نتهای  سی سیاه  7 دیزه ، می - ر چنگ  6 و لا سفید 7 ، در میزان چهارم و سرانجام سل دیزه سفید در میزان پایانی .
این اثر در موومان دوم  آلگروست  و شتابان و فوگ مانند ، وزن دو تایی تریو سونات را می نوازد و شکل فوگ آن مهمترین خصلت باروکی آن است .
در موومان سوم ، آداجیو بوده ، بس پرشور و احساس به لحنی آوازی می رسد و در وزنی  سه تایی ، از آغاز تا پایان موومان را با سازهای ویلون در محدوده صداهای زیرتر می نوازد تا سرانجام ، در آخرین میزان، ساز ویولونسل ، نتی بم تر را آهسته و  به شکل پایین رونده اجرا کند .
اما موومان پایانی ، بس پرطراوت است . آلگرو بوده و رقص مانند ، در وزنی سه تایی که فرم باینری دارد و بخشهای تکرار شونده   ای - ای - بی - بی ، آن هم اندازه نیست  و بی دو برابر ای است . دگرگونیهای دینامیکی سخت ملایم و دلپذیر ارائه شده اند .
**************
اما آهنگساز بس نام آشنای باروک ، همانا " آنتونیو ویوالدی " است و این ایتالیایی تبار زاده ونیز ، به سال 1678 دیده به جهان موسیقی می گشاید و تا پایان عمر ، و دم بدرود حیات ، سال 1741 ، در فاصله دو قرن هفدهم و هجدهم ، یکی از بی نظیرترین خالقان این زمان به شمار می آید . او ، نخست در کلیسای جامع سان مارکو، نزد پدرش ، ساز ویلون می آموزد . به "کشیش سرخ مو" نیز در این دوره ، شهرت دارد . دانستیم او یکی از معدود آهنگسازانی است که در یتیم خانه ها به دختران جوان مدرسه "پی یتا " ساز ویلون ، می آموزاند و نیز سرپرست و آهنگساز و رهبر ارکستر این مدرسه نیز هست . همین گروه زنانه او یکی از بهترین ارکسترهای ایتالیا به شمار می آمد .او یکی از عالی ترین نوازندگان ویولون است تا بدانجا که باخ بزرگ ، برخی کنسرتوهایش را برای اجرای دگر سازها نیز ، تنظیم می کند .
بیش از 450 "کنسرتو گروسو "  و "کنسرتو سولو " آفریده است . اصولا کنسرتو سولو به آثاری گفته می شد که برای نوازنده سولو ( تکنواز) و ارکستر خلق می شد . مهارت شگفت انگیز او استفاده از همه رنگهای صوتی در تمامی سازها ، و ویلون در کنار آنهاست . می توان از "کنسرتوهای او برای سازهایی چون  فلوت ، پیکولو و ویولونسل و نیز ، سازهای باسون ، ماندولین " ، یاد کرد. ضرباهنگ شتابان در موومانهای تند ، تم هایی دلنوا ، و نیز ملودیهای عاشقانه و تغزلی تر در موومان های آرام و کندتر ، به آریاهای اپرایی ، همانند است .
مهمترین و مشهورترین و بی مثال ترین اثر ویوالدی را "بهار " می دانند که "کنسرتو  برای ویلون و ارکستر زهی " بوده  و زیباترین آفریده  از "چهار فصل  " او به شمار می آید . "اثر بهار ، زیباترین کنسرتو ویوالدی"  را در نوشتار آینده بررسی خواهم کرد .
نیز ، مقدمه ای بر زندگی و آثار ، اصلی ترین  و پر اهمیت ترین آهنگساز باروک یعنی " یوهان سباستین باخ " خواهم نگاشت . در تمامی چند نوشتار  پیش رو، به تحلیل  آثار موسیقایی باخ ، خواهیم پرداخت.            
نسخه صوتی تمامی این درسها را به آموزش و نویسندگی و گویندگی ، اینجانب ، رابعه رضوی علوی ( عسل ) ، در یکتا کانال رسمی تلگرامم بشنوید :
https://www.telegram.me/rabeahrazaviofficial
rabeahrazaviofficial@
rabeahrazavi@

 
 
← صفحه بعد